دانشکده‌ علوم انسانی و اجتماعی
پایان نامه دوره کارشناسی ارشد در رشته علوم تربیتی
گرایش تاریخ و فلسفه آموزش و پرورش
موضوع:
تحلیل محتوایی مفاهیم و مضامین اخلاقی در قرآن کریم وکاربردهای آن در طراحی یک نظام تربیتی آموزشی
استاد راهنما:
دکتر: حجت صفار حیدری
استاد مشاور:
دکتر: مهدی خبازی
نام دانشجو:
سالمه غلامی حیدری
زمستان 93
تشکر و قدردانی:
سپاس بی‌کران پروردگار یکتا را که هستی‌مان بخشید و سلام و درود بر محمّد (ص) و خاندان پاك او، طاهران معصوم (ع)، هم آنان که وجودمان وامدار وجودشان است…
و با تقدیر و تشکر شایسته از استاد گرامی، جناب آقای دکتر صفار حیدری که با راهنمایی‌های ارزنده و با صبر و متانت در هرچه پربارتر کردن این پژوهش یاری‌ام نمودند، و تشکر از جناب آقای دکتر مهدی خبازی، استاد مشاور بنده در تکمیل این پژوهش و با سپاس از همه‌ی کسانی که مرا در به انجام رساندن این مهم یاری نموده‌اند.
تقدیم به:
تقدیم به مادر عزیزم که از نگاهش صلابت، از رفتارش محبت و از صبرش ایستادگی را آموختم.
و تقدیم به همسر مهربانم که درلحظه‌لحظه از سختی‌های این راه با من همراه بوده اند.
و تقدیم به دختر نازنینم که وجودش هدیه ایی است آسمانی.
چکیده:
این پژوهش به ‌منظور تحلیل محتوای مفاهیم و مضامین اخلاقی در قرآن کریم و با هدف ارائه یک مدل از نظام اخلاقی تربیتی آموزشی بر اساس مفاهیم اخلاقی قرآن انجام گرفته است.
در اين مطالعه براي بررسي داده‌ها از روش توصيفي، تحليلي و استنتاجي استفاده شده است و سپس به روش کمی تفکیک و دسته بندی آیات، سنجش فراوانی واژگان کلیدی انجام شده است و با فن تحلیل محتوای کیفی مضامین و مفاهیم، نقاط تمرکز و جهت گیری هر کدام از عبارات و آیات با استفاده از تفسیر المیزان استخراج شده است.
یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد قرآن کریم به همه ی ابعاد اخلاق فردی، اجتماعی و زیست محیطی توجه دارد، بنابراین برای دستیابی به اخلاقی صحیح و کارآمد، می توان از قرآن کریم الگو گرفت و همچنین اخلاقی کردن انسان ها از دغدغه‌های اصلی هر نظام تربیتی و آموزشی است. بهتر است که تربیت اخلاقی متناسب با اهداف، مبانی و روش های برگرفته از دین مبین اسلام عرضه گردد که اصلی ترین هدف تربیتی آن قرب به خدا می باشد و مطابق با این آموزه ها، مبانی توحيد، فطرت، اختيار، معرفت‌پذيري انسان تبیین گردید و با توجه به این مبانی روش های تربیتی تعیین شده شامل: روش حبّ عبودي، روش موعظه و نصيحت، روش الگوسازي با بيان داستان و مثال، روش پرسش و پاسخ، امر به معروف و نهي از منكر، روش مواجه شدن با نتایج اعمال، روش تکلیف به اندازه توان، روش ایجاد انگیزه، روش تفکر و مطالعه، روش تشویق و تنبیه می باشد.
نتایج تحقیق حاکی از آن است که با توجه به بیشتر و گسترده‌تر شدن موانع، راه تربیت اخلاقی مشکل تر شده است که با الگوگیری از مفاهیم اخلاقی قرآن و اجرای راهکارهای درست تربیتی آن می‌توان به اهداف متعالی تربیت اخلاقی دست‌یافت.
واژگان کلیدی: مضامین اخلاقی، قرآن کریم، نظام تربیتی اخلاقی
فهرست
عنوان صفحه
فصل اول: کلیات تحقیق
1.1 مقدمه3
2.1 بیان مساله3
3.1 اهمیت و ضرورت مساله6
4.1 اهداف تحقیق7
5.1 سوالات تحقیق7
6.1 تعریف اصطلاحات8
1.6.1 اخلاق8
2.6.1 قرآن 8
3.6.1 تربیت8
4.6.1 نظام تربیتی8
5.6.1 تربیت اخلاقی9
فصل دوم: ادبیات و پیشینه تحقیق
1.2 مقدمه 11
2.2 تعریف مفهوم اخلاق11
3.2 دیدگاه ها و مکاتب موجود در مورد اخلاق 12
3.2. 1 اخلاق توصیفى12
3.2. 2 اخلاق هنجارى یا دستورى13
3.2. 2. 1 دیدگاه‏ها و نظریات غایت‏گرایانه 14
3.2. 2. 1.1کورتالیسم 14
3.2. 2. 1.2 اپیکوریسم15
3.2. 2. 1.3مکتب جرمی بنتام15
3.2. 2. 1.4مکتب استوارت میل16
3.2. 2. 1.5مکتب کمال گرایی فریدریش نیچه16
3.2. 2. 2 دیدگاه‏ها و نظریات وظیفه‏گرایانه17
3.2. 2. 2. 1 مکتب کانت17
3.2. 3 فرا اخلاق17
3.2. 3 .1 طبیعت‏گرایی اخلاقی18
3.2. 3 .2 غیرطبیعت‏گرایی اخلاقی (یا شهودگرایی)18
3.2. 3 .3 غیر شناخت‏گرایی اخلاقی‏ (یاعاطفه‏گرایى)19
4.2 دیدگاه صاحب نظران در مورد اخلاق19
5.2 دیدگاه صاحب نظران مسلمان راجع به اخلاق21
2. 6 اخلاق ديني، دين، پشتوانه اخلاق25
2. 7 نظام تربیتی اخلاق قرآنی26
8.2 پیشینه تحقیق28
1.8.2 پژوهش‌های انجام شده در داخل کشور28
فصل سوم: روش شناسی تحقیق
1.3 مقدمه32
2.3 روش شناسی تحقیق32
3.3 جامعه آماری و نمونه33
3 .4 ابزار جمع‌آوری داده‌ها33
3. 5 روش تجزیه و تحلیل داده‌ها34
فصل چهارم: یافته‌های تحقیق
1.4 .مقدمه 36
2.4 پرسش اول تحقیق 37
2.4. 1 مفاهیم و مضامين اخلاقي در قرآن كدامند؟37
1.2.4. 1 اخلاق فردی37
1.1.1.2.4 خودشناسی 37
2.1.1.2.4 کار و تلاش 44
3.1.1.2.4 سلامت جسم و تن 47
1.2.4. 2 اخلاق اجتماعی50
1.2.1.2.4 پدر و مادر50
2.2.1.2.4 همسر52
3.2.1.2.4 فرزندان53
4.2.1.2.4 معلم و راهنما56
5.2.1.2.4 شاگردان56
6.2.1.2.4 ایتام57
7.2.1.2.4 مستمندان و مستضعفان61
8.2.1.2.4 همسایگان64
9.2.1.2.4 دشمنان و مشرکان65
10.2.1.2.4 منافقین57
1.2.4. 3 اخلاق محیط زیست68
1.3.1.2.4 طبیعت68
2.2.4 پرسش دوم تحقیق 72
1.2.2.4 مبانی هستی شناختی و انسان شناختی 72
3.2.4 پرسش سوم تحقیق76
3.2.4 .1 اهداف تربیت اخلاقی77
1.1.3.2.4 هدف کلی77
2.1.3.2.4 اهداف جزیی78
1.2.1.3.2.4 دستیابی به اخلاق فردی78
2.2.1.3.2.4 دستیابی به اخلاق اجتماعی78
3.2.1.3.2.4 دستیابی به اخلاق زیست محیطی79
2.3.2.4 مبانی تربیت اخلاقی80
1.2.3.2.4 توحید80
2.2.3.2.4 فطرت 81
3.2.3.2.4 اختیار82
4.2.3.2.4 معرفت پذیری انسان83
3.3.2.4 شيوه‌هاي تربيت اخلاقي در قرآن84
1.3.3.2.4 روش حبّ عبودي84
2.3.3.2.4 روش موعظه و نصيحت85
3.3.3.2.4 روش الگوسازي با بيان داستان و مثال86
4.3.3.2.4 روش پرسش و پاسخ87
5.3.3.2.4 امر به معروف و نهي از منكر88
6.3.3.2.4 روش مواجه شدن با نتایج اعمال88
7.3.3.2.4 روش تکلیف به اندازه توان89
8.3.3.2.4 روش ایجاد انگیزه90
9.3.3.2.4 روش تفکر و مطالعه91
10.3.3.2.4 روش تشویق و تنبیه92
فصل پنجم: بحث، نتیجه گیری و پیشنهاد‌ها
1.5 مروری بر یافته‌های پژوهش95
1.1.5 مرور یافته‌های پرسش اول95
2.1.5 مرور یافته‌های پرسش دوم96
3.1.5 مرور یافته‌های پرسش سوم97
2.5 بحث و گفتگو99
3.5 محدودیت‌های تحقیق100
4.5 پیشنهادات تحقیق101
منابع
منابع فارسی104
منابع خارجی105
فهرست جداول
عنوانصفحه
جدول4-1 فراوانی شاخصهای اخلاق فردی70
جدول 4-2 فراوانی شاخصهای اخلاق اجتماعی71
جدول 4-3 فراوانی شاخصهای اخلاق محیط زیست71
فصل اول
کلیات تحقیق
1.1. مقدمه
قرآن، بی شک کتاب بزرگ اخلاقی است و یکی از اهداف اصلی اش اصلاح و تکامل اخلاق بشر می باشد، آموزه های نظری وعملی این کتاب آسمانی، که سندی الهی و گنجینه ی معارف و اخلاق است، نظامی می سازد که در آن، هرکس به انسان کامل اخلاقی تبدیل می شود.
2.1. بیان مساله
اخلاق یکی از آموزه‌های دین است که در جای‌جای زندگی بشر اهمیت فراوان دارد به طوری که نقش و اهمیت مکارم اخلاق در تعالی معنوی انسان‌ها بر هیچ‌کس پوشیده نیست .در اهمیت علم اخلاق می‌توان گفت که وجود انسان به گونه‌ای ضعیف و ناقص آفریده شده است؛ به گونه‌ای که باید خود، ابعاد هستی خویش را شکل دهد و به کمک قدرت اندیشه و ارادة خویش استعدادهای مختلفش را شکوفا سازد و به کمال لایق خود برسد. اخلاق، استعدادی است که در وجود انسان نهفته است و برای آنکه انسان به کمال لایق خود برسد، باید این جنبه از وجودش را نیز شکوفا سازد.(امید، 1381: 166)
اخلاق كه با چگونگى رفتار و حالتهاى اختيارى انسان سروكار دارد، همواره جاذبه ويژه‏اى براى او داشته است و آدمى به ديده احترام در آن نگريسته است.
نهاد اخلاقى زندگى انسان، اساس و پايه تشكيل اجتماع و ظهور تمدنهاى بشرى است. حرمت اخلاق چنان است كه حتى كسانى هم كه خود به زيور اخلاق آراسته نيستند، آراستگان به فضايل اخلاقى را با ديده عزت مى‏نگرند و شان آنها را والا مى‏دانند.
جذبه و دلربايى اخلاق، اگر از چشم‏انداز قرآنى به آن نگريسته شود، دوچندان خواهد شد. زيرا قرآن آخرين كلام الهى با بشر است و به اقتضاى اين ويژگى، كامل‏ترين سخن را درباره اخلاق بيان كرده است. فضايل اخلاقى از نگاه قرآن، صرفاً وسيله‏اى براى سامان‏دهى به رفتار اين جهانى آدمى، به غرض نظم و انتظام دادن به زندگى او نيست، بلكه از آن مهم‏تر، چونان مصالح ساختمانى براى پى‏ريزى بناى حيات ابدى او به حساب مى‏آيد. اين نگرش فرجام شناسانه به فضايل و الزامهاى اخلاقى، بر ارج و اهميت آنها مى‏افزايد .
برای شناخت درست از نادرست در هر موضوعی به معیار و میزان نیاز است، روجوع به كتاب قرآن كريم که حاوي مفاهيم و مضامين بسياري در هر زمینه، به ویژه اخلاق و خودسازی و هنجارهای رفتاری است یک معیار و میزان مناسب می باشد.
در روشنگري اين نكته مي توان به بعضي از آياتي كه در قرآن بر بعد اخلاقي، خواه فردي يا اجتماعي، خانوادگی، زیست محیطی و … تاكيد شده است، اشاره كرد :
 در بحث اخلاق فردی برای متخلق شدن به اخلاق الهی و در نتیجه رسیدن به قرب الی الله بحث خود شناسی و خودسازی فردی است،خودسازی پرورش اخلاق پسندیده و محو رذایل ناپسند است که اساس رشدِ شخصیت انسانی هر فردی را تشکیل می دهد. “کسی که خود را شناخت، خدای خویش را می شناسد. “1و همچنین کسب فضایل و مکارم اخلاقی در سایه ی ایمان به خدا و جهان آخرت (امانت، صداقت، وفاداری، درستکاری و……) و رعایت اصول بهداشت جسم تن می باشد اسلام کار کردن را از بزرگ ترین عبادت‌ها و وسیله‌ای برای تقرب به پروردگار شمرده است. قرآن مجید کارکردن را با ارزش می‌داند و می‌فرماید: “و آن که نيست انسان را جزء آن که بکوشد.” 2
بعد از اخلاق فردی از جمله حق و حقوق هایی که در قرآن کریم بر آن تاکید شده، اخلاق اجتماعی است. انسان موجودی اجتماعی است بر همین اساس انسانها در جامعه نسبت به یکدیگر وظایف متقابل دارند و به تعبیری دیگر، بر عهده خویش نسبت به افراد دیگر حقوق متقابل دارند. شناخت این حقوق و انجام آنها و مراعات دو جانبه، ضامن تصحیح روابط و سالم سازی معاشرت ها و زدودن کدورت ها و کاهش اختلاف ها و گله مندی هاست.(جوادی آملی،1391)
هنگامى كه سخن از حق و حقوق افراد نسبت به يكديگر به ميان مى‏آيد معمولا در ذهن افراد حق و تكليف فرزندان نسبت به پدر و مادر، حقوق والدين نسبت به فرزندان، زن و شوهر نسبت به يكديگر، همسايه ها نسبت به يكديگر، حقوقي كه معلم بر شاگردان و بالعكس دارد و مسؤلیت فرد در قبال همسایگان، ایتام و مستمندان و…، مواردى از اين نمونه حق و حقوق متقابل که به عنوان اخلاق اجتماعی یاد می شود، نقش می بندد که عمل به این وظایف، موجبات رشد و تعالی انسان در زمینه های مختلف می گردد. پیوند با خویشاوندان و نیکی به آنان بویژه پدر و مادر، از راه های مهم رشد و تعالی در همه زمینه ها و تقرب به خدای سبحان است3 که پس از ایمان به خدا از با فضیلت ترین اعمال دینی بشمار می آید.4 اهمیت رعایت حقوق والدین (پدر و مادر) در قرآن زیاد است و در روایات نیز جزو با فضیلت ترین اعمال ذکر شده است. ما به انسان وصیت كردیم نسبت به پدر و مادر نیكی كند. سخنی كه آنها را برجاند بر زبان جاری نسازید و با آنها با احترام سخن بگویید. 5همانگونه که اسلام وظایفی را برای فرزندان، در قبال والدین مشخص نموده است، والدین نیز وظایفی را در قبال فرزندان خود دارند که با رعایت حقوقی که اسلام معین نموده، فرزندان خود را در امر تربیت یاری نمایند. ای فرزند من به خدای بزرگ شرك میاور. زیرا شرك گناه بزرگی است. ای فرزند نماز را بپا دار، به نیكی امر كن از زشتی و منكر باز‌دار. و صبر را پیشه خود نما. یکی دیگر از جوانب وظیفه مداری که در قرآن به آن ذکر شده احترام به همسر می باشد که در جامعه اسلامی نیز دارای اهمیت ویژه ای است. به‌طور پسندیده و نیكو با زنان معاشرت كنید. 6(همان،58)
از آنجا كه دين مبين اسلام كاملترين و آخرين دين الهي است، بدون شك احكام و حقوقی كامل درباره حيوانات و طبیعت نیز دارد كه شايد كمتر به آنها توجه شده است . انسان به عنوان اشرف مخلوقات در تمام اديان آسماني، از كرامت خاصي برخوردار است و حقوق و تكاليف زيادي دارد . برطبق ديدگاه دين مبين اسلام و تعليمات آن، اگر چه خداوند سبحان آنچه كه درآسمان و زمين است مسخر انسان قرار داده است ولي انسان فقط حق بهره گيري مشروع از اينها را دارد . دقت و تامل به مباني ارزشي و اعتقادي محيط زيست در اسلام نشان مي دهد كه پيروان و باورمندان به اين مكتب ارزشي در برابر حفاظت و صيانت از محيط زيست و تلاش براي پاك نگهداشتن و بهبود آن مسؤل و مكلف هستند و رعايت مسايل محيط زيستي نه تنها يك موضوع انساني صرف بحساب ميرود بلكه يك تكليف شرعي و ديني نيز هست كه تخطي از آن نافرماني آشكار در برابر دستورات خالق هستي و گناه محسوب ميشود.آب و هوای سالم و زمین حاصلخیز موهبتی خدایی است که تحصیل و نگهداری آن ضرورت زندگی است. بفرموده قرآن: آب و خاک، ماده نخست آفرینش انسان اند7. بویژه آب که ماده نخست آفرینش هر موجود زنده در زمین و مایه حیات زمین است.8 (جوادی آملی، 1391)
با توجه به آموزه های اخلاقی بیان شده ، مساله اصلی مورد بحث در این پژوهش این است که با توجه به آسمانی بودن دین اسلام و اهمیت قرآن کریم ونقش آن در زندگی انسان ها به بررسی مفاهیم ومضامین اخلاقی بپردازیم و جهت هر چه بهتر شدن نظام آموزشی اخلاقی با استفاده از مضامین اخلاقی و اجتماعی دین آسمانی اسلام، پیشنهاداتی را ارائه دهیم.
3.1. اهمیت و ضرورت مساله
اخلاق و تربیت اخلاقی از دیرباز و در همه جوامع مورد توجه پیامبران الهی، فیلسوفان، اندیشمندان، معلمان و والدین قرار داشته است، بشر امروز نیز به دلیل رویارویی با بحران هویت انسانی و ارزشهای اخلاقی ناگزیر است به ارزشهای اخلاقی روی آورد.(نجارزادگان،1388: 22)
در جهان امروز اگرچه انسان از نظر صنعت و تکنولوژی به پیشرفت‌های چشم‌گیری دست یافته، اما به نظر می‌رسد از نظر اخلاقی نه تنها به پیشرفتی نائل نیامده، بلکه از ارزش‌های راستین تهی گشته و در نابسامانی‌ها دست‌وپا می‌زند.(سعیدی،1388)
بعضی از دانشمندان و فیلسوفان تربیتی امروز با تکیه بر علم تجربی و علم مداری و اندیشه‌های الحادی از رهنمودهای منابع آسمانی و وحی الهی محروم شده‌اند و نظام تربیتی با مشکلاتی روبروشده است. لذا یک نظام آموزش اخلاقی مبتنی بر علم و وحی و جامع و فراگیر برای نجات جامعه بشری ضرورت پیدا می‌کند. در مکتب اسلام که هدف اصلی در آن یکتاپرستی و خدا پرستی می باشد، اخلاق جزیی از دین است و مبانی، اصول و روش خود را از دین می گیرد، بنابراین بررسی مفاهیم اخلاقی در این منبع آسمانی دین اسلام ضرورت پیدا می کند تا با سرلوحه قرار دادن این مفاهیم به تربیت اخلاقی ای بپردازیم که هدف نهایی آن رسیدن به قرب الی الله می باشد.
4.1. اهداف تحقیق
هدف کلی:
بررسی محتوایی مفاهیم و مضامین اخلاقی در قرآن کریم و کاربردهای آن در طراحی یک نظام تربیتی آموزشی
اهداف جزئی:
به کاربستن اين مفاهيم براي طراحي يك نظام آموزش اخلاقي
5.1. سوالات تحقیق
1. مفاهيم و مضامين اخلاقي در قرآن کریم كدامند؟
2.چگونه مي توان از اين مفاهيم براي طراحي يك نظام آموزش اخلاقي استفاده كرد؟
3.با توجه به مفاهیم ومضامین اخلاقی در قرآن کریم عناصر تربیت اخلاقی (اهداف، مبانی، روش ها …….)کدامند؟
6.1. تعریف اصطلاحات
1.6.1. اخلاق:
” واژه اخلاق جمع خُلق و خَلق است و در لغت به معنی مفاهیم خوی ها، طبیعت باطنی، سرشت درونی، طبع، مروت، خوشرفتاری” (دهخدا، 1357)
“برخی از لغت شناسان معتقدند خَلق و خُلق هر دو به یک معناست لکن خَلق به هیئت ها و شکل ها و صورت هایی اختصاص دارد که به وسیله ی چشم قابل دیدن هستند و خُلق به خوی و سجایایی که با بصیرت و دیده درک می شود اطلاق می شود”(راغب اصفهاني، ج 1، 1416 ق : 297)
2.6.1. قرآن:
“قرآن کتاب اصلی دین اسلام است ،این کلام الهى را خداوند به تدریج بر حضرت محمد(صلى الله علیه وآله) خاتم پیامبران به زبان عربى و لهجه ى قریش، نازل کرده است”.(علامه عسگری،ج1،1416ق : 261)
قرآن اصلی‌ترین منبع وحی در اسلام به شمار می‌آید و به زبان عربی است. کلمه قرآن در لغت به معنی «قرائت کردن» و «خواندن» است و مسلمانان معمولاً به آن با عناوینی مانند «قرآن کریم» و «قرآن مجید» اشاره می‌کنند. قرآن به ۳۰ جزء تقسیم شده و ۱۱۴ سوره دارد.(ویکی فقه)
3.6.1. تربیت:
“تربیت، دگرگون کردن گام به گام و پیوسته هر چیز است تا آن‌گاه که به انجامی که آن را سزد برسد.”(راغب اصفهاني، ج 1، 1416 ق184)
“تربیت عبارت است از رفع موانع و ایجاد مقتضیات برای آنکه استعدادهای انسان در جهت کمال مطلق شکوفا شود”.(دلشاد تهرانی ،1377:24)
4.6.1. نظام تربیتی:
“مجموعه گزاره ها و اندیشه های منظم و سازمان یافته درباره تربیت که از مبانی، اصول، اهداف و روش های تربیتی شکل گرفته است”.(خسرو پناه ،1381: 22)
5.6.1. تربیت اخلاقی:
“تربیت اخلاقی ناظر بر پرورش استعدادهای روحی و اخلاقی است که مشتمل بر اصلاح درون و تهذیب نفس می باشد و مقدم بر آموزش های فکری است”.(سادات،1380: 24)
فصل دوم
ادبیات و پیشینه تحقیق
1.2. مقدمه :
علم اخلاق از جمله دیرینه ترین دانش های بشری است، چراکه از دیرباز دغدغه بشر بوده است و در کهن ترین متونی که از فرهنگ های مختلف بر جای مانده نیز با آموزه های اخلاقی مواجه می شویم توصیه ها و دستورات فراوانی که از حکما و فرزانگان درباره رفتارهای درست و نادرست و خصلت های خوب و بد رسیده، همه گویای سابقه دیرینه این دانش است و در تعریف و توصیف این واژه، ادبا، فلاسفه، عرفا و سایر اندیشمندان سخن گفته و هر یک به قدر وسع و به تناسب دریافت شخصی خود به ارائه تعاریف متنوع پرداخته اند. در ادامه میکوشیم تا با استفاده از دیدگاه صاحب نظران مختلف به تبیین کلمه اخلاق بپردازیم.
2.2. تعریف مفهوم اخلاق:
واژه اخلاق جمع خُلق و خَلق است و در لغت به معنی “مفاهیم خوی ها، طبیعت باطنی، سرشت درونی، طبع، مروت، خوشرفتاری” (دهخدا، 1357)
ابوعلی ابن مسکویه که از عالمان پیشین است در تعریف علم اخلاق چنین می گوید: “خُلق همان حالتی است که برای نفس انسانی حاصل می گردد که نفس را به جانب افعال آن و بدون تفکر و تامل به سوی کارهایی تحریک و فرا می خواند” (ابن مسکویه، 51:1415) “در آن هیئت نفسانی و حالت راسخه ای که خُلق نامیده می شود، اگر کانون افعال نیکو باشد، آن را خُلق حَسَن و اگر مصدر اعمال زشت باشد، آن را خُلق قبیح می نامند” (همان؛ 25)
خواجه نصیرالدین طوسی نیز در کتاب اخلاق ناصری بیان کرده است:
“خلق ملکه ای نفسانی است که باعث صدور افعال بدون فکر و تامل است و در حکمت نظری روشن شده است که از کیفیات، آنچه به سرعت از بین می رود، آن را حال خوانند و آنچه زوال آن به کندی باشد، آن را ملکه گویند. پس ملکه کیفیتی بوَد از کیفیات نفسانی و این ماهیت خُلق است”. (طوسی؛1364؛101)
فیض کاشانی در کتاب المحجه البیضاء نیز علم اخلاق را علمی می دانند که :”به کمک آن از حالات مختلف قلب اطلاع حاصل می شود که برخی از آنها پسندیده است، مانند صبر، شکر، اخلاص و شماری دیگر مذموم و قبیح است مانند حد و خیانت”. (فیض کاشانی؛ بی تا: 31)
3.2. دیدگاه ها و مکاتب موجود در مورد اخلاق :
امروزه علم اخلاق دارای شاخه های متعددی است که هر بخش با رویکرد خاص به توضیح و تبیین علم اخلاق می پردازد که عمدتاً در سه شاخه اصلی طبقه بندی می شوند:
3.2. 1. اخلاق توصیفی 1
3.2. 2. اخلاق هنجاری 2
3.2. 3. فرا اخلاق 3
3.2. 1.اخلاق توصیفى
اخلاق توصیفى چیزى است که جامعه شناسان، روانشناسان، مورخان و انسان شناسان به آن مى‏پردازند، در اینجا تنها به گزارش، توصیف وتبیین پرداخته مى‏شود و از هر گونه توصیه یا امر و نهى پرهیز مى‏گردد. در اخلاق توصیفى به اخلاق ملت‏ها و اقوام مختلف و حتى اخلاق نحل توجه مى‏شود و مسایل و نظام‏هاى پذیرفته شده از سوى آنها توصیف و تبیین مى‏گردد. مثلاً مسائل اخلاقی را از دیدگاه اسلام یا مسیحیت بررسی می کند؛ گزاره هایی مانند «عدالت خواهی خوب است»، «دروغگویی بد است»، «کمک به مستمندان وظیفه ماست» و «سقط جنین ناصواب است» بیانگر این توصیف است. اگر چه ممکن است از سوی بعضی از دیدگاه های فرهنگ غرب، نظری متناقض با این گزاره ها ابراز گردد. هر گزاره اخلاقی را که در صدد توصیف اخلاقی یک فعل انسانی، از نظر یک شخص خاص، یک قوم خاص و یا به طور کلی، از یک دیدگاه خاص است، اخلاق توصیفی می نامند.( پالمر، 1995: ص 11)
3.2. 2.اخلاق هنجارى یا دستورى
اخلاق دستوری یا اخلاق هنجاری از موضوعاتی است که در حوزه فلسفه اخلاق مورد بحث قرار می گیرد در این شاخه از اخلاق، ما به طریق عقلانی می‏کوشیم، معیارها و قواعدی را عرضه کنیم که به کمک آن‌ها، اعمال خوب و درست را از اعمال بد و نادرست تشخیص دهیم یا به تعبیر دیگر، به طریق عقلانی می‏کوشیم‏ اصولی را کشف کنیم که به ما کمک می‏کند چه کارهایی را باید انجام دهیم و چه کارهایی را نباید انجام دهیم یا چه کارهایی خوب، و چه کارهایی بد است بنابراین، آن‌چه در این حوزه برای فیلسوف اخلاق اهمّیت دارد، کشف این نکته است که چرا انسان‏ها بعضی از اعمال را خوب و بعضی دیگر را بد می‏دانند و چه اعمالی را باید و چه اعمالی را نباید انجام‏ دهند. بحث در باب صحّت و سقم و اتقان این معیارها و قواعد، وظیفة فیلسوف اخلاق است. این شاخه از اخلاق‏که به آن فلسفة اخلاق نیز گفته می‏شود، سنّت اصلی و رایج در حوزة فلسفة اخلاق است که مباحث دوران پیش از سقراط و زمان او و زمان افلاطون و ارسطو و… تا زمان کنونی را دربرمی‏گیرد.(همان،ص 20)
دیدگاه‏های مربوط به اخلاق دستوری به طور معمول به دو گروه عمده تقسیم می‏شود:
دیدگاه‏ها و نظریات غایت‏گرایانه 4
دیدگاه‏ها و نظریات وظیفه‏گرایانه5
3.2. 2. 1.دیدگاه و نظریات غایت گرایانه
این دیدگاه‌ها به هدف و غایت رفتار نظر دارد و ارزش اخلاقی کار را براساس غایت و نتیجه‌ی خارجی آن تعیین می‌کنند. لذت، سود، قدرت، رفاه و کمال، هر یک ممکن است غایت و نتیجه اخلاقی کارها و معیار ارزش‌های اخلاقی به حساب آیند.
در این دیدگاه‌ها، ملاک درستی یا نادرستی و بایستگی و نبایستگی یک رفتار همان ارزش‌های بیرونی و خارج از حوزه‌ی اخلاق است که به وجود می‌آورد.
نظریات غایت‌گرا، درستی یک عمل را صرفاً به وسیله تعیین میزان فایده‌ی حاصل از آن قابل تشخیص می‌دانند. یک عمل در صورتی از لحاظ اخلاقی درست است که نتایج آن بیشتر مطلوب باشد تا نامطلوب. نظریات غایت‌گرا، در ابتدا نتایج خوب و بد عمل را محاسبه می‌کنند، سپس تعیین می‌کنند که آیا مجموع نتایج خوب بر نتایج بد غلبه دارد یا نه. اگر نتایج بد بیشتر بود در این صورت عمل مورد نظر از لحاظ اخلاقی نادرست و اگر نتایج خوب بیشتر بود، در این صورت، این عمل از لحاظ اخلاقی درست است. (ویلیامز،1383:ص18-17)
3.2. 2. 1.1.کورتالیسم 6
کورتالیسم معتقد است هر کاری که به لذت فرد بینجامد، خوب است و هر کاری که رنج آور است، بد است وی معیار و ملاک ارزش‌های اخلاقی را لذت شخصی می‌داند و بیشتر بر لذت‌های جسمانی تأکید می‌کند.
بنابراین دیدگاه، معیار خوب و بد، لذت و الم شخصی است. هر انسانی باید چنان رفتار کند که لذت شخصی او تأمین گردد. از این رو ممکن است که یک عمل برای یک شخص لذت آور باشد و برای شخص دیگری، درد و رنج آور و برای شخص سوّمی بی‌تفاوت باشد، که در این صورت برای شخص اول، خوب، برای شخص دوم، بد و برای شخص سوم دارای ارزش خنثی است.( مصباح یزدی ، 1374 : 149)
3.2. 2. 1.2. اپیکوریسم7
مکتب اپیکوریسم معتقد است که غایت و هدف زندگی لذت برون است. و ملاک حسن و قبح کارها را لذت می‌داند و لذات طبیعی که لذاتی معتدل وسالم اند ومنبع آرامش می باشند را قبول داشت . امالذاتی که بر آمده از حالت غیر طبیعی آزوشهوت باشد را قبول نداشتو ارزش‌های اخلاقی را مطلق و ثابت می‌داند.(صانعی، 1368 :25-23)
3.2. 2. 1.3. مکتب جرمی بنتام
جرمی بنتام8 فیلسوف انگلیسی است. وی سودگرایی لذت‌گرا است بنابراین، خوب را معادل سعادت و سعادت را معادل لذت می‌داند. وی سود عمومی یا سودگرایی اخلاقی را برای رسیدن به منفعت شخصی به حساب آورده و به آن توجیه می‌کند.او و امثال او مدعی‌اند که هر چه سود عمومی افزایش یابد، سود فرد نیز افزایش می‌یابد و نیز هر قدر زیان عمومی بیشتر باشد، فرد نیز بیشتر در معرض زیان قرار می‌گیرد. در این دیدگاه ملاک و معیار فعل ارزش اخلاقی در توجه نمودن به بیشترین غلبه خیر به شر یا کمترین غلبه شر بر خیر است. و در حقیقت با این معیار است که می‌توان به سود شخصی رسید.
به نفع خود ما است که منفعت دیگران را در نظر بگیریم. اگر ما به وعده‌هایمان وفا نکنیم، نمی‌توانیم از دیگران توقع وفا به عهد داشته باشیم و این در مجموع به ضرر ما تمام می‌شود. نیز اگر به دنبال آسیب رساندن به دیگران هستیم، از جامعه طرد شده، زیان می‌بینیم. .(جمعی ازنویسندگان،1386: 86-59).
3.2. 2. 1.4. مکتب استوارت میل
جان استوارت میل9، فیلسوف انگلیسی منفعت عمومی مطلوب را در تعیین ارزش اخلاقی اصل میدانست. وی و طرفدارانش منفعت و سود عمومی را بدون در نظر گرفتن منافع شخصی و اینکه آن را وسیله‌ای برای رسیدن به سود شخصی خویش بدانند، به لحاظ اخلاقی مطلوب می‌دانند.
این گروه در ارزیابی اخلاقی افعال، به میزان سود و زیان مترتب به نوع کار و نیز ملاک بیشترین سود برای بیشترین افراد توجه می‌کنند. بدین منظور، چنانچه میان منافع شخصی و منافع عمومی تزاحم و اختلافی به وجود آید، باید نفع عمومی را به نفع شخصی ترجیح داد.(همان)
3.2. 2. 1.5. مکتب کمال گرایی فریدریش نیچه:
در کمال گرایی، شخص دنبال این نیست که اعمال اختیارش سود عینی داشته باشد یا لذت مادی برای او پدید آورد. کمالگرا چیزی را اخلاقی می‌داند که باعث تحقق نفس و تکامل او شود، یعنی استعدادهای داخل نفس او به فضیلت برسد، در مقابل کمال، نقص نفس است یعنی به فضیلت نرسیدن قوه‌های انسان و هرچه باعث آن شود، ضدّ اخلاقی شمرده میشود.
یکی از مهمترین مکاتب کمال گرا، قدرتگرایی فریدریش نیچه10 (1846-1900) فیلسوف آلمانی است. وی معتقد است که حقیقت مطلق در کار نیست و با معرّفی قدرت به عنوان بزرگترین کمال انسانی اخلاق را به دو قسم اخلاق بردگان و فرهنگیان و اخلاق اربابان تقسیم کرد و آنگاه با ملاک قرار دادن اخلاق اربابان، فعل خوب را فعلی دانست که به انسان قدرت دهد و کاری بد را کاری معرّفی کرد انسان را ضعیف سازد. (ویلیام کی، 1376 :48)
3.2. 2. 2. نظریات وظیفه‏گرایانه‏
نظریات وظیفه‏گرایانه در اخلاق، بر آن است که خوبی و بدی، عمل مبتنی بر نتایج آن نیست؛ بلکه ویژگی‏های‏خود عمل است که مشخّص می‏کند آن عمل، خوب یا بد است؛ برای مثال، احکامی نظیر راست‏گویی خوب‏است یا باید با مردم به عدالت رفتار کنی، اگر به خود عمل توجّه داشته باشیم، یعنی راستی و عدالت را برای خود راستی و عدالت انجام دهیم و نه برای غایت و نتیجة آن‌ها و همچنین اگر نتایج راستی و عدالت، ‏ در خوبی و بدی آن‌ها تأثیری نداشته باشد، چنین نظریه‏ای، نظریة وظیفه‏گرایانه است.(مصباح یزدی،1374: 140)
3.2. 2. 2. 1.مکتب کانت:
یکی از طرفدارا ن نظریه وظیفه گرایی کانت می باشدکه در نظام اخلاقی خود سعی کرده است ارزش احکام اخلاقی را در خود آنها و مستقل از هر گونه غرض و غایتی قلمداد کند اگر احکامی وجود داشته باشند که مشروط به شرطی و برای او اصول به غایتی باشد ارزش اخلاقی ندارند،کانت11 امر اخلاقی را فقط اوامر مطلق می‏داند، نه اوامر مشروط. (صانعی، 179:1368)
یکی دیگر از شاخه های اخلاق، فرا اخلاق می باشد که به توضیح آن می پردازیم:
3.2. 3 .فرا اخلاق
فرا اخلاق، به تحلیل فلسفی در باب تعابیر اخلاقی، مانند خوب و بد و باید و نباید می‏پردازد؛ از این رو، اخلاق، ناظر به اخلاق دستوری، و در پی آن است که واژه‌ها و مفاهیمی را که در آن بکار رفته بفهمد. آیا خوبی واقعیت خارجی دارد با مفهوم انتزاعی است؟ آیا خوبی چیزی مانند رنگ است که‏می‏توانیم ببینیم یا چیزی مانند درد است که آن را می‏توانیم احساس کنیم. در سال‏های اخیر، به دلیل دلمشغولی ‏فزاینده فلسفه به تحلیل زبان، این شاخه از فلسفة اخلاق، ظهور و بروز بیش‌تری یافته است. (پالمر،1995: ص 11)
در حوزة فرا اخلاق، نظریات متفاوتی مطرح شده است که این نظریات را می‏توان تحت سه عنوان کلّی گنجاند:
طبیعت‏گرایی اخلاقی12
غیرطبیعت‏گرایی اخلاقی یا شهودگرایی13
غیر شناخت‌گرایی اخلاقی14
3.2. 3 .1. طبیعت‏گرایی اخلاقی
پیروان این نظریه اعتقاد دارند که همه گزاره‏هاى اخلاقى را مى‏توان به گزاره‏هاى غیر اخلاقى بویژه گزاره‏هاى واقعى تحقیق‏ پذیر یا اثبات ‏پذیر تعبیرکرد؛ مثلاًوقتى مى‏گوییم: “فلانى فرد بدى است”، مى‏توانیم بااثبات این که او در رفتار شخصى‏ اش ظالم، فریبکار وترسو و… بوده و یا با اثبات اینکه اعمال ونتایج بدى داشته مشخص کنیم که او فرد بدى بوده است. یا به عبارت دیگر این نظریه بر آن است که تمام گزاره‏های اخلاقی می‏توانند به گزاره‏های غیراخلاقی به ویژه به گزاره‏های واقعی، تحقیق‏پذیر یا اثبات‏پذیر تعبیر بشوند.(مور،1903:3)
3.2. 3 .2. غیرطبیعت‏گرایی اخلاقی (یا شهودگرایی):
مورنظریة خود را به نام شهودگرایی اخلاق مطرح می‏کند. ما از طریق شهود اخلاقی پی می‏بریم ‏که گزارة اخلاقی صادق است یا کاذب؛ زیرا به گونه‌ای بی‌واسطه می‏توانیم صفت خوبی را مشاهده کنیم؛مور می‏گوید که این صفت، منحصر به فرد و غیرقابل تعریف است. خوبی، چیزی است که اگرچه قابل تحلیل‏ نیست می‏توانیم تصدیق کنیم که فردی آن را واجد است یا نه. اگر سؤال شود که خوب و خیر چیست، پاسخ این‏ است که خوب، خوب است. این نهایت چیزی است که در این باره می‏توان گفت. یا اگر سؤال شود که ‏خوب چگونه تعریف می‏شود، پاسخ آن است که خوب، تعریف‏ناپذیر است؛ زیرا بسیط و غیرمرکّب است. امور دیگر با خوب تعریف می‏شوند؛ ولی خود خوب تعریف‏ناپذیر است.(مور،1903: 9-6)
3.2. 3 .3. غیر شناخت‏گرایی اخلاقی‏ یاعاطفه‏گرایى:
پیروان این نظریه معتقدند، قضایاى اخلاقى برخلاف دو نظریه قبل غیر شناختى‏اند. اگرکسى مى‏گوید: «دزدى خوب است» و شخص دیگرى مى‏گوید: «دزدى بد است»،این امر شبیه «هورا» و «اف»براى دزدى است. خوبى و بدى، بیانگراحساس رضایت و یا عدم رضایتند.(همان)
4.2. دیدگاه صاحب نظران در مورد اخلاق:
فلسفه اخلاق در قرن پنجم ق.م با سقراط آغاز شد که همچون یک پیامبر دنیوی ماموریت خود را در این می دید که پیروان خود را آگاه کند که به انتقاد عقلانی اعتقادات و اعمال خود محتاج اند. سقراط در زمینه ی اخلاقی حد وسط بین ارزش های نسنجیده ی طبقه ی اشراف و عمل شکاکانه طبقه ی بازرگانان قرار داشت. وی معتقد بود که انسان با توسل به عقل و دلیل می تواند به اصول اخلاقی دین دست یابد که به موجب آنها خودخواهی را با نفع عمومی تطبیق کند و اصولی باشند کلی برای هر کس در هر زمانی یعنی به مطلق بودن اخلا ق معتقدند و به اعتقاد سقراط تیره بختی انسان حاصل نادانی اوست. بزرگترین فضیلت دانایی است و اشتباهات آدمی از نادانی او سرچشمه می گیرد. اگر کسی واقعا بداند که چیزی بد است هرگز آن را انجام نمی دهد. همچنین باید در شناخت خیر کوشید و تعریف درستی از امور خیر به دست آورد. فضیلت چیزی غیر از دانش و حکمت و خردمندی نیست. (صانعی،1368 :10-6)
از دیگر فیلسوفان بزرگ که نظریاتی راجع به اخلاق دارند افلاطون می باشد، افلاطون اصول اخلاقی را از شناخت انسان استنتاج کرد. از نظر او اخلاق عالی ترین و مهمترین نوع معرفت است که برتر از علوم دیگر قرار دارد و او بنیاد اخلاق را در عدالت، حقیقت و زیبایی می داند و مرجع این سه را به یک چیز باز می گرداند که آن خیر است، مقصود افلاطون از فلسفه ی اخلاق این است که طریق هدایت سوی مشاهده خیر را نشان دهد و طرز کار او تابع چیزی است که خود آن را معراج دیاکلتیکی یا دیاکلتیک صعودی نامیده است و در انتهای این سیر صعودی، صورت خدا قرار دارد. (صانعی،1368 :14-13)
افلاطون همانند استاد خود سقراط عمل نیک را نتیجه علم به نیکی می داند و معتقد است که اگر مردمان نیکی یا خیر را بشناسند به بدی و شر گرایش پیدا نمی کند.
این فیلسوف مسائل اخلاقی را مبتنی بر مابعدالطبیعه تفسیر می کند و تلاش می کند تا مشکلات اخلاقی را نیز به مدد نظریه «مثل» حل کند. به نظر او خیر و عدالت معانی الهی هستند و هستی حقیقی و مستقل دارند. روح انسانی قبل از حلول در بدن در عالم مثل از «خیر مطلق» بهره برده است.
انسان برای این که به خیر و سعادت برسد باید دل و اندیشه خود را از آلودگی ها پاک کند و به فضایلی برسد.
افلاطون معتقد است: انسانی که عدالت بر زندگی او حکومت کند انسانی خردمند و سعادتمند خواهد بود. برای کشف اینکه زندگی نیکو چیست، نخست باید به تحصیل انواع معینی از دانش و معرفت پرداخت. افلاطون عینیت اصول اخلاقی معتقد است و می گوید “کردار معینی وجود دارد که مطلق و مستقل از عقیده هرکس است و اینکه امور اخلاقی تنها به رای یا پسند افراد بستگی داشته باشد، مردود است.” (پاپکپن،1367 : 12-10)
به عبارت دیگر سقراط و افلاطون اخلاق را از مقوله ی علم می دانستند و بر آن بودند با گسترش علم ودانش در جامعه مردم خوبیها وبدی ها رو از هم تشخیص دهند و به اخلاق خوب آراسته شوند به خاطر همین تعلیم را عین تربیت دانستند.
و دیگر فیلسوف بزرگ ارسطو می باشد که با اینکه سالها تحت تعلیم آکادمی افلاطون قرار داشت. او نظریه ی اخلاقی مخالف با افلاطون ارائه داد. ارسطو نظریات اخلاقی که به یک منبع فوق طبیعی از قبیل خدا یا عقل محض بودند قبول نداشت و معیارهای اخلاقی را در نیازهای اساسی انسان، تمایلات و استعدادهای او می دانست.
ارسطو معتقد است نیازهای فرد و جامعه منطبق بر یکدیگرند در نتیجه از نظر ارسطو اخلاق عبارت است از تعریف سعادت یا زندگی خوب بعنوان فعالیت منطبق با فضیلت یعنی ارضای هماهنگ تمایلات طبیعی انسان. وی فضیلت یا اخلاق را حد وسط و میان افراط و تفریط می داند.(صانعی،1368 :16،19)ارسطو در کتاب نیکو ماخس زندگی موافق با فضیلت را سعادت می داند و فضیلت را چنین تعریف می کند” فضیلت ملکه ای است که حد وسطی را انتخاب کند که برای ما درست وبا موازین عقلی ما سازگار است، با موازینی که مرد دارای حکمت عملی حدوسطی را با توجه به آن ها معین می کند این حد وسط میان دو عیب ،یعنی افراط و تفریط قرار دارد”.(ارسطو ، 66:1367)
سعادت از نظر ارسطوعبارت از “فعالیت نفس در حال توافق باعقل است» یا به تعبیر دقیق تر «فعالیت نفس در انطباق با فضیلت است”. (همان:31)
5.2. دیدگاه صاحب نظران مسلمان راجع به اخلاق:
نراقی که از فیلسوفان برجسته جهان اسلام است در خصوص اخلاق می فرماید: “فضایل اخلاقی نجات دهنده ی انسان و نردبان رسیدن او به سعادت جاودانه است و زشتی های اخلاقی تباه کننده ی جان وی بوده و بدبختی: دایمی را در پی دارد پس خالی نمودن جان از دومی و آراسته شدن به اولی از مهم ترین واجبات انسان و تنها راه رسیدن به حیات حقیقی است و بدون این دو رسیدن به حیات پاک انسانی از محالات است.” (نراقی، ج 1؛ ص 9)
فضایل اخلاقی به منزله ی حد وسط است و رذایل در اطراف آن قرار دارد. به همین دلیل فضیلت بیش از یکی نیست، در حالی که رذایل اطراف آن بیشمار است (همان، ج 1: 60)
لذا فضیلت نسبت به برخی از متغیرها مانند افراد و حالات و زمان ها متفاوت است. چه بسا مرتبه ای که از وسط نسبت به برخی از انسانها فضیلت و نسبت به برخی دیگر رذیلت باشد زیرا انسان ها از نظر علمی متفاوت اند. ثانیاً مراتب قرب به حق در این مقام نقش تعیین کننده ای دارد به بیانی روشن تر، وسط حقیقی مانند نقطه ای غیر قابل تقسیم است لذا یافتن وسط حقیقی و ثبات بر آن ناممکن است و هر گاه شخصی را واجد شرایط صفتی بیابیم، نمی توانیم حکم کنیم فضیلت او همان وسط حقیقی است، اما چون این فضیلت به وسط حقیقی نزدیک است و برای این شخص دسترسی به حدی نزدیکتر از این وسط حقیقی ممکن نیست، آن را به نسبت به این فرد حد وسط می دانیم به هر اندازه این فضیلت به وسط حقیقی نزدیکتر باشد کامل تر و قوی تر است. (نراقی،1385 : 32)
از دیدگاه علامه طباطبایی فیلسوف معاصر مسلمان، هدف تربیت اخلاقی، رسیدن به توحید در زمینه ی اعتقاد و عمل است. بنابراین تربیت اخلاقی باید به عبودیت الهی بیانجامد این هدف و روش مخصوص قرآن است (طباطبایی، ترجمه موسوی همدانی، 1363، ج1: 257)
بنابر این یکی از ضرورت های حیات آدمی، شناخت نوع ارتباط او با خداوند است، علامه معتقد است «توحید» ریشه ی درخت اسلام و روح همه آموزه های قرآن است از این روی مهمترین مبنای تربیت اخلاقی را «توحید» می داند. ایشان بیان می کند شجره طیبه ای که قرآن از آن نام می برد که اصل آن ثابت و فرع آن در آسمان است، همان توحید است که فروع آن اخلاق، اعتقادات و احکام می باشد (طباطبایی، ترجمه موسوی همدانی، 1363، ج1: 26) علامه در الميزان به صراحت و روشني نسبيت گرايي را ردّ مي نمايند. حسن وقبح برعدالت به عنوان يك مفهوم كلي هم وجود داشته و هيچگاه نبوده است كه جامعه اي فاقد حسن وقبح بوده يا صفت عدالت را قبح بشمارند. ارزش ها به شكل مفهومي مطلق هستند ودر صورت مصداقي نسبي يعني حسن وقبح به طور مطلق در خارج يافت نمي شود، عدالت مفهوماً مطلق است و حسن و مصاديق آن در طول زمان تغيير وتحول مي يابد . انسان هميشه در مسيرتحول عوامل اجتماعي،رضا مي دهد كه همه احكام و قوانين اجتماعي بطور دفعي و تدريجي تغيير يابد ولي هيچگاه راضي نمي شود. صفت عدالت را از وي سلب كرده وظالمش بنمايد نسبیت گرایان مرتکب مغالطه مفهوم و مصداق شده اند. (طباطبایی، ترجمه موسوی همدانی، 1363، ج5: 14)
در اصول تربیتی، آن ریشه ی اصلی که باید آن را آبیاری کرد همان اعتقاد به خداست، و در پرتو این اعتقاد، هم باید احساسات نوع دوستانه را تقویت کرد هم حس زیبایی را پرورش داد. هم اعتقاد به روح مجرد و عقل مجرد و عقل مستقل از بدن را تقویت کرد و هم حتی از حسن منفعت جویی انسان استفاده کرد. همان طور که در این کار را در ادیان کرده اند. یعنی در ادیان الهی هم از حس منفعت جویی بشر و حس فرار از ضرر او، به نفع اخلاق بشر استفاده شده است.
مطلق بودن اخلاق را با مطلق بودن فعل اخلاقی نباید اشتباه گرفت یعنی روی یک فعل نمی شود تکیه کرد.
مرتضی مطهری یکی از فیلسوفان مسلمان معاصر اخلاق را اینگونه معنا میکنند:
“اخلاق عبارت است از یک سلسله خصلتها و سجایا و ملکات اکتسابی که بشر آنها را به عنوان اصول اخلاقی می‌پذیرد؛ به عبارت دیگر قالبی برای انسان که روح انسان در آن کادر و طبق آن طرح و نقشه، ساخته می‌شود. در واقع اخلاق، چگونگی روح انسان است.”(مطهری،1375: 47)
ایشان در جای دیگر می‌فرماید:
“اخلاق مرتبط با ساختمان روحی انسان است. و بر این اساس با آداب و رسوم مرسوم در جوامع تفاوت دارد؛ چرا که آداب و رسوم یک سلسله قراردادهای صرف می‌باشند که ربطی به ملکات و خلقیات و قالبهای روحی درونی ندارند.” (مطهری،1375:347)
شهید مطهری (ره) در تعریف علم اخلاق نیز مینویسند:
“علم اخلاق، علمی است که دستورالعملهای کلی برای زیستنی مقدس، متعالی و ارزشمند را مورد بحث قرار می‌دهد به عبارت دیگر، علم اخلاق، علم قالبهای کلی برای چگونگی زیستن متعالی و با قداست می‌باشد. این چگونگی هم شامل رفتار می‌شود و هم شامل ملکات نفسانی، یعنی این که انسان باید چگونه رفتار کند و چگونه ملکاتی داشته باشد، تا زیستن او با ارزش باشد. ملکاتی مانند: عدالت، تقوا، شجاعت، عفت، حکمت، استقامت، وفا و صداقت و…”(همان، 46)
فعل اخلاقی آن فعلی است که هدف از آن، منافع مادی و فردی نباشد، خواه انسان آن را به خاطر احساسات نوع دوستی انجام دهد، خواه به خاطر زیبایی فعل، خواه به خاطر زیبایی روح خود، خواه به خاطر استقلال روح و عقل خویش و خواه به خاطر هوشیاری. همان قدر که «خودی» و منفعت فردی درکار نبود، فعل اخلاقی است.
دکتر سروش در رابطه با اخلاق بیان می کند: یکى از مهم ترین انتظاراتى که ما از دین داریم این است که به ما اخلاقیات و ارزش هاى اخلاقى را بیاموزد و خوب و بد، فضیلت و رذیلت و راه سعادت و شقاوت را تعلیم دهد.
“اخلاقیات به دو دسته بزرگ تقسیم مى‌شوند: اخلاقیات مخدوم و خادم. مخدوم بودن یا خادم بودن را در نسبت با زندگى لحاظ مى‌کنیم؛ یعنى یک دسته ارزش‌هاى اخلاقى داریم که زندگى براى آنهاست و یک دسته ارزش‌هاى اخلاقى داریم که آنها براى زندگى‌اند. ارزش‌هایى را که زندگى براى آنهاست، ارزش‌هاى مخدوم مى‌نامیم؛ یعنى ما به آنها خدمت مى کنیم مانندخدا، انسان یا خود زندگی، و ارزش‌هایى را که براى زندگى، یا در خدمت آدمی‌اند وبرای بهتر شدن زندگی است، ارزش‌هاى خادم مى‌نامیم مانند کم سخن گفتن ،اکرام بستگان وراستگویی و…… ازاین رو اگرشکل زندگی در اثر تحولات تاریخی دگرگون شود ارزش های خادم نیز دگرگون می شود وارزش های پیشین نخواهد توانست در شکل جدید زندگی نقش مفیدی ایفا کند. حقیقت این است که حجم عظیم و بدنه اصلى علم اخلاق را ارزش‌هاى خادم تشکیل مى دهند دین درباره ارزش هاى مخدوم سنگ تمام گذاشته است، اما براى ارزش‌هاى خادم نه؛ چون این ارزش ها (که اکثریت ارزش ها هم هستند) کاملا به نحوه



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه ارشد

دیدگاهتان را بنویسید