وزارت علوم، تحقیقات و فناوری
دانشگاه ملایر
دانشکده علوم انسانی- گروه علوم تربیتی
پایان نامه کارشناسی ارشد تاریخ و فلسفه آموزش و پرورش(گرايش تعلیم و تربیت اسلامی)
مطالعه تطبيقي ديدگاه سنت گرايان و پساساختارگرايان در باب امكان علم ديني
به وسیله ی :
مرتضی ولیئی
استاد راهنما :
دکتر علی ایمان زاده
استاد مشاور:
دکتر ناصرالدین حسن زاده
خرداد 1394
به نام خدا
مطالعه تطبيقي ديدگاه سنت گرايان و پساساختارگرايان در باب
امكان علم ديني
به وسیله ی :
مرتضی ولیئی
پایان نامه
ارائه شده به تحصیلات تکمیلی به عنوان بخشی
از فعالیت های لازم برای اخذ درجه کارشناسی ارشد
در رشته ی:
تاریخ و فلسفه آموزش و پرورش(گرايش تعلیم و تربیت اسلامی)
از دانشگاه ملایر
ارزیابی و تأیید شده توسط کمیته پایان نامه با درجه:
دکتر علی ایمان زاده، استادیار فلسفه تعلیم و تربیت(استاد راهنما)
دکتر ناصرالدین حسن زاده، استادیار فلسفه غرب(استاد مشاور)
دکتر عباس خاکپور، استادیار مدیریت آموزشی( داورداخلی)
دکتراحسان ترکاشوند، استادیار فلسفه وکلام اسلامی ( داورخارجی)
دکتر روح اله کریمی، استادیار (نماینده تحصیلات تکمیلی)
خرداد 1394
تقدیم
سپاس و ستایش مر خدای را جل و جلاله که آثار قدرت او بر چهره روز روشن، تابان است و انوار حکمت او در دل شب تار، درفشان. آفریدگاری که خویشتن را به ما شناساند و درهای علم را بر ما گشود و عمری و فرصتی عطا فرمود تا بدان، بنده ضعیف خویش را در طریق علم و معرفت بیازماید.
تقدیم به پدرم به استواری کوه، مادرم به زلالی چشمه، همسرم به صمیمیت باران.
 
تقدیم به :
خدایی که آفرید
جهان را، انسان را، عقل را، علم را، معرفت را، عشق را
و به کسانی که عشقشان را در وجودم دمید.
سپاسگزاری
خداوند بزرگ را شاکرم که لطف خود را شامل حال من نمود تا بتوانم تحقیق خود را به پایان برسانم و بتوانم سهمی هر چند اندک، در راه توسعه علمی ایران عزیز بردارم که چو ایران نباشد، تن من مباد.
همچنین از زحمات جناب آقای دکتر علی ایمان زاده و جناب آقای دکتر ناصرالدین حسن زاده اساتید محترم راهنما و مشاور، جناب آقایان دکتر احسان ترکاشوند و دکترعباس خاکپور اساتید محترم داور ، کمال تشکر دارم که من لم یشکر المخلوق لم یشکرالخالق. در پایان از زحمات خانواده خوبم و دوستان عزیزم و سایر کسانی که در تدوین این تحقیق مرا یاری نمودند متشکرم و از خداوند منان سلامت و سعات ایشان را خواستارم.
نام خانوادگی دانشجو : ولیئی نام :مرتضیعنوان پایان نامه : مطالعه تطبيقي ديدگاه سنت گرايان و پساساختارگرايان در باب امكان علم دینیاستاد راهنما : دکتر علی ایمان زاده
استاد مشاور : دکتر ناصرالدین حسن زادهمقطع تحصیلی: کارشناسی ارشد رشته: تاریخ و فلسفه آموزش و پرورش گرایش: تعلیم و تربیت اسلامی
دانشگاه ملایر-گروه: علوم تربیتی تاریخ فارغ التحصیلی : خرداد 1394
تعداد صفحات: 148کلید واژه : ” مطالعه تطبيقي، سنت گرايان، پساساختارگرايان، علم ديني، جهان بینی اسلامی”چکیده
در جامعه کنونی مباحث پیرامون دین و اعتقاد و عدم اعتقاد به دین بسیار مطرح و مورد بحث قرار می گیرد، تا آنجا که برخی دین را طرد و برخی کاملاً بدان اعتقاد دارند،در ذیل دو عنوان پساساختارگرایی و سنت گرایی مورد نظر ما قرار گرفته اند. این مسئله مطرح می گردد که امکان و ماهیت علم دینی در تلقی سنت گرایی و پساساختارگرایی چگونه است و با مطالعه تطبیقی به این موضوع پرداخته شد. نظریات سنت گرایانی چون رنه گنون، فریتیوف شوان و سید حسین نصر مورد بررسی قرار گرفت که سنت را پیوند الهی می دانند و تمام امور را به سنت الهی ارتباط می دهند و مباحثی چون علم مقدس، حکمت خالده، وحدت متعالی ادیان، کثرت گرایی دینی و گرایش به عرفان و تصوف به عنوان مهمترین مسائل سنت گرایان به شمار می روند. با توجه به این مباحث سنت گرایان علم دینی را مورد تأیید و پذیرش قرار می دهند. پساساختارگرایانی چون ژیل دلوز، میشل فوکو، ژان فرانسوا لیوتار و ژاک دریدا با طرح مسائلی چون نفی فراروایت ها، نام گرایی، بازی های زبانی، کثرت گرایی و ساختارشکنی به نفی هرگونه ساختار ثابت و معین می پردازند و با ساختارهای ثابت که دین هم یکی از آنان به شمار می رود مخالفت نموده اند.
فهرست
تقدیم‌أ
سپاسگزاری‌ب
چکیده‌ج
فصل اول کلیات پژوهش1
مقدمه2
طرح مسئله2
ضرورت و اهداف تحقیق7
هدف اصلی و اهداف جزئی9
هدف اصلی9
اهداف جزئی9
سؤالات تحقیق9
سؤال اصلی9
سؤالات جزئی9
روش تحقیق9
روش تجزیه و تحلیل اطلاعات10
نتیجه گیری/تأیید10
سابقه تحقیق10
فصل دوم معناشناسی13
مقدمه14
مفهوم علم دینی14
تعاریف مختلف علم و دین19
تعاریف علم19
تعاریف دین21
علم دینی23
1-رویکردها در باب امکان علم دینی25
1-1-رویکرد حداقلی25
1-2- رویکرد حداکثری25
2- مؤلفه های علم در فرهنگ دینی25
3- محورهای اساسی علم دینی27
4- معیار صحت علم دینی28
4-1- حقیقت گرایی28
4-2- حقانیت و کارایی در جهت الهی28
نظریه های علم دینی31
1- اخذ نظریه های جهان شمول از دین و جهت دهی دین به علم31
2- نظریه قبض و بسط تئوریک شریعت32
3- توجه به مراتب طولی عقل در درک حقایق عالم و تلازم همه جانبه عقل و نقل32
4- نظریه گزیده گویی دین32
مفهوم سنت گرایی33
مفهوم پساساختارگرایی35
فصل سوم امکان علم دینی از دیدگاه سنت گرایان39
مقدمه40
فیلسوفان سنت گرا41
1 – رنه گنون41
2 – فریتیوف شوآن42
2-1- حکمت خالده از نظرشوآن42
2-3- وحدت باطنی و کثرت ظاهری ادیان43
2-4- حکمت جاویدان اصیل43
3- سید حسین نصر45
3-1- سنت گرایی علم دینی سیدحسین نصر45
3-2- نقدتجددگرایی نصر48
امکان علم دینی از نظر سنت گرایان49
اصول سنت گرایان51
1- علم مقدس51
1-1- تقسیم بندی علوم سنتی52
1-1-1- علم قدسی52
1-1-2- علم مقدس52
1-2-ابعاد علم قدسی52
1-2-1- بعد ثبوتی52
1-2-2- بعد اثباتی52
2 – حکمت خالده57
3- وحدت متعالی ادیان60
فصل چهارم امکان علم دینی از دیدگاه پساساختارگرایان62
مقدمه63
فیلسوفان پساساختارگرا66
1-ژیل دلوز66
1-1- کثرت گرایی عرضی دلوز67
2 – میشل فوکو68
3 – ژان فرانسوا لیوتار70
3-1- بازی های زبانی لیوتار72
3-2- پایان فراروایت ها افول پروژه های رهایی و نظم لیوتار73
3-3- سیاست، نظریه سیاسی و ایدئولوژی74
3-4- نام گرایی لیوتار74
4 – ژاک دریدا76
4-1- ساختارشکنی77
پساساختارگرایی و روش79
اصول پساساختارگرایی80
1 – نفی فرا روایت ها80
2 – نام گرایی84
3 – بازی های زبانی86
4 – کثرت گرایی89
5- ساختارشکنی93
فصل پنجم مطالعه تطبیقی امکان علم دینی از نظر سنتگرایان و پساساختارگرایان96
مقدمه97
1 – معنای علم در علوم سنتی و علوم پست مدرن104
2- تفاوت دیدگاه های سنتی و پست مدرن در علوم106
2-1- تفاوت در جایگاه امر مقدس106
2-2- تفاوت در نحوه نگرش به سلسله مراتب هستی106
2-3- تفاوت در هدف107
2-4- تفاوت در زبان107
3 – تفاوت های جهان بینی سنت گرایی وجهان بینی علمی پست مدرن108
3-1- محورهای عمده تعارض جهان بینی سنتی و پست مدرن108
3-1-1- تفاوت در جایگاه روح و ماده108
3-1-2- تفاوت در نحوه نگرش نسبت به انسان108
3-1-3- تفاوت در تصویر پایان عالم109
3-1-4- تفاوت در معناداری جهان109
3-1-5- تفاوت در تعلق انسان به جهان109
4- اخلاق علمی در نظر سنت گرایان و پساساختارگرایان110
نقد های سنت گرایان به علم جدید114
فصل ششم نتیجه گیری و پیشنهادات116
مقدمه117
پیشنهادات پژوهشی123
محدودیت های پژوهش123
فهرست منابع124
منابع لاتین132
فصل اول کلیات پژوهش

مقدمه
وقتی سخن از معنا و امکان علم دینی به میان می آید، اولین مطلب این است که مقصود از علم در تعبیر علم دینی چیست. وقتی نگاهی به تاریخ تحولاتی که پیرامون مفهوم علم رخ داده، می افکنیم، با طیفی از آراء و اندیشه ها و کاربردهای مختلف این واژه مواجه می شویم، به طوری که گاه تنوع کاربردی واژه به حدی است که گویا این واژه یک مشترک لفظی است. برای اینکه گرفتار این تشتت نشویم، دو تلقی در باب امکان علم دینی را در نظر می گیریم و به مطالعه تطبیقی آنها می پردازیم، دو تلقی سنت گرایی و پساساختارگرایی در باب امکان علم دینی را مورد بررسی قرار می دهیم. سنت گرایی یکی از جریانات اساسی روزگار ماست که نه تنها نمی توان آن را نادیده گرفت چرا که سنت گرایان چیزی را خارج از چارچوب سنت نمی دانند و همه تأملات خود را در این راستا تبیین می کنند. پساساختارگرایی به مجموعه‌ای از افکار روشنفکرانه فیلسوفان اروپای غربی و جامعه‌شناسانی گفته می‌شود که با گرایش فرانسوی، مطلب نوشته‌اند. تعریف دقیق این حرکت و تلخیص آن کار دشواری است ولی به شکل عمومی می‌توان گفت که افکار این دانشمندان، توسعه و پاسخ به ساختارگرایی بوده‌ است و به همین دلیل پیشوند «پسا» را به آن اضافه کرده‌اند.
طرح مسئله
اگر چه در طول تاریخ بین یافته های علمی بشر آموزه های دینی- اعم از ادیان الهی و غیر الهی – گاه اختلافات و تعارضاتی مشاهده می شده، اما تا پیش از دوره تمده جدید غربی، هیچگاه جریان علم و جریان دین به عنوان دو جریان رقیب و متعارض شناخته نمی شد. با تحولاتی که از دوره رنسانس شروع شد و به شکل گیری تمدن جدید و مدرنیته انجامید. بسیاری از پیشگامان علم نوین- همچون رابت بویل، نیوتن و لایب نیتس نه تنها بین علم و دین تعارضی نمی دیدند بلکه اساساً نظریان جدید علمی خود را به گونه ای مطرح می کردند که لااقل از نظر خود به تقویت نگاه دینی به عالم منجر شود، اما از طرفی ضعف نگاه فلسفی که از ابتدای رنسانس دامن گیر تفکر جدید شده بود و نیز ضعف کلیسا در مواجهه معقول و عمیق با پیشرفت های علمی، و از طرف دیگر نقش آفرینی علوم جدید در دستیابی روز افزون به تکنولوژی هایی که روال زندگی دنیوی را تسهیل می نمود، به شکل گیری جریان «علم زدگی» انجامید. با این حال از آنجا که از سویی دینداری و پرستش در فطرت آدمیان نهاده شده و اعراض کامل از آن ممکن نیست، و از سوی دیگر، علم جدید از عهده پاسخگویی به پاره ای از نیازهای مهم انسان بر نیامده و بلکه خود مشکلات جدیدی را در عرصه حیات انسانی پدید آورد، امروزه شاهد نوعی بازگشت دوباره به دین هستیم. (سوزنچی،1389، صص.1-2).
در مورد علم و منظور از آن در این بیان و بر اساس برآیند تعاریف ارائه شده، مراد از علم معرفت و یا شیوه علمی نیست بلکه مراد از آن، دانشی است که به صورت گزاره های منطقی در خصوص موضوع معینی سامان یافته است. البته این مفهوم می تواند شامل علومی از نوع تجربی- طبیعی و انسانی و فراتجربی باشد. مراد از دین در مفهوم علم دینی، مجموعه آموزه های فرابشری مقدسی است که در قالب باورها، اعمال و اخلاقیات درآمده و مجموعه آن، سنت های دینی متعارف را پدید آورده است. البته در این پژوهش و بر مبنای نظر سنت گرایان دین شامل تمام ادیان موجود چه ادیان ابراهیمی و چه ادیان غیرآسمانی می شود.
در مورد مفهوم علم، اختلاف نظر های بسیار وجود دارد. کسانی که طبع و مزاج فلسفی ندارند به ماهیت علم نمی پردازند، یعنی میان ماهیت و وجود علم تفاوت نمی گذارند و علم را عین چیزی می انگارند که در کتاب های علمی موجود است. البته آنچه در کتب و مقالات علمی وجود دارد علم است، مطالب این کتاب ها را ظاهراً می توان آموخت و فراگرفت. ولی صاحب نظرانی هستند که می گویند حوزه نشر آموزش و پژوهش این علوم، عالم خاصی است. به نظر این محققان، تحول از مرحله تاریخ علم به مرحله دیگر با «انقلاب» صورت می گیرد. در دوره رنسانس این انقلاب بسیار اساسی و عمیق بود، زیرا علم صرفاً متحول نمی شد، بلکه مقامی پیدا می کرد که قبلاً نداشت. نکته این نیست که در گذشته علم عزیز و محترم نبود و مردمان در پرتو آن راه نمی جستند، بلکه نکته اینجاست که اتفاقاً در دوره جدید، علم حرمت بیشتر پیدا نکرد، بلکه با تبدیل شدن به پژوهش، عین قدرت و منشائیت اثر شد. (داوری اردکانی،1378 ، ص. 106).
هر مکتب فلسفی، روش خاص خود را در باب امکان علم دینی در پیش می گیرد که متناسب با ویژگی های منحصر به فرد همان مکتب است. جریان سنت گرایی را رنه گنون1 فیلسوف فرانسوی تاسیس کرد و با مطالعات فریتیوف شوآن2 توسعه یافت و به گفتمان و جریان فکری خاصی بدل شد. در حال حاضر سید حسین نصر شاخص ترین چهره این جریان است. در این دیدگاه سنت وسیله رسیدن انسان به خدا و شامل مبانی مابعدالطبیعه و یا وجود شناسی، انسان شناسی، اخلاق و خداشناسی است. در قلب تمام سنن، حکمت خالده وجود دارد، بر خلاف نظرشوآن که حکمت خالده را با مابعدالطبیعه مترادف و مابعدالطبیعه را علم به حقیقت الحقایقی می داند که تنها از طریق تعقل قابل حصول است، نه از راه عقل جزیی. (امامی جمعه،طالبی،1391، ص. 37).
در سنت گرایي دو امر بيشتر نمود دارد: 1- علم مقدس 2- حکمت خالده
علم مقدس یا علم قدسی یکی از محوری ترین اصول سنت گرایی است که با دیگر مبانی و دیدگاه های سنت گرایی در ارتباط و پیوند عمیق است. در دیدگاه سنت گرایان، علم اعلی یا مابعدالطبیعه به مفهوم سنتی آن به رسمیت شناخته می شود که به مبدأ الهی و تجلیات آن می پردازد. این همان علمی است که به بالاترین معنای آن می توان از آن به علم مقدس تعبیر کرد. به این علم – که در اعماق وجود انسان و نیز در قلب تمام ادیان راست آئین و اصیل نهفته است – می توان به مدد عقل رسید. این معرفت اصیل ذاتاً ریشه در امر مقدس دارد، چرا که از آن حقی صادر می شود که پدید آورنده این امر مقدس بما هو مقدس است. معرفتی که عین وجود و وحدت آفرین است، چون سرانجام از دوگانگی میان ذهن و عین در وحدت مطلق فراتر می رود. آن وحدت مطلقی که سرچشمه هر امر مقدسی است و تجربه امر مقدس است که کسانی را که شایستگی لازم را دارند، به ساحت آن وحدت هدایت می کند. (فکری ،1391، صص. 30-29).
نصر رد پای حکمت جاوید را در اندیشه حکیمان مسلمان به وضوح نشان می دهد. او منبع این حقیقت یگانه را که شکل های مختلفی متجلی می شود، همان «دین حق می داند» و معتقد است باید آن را در تعالیم پیامبران باستان که سلسله آن به حضرت آدم علیه السلام می رسد، جستجوکرد و هرمس همان ادریس نبی و پدر فیلسوفان است. سهروردی اصطلاح حکمت الهی یا حکمت اللدنیه را در همان معنایی که از صوفیا استفاده می شود، به کار می برد. ملاصدرا نیز معرفت حقیقی را عین حکمتی ازلی می دانسته که از آغاز تاریخ بشر موجود بوده است . (امامی جمعه،طالبی،1391،صص. 45-44).
در طول تاریخ تفکر بشری، همواره بین گونه های مختلف باورهای آدمی همانند دین و فلسفه و… نوعی رابطه و نسبت وجود داشته و این رابطه، مورد تأمل متفکران قرار گرفته است. یکی از مهمترین این تعاملات، برخورد میان باور ها و آموزه های علمی و باور های دینی است. مطالعه تاریخ تکوین علم نشان می دهد که علم جدید در یک بستر و زمینه دینی شکل گرفته است. اما به تدریج نگرش دینی به عالم و پدیده های آن از جمله انسان، از محیط های علمی رخت بر بست، به گونه ای که در نیمه اول قرن بیستم، طرح دیدگاه های دینی در محافل آکادمیک، خلاف عرف و مد تلقی می شد. با این همه از نیمه دوم قرن بیستم به بعد، به ویژه از اوایل دهه 1970 شماری از دانشمندان علوم فیزیکی و زیستی تمایلات و گرایشات دینی خود را آشکار ساخته اند و کنفرانس های مشترکی نیز بین دانشمندان، فلاسفه برگزار شده است. تا آنجا که به رابطه علم و دین و به خصوص نسبت علم و اندیشه اسلامی مربوط می شود. (لطیف پور،عروتی موفق، 1389، ص. 140 ).
در فلسفة علم دینی، از مباحثی نظیر ماهیت، هویت، معیار، امکان تصوری (معنا داری عنوان علم دینی) امکان تصدیقی، مبانی(هستی شناختی، معرفت شناختی، انسان شناختی، دین شناختی و…)، منابع (مصادر)، روش، موضوع، ساختار، قلمرو، انواع و مراتب، غایت، کارکرد، فرایند و عوامل دخیل در تکون و تکامل علم دینی، (نظریة تحول علم، علل و عوامل و انواع تحول واقع و متوقع در علم دینی)، تفاوت علم دینی و علم سکولار، انواع یا مراتب علم دینی، جایگاه آن در هندسة معرفت دینی و نسبت و مناسبات علم دینی با دیگر معرفت‌ها، سخن گفته می‌شود. (رشاد، 1387، ص. 9 ).
به تعبیر دیگر، لااقل در فضای بحث از علم دینی، دو تصور می تواند محل بحث باشد : یکی «علم دینی» به معنای «گزاره های معرفت بخش دینی» و دوم « علم دینی» به معنای « یک رشته علمی» و «یک مجموعه معرفتی مشخص که به نحوی «دینی» باشد»، مانند «روانشناسی دینی» یا «اقتصاداسلامی». (سوزنچی، 1389، ص. 16 ).
خسرو باقری درتعبیر «علم دینی» واژه علم را با دو قید به کار می برد؛ نخست اینکه علم تجربی مورد نظر است، نه علم به مفهوم اعم کلمه و دیگر اینکه از علوم تجربی، تنها علوم تجربی انسانی در کانون بحث قرار دارد. بنابراین، در به کارگیری تعبیر علم دینی، به مواردی چون «روانشناسی اسلامی» یا «جامعه شناسی اسلامی» نظر دارد. (باقری، 1390، ص. 180 ).
ضرورت و اهمیت بحث علم دینی از آن جهت است که امروزه بر همگان آشکار گردیده که علوم متجددانه و غیر دینی، دچار پاره ای محدودیت ها و کاستی های نظری و نیز پیامدهای منفی عملی اند و لذا چندی است که در جهان غرب در راستای رفع این نواقص، مسئله الهی کردن علم و یا علم خداباورانه مطرح شده است و به طور روز افزون دانشمندان و متخصصان علوم تجربی به سوی دین و معنویت، گرایش پیدا کرده اند. علاوه بر آن در جهان اسلام، افزون بر توجه به کاستی های علوم غیر دینی، عوامل دیگری در تسریع حرکت دینی سازی یا اسلامی کردن علوم مؤثر بوده است. ورود علوم متجددانه و غیر دینی به جوامع اسلامی، محیط های علمی این جوامع را با نوعی دوگانگی روبه رو ساخت. از یک سو میل به حفظ ارزش های دینی و اسلامی وجود داشت و از سوی دیگر، علومی آموزش داده می شد که مجال چندانی برای پایبندی به باورها و ارزش های دینی باقی نمی گذاشتند. از این گذشته، مشاهده رکود جوامع اسلامی به دلیل بی توجهی به علوم تجربی- اعم از طبیعی و انسانی- و پیشرفت جوامع غربی به دلیل استفاده از آن ها، اندیشمندان مسلمان را به بهره گیری از این علوم فرا می خواند، ضمن آنکه ناسازگاری بخشی از مبانی و نظریات علوم یاد شده با مبانی و آموزه های دینی، و غیر یقینی بودن یافته های علمی، مانع از پذیرش کامل و بی چون و چرای آنها می شد. این واقعیت، دانشمندان مسلمان را بر آن داشت تا به بازنگری عمیق علوم متجددانه و روش های آنها همت گمارند. چرا که تضمین رشد و توسعه اجتماعی و صنعتی توأم با تداوم حیات معرفت دینی در جوامع اسلامی نیازمند نگرشی جدید به علومی بود که گاه با معارف دینی سر ستیز داشتند، و حتی فراتر از آن مستلزم تجدید نظر در مبانی و پیش فرض های نظری و ارزشی علومی که در بستر فکری خاص جوامع غربی رشد یافته اند بوده است. (لطیف پور، عروتی موفق، 1389، ص. 142 ).
می توان اینگونه بیان نمود که هر پژوهشگر و هر فرد و به عبارتی هر دانشمند متأثر از اندیشه های پیشین و درون نگری ها به پژوهش و علوم خود جهت می دهد، بدین سبب عمق نگاه این افراد در مورد مسائل مبتلا به باعث می گردد، بیش از پیش به مسائل دینی اهمیت دهند، و به آن نگاه ویژه ای داشته باشند البته اینگونه می توان گفت در جوامع غربی و حتی شرقی دین مورد نظر افراد دین خاصی نیست و گاه افکار فلسفی را به جای دین لحاظ می نمایند.
به نظر مي رسد تفاوت ديدگاهي در باب امكان علم ديني خيلي گسترده و در بعضي موارد متضاد از هم باشد. بحث امكان علم ديني براي جوامع ديني از اهميت ويژه اي برخوردار است. تأسيس علوم مختلف با ماهيت ديني به طور اعم و اسلامي به طور اخص در صورت نفي علم ديني با چالش هایي مواجه است. اين پژوهش به دنبال اين مسئله است كه دو رويكرد اساسي تاثير گذار و در حال نفوذ سنت گرایي و پساساختارگرایي چه تعريفي از ماهيت علم ديني دارند و آيا علم ديني در هر كدام از اين رويكرد ها امكان پذير است؟
ضرورت و اهداف تحقیق
رایج ترین تلقی که در جامعه ما از علم دینی وجود دارد این است که از آنجا که علوم جدید که دستاورد تمدن غربی است و از پایه و اساس بر یک نگرش الحادی و کفرآمیز استوار است و این کفر در تمامی ارکان این علم رخنه کرده است، لذا مسلمانان باید با مراجعه به متون معتبر دینی از نو به تولید علم همت گمارند و با تکیه برآموزه های نقلی، علم جدیدی پدید آورند. این تلقی که ما آن را اصالت دادن به معارف نقلی نام نهاده ایم امروزه طیفی از دیدگاه ها را شامل می شود که کوشیده اند این مسئله را از حیث ربط و نسبت معارف نقلی و علوم جدید بررسی کنند و بحث خود را از نگاه های ساده به علم تا نگاه های پیچیده تر ارائه داده اند. (سوزنچی،1389، ص. 195 ).
البته نمی توان پذیرفت به سبب ورود علم از دنیای غرب که مملو از کفر و بی دینی است علوم آنها را رد کرد و علوم جدیدی بر مبنای علوم اسلامی ایجاد نمود بلکه می توان با بررسی همان علوم و بر مبنای علوم دینی به نگارش مجدد آنها پرداخت که در دنیای کنونی سخت این اندیشه در میان اندیشمندان دلسوز مسلمان دنبال می گردد.
در تفکر فلسفی معاصر نه فقط علم جدید را بی طرف و بی بو و خاصیت نمی دانند، بلکه اصرار می شود که آن را عین قدرت بشمارند و گمان می کنم این ضرورت زمان و وضع کنونی است. به این جهت، حتی کسانی که مایل به بی طرف دانستن علم هستند، در دل خود رأی دیگری دارند و علم را دائر مدار همه چیز و میزان و ملاک دین و سیاست و فرهنگ می دانند. اینها اگر معتقد به اعتقادات و آداب دینی باشند، در وجودشان دو قدرت با هم تعارض پیدا می کند و چه بسا که تعارض را با تطبیق دادن عقاید و آداب و سنن با قواعد روش علمی حل کنند و پندارند که آنچه در وجود ایشان اتفاق افتاده است در عالم هم واقع خواهد شد. (داوری اردکانی،1378، ص. 110 ).
باتوجه به نفوذ عمیق پشتوانه متافیزیکی در مرحله های مختلف بسط و گسترش یک نظریه علمی، می توان نظریه علمی را به نحوی با مسما، به پشتوانه متافیزیکی آن منتسب دانست در صورتی که اندیشه های اسلامی بتوانند چنین نفوذ عمیقی را در جریان تکوین رشته یا رشته هایی از علوم انسانی عهده دار شوند، به سبب همین نفوذ محتوی، می توان آن را به صفت اسلامی منتسب ساخت و از علوم انسانی اسلامی سخن گفت. علم دینی به این معنا، موجودیتی یک پارچه خواهد داشت. این یکپارچگی بدین نحو حاصل می شود که تلقی های دینی، به منزله پیش فرض اخذ می شوند و آنگاه با الهام از آنها، فرضیه پردازی هایی در مورد مسائل روانی یا اجتماعی صورت می پذیرد که طبیعتاً تلائم و تناسبی میان این فرضیه ها با تلقی های دینی وجود خواهد داشت. (باقری،1390، ص. 250 ).
پس از تکوین فرضیه ها ، نوبت آزمون تجربی آنها فرا می رسد و اگر شواهد کافی فراهم آید، می توان از یافته های علمی (تجربی) سخن گفت. این یافته ها علمی اند، زیرا از بوته تجربه بیرون آمده اند، دینی اند، زیرا رنگ تعلق به پیش فرضی دینی دارند، از ساختاری همگن و یکپارچه برخوردارند، زیرا فرضیه ها در پرتو پیش فرضی معین و به تناسب و اقتضای آن پیش فرض تحول یافته اند و سرانجام از این اتهام به دور هستند که دین را به آزمون و تجربه گرفته اند، زیرا آنچه به آزمون گرفته می شود، «فرضیه های ما» است که ملهم از ایده های دینی اند، نه خود ایده های دینی. برخی از اینگونه فرضیه های ما می توانند بر خطا باشند و برخی دیگر می توانند به شواهدی تجربی مستظهر شوند. صرف نظر از امکان علم دینی، چه فرایندی را برای تکوین آن می توان در نظر گفت ؟ به طور مثال ، اگر کسی از علوم انسانی اسلامی سخن بگوید، چه فرایندی را می توان برای تکوین آن قائل شد ؟ فرایند تکوین علوم انسانی اسلامی به این نحو قابل تصور است که پشتوانه های متافیزیکی برگرفته از اندیشه ای اسلامی، در مراحل مختلف فعالیت علمی به کار گرفته شود. (همان، ص. 251 ).
بشر به دین و علم، هر دو نیاز دارند لذا ما سعی خواهیم کرد به مطاله تطبیقی امکان علم دینی در سنت گرایی و پساساختارگرایی بپردازیم تا شاید بتوانیم مسائل موجود در امکان علم دینی دوران جدید را پاسخ دهیم.
هدف اصلی و اهداف جزئی
هدف اصلی
مطالعه تطبیقی رویکرد سنت گرایی و پساساختارگرایی در باب ماهیت و امکان علم دینی
اهداف جزئی
1 – تبیین رویکرد سنت گرایی در باب ماهیت و امکان علم دینی
2- تبیین رویکرد پساساختارگرایان در باب ماهیت و امکان علم دینی
سؤالات تحقیق
سؤال اصلی
1 – امکان و ماهيت علم دینی در پساساختارگرایی و سنت گرایی چگونه است؟
سؤالات جزئی
1 – رویکرد سنت گرایی چه تصویری از ماهیت و امکان علم دینی ارائه می دهد؟
2 – رویکرد پساساختارگرایی چه تصویری از ماهیت و امکان علم دینی ارائه می دهد؟
روش تحقیق
تحقیق حاضر بر اساس اهداف آن ، از نوع تحقیقات کیفی و بنیادی است.
در این تحقیق با جمع آوری و پیدا کردن منابع گوناگون آنها را به دقت مطالعه کرده و رویکردهای سنت گرایی و پساساختارگرایی امکان و ایجاز علم دینی را بررسی و از میان منابع فیش برداری کرده و سپس مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهیم.
در این تحقیق از منابع دسته اول (نظریات و دیدگاه های متفکران و بانیان آن نظریات) و از منابع دسته دوم (کتابها، مقالات و پایان نامه هایی که به بررسی رویکردهای سنت گرایی و پساساختارگرایی پرداخته اند) استفاده شده است.
گردآوری اطلاعات به کمک فیش برداری از کتب مرتبط با سنت گرایی و پساساختارگرایی، همچنین مقالات فارسی، مقالات لاتین و فصل نامه های علمی پژوهشی و تربیتی که در این باره است، صورت گرفته است.
روش تجزیه و تحلیل اطلاعات
منظور از تلخیص داده ها انتخاب، تمرکز، تنظیم و تبدیل داده ها به صورت خلاصه تر است که جزئی از فرآیند تحلیل داده هاست که به پالودن و زدودن اضافات موجود در داده ها می پردازد تا بتوان آنها را به نظم درآورد و سازمان داد و نتیجه گیری نهایی به عمل آورد. با عنایت به مطالب فوق در این پژوهش داده های جمع آوری شده با توجه به اهداف و سؤالات تحقیق دسته بندی، خلاصه و سازمان دهی می شوند.
نتیجه گیری/ تأیید
در سومین مرحله از فرآیند بررسی داده ها، معنای هریک از داده ها جمع آوری شده و آنها تبیین و تفسیر می گردند. در این مرحله در ارتباط با رویکردهای سنت گرایی و پساساختارگرایی در باب امکان علم دینی در زمینه ی هر یک از سؤالات تحقیق مورد تفسیر قرار می گیرد و سپس تبیین و تحلیل می گردد و ضمن پاسخگویی به سؤالات تحقیق نتیجه گیری نهایی به عمل می آید و سرانجام به نوشتن گزارش و تدوین نهایی اقدام می شود.
سابقه تحقیق
در مطالعات انجام شده درباره علم دینی و رویکردهای مختلف آن در ایران کارهای زیادی انجام نشده است، بیشتر پژوهش های انجام شده در اینگونه مسائل به صورت مباحث مطرح شده در گفتگوها و مناظرات با افراد شاخص و مطرح در این رویکرد بوده است در منابع خارجی هم کمتر می توان پژوهشی یافت که مستقیماً به موضوع مورد نظر پرداخته شده باشد لذا در ذیل به پژوهش های انجام شده در ایران و خارج از ایران اشاره شده است.
قدرت اله قربانی در پایان نامه دکتری سال 1389در رشته فلسفه به موضوع نقد و بررسی نظریات امکان علم دینی می پردازد. ایشان در این موضوع اشاره دارد به اینکه علم ذاتاً موضوعي خنثي نيست زيرا در صورتي داراي هويت است كه در عالم به عنوان فاعل شناسايي قرار داشته باشد، يعني وحدت و پيوستگي علم و عالم يك امر ذاتي و اوليه مي باشد. از اين رو علم بدون عالم وجود ندارد. با اين ملاحظه هم علم سكولار امكان پذير است و هم علم ديني، كه بستگي به زمينه ها و عوامل گوناگوني دارد.
حسین سوزنچی در کتاب معنا، امکان و راهکارهای تحقق علم دینی، در سال 1389 نسبت علم با دیگر حوزه های معرفت بشری در طول تاریخ سیر تکاملی را طی نموده است که خود ناشی از تحول در فهم بشری از عالم هستی است. وی در کتاب خود علم در دوران های مختلف تاریخی و در فرهنگ و جوامع گوناگون، امکان وجود فهم های متنوع از ماهیت و چیستی آن را برای انسان فراهم نموده و در نتیجه کارکردها و مأموریت متنوعی نیز برای آن تصویر کرده است.
خسرو باقری در کتاب هویت علم دینی در سال 1382، نگاهی معرفت شناختی به نسبت دین و علوم انسانی داشته است. وی در کتاب خود اصطلاح علم دینی را ناظر بر روابط محتملی می داند که پژهشگران میان دین و شاخه هایی از علوم تجربی برقرار می کنند. در این اصطلاح ، علم می تواند همان علوم تجربی طبیعی باشد یا علوم تجربی انسانی باشد، دین نیز می تواند اسلام باشد یا یهودیت و مسیحیت و جز اینها. باقری مفاهیم و مصادیق علم دینی را در سه مرحله بررسی می کند که بخش نخست ، تأملی در ماهیت و ویژگی های خود علم است، بخش دوم تحقیقی در ماهیت و ویژگی های معرفت دینی است، بخش سوم نیز از نسبت میان علم و دین بحث می کند. در تمام بحث ها شواهد علمی از علوم انسانی و شواهد دینی از دین اسلام برگرفته شده است.
احمد دهقانی در پایان نامه کارشناسی ارشد با موضوع امکان و چگونگی علم دینی در سال 1390 به این موضوع پرداخته است مسئله اصلی، تعارض یا عدم تعارض میان علم و دین است که بعد از رنسانس با پیدایش نظریات و کشفیات جدید علمی ایجاد شد و در حل این مسئله عده ای به نفی واقع نمایی علم نظر دادند و عده ای هم دین را افیون توده ها نامیدند و عده ای هم سعی در آشتی دادن میان این دو نمودند. در جهان اسلام برخی تلاش در ایجاد علوم بر پایه دین کرده و علم دینی را مطرح کردند.
سیدمهدی امامی جمعه و زهرا طالبی سال 1391 با موضوع سنت و سنت گرایی از دیدگاه فریتیوف شوآن و دکتر سید حسین نصر به سنت گرایی در مقاله ای در مجله علمی پژوهشی الهیات تطبیقی پرداخته اند. در این مقاله سنت گرایی به عنوان جریانی معاصر در مقابل مدرنیسم قرار می گیرد، به وجود یک سنت زنده، پویا و ازلی معقتد است که هرگز از بین نمی رود، واحد است و در قالب های گوناگون متجلی می شود.
مایکل هاند در یکی از فصل های کتاب آیا شکلی از آموزش وپرورش دینی وجود دارد؟ که در سال 2006 انتشار یافته است به امکان علم دینی در یکی از فصل های کتاب می پردازد. هاند در فصل آیا شکل دینی از دانش وجود دارد به این موضوع می پردازد که شكل ديني از دانش وجود دارد که محور نزاع فلسفي براي تربيت ديني مي باشد. در اين صورت فهم ديني اعتقاد ديني و اهداف تربيت ديني غير اقراري را لزوماً غير قابل تشخيص در نظر مي گيرد. هاند در کتاب خود با بررسي تعدادي از تلاش هايي كه توسط فيلسوفان براي نشان دادن اين كه گزاره هاي ديني از يك طبقه مستقل معرفت شناختي تشكيل شده اند شروع مي كند. در يك جمع بندي كلي بيان می كند كه هركدام از اين تلاش ها موفق مي باشند.
با توجه به پژوهش های انجام شده در باب امکان علم دینی، کتب و مقالات به چاپ رسیده در این موضوعات و مسائل مطرح شده درباره امکان علم دینی، تقریباً در هیچ یک از موارد موجود به مطالعه یکجا از دو منظر سنت گرایی و پساساختارگرایی پرداخته نشده است و تقریباً در تمام پژوهش های انجام شده از یک طرف به موضوع نگریسته شده است. تلاش ما در این پژوهش بر آن بوده تا این نقیصه پژوهشی را بر طرف نموده و دید جامعی از امکان علم دینی از هر دوجریان ارائه دهیم. در این پژوهش تلاش بر آن است از بیشتر دیدگاه های دو طیف سنت گرایی و پساساختارگرایی استفاده شود و هیچگونه جهت گیری برای نشان دادن حقانیت و عدم حقانیت دیگری و یا توانایی و ناتوانی در باب امکان علم دینی صورت نگیرد و فقط به ارائه آراء و نظرات این دو جریان فکری پرداخته شود.
فصل دوم معناشناسی
مقدمه
برای تبیین مفهوم سنت گرایی و پساساختارگرایی درباره علم دینی لازم است به مفاهیمی چون «سنت گرایی »، «پساساختاگرایی» و «علم دینی» پرداخته شود. در این فصل کوشش به تحدید این مفاهیم به اختصار و اکتفا اشاره شود. مجموعه مباحث این بخش در زمینه پیشینه نظری و تبیین مفاهیم، مذکور می باشد البته از آنجا که موضوع علم دینی مرکز توجه پژوهش می باشد سعی شده بررسی جامع تری نسبت به آن صورت پذیرد.
مفهوم علم دینی
از بررسی پژوهش های تجربی و دستاورد های علمی در بستر تاریخ علم آشکار می شود که مفاهیم علمی صرفاً برگرفته از طبیعت نیستند و مفاهیم نظری و مبادی مابعدالطبیعی در نظریه های علمی کاملاً نفوذ دارند. اهداف علمی پژوهشگران و نگرش کلی جهان بینی آنان در نحوه شکل گیری علم تأثیر می گذارد؛ زیرا اهداف علمی دانشمندان، نوع پرسش های نظری آنان را تحت تأثیر قرار می دهد و با توجه به جهان بینی و فضای ذهنی رایج در روزگار خود و با تحت تأثیر قرار دادن پارادایم ها، گونه های خاصی از پاسخ ها را شایسته فحص و بحث می دانند و این تأثیر گذاری نه تنها در مقام گردآوری علم بلکه در مقام داوری و آزمون پذیری نیز ظاهر می شود. (سلیمانی، 1389، ص. 229 ).
وقتی سخن از معنا و امکان علم دینی به میان می آید، اولین مطلب این است که مقصود از علم در تعبیر «علم دینی» چیست. وقتی نگاهی به تاریخ تحولاتی که پیرامون مفهوم «علم» رخ داده، می افکنیم، با طیفی از آراء و اندیشه ها و کاربردهای مختلف این واژه مواجه می شویم، به طوری که گاه تنوع کاربرد این واژه به حدی است که گویا این واژه صرفاً یک مشترک لفظی است. (سوزنچی، 1389، ص. 15 ).
درباره علم دینی دیدگاه های متفاوتی وجود دارد. برخی معتقدند علم دینی صرفًا از راه وحی انبیا و یا نقل دینی به دست می آید. این گروه هر معرفتی را که از راه عقل، تجربه و یا شهود های بشری به دست آید و مربوط به غیر از انبیاء باشد معرفت و یا علم غیر دینی می دانند. برخی از افرادی که در این گروه قرار می گیرند برای عقل هیچ نقشی در فهم و دریافت و یا بسط علم دینی قائل نیستند و برخی دیگر، عقل بشری را تا هنگامی که به فهم آنچه از راه نقل رسیده و یا به استنباط از داده های نقلی بپردازد، در علم دینی دخیل می دانند، اما درک مستقل عقل و به بیانی دیگر مستقلات عقلی را نمی پذیرند. (پارسانیا، 1388، صص. 23-22 ).
البته لازم به ذکر است که اعتقاد افراد نسبت به اینکه منظورشان از علم چیست با توجه به رویکردشان باید مورد بررسی قرار گیرد، بعضی از متفکرین تنها علوم تجربی را علم می دانند و برخی علوم انسانی را علم می دانند اما ما در این پژوهش هر علمی چه تجربی و انسانی را که بتوان علم دینی به آن اطلاق کرد را مورد نظر قرار می دهیم چه اینکه شاید بتوان برخی علوم تجربی که در غرب رشد یافته را علم دینی تلقی کرد و شاید علومی که به عنوان علم دینی مطرح شده باشند، اما علم دینی نبوده و فقط به آنها به علت مطرح شدن توسط علمای دین یا هر فرد دیگری که خود فیلسوف دینی و هر اطلاق دیگری داشته ابراز کرده علم دینی محسوب کرده اند، اما منظور علم در علم دینی علومی است که بتوان از آنها دینی بودن را به آسانی دریافت کرد نه به این مضمون که بر اساس آیات و روایات آورده شده یا آنها را بر مبنای منطبق کردن با دین، دینی لحاظ کنیم، بلکه به این جهت که با مبانی دینی مورد وفاق قرار گرفته باشد.
امروزه ایده تولید علم دینی در جهان اسلام ایده ای کاملاً شناخته شده است. این ایده پس ازپیروزی انقلاب اسلامی ایران و به خصوص در سالهای اخیر در ایران مورد بحث و گفتگوهای بسیار قرار گرفته است. در این مدت تلقی های مختلفی درباره چیستی علم دینی توسط موافقین این ایده مطرح شده است .علم دینی علمی است که مبتنی بر فلسفه علم الهی شکل گیرد، فلسفه علمی که خود مبتنی بر فلسفه مطلق الهی است. (موحد ابطحی ،1391، ص. 42 ).
علم دینی در مفهوم اراده شده از آن، متفاوت است از « علم دین» به شکل ترکیب اضافی و «علم و دین» به شکل ترکیب عطفی؛ بلکه به صورت ترکیب وصفی مورد نظر است. مراد از «علم دین»، دانش های است که عهده دار شناسایی و شناساندن دین هستند که در حوزه اسلامی، دانش هایی چون فقه، حدیث، تفسیر، کلام و مانند آن، هر یک عهده دار معرفی بخشی از محتوای دین اسلام می باشند و علم دین به حساب می آیند. با توجه به اینکه علم دینی در مفهوم تحلیلی و ترکیبی خود دارای تشابه های فراوان با کاربردهای دیگر است، ناگزیر از تبیین مفهوم علم دینی هستیم. (فکری، 1392، ص. 27 ).
اصطلاح علم دینی ناظر بر روابط محتملی است که پژوهشگران میان دین و شاخه هایی از علوم تجربی برقرار می کنند. در این اصطلاح، علم می تواند همان علوم تجربی طبیعی باشد یا علوم تجربی انسانی؛ دین نیز می تواند اسلام باشد یا یهودیت و مسیحیت و جز اینها. (باقری، 1390، پشت جلد ).
از نظر حسین سوزنچی وقتی سخن از معنا علم دینی به میان می آید، اولین مطلب این است که مقصود از علم در تعبیر علم دینی چیست. این سوال ما را وارد عرصه مباحث علم شناسی می کند. شاید بتوان عمده بحث های درباره علم را ذیل دو تلقی از این واژه قرار داد:
1 . علم به عنوان تک معرفتی که غالباً در قالب یک گزاره قابل بیان شدن است، که اختصاراً به آن علم به عنوان یک گزاره معرفتی می گوییم.
2 . علم به عنوان یک نظام منسجم معرفتی حاصل از چندین گزاره که از آن به رشته علمی نیز تعبیر می شود. (سوزنچی، 1389، ص. 15 ).
مايكل ليهي و رونالد لورا در مقاله خود با عنوان تلقين هاي ديني و دريچه اذهان، استدلال مي كنند كه گزاره هاي ديني تنها به ارجاعات عمومي غير مادي يا مسائل و وقايعي كه در يك بعد ماورايي از واقعيت وجود دارند اشاره مي كند. ليهي و لورا در قسمت اول مقاله خود استدلال مي كنند كه گفتمان ديني به انواع دیگر گفتمان شباهت دارند به میزان وابستگي آنها به چيزي كه آنها را ازليات پيشين، يا گزاره هاي واقعي می نامند كه غير قابل آزمايش يا غير قابل ابطال هستند. ليهي و لورا در مقاله خود براي ارائه يك قرائت از منطق گفتمان ديني آن را با احتمال و وابستگي



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید