1-4. تجزیه و تحلیل یافته ها:173
2-4. چارچوب نظری:175
3-4. نتیجه گیری:177
4-4. موانع و تنگناهای تحقیق:179
منابع و ماخذ:180

چکیده
آنچه که امروزه ما به عنوان باورها و دانسته ها تلقی می کنیم ریشه در تاریخ گذشته افراد و جوامع دارد. آنچه مسلم است ما و هر کس دیگری نمی توانیم تاریخ و زمانی را برای ظهور و پیدایش باورها تعیین کنیم ولی اگر افراد بتوانند به یک شناخت و معرفت درست دست یابند می توان ادعا کرد که به مرحله ای از باور رسیده اند. باورها و دانسته ها نقش و تاثیر فراوانی در زندگی افراد هر منطقه دارد.بسیاری از آداب و رسوم، اعتقادات و باورهای مردم ریشه در تاریخ تمدن و فرهنگ ایران باستان دارد و با ورود اسلام در ایران نه تنها بسیاری از آداب و رسوم مردم، از میان نرفت بلکه با تغییر شکل جزئی اکثر رسومات و سنت ها همچنان باقی ماند. این زمینه های اعتقادی که بیش از اصول و اعتقادات جاری ادیان بر فکر و اندیشه مردم ریشه دوانده است خود را در نمودهای عینی نشان داده است. برخی از اعتقادات زاییده تخیل، ترس و نگرانی درونی انسان است و در مواقع عدم اطمینان و اعتماد به آینده خودش را نشان می دهد. برای انجام رساندن تحقیق و شناخت دقیق از افکار و باورهای ذهنی و عینی مردم ایل کاکاوند سعی نمودیم تا با مراجعه به اسنادو تحقیقات انجام شده به میان آنها رفته تا با باورها و دانسته های آنان آشنا شویم.هدف از تحقیق شناسایی اعتقادات و باورهای مردم ایل کاکاوند ساکن شهر قزوین می باشد و جامعه آماری تحقیق، شهرستان قزوین بوده که با در نظر گرفتن گروه های مختلف سنی، جنسی، شغلی و تحصیلی، تحقیق انجام پذیرفت.نتیجه تحقیق نشان می دهد که باورها، اعتقادات و دانسته های مردم ایل کاکاوند ساکن شهر قزوین هنوز دارای کارکرد اجتماعی- فرهنگی می باشد و مردم با وجود فاصله گرفتن از زادگاه اولیه خویش ( هرسین) هنوز به آداب و رسوم آباء و اجدادی خود متعصب و مقید می باشند.
کلیدواژه ها: ایل، قوم، کاکاوند، تاریخ، فرهنگ، دانسته ها، اعتقادات و باورها، آداب و رسوم، قزوین.
فصل اول:
کلیات تحقیق
1-1.مقدمه
در هر جامعه ای با باورها و اعتقادات و نیز آداب و رسوم سروکار داریم که تعصبات و ترس‌هایی را در ما ایجاد کرده است و ممکن است این اعتقادات و باورها خرافی باشد ولی آنچه اهمیت دارد این است که این باورها با این حال در میان اقوام ابتدایی و متمدن وجود دارند. البته ممکن است شکل آن در جوامع گوناگون موقعیت های فرهنگی و اجتماعی متفاوت باشند، ولی با این وجود در تمامی جوامع این گونه پندارها به اشکال مختلف دیده می‌شود و در زندگی مردم هر جامع به شکلی نمود پیدا می کند. از همین رو می توان گفت که مطالعات وسیع مردم شناختی گاهی بسیار مهم در شناسایی این باورها و آداب بشمار می روند. در واقع علم مردم شناسی، مشاهده جوامع برای شناخت واقعه های اجتماعی است که به ثبت و ضبط این واقعه ها پرداخته و آمارهای مربوط را تدوین و برقرار می سازد و به انتشار اسناد و مدارک معتبر می پردازد.(عسگری خانقاه، اصغر،1373: 81).
باورها، اعتقادات و آداب و رسوم یکی از ویژگی های هر حوزه فرهنگی است و از معرف های هویت فرهنگی هر منطقه محسوب می شود. در این پژوهش سعی شده است تا پدیده های قومی- فرهنگی یکی از ایل های بنام ایرانی یعنی ” ایل کاکاوند” مورد بررسی قرار گیرد و برای تمرکز بیشتر کاکاوندهای قزوین مورد نظر و پژوهش قرار گرفته است.
2-1.بیان مساله
اعتقاد، باورها، دانسته ها و آداب رسوم ایرانیان را بایستی یادگار دورۀ ابتدایی به هنگام مهاجرت نژاد آریاییها به فلات ایران دانست. همزمان با مهاجرت و کوچ آریاییان به ایران بسیاری از خصائل فرهنگی اقوام ایرانی اعم از مادی و معنوی دچار تغییر و تحول شد به عبارت دیگر عناصر فرهنگی نژاد آریایی تأثیرات چشمگیری بر پیکرۀ عناصر فرهنگی ایرانیان گذاشته و از آن نیز تأثیر پذیرفته است که به زبان مردم شناسی به آن فرهنگ پذیری و اشاعه فرهنگی می گویند.
انسان از وقتی که پا به عرصه وجود گذاشت همیشه در ذهن خود نیرویی بالاتر از خود تصور کرده که سرنوشت و کنترل او را در اختیار دارد. چنانچه بخواهیم باورها و دانسته ها و اعتقادات یک قوم و ملت به تصویر کشیم بدون شک سالها زمان و افراد متبحر در زمینه های علوم انسانی را طلب می نماید.
اعتقادات و باورها از زمان و مکان متأثر می شوند و به تبع آن کلیه معارف و شناختهای انسانها مربوط به مقتضیات زمانی و مکانی اوست. باورها و اعتقادات در بسیاری از زمینه ها جنبه قومی و فرهنگی دارند به فردی. باورها می توانند از عقیده ای مشترک که همگان آن را به عنوان امری مسلم تلقی می کنند تا باورهای دینی که اساس آن پذیرش مقام و اهمیت امری عینی استوار است را در برگیرد. باورها و دانسته ها در واقع همان چیزی است که آن را فرهنگ عامه می گویند و به عقاید عامیانه نیز تعبیر می شود. رازها و رمزهایی که از نسلی به نسل دیگر منتقل شده و کارکردهای روانی خاص را به دنبال داشته است. امروزه برخی از باورها کارکرد ابتدایی خود را از دست داده است ، گاه با فرهنگ و باورهای دیگر اختلاط یافته و تغییر کارکرد داده است و برخی افراد به این باورها خو کرده و با جان دل آن را پذیرفته و برخی افراد این باورها را خرافه دانسته و به آن بی اعتنا گشته اند.
کاکاوندی ها نیز که به عنوان یکی از ایل های اصیل منطقه کرمانشاه با توجه به شرایط سیاسی به وجود آمده، عده ای به منطقه قزوین( شهر و روستاهای اطراف) مهاجرت کرده اند. اینان دارای سابقه ای طولانی همچنین فرهنگ و اعتقادات و آداب و رسوم مخصوص به خود بوده اند
اما اینکه این کاکاوندهایی که به اجبار و تحت خواسته حاکمان زمان محکوم به مهاجرت به شهر قزوین شدند آیا توانستند اعتقادات و آداب و رسوم مخصوص به خویش را حفظ نمایند یا تغییراتی در این داشته هایشان ایجاد شد؟ و اگر تغییراتی ایجاد شده، بیشتر مربوط به کدام بخش از فرهنگ و اعتقادات آنهاست؟
3-1.اهمیت و ضرورت تحقیق
چگونگی انجام چنین تحقیقاتی کار ساده و آشکاری نمی باشد، زیرا همان طور که می دانیم، علوم اجتماعی در شکلی که امروزه با آن آشنا هستیم از فراورده های غرب بوده است و در همین راستا مردم شناسی نیز از این قاعده مستثنی نمی باشد.(اسپردلی، جیمز ، 1386: 8). آداب و رسومی که امروزه ما با آن سرو کار داریم، باور داشت ها و اعتقادات، تعصب ها و امید ها و ترس هایی را در دل ما ایجاد می کنند اما بدون توجه به اینکه این‌ها تا چه میزان غیر عقلانی هستند یا خیر در میان اقوام ابتدایی و متمدن وجود داشته و ازاین رو مطالعه وسیع مردم شناختی باورها و کارکردهای آنها در زندگی مردم بسیار اساسی به نظر می رسد.
در کشور ایران شاید در مورد تاریخ کلی کشور و یا آداب و رسوم یک شهر و منطقه تحقیقاتی انجام شده باشد ولی تحقیقی که سرگذشت و اعتقادات یک ایل را به صورت مبسوط و به خصوص با نگاهی مردم شناسانه مطالعه نماید بسیار کم می باشد در ارتباط با ایل کاکاوندنیز پژوهش منسجمی صورت نگرفته است و تنها تحقیقات جسته گریخته ای در سالهای اخیر از طریق پژوهشگران انجام گرفته است که آنچنان که
می باید کامل و جامع نمی باشند وعلی رغم این بی توجهی بایست اشاره کرد در مورد کاکاوندهایی که پس از مهاجرت جاهای مختلف ساکن شده اند اطلاعات دقیقی وجود ندارد و تحقیقی نیز انجام نشده است و کاکاوندهای قزوین نیز از جمله این فراموش شده ها از عرصه تحقیق و پژوهش می باشد.
بعضا در برخی از کتاب ها مانند کتاب فرهنگ لغات و اصطلاحات مردمان ایران زمین که موضوع اصلی آنها فرهنگ ، لغات و گویش مردم و ایل های مناطق مختلف می باشد راجع به باورها و اعتقادات ایل کاکاوند به صورت جزئی و پراکنده اشاراتی شده است.
بنابر مراتب فوق می توان به جرات گفت که هیچ گونه بررسی مردم شناختی در خصوص تاریخ و آداب و رسوم و اعتقادات ایل کاکاوند قزوین صورت نگرفته و در مراجعه به مراکز، اطلاعات و مدارک علمی هیچگونه اطلاعات پایان نامه ای ،مقاله و سمینار در مورد این موضوع مشاهده نگردید.
از سوی دیگر با توجه به اینکه ایل کاکاوند در چند استان مختلف ایران سکونت دارد، بر آن شدیم تا با دیدی مردم شناسانه به بررسی تاریخ وآداب و رسوم و اعتقادات کاکاوندهای شهر قزوین بپردازیم تا در آخر مشخص نماییم که چه نوع فرهنگ و الزامات و جوانب آن بر این مردمان مسلط می باشد.
4-1.اهداف تحقیق
در سرزمین وسیع ایران اقوام وطوایف متعددی زیست می کنند که نوع زندگی آنان تا حدزیادی تحت تاثیر موقعیت آب و هوایی واقلیمی است. البته مسائلی خارج از مسئله آب وهوایی چون تاسیس دانشگاه ها و محیط ها ی فرهنگی مثل موزه ها و فرهنگسراها در شیوه زندگی وتغییر آن موثر است . مانند ایل کاکاوند قزوین و تحولات فرهنگی آن که بعد از تاسیس مراکز فرهنگی شاهد آن بودیم. چون تا کنون کاری به شکل تئوریکی وبه شکل تحقیقی برای معرفی و شناساندن این ایل وتحولات فرهنگی آن بعد از تاسیس مراکز فرهنگی صورت نگرفته است .
در جامعه تحولات فرهنگی بسیاری رخ می دهد اما کمتر مورد توجه قرار می گیرد، مهمترین رسالت یک مردم شناس یافتن وکشف کردن تحولات مردم شناختی است که درپی آن تلاش مضاعف برای معرفی و شناسایی آن ضرورت می یابد.
در این تحقیق برآن شدیم تا تاریخ و تحولات آداب و رسوم این ایل را با توجه به اینکه از نظر فرهنگی و آداب و رسوم با توجه به پراکندگی به هر دلیل در مناطق مختلف ایران،تحولاتی را به خود دیده است و از مبداء خود و آنچه که تاریخ این ایل گسترده نشان می دهد فاصله گرفته است را مطالعه کنیم.
1-4-1. هدف کلی تحقیق
مطالعۀ مردم شناختی تاریخ و آداب و رسوم مردم ایل کاکاوند شهر قزوین
2-4-1. اهداف جزئی
1.تلاش برای برای فراهم کردن و شناساندن اندوخته های پیشینیان ایل کاکاوند شهر قزوین
2. شناخت آداب و رسوم منطقه و انتقال آن به مردمان منطقه و خارج از ایل کاکاوند شهر قزوین
3. شناخت ویژگی های دینی – مذهبی مردمان ایل کاکاوند شهر قزوین
4. شناخت ویژگی های اقتصادی – اجتماعی ایل کاکاوند قزوین از بعد مردم شناختی
5-1.سوالات تحقیق
1-5-1. آیا اعضای ایل کاکاوند از پیشینه تاریخی ایل اطلاع کافی دارند؟
2-5-1. آیا آداب و رسوم ایل کاکاوند ساکن شهر قزوین از کارکردهای فرهنگی- اجتماعی، اعتقادی برخوردارند؟
3-5-1. خصوصیات اقتصادی و معیشتی ایل کاکاوند ساکن در شهر قزوین بر چه اساسی است؟
4-5-1. خصوصیات کلی اجتماعی ایل کاکاوند شهر قزوین چیست؟
6-1.روش تحقیق
انسان ابتدایی برای کشف دنیای پیرامون خود و برای دست یابی به شناخت به مشاهده برخاست. مشاهده یکی از مهم ترین ابزار پژوهش در مردم شناسی است . تحقیق حاضر از نوع میدانی است چرا که مردم شناس، پژوهشگر مردم شناس با حضور در میدان تحقیق با جامعه مورد تحقیق ادغام می شود تا به درک بهتری از آن جامعه نائل آید. تحقیق با مطالعه اسناد و مدارک کتابخانه ای شروع شد. و در ادامه با حضور در میدان تحقیق و مشاهده مستقیم و مشاهده مشارکتی، مصاحبه عمیق ، نقشه، ضبط فیلم و ضبط صدا به محقق در جمع آوری اطلاعات یاری رساند.
در تحقیق حاضر از دو نوع ابزار استفاده خواهد شد ؛ مصاحبه و مشاهده مشارکتی استفاده از روشهای مشاهده ای زمانی مفیدند که محقق بتواند همه پدیده ها را در محل مورد مشاهده قرار دهد،لذا همیشه نمی توان به این روشها تمسک جست . به عنوان مثال در بسیاری موارد می بایست عقاید گروهی مورد سنجش قرار گیرند که با محقق فاصله زیادی دارند یا آنکه عقاید و رفتار گذشته افرادی ،بازشناسی شود یا صرفا عقاید ، نظرات و ارزشها شناسایی گردد. بنا بر این در اکثر موارد پژوهشگر ناچار است از مصاحبه بهره جوید.(ساروخانی، باقر،1381 : 187)
بنابراین در تحقیق حاضر، در موارد بسیاری ، جهت جمع آوری اطلاعات مورد نیاز از روش مصاحبه استفاده شده است. از میان انواع مصاحبه ها در تحقیق حاضر با توجه به موقعیت افراد پاسخگو بیشتر از
مصاحبه های چهره به چهره ، مورد استفاده قرار گرفت.
در کل می توان گفت ، روش تحقیق حاضر با توجه به ابزار های مورد استفاده ژرفانگر بوده و بیشتر از روش میدانی و تکنیک های مربوط به آن استفاده خواهد شد.
1-6-1.مشاهده
همانطور که گفته شد با توجه به موضوع تحقیق حاضر مشاهده یکی از مهم ترین روش هایی است که مورد استفاده قرار می گیرد. مشاهده یکی از پرکاربرد ترین و طبیعی ترین شیوه های جمع آوری اطلاعات در تحقیقات میدانی است. شیوه مشاهده در تمام علوم می تواند مورد استفاده قرار گیرد، اما در دانش انسانی به خصوص مطالعات مردم شناختی جایگاه ویژه ای دارد.
دانشمندان سیاسی در بین پدیده های دیگر، رفتار سیاست مردان را مشاهده می نمایند. انسان شناسان به مشاهده جوامع کوچک و ساده دست می زنند، روان شناسان اجتماعی نیز به مشاهده انسان ها در گروه های کوچک می‌پردازند. (ساروخانی، باقر، 1384 : 173-174).
مشاهده از تکنیک هایی است که غالباً در مطالعات مردم شناسی مورد استفاده قرار می‌گیرد و در عین حالی که گاهی هم در جامعه شناسی خصوصاً رشته جامعه شناسی روستائی بکار برده می‌شود. معمولاً از تکنیک مشاهده در مواردی استفاده می‌گردد که نمونه گیری و کاربرد پرسشنامه تحقیقاتی عملی نباشد . مثلاً زمانی که قصد مطالعه جابجائی های فصلی یک از ایلات را از ییلاق به قشلاق داریم از این تکنیک استفاده می‌شود.

مشاهده را بطور کلی به دو نوع می‌توان تقسیم نمود بشرح زیر :
1. مشاهده با مشارکت مستقیم و فعالانه محقق در جامعه مورد مطالعه.
2. مشاهده بدون مشارکت محقق( عسگری خانقاه، اصغر، 1374: 34).
1-1-6-1.مشاهده مشارکت آمیز
یکی از روش‌های به کار برده شده در تحقیق حاضر، روش مشاهده با مشارکت‌آمیز است و محقق در تمام مراسم منطقه حاضر بوده است. مشاهده از نوع مشارکت آمیز در موردی مصداق پیدا می‌کند که محقق خود عضوی از جامعه مورد مطالعه شده باشد و بنابراین مانند فردی از افراد جامعه در حقیقت خود نیز در محدوده پژوهشی قرار گیرد که می‌خواهد آنرا انجام دهد . بعنوان مثال محققی که خود ساکن یک روستا بوده و قصد مطالعه بعضی از رفتارهای گروهی یا مراسمی را دارد غالباً بدو آنکه اعضاء آن جامعه در جریان تحقیق وی قرار بگیرند.
مشاهده همراه با مشارکت مشاهده ایست که در آن رسوخ به درون انسان ها صورت می پذیرد. با توجه به ابعاد کیفی و ذهنی پدیده ها در حیات انسانی بسیاری را عقیده بر این است که محقق زمانی می تواند به درک درست واقعیت نائل آید که با مسائل، مشکلات و شادی ها حیات اجتماعی آنان آن طور که هست، بیامیزد و مدتها با انان حیات بگذراند.(ساروخانی، باقر، 1384: 188). در واقع مشاهده مشارکتی شکل مشخصی از تحقیق میدانی است که در آن محقق به منزله کنشگر در رویدادهای مورد مطالعه شرکت می کند.
در این نوع مشاهده محقق چون خود عضوی از جامعه است. گذشته از اینکه فرصت زیادی برای تعمق و دقیق شدن در رفتارهای گروهی مردم خود را دارد , از این امتیاز نیز برخوردار است که افراد جامعه مورد مطالعه وی در مقابل او و رفتار طبیعی خود را از دست نداده و بنابراین مستقیماً با واقعیت های موجود آنچنان که وجود دارند روبرو می‌گرد. در چنین روشی زمان جمع آوری اطلاعات زمان معینی نیست بلکه محقق در تمام مدتی که در جامعه مورد نظر بسر می‌برد, می‌تواند به مشاهده بپردازد( همان: 189).
2-1-6-1. مشاهده بدون مشارکت
در نوع دوم مشاهده، محقق عضو جامعه مورد نظر نبوده بلکه از خارج بدان جامعه وارد می‌شود, در چنین مواردی مشکلات تحقیق بسیار زیادتر از نوع پیشین است زیرا ورود محقق به جامعه مورد مطالعه، عکس‌العمل‌هایی در بین افراد جامعه بوجود می‌آورد که موجب تغییر در رفتار طبیعی آنها می‌شود. مشاهده نوع اول را می‌توان به نوعی فیلمبرداری یا عکسبرداری تشبیه نمود که بدون مقدمه و ناگهانی از فرد یا افرادی صورت می‌گیرد بنابراین رفتار مردمی که جلوی دوربین عکسبرداری قرار گرفته‌اند کاملاً طبیعی است ولی در حالت دوم عکس العمل‌های ناشی از ترس، تردید، سوظن و ابهام موجب می گردد که نتایج تحقیق اعتبار و اطمینان خود را تا اندازه‌ای از دست بدهد . برای برطرف نمودن این مشکل ، محقق در بدو ورود خود به جامعه‌ای که قصد مطالعه آنرا دارد بایستی سعی در جلب اعتماد مردم آن جامعه نموده و تردید و سو ظنی را که احتمالاً از آمدن وی در آنها ایجاد گردیده است از ذهن آنها بزداید، بعبارت دیگر محقق یابد هنگامی کار خود را آغاز کند که افراد جامعه به منظور و مقصود علمی وی پی‌برده و بدون واهمه به سئوالاتش جواب دهند. در حقیقت چون تکنیک مشاهده بیشتر بوسیله مردم شناسان و در مطالعه ایلات و جوامع ابتدایی و محدود بکار برده می‌شود . بنابراین لازم است دانش پژوهانی که از این تکنیک استفاده می‌نماید. شرایط و خصوصیات جامعه مورد مطالعه و مردم آن را بدقت در مد نظر داشته و قبل از هر نوع تماسی با مردم جو دوستانه و قبل اعتمادی برای ادامه کار خود ایجاد نمایند( همان، 1384: 190).
2-6-1. مصاحبه
یکی دیگر از روش های جمع آوری اطلاعات در این تحقیق که مورد استفاده قرار گرفته، روش مصاحبه است. از آنجا که مصاحبه، عام ترین روش گرد آوری اطلاعات در تحقیق کیفی است . لذا اغلب، این نوع تحقیقات را اصطلاحا روش های تحقیق مصاحبه ای نیز نامیده اند . مصاحبه را گفتگو یا گفت و شنود هدفمند نیز نامیده‌اند، بدین معنی که محقق با هدف کسب اطلاعات درباره موضوعی خاص با مصاحبه شنونده صحبت می کند( صفری شالی، رضا، 1387: 68).
7-1. روش های جمع آوری اطلاعات
پدیده های اجتماعی بسیار پیچیده هستند و شناخت کامل این ابهام روش‌های متعددی را طلب می کند ، عوامل مختلف در پدیده های اجتماعی نقش دارند که پیدا کردن این عوامل با یک تکنیک و روش به دست نمی‌آید و چون ما با پدیده ای مواجه هستیم که در نوع خود بی همتاست بنابراین لازم است از تمامی روش‌های موجود که در این زمینه می تواند موثر واقع شوند، استفاده کنیم.
8-1.ابزارهای تحقیق
با توجه به روش های تحقیق موجود و از آنجا که در تحقیق حاضر رفتار مردم را زیر ذره بین گذاشته می شود، وسایل و ابزارهایی که در این تحقیق استفاده خواهد شد با توجه به کیفی بودن و اصول تحقیقات مردم شناسی ابزارهایی مانند دوربین عکاسی، )در موارد متعدد از جمله رسومات و آیینها ، شناسایی گونه های گیاهی و …(، اسلاید ، دوربین فیلم برداری و Mp3 برای ضبط وقایعی که بایست در طول تحقیق به آنها توجه شود. همچنین فیش های ثبت وقایع به بررسی جامعه مورد مطالعه پرداخته می شود.

9-1.جامعه آماری
جامعه آماری که می توان جمعیت یا حیطه نیز نام نهاد منظور جمعیتی می باشد که می خواهیم تحقیقی را روی آنها انجام دهیم ،در تحقیق حاضر نیز جامعه آماری کل مردمان ایل کاکاوند شهر قزوین می باشد که از بین این جمعیت باتوجه به رعایت اصول نمونه گیری یک سری افراد را به صورت انتخابی ،انتخاب کرده و با آنها مصاحبه خواهیم کرد،از طرفی با توجه به اینکه ابزار اصلی تحقیق حاضر مشاهده مشارکتی
می باشد لذا محقق بر خود می داند که با دیدی عمیق کل این ایل و مردمانش را مورد مطالعه قرار دهد. و روش تحقیق مسلط در تحقیق حاضر ، میدانی می باشد. به طور خلاصه بایست گفت که در این پژوهش جامعه مورد بررسی ما ایل کاکاوند شهر قزوین می باشد که با توجه به ویژگی های تاریخی و جغرافیایی به بررسی تاریخ و فرهنگ عامیانه آن پرداخته خواهد شد.
10-1.قلمرو زمانی و مکانی تحقیق
جامعه مورد مطالعه در این تحقیق ایل کاکاوند شهر قزوین می باشد. و مردمان این ایل در شهر قزوین با توجه به رعایت اصول مردم شناسی مورد مطالعه قرار خواهند گرفت.از نظر زمانی نیز تحقیق حاضر در سال 1392 انجام می گیرد.
11-1. مفاهیم و اصطلاحات
در این قسمت از تحقیق در ابتدا مهم ترین واژه ها و مفاهیمی که ممکن است در روند تحقیق حاضر به آنها بر خورد کنیم را تعریف می نماییم تا با روشن تر شدن فضای مفهومی به بینش درست تری دست یافت.
مردم شناسی: به معنی مطالعه هر یک از نهاد های انسانی در محدوده معینی است. (روح الامینی، محمود 1377: 9). در این رشته به تحلیل حیات مادی، اجتماعی و فرهنگی و هم چنین هنرها، فنون و آداب و رسوم مردم جوامع یا گروهی پرداخته می شود. مردم شناسی شیوه ای مقایسه ای است که در صدد آن است که تبیینی نیز باشد و فرهنگ ها و شیوه های مختلف زندگی را مورد فهم و درک قرار دهد.(بیرو، 1375 : 12).
فرهنگ: این واژه در لغت فارسی مرکب از دو جز “فر” و “هنگ” است که در معانی مختلفی به کار رفته است. مانند دانش، دانایی، خرد، نعرفت، حرفه، ادب و غیره. در اصطلاح روشن فکران با فرهنگ مترادف با مبادی آداب اهل مطالعه و خوش مشرب است. که متضاد آن یعنی بی فرهنگ مترادف با بی تمدن فرانسوی ها به کار می رود. (طبیعی ، 1374: 32).
سنت: بنابر تعریف وبر سنت عبارت است از احساسات و باورهایی است که از نسلی به نسل دیگرمنتقل می‌شود. ازاین رو راهنمای جوامع سنتی گذشته ان‌هاست. اعضای این جوامع درست یا معقول بودن اعمال و رفتارشان را براساس طولانی بودن زمانی ارزیابی می کنند که آن اعمال مورد قبول جامعه بوده است. (عضدانلو، 1384: 369).
اما از نظر گیدنز برای درک مفهوم سنت، باید عناصر مهم آن را شناخت، از مهمترین عناصر سنت که هسته مرکزی آن را تشکیل می دهد، مراسم، آیین ها و رفتار های تشریفاتی است. آیین ها تا جایی که به صورت مراسمی خاص انجام گیرد، محور هر چیز سنتی است. و رفتار سنتی به رفتاری اشاره دارد که « در حوزه ای معین تکرار و باز انجام می شود »( گیدنز، آنتونی، 1379: 74) ، بدون آن که این سوال پرسیده شود؛ آیا آن چه که انجام می دهیم، صحیح و معتبر است یا خیر. گذشته به کمک آیین های مذهبی تکرار می شود و سنت نیز قدرت خود را از آیین های مذهبی می گیرد.
دومین ویژگی سنت، جمعی بودن آن است. جمعی بودن سنت به این موضوع اشاره دارد که الگوهای رفتاریِ کاملاً فردی در جوامع سنتی وجود ندارد. البته ممکن است کسی دارای آیین‌های شخصی باشد، اما نمی‌توان آن‌ها را سنت دانست. «سنت اساساً جمعی و اجتماعی است، و با ارتباط بین آیین‌های تکراری و باز انجام تشریفات و انجام دادن جمعی آن‌ها کاری صورت می‌گیرد، که بدین نحو آن را سنت تعریف می‌کنند».(همان:75).
سومین ویژگی سنت این است که هم نگهبان هستند و هم در درون خود نگهبان هایی دارند که کارشان تفسیر و توضیح دادن سنت ها است. در نظر عامه تعدادی از افراد هستند که می توانند سنت ها را تفسیر کنند و نه همه. مثلاً کاهن ها و کشیش ها که معنای محرمانه آیین ها و مراسم ها را توضیح می دهند و ارتباط معونی با خدا را برای مذاهب تعریف می کنند.
آیین و آداب اجتماعی: این اصطلاح برای نشان دادن رفتارهایی است که بر طبق عرف و عادت صورت می‌گیرد و به کار می رود. آیین ها و آداب اجتماعی به کاربرد و رعایت عادات و عرف در بعد مادی آنان نظر دارند. (بیرو، آلن ، 1375 : 78).
باور: نوعی از شناخت است نسبت به چیزی. آنگاه که شماخت و معرفت همراه با نوعی تایید قلبی و درونی باشد، به مرحله باور رسیده ایم. به عبارت دیگر مجموعه دانشی که در فرهنگی وجود دارد و مردم بدون شک و تردید به آن ایمان می آورند و به آن معتقد می شوند باور است. به بیان دیگر آن گاه که شناخت و معرفت به نقطه اطمینان قلبی رسید خواه صحیح باشد خواه نا صحیح باشد به آن باور گویند.
باور نوعی از شناخت و معرفت و درجه ای از شناخت محسوب می شود و بدان ایمان آورده می شود (معرفت جریانی است برای رسیدن به باورها) باورها جنبه دینی و علمی ندارند و تنها فرهنگی هستند. باورها از زمان و مکان متاثر می شوند و به تبع این کلیه معارف و شناخت های انسان ها مربوط به مقتضیات زمانی و مکانی اوست. باورها جنبه قومی و فرهنگی دارند و نه فردی. باورها می توانند از عقیده ای مشترک که همگان آن را به عنوان امری مسلم تلقی می کنند تا باورهایی که اساس پذیرش آن بر مبنای مقام و اهمیت امری عینی اتوار است را دربر گیرند.(بیرو ، آلن، 1375: 32).
باورها یا اعتقادات مجموعه‌ای از افکارند که به زندگی معنا می‌بخشند. باورها ادراک ما از هستی را می‌سازند. چنین اندیشه می‌شود که باورها نقش فرماندهی در مغز دارند و زمانی که فکر می‌کنید که امری درست است، باور شما به مغز فرمان می‌دهد تا به دنبال چیزی باشد که از اعتقادات شما حمایت کند.
در بین اقوام و ملت های گوناگون، باورهای زیادی وجود دارند که با زندگی مردم عجین شده و تمام کارها و برخوردهای روزمره شان، بر اساس همین باورها صورت می گیرد. باورها ( خرافی یا غیرخرافی ) جزیی از فرهنگ هر قوم و منشا حرکت و نشان دهنده نحوه ی زندگی افراد هستند. با استفاده از باورها می توان بر افراد تسلط یافته و آنها را به هر جهت دلخواه حرکت داد، متوقف کرد یا به عقب برگرداند. باورها از نسلی به نسل بعدی منتقل می گردند و در این انتقال تحت تاثیر محیط قرارگرفته، تغییر کرده و حتی ممکن است فراموش شوند. ورود تکنولوژی به زندگی مردم، سبب فراموشی باورها است و بسیاری از آنها اکنون فقط در یادها مانده‌اند. بسیاری از باورهای گذشته اکنون کمرنگ شده و برخی نیز به علت تغییرات اجتماعی، مهاجرت به شهرها، ارتباط با مردم دیگر شهرها و مناطق، سست شدن روابط اجتماعی بین افراد فراموش شده اند.
قزوین: درباره وجه تسمیه قزوین و چگونگی این نام نظرات مختلفی مطرح شده است . کهن ترین سند درباره نام قزوین ،نوشته قدامه بن جعفر است که در نیمه دوم سده سوم هجری می زیسته است ، نوشته او چنین است: دژقزوین به فارسی کشوین خوانده می شود و معنی آن مرز دیداری است.
مورخین ایرانی و عرب قزوین را از جمله «این کش وین» یعنی بدان کنج بنگر گرفته اند و معتقدند که اعراب کش وین را معرب کرده و قزوین گفته اند.
اما به زعم مورخین یونانی پیش از دوران هخامنشی مردمی در کرانه باختری دریای قزوین می زیسته اند که آنها را کاسی یا کاسیت نام برده اند و کاسپین که نام دریای قزوین است از نام آنها گرفته شده است. بنابر آنچه گفته شد می توان نتیجه گرفت نام قزوین برگرفته از واژه کاسپین است و به احتمال زیاد واژه کش وین را باید تغییر یافته کس پین به شمار آورد.چگونگی این تغییر شکل از نظر زبان شناسی می تواند به این صورت انجام گرفته باشد.
تبدیل (س به ش) و (پ به و) که در نتیجه واژه کسپین به صورت کشوین درآمده است. تعبیر دیگر اینکه بنیانگذران شهر قزوین به یک چهره اساطیری نسبت داده شده این چهره دختر افراسیاب است که نام او «تاز» یاد شده است. اصل کلمه قزوین قاز اینی است. یعنی بازیگاه قاز که تعبیری عامیانه است.
گذشته از تحلیل هایی که درباره نام قزونی به اعتبار منابع کهن بدان اشاره رفت از نظر لغوی نیز می توان این نام را به این صورت مورد بررسی قرار داد این نام از ترکیب دو جزء تشکیل یافته است.
جزء (وین) بر وزن (سین) در فرهنگ لغت ها به معنی درخت و باغ آمده است. در زبان فارسی وازه ای وجود دارد به صورت کزون معرب آن کزوان به معنی درخت بند به کار رفته است. بنه به معنی پسته
می باشد. پژوشگر محتر آقای دکتر دبیر سیاقی در رابطه با نام قزوین معتقدند: قزوین به معنی باغ پسته
می باشد. (ورجاوند ، پرویز، 1375 :ص 103).
قزوین را در نوشته های قدیم اروپا شهر باستانی (ارساس)خوانده اند و در تواریخ یونانی همان شهر قدیمی (راژیا)و در زمان اشکانیان به نام موسس آن (اردپا)خوانده اند. سامانیان آن را کشوین یعنی سرزمینی که نباید از آن غافل شد. و برخی هم آن را (مستوفین)یا شهری که مردمی پرصلابت و استوار دارد نامیده اند. در کتاب هایی بعداز اسلام اغلب از قزوین به نام باب الجنه یاد شده است.(آقا محمدی ، عباس، 1377 : ص15).
12-1. پیشینه تحقیق
مقدمه

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

در زمینه باورها و اعتقادات ایرانیان افراد بسیاری هستند که تحقیقات وسیعی در حوزه های انسان شناسانی، مردم شناسی و جامعه شناسی انجام داده اند که بیان همه آنها قطعا در اینجا امکان پذیر نمی باشد. از این بابت جهت آشنایی با مهم ترین نوشتارهایی که در زمینه باورها و اعتقادات در ادبیات ما قرار دارد به چند نمونه از آنها به صورت اجمالی و گذرا اشاره می شود.
به‌نظر مى‌رسد مردمان کهن، اعتقادات و باورهاى به اصطلاح خرافه‌اى بیشترى نسبت به روزگاران جدید داشته‌اند. در ایران، از زمان ساسانیان چند کتاب باقى مانده که وجود بعضى از این اعتقادات را در آن دوره آشکار مى‌سازد. مانند “ورداویرافتامه” ، “شایست و نه‌شایست” ، “دین کرت” ، “بندهستن” و “نیرنگستان” پهلوی. بخشى از این باورها نیز از ملل بیگانه به ایران وارد شده که این تأثیرات از دوران هخامنشیان و نفوذ مغ‌ها در دین زرتشتى آغاز مى‌گردد. دین زرتشتى در ابتدا مخالف خرافات بود. یکی از کتاب هایی که در دوران معاصر در زمینه باورها و اعتقادات ایرانیان به تفضیل صحبت نموده است کتاب “نیرنگستان” اثر صادق هدایت می باشد( اصفهانیان، داوود، 1389: 21).
هیربدستان یا نیرنگستان یکی از کتاب‌های دینی زرتشتیان است که به خط و زبان پهلوی نوشته شده‌ است. قدیم ترین نسخه‌ای که از این دو متن در دست است حدود ۹۰۰ سال یزدگردی برابر با سده هفدهم رونوشت برداری شده‌ است. در عنوان زند هیربدستان و نیرنگستان آمده‌ است که متن، برپایه آموزه‌ های پیشگ سر نوشته شده‌ است و در بخش دوم نیرنگستان آمده‌ است که فرگرد دوم بر پایه آموزه‌ های سوشیانس است که هر دو تن از مفسران اوستا بوده‌ اند. در این اثر قوانین آیینی دین زرتشت و دیدگاه تفسیرگران گوناگون در مورد این قوانین آمده‌ است. صادق هدایت، افکار، نظریات و آثارش شناخته شده‌تر از آن است که دوباره از آنها یاد شود. درمورد این کتاب ذکر چند نکته لازم باشد. نخست نام نیرنگستان است، همان‌طور که به آن اشاره شده در ادبیات پهلوی و پازند مجموعه‌ای هست به نام «نیرنگستان» که پاره‌ای از نوشته‌های اوستایی با گزارش و توضیح پهلوی آن گردآمده است. «نیرنگ واژه پهلوی است به معنی آیین دینی و نیایش و دعا. پارسیان به جای این واژه، کلمه گجراتی «کیریا» (در سنسکریت «کِریا») را بکار می‌بردند. در عربی «نیرنج» (جمع آن «نیرنجیات») معرب همین واژه پهلوی است. بسیاری از نیایش‌های کوتاه دین مزداپرستی نیرنگ نامیده می‌شود؛ چنان که نیرنگ آتش، نیرنگ کشتی بستن، نیرنگ دست شو و جز آن. این نیایش‌ها را دارای تأثیر فوق عادتی تصور می‌کرده و برای رفع پیشامدهای ناخوشایند و زشت و گزند رویدادها در هر مورد، نیرنگ ویژه‌ای داشته‌اند که بسیاری از آنها در کتابهای روایت (روایات داراب هرمزدیار و جز آن) گردآوری شده است. از آن جمله است نیرنگ حاجت خواستن، نیرنگ بیماری، نیرنگ ناخوشیِ گوسفند، نیرنگ سر درد، نیرنگ تب بستن، نیرنگ برای دفع شرّ دزد و نیرنگ برای آسان کردن زایمان زن دشوار زای. در سنت ایرانیان، نیرنگ از نیایش‌های مشکل‌گشای بسیار کهن بوده است. نیرنگ از جمله واژه‌های دینی زرتشتی است که پس از اسلام تغییر معنی داده و از آن سحر و جادو و طلسم و شعبده و افسون و حیله اراده کرده‌اند و بطور عام این واژه و ترکیب‌های آن ماننده نیرنگ‌باز، نیرنگ‌بازی و نیرنگ بکار بردن به معنی حیله، حیله‌گر، حیله‌گری و حیله در کار آوردن است.» آنچه پیداست نزدیک به هشتاد سال از نشر نخست این کتاب می‌گذرد، احمد کسروی نیز در دفتر پندارها به این گونه افکار و خرافات تاخته و با آنها به مبارزه پرداخته است.
نیرنگستان نام کتابی از صادق هدایت است. هدایت نام این کتاب را از نسخه ای به همین نام که در دوره ساسانی نگاشته شده گرفته است. نیرنگستان در اینجا به معنی فرهنگستان است. نیرنگستان هدایت یک فرهنگ نامه فولکلور است. در دیباچه نسک هدایت به نام یک متخصص فرهنگ توده و فلکلر، زمینه‌ها و ریشه‌های پیدایش این باورها را می کاود. منابع اصلی هدایت برای نگاشتن این هنگ بی نظیر به پیش از اسلام بر می گردد و از جمله نسکهایی چون : «اردا ویراژنامه» ، «شایست نشایست» ، «دینکرت» ، «بند هشن» و «نیرنگستان» پهلوی. هدایت باورمند است که بیشتر این باورها و آیین‌ها از آن جا وارد فرهنگ ایرانی شده که جادوگران در دوره نگارش اوستا نفوذ زیادی داشته اند و اوستا بر علیه آنها این احکام را صادر کرده که پسها بروی عادات و پندارها و باورها و آیین‌های رایج درآمده . چراکه کهن‌ترین بخش اوستا همان گاتها می‌باشد و بخشهای مورد بحث پسا به اوستا ملحق شده است. در مورد نیرنگستان به خطا نرویم و بپنداریم که نسک تماما اوهام و خرافات و افکار سخیفه را در بر می گیرد . چرا که هدایت در دیباچه آن برخی از این آیین‌ها را می ستاید و از آنها به نام یادگارهای نیک ایرانی یاد می‌کند . این باورها و پندارها را نشانه سالگذشت مردمی میداند که زیاد پیر شده، زیاد فکر کرده و زیاد افکار شاعرانه داشته است. از جمله جشن نوروز، آداب عقد و عروسی و تمامی افکار بی زیان خنده آور و افسانه‌های قشنگ ادبی و غیره. این کتاب چون فرهنگی کامل در چندین فصل طبقه بندی شده است: آداب و تشریفات زناشویی- تاریخچه- زن آبستن- اعتقادات و تشریفات گوناگون- آداب ناخوشیها- برای برآمدن حاجت ها- خواب- مرگ- تفال ناشی از اعضای بدن- تفال، نفوس، مروا، مرغوا- ساعات، وقت، روز- احکام عمومی- دستورها و احکام عملی- چند اصطلاح و مثل- چیزها و خاصیت آن- گیاه‌ها و دانه ها- خزندگان و گزندگان- پرندگان و ماکیان- داو ودد- بعضی از جشن‌های باستان- جاها و چیزهای معروف- افسانه‌های عامیانه- گوناگون( هدایت، صادق، 1356: 24).
اما در ذیل به برخی از مواردی که در باب تاریخ ایران و ایل های ایرانی به نگارش درآمده اند، می پردازیم:
– جمال زاده، “خلقیات ایرانیان”با استفاده از یک روش اسنادی در سال 1345 کتابی را به نگارش درآورده است که در ذیل به بخشی از آن اشاره می شود:
در آغاز کتاب جمال زاده این نکته را متذکر می شود که یک نفر ایرانی امروز از بسیاری جهات و به خصوص از لحاظ اخلاقی تفاوتی با ایرانی دیرو زندارد او با بیان این نکته هم قصد انتقاد از ایرانی را داشته که اخلاق او حتی با زمان هرودت تفاوت نکرده و این نشانه سکون و شاید تحجر در روحیه ی یک ملت است و هم می‌خواسته این نکته را بگوید که اگر در این کتاب از قول هرودت وکتزیاس و گزنفون تا شرق شناسان امروز سخن می گوید باز به همین دلیل است.
سپس جمال زاده پا را فراتر نهاده و علت عقب ماندگی ایرانی را همین معایب و نقایص اخلاقی می داند و معتقد است تا زمانی که ما به وجود این معایب اخلاقی در خودمان باور نداشته باشیم نخواهم توانست به علاج و درمان آن بپردازیم.
بعد از آن نویسنده به ذکر صفات پسندیده ایرانیان می پردازد و به ذکر دو نمونه از قول پروفسور براون وهرودت اکتفا کرده واین بخش حجم بسیار اندکی در مقابل بخشی که به ذکر صفات ناپسند ایرانیان می‌پردازد دارد. در اینجا ذکر می‌کند که تمام بیگانگانی که با ما ارتباط داشتند ایرانیان را متفق‌القول تیزهوش، سریع الانتقال، حاضرجواب، خوش مشرب، خوشمزه ، خوش سلیقه، خوش صحبت و خوش معاشرت ، بلند نظر، مبادی آداب، مهمان نواز، دست و دل باز و آبرومند می‌دانند. استقبال ایرانیان و به خصوص روستاییان از سپاه دانش را نشانه عشق و علاقه مردم ایران به علم می‌داند .طبع شاعرانه ایرانیان و اینکه با شکم گرسنه و جیب خالی تکیه بر اریکه قدرت زده اند را از قول بیگانگان مورد تجلیل قرار می‌دهد. نویسنده در فصلی به نام تغییر احوال ما ایرانیان ذکر می کند صفات پسندیده ای که به ایرانیان نسبت می‌دهند عمدتا به خصایص ظاهری مربوط می شوند نه آنچه بتوان آن را اخلاق نام نهاد و بیشتر ایراد هایی که به خصایص ایرانیان گرفته اند در باب اخلاق درونی آن‌هاست.
در ادامه بخشی به نام تفاوتهای اخلاقی ما با دیگران آغاز می گردد و به کثرت اخلاق های بد ما نسبت به اخلاق های خوب ما در کتاب‌هایی که بیگانگان درباره ی ما نوشته اند اشاره می کند و اینکه ممکن است بعضی اخلاق ها و اطوارها در نزد ملتی مقبول و پسندیده باشند در حالی که همان ها در میان اقوام دیگر نکوهیده و مکروه به حساب می آیند و گاهی بعضی بدفهمی ها و کژاندیشی ها باعث شده که بعضی صفات پسندیده ما ، مانند فروتنی و تعارضات ما را به چابلوسی و دروغگویی تعبیر کنند و این عیبی بر ملتی به حساب نمی آید اگر تفاوت‌هایی در بین آنها با دیگران وجود دارد. پس از این نویسنده چهار نوع واکنش برای مقابله با آنچه بیگانگان درباره ما گفته اند ذکر می کند 1-تجاهل و تغافل، 2-انکار، 3-تلافی، 4-تعقل و پس از آنکه سه راه اول را رد می کند راه چهارم را مناسب می داند.
نویسنده عقاید و آراء بیگانگان را درباره ایرانیان ذکر کند و آنها را به چهار دسته تقسیم می کند، 1- یونیان و رومیان، 2- غیر فرنگی ها (ترک،عرب و تاتار)، 3- فرنگیان هم روزگار ما، 4- ایرانیان.
در دسته نخست به هرودت (پدر تاریخ) و پلوت ( شاعررومی قرن2پیش ازمیلاد) که در ستایش ایرانیان سخن رانده‌اند و آمی‌ین مارسلین که ایرانیان را متکبر، جنگجو، خودستا و مستبد می‌داند اشاره دارد. دردسته دوم از متنبی شاعر عرب که در نکوهش ایرانیان سخن بسیار رانده و از غازی غرای خان تاتاراز دودمان چنگیز و روشنی بیک از صاحب منصبان ترکیه مطالبی را ذکر کرده که ایشان نیز از ایرانیان بسیار بد گفته اند. دسته سوم به نوشته‌های سفرا، سیاحان، سفرنامه نویسان، شرق شناسان، مورخان، مشاوران نظامی و نویسندگان زیادی استناد کرده که در اکثر موارد افرادی که در باب ایرانیان سخن گفته اند ایرانیا ن را مردمی می شناسند با صفات ناپسندی مانند دروغ، بی وجدانی، مبالغه کردن، دورویی، نفاق، شرک، بی وفایی، خرافه پرستی، چابلوسی، عدم اعتماد و غیره. جمال زاده در این مقاله به شیوه ای هنر مندانه سعی در جمع آوری نوشته های کسانی کرده که در باب خلقیات ایرانیان سخن رانده اند داشته است. (جمال زاده، 1345).
– صادق همایونی نیز در تحقیقی با عنوان” فرهنگ مردم سروستان” که در سال 1371طی تحقیقی میدانی به نگارش در آورده است به آداب و رسوم مردم فارس اشاره می کند که خلاصه ای از آن در ذیل آورده می شود:

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید