دانشگاه آزاد اسلامی
واحد سمنان
دانشکده روان شناسی
پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد در رشته روانشناسی
گرایش عمومی
عنوان
نقش تاب آوری، خودکارآمدی و امیدواری در پیش بینی شادکامی دانش آموزان مقطع متوسطه
استاد راهنما
دکتر محمود نجفی
نگارنده
ارسلان ابوالی
شهریور 1393
تقدیم به
پدر ومادر و خواهران عزیزم که مرا در این امر یاری نموده اند .
و دوست گرامیم مجید مقدسیان
سپاسگزاري
ستايش خداي را كه سرور كاينات را با كلمه مقدس «خواندن» مورد خطاب قرارداد. و طلب علم را بر پويندگان طريقتش واجب گردانيد.
بعد حمد خداوند منان، از همه كساني كه به نحوي از انحاء در تهيه رساله مزبور ياريم كردند تشكر و قدرداني مي نمايم از جمله:
– جناب آقاي دكتر محمود نجفی كه زحمت راهنمايي رساله را بر عهده داشته.

با تشكر
ارسلان ابوالی

فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل اول: کلیات پژوهش
1-1- مقدمه2
1-2- بيان مسأله4
1-3- اهميت و ضرورت تحقيق8
1-4- اهداف پژوهش10
1-4-1- هدف اصلی پژوهش10
1-4-2- اهداف فرعی10
1-5- فرضيه هاي پژوهش10
1-6- تعاریف اصطلاحات و واژه ها11
1-6-1- تعاريف نظری متغيرها11
1-6- 2- تعاريف عملياتي متغیرها11
فصل دوم: پیشینه پژوهش
2-1- مقدمه14
2-2- شادکامی14
2-3- تعاریف شادکامی15
2-4- اثرات شادکامی17
2-5- دیدگاه های نظری در مورد شادکامی18
2-6- منابع و عوامل مرتبط با شادکامی21
2-6-1- شادکامی و بعد شناختی21
2-6-2- شادکامی و بعد عاطفی25
2-6-3- شادکامی و بعد اجتماعی27
2-6-4- شادکامی و بعد جسمانی29
2-7- تاب آوری30
2-8- تعاریف تاب آوری31
2-9- عوامل مؤثر بر تاب آوری33
2-10- ویژگی های افراد تاب آور33
2-11- مدل های تاب آوری35
2-12- چارچوب تاب آوری کامپفر40
2-13- تئوری های تبیین تاب آوری42
2-14- خودکارآمدی43
2-15- تعریف خودکارآمدی46
2-16- ابعاد خودکارآمدی ادراک شده47
2-17- منابع خودکارآمدی47
2-18- فرآیندهای واسطه خودکارآمدی50
2-19- ظرفیت ها و قابلیت مؤثر در خودکارآمدی54
2-20- تأثیر زمینه های فرهنگی و اجتماعی بر روی باورهای خودکارآمدی57
2-21- نقش باورهای خودکارآمدی در انگیزش رفتار و انتخاب اهداف آگاهانه57
2-22- امیدواری59
2-23- تعاریف امیدواری61
2-24- نظریه امید62
2-25- ابعاد امیدواری از منظر نظریه امیدواری اشنایدر63
2-26- نقش موانع در پرورش امیدواری65
2-27- خلاصه امیدواری67
2-28- پژوهش های انجام شده در داخل و خارج از کشور68
فصل سوم: روش شناسی پژوهش
3-1- مقدمه72
3-2- طرح پژوهش72
3-3- جامعۀ آماري72
3-4- نمونۀ آماري72
3-5- روش نمونه گیری و روش اجرا72
3-6- ابزار پژوهش73
3-7- روش تجزیه و تحليل داده ها74
فصل چهارم: یافته های پژوهش
4-1- مقدمه76
4-2-بخش اول: اطلاعات توصیفی76
4-3- بخش دوم: اطلاعات استنباطی77
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری
5-1- بحث و نتیجه گیری81
5-2- محدودیت های پژوهش90
5-3- پیشنهادهای پژوهش90
منابع
منابع فارسی93
منابع لاتین96
پیوست ها
پیوست ها104
فهرست جدول ها
عنوان صفحه
جدول 4-1 توزیع فراروانی آزمودنی ها بر حسب جنسیت، پایه و رشته تحصیلی…………………………………………….76
جدول 4-2 شاخص های توصیفی متغیرهای پژوهش…………………………………………………………………………………….77
جدول 4-3 ماتریس همبستگی بین متغیرهای پژوهش…………………………………………………………………………………78
جدول 4-4 نتایج تحلیل رگرسیون شادکامی از روی تاب آوری، خودکارآمدی و امید……………………………………..78
جدول5-4 تحليل واريانس مربوط به رگرسیون شادكامي از روي آوري، خود كارامدي و اميد………………..79
فهرست شکل ها
عنوان صفحه
شکل2-1 مدل جبرانی ………………………………………………………………………………………………………………….36
شکل2-2 مدل چالش (مقاوم سازی، مصون سازی)………………………………………………………………………….37
شکل2-2 مدل عامل حفاظتی………………………………………………………………………………………………………..38
شکل 2-4 برانگیزاننده های شخصی- شناختی………………………………………………………………………………58
چکیده
هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش تاب آوری، خودکارآمدی و امیدواری در پیش بینی شادکامی دانش آموزان مقطع متوسطه شهرستان گرمسار انجام گرفت. روش: روش پژوهش از نوع توصیفی- همبستگی بود. جامعۀ آماری این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان پسر و دختر مقطع متوسطه شهرستان گرمسار در سال 1392-93 بود. تعداد 272 دانش آموز (132 پسر و 145 دختر) در پژوهش حاضر شرکت داشتند که به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزارهاي پژوهش شامل پرسش نامه شادکامی آکسفورد، پرسشنامه تاب آوری کانر و دیویدسون، پرسشنامه خودکارآمدی عمومی شوارتز و مقیاس امید اشنایدر بود. داده های پژوهش با نرم افزار SPSS و روش آماری همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون گام به گام مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج بدست آمده در این پژوهش نشان داد که بین خودکارآمدی با شادکامی (41/0=r)، و تاب آوری با شادکامی(40/0=r)، و امید با شادکامی (38/0=r) و مؤلفه های آن (تفکر عاملی با شادکامی(31/0=r)، و تفکر راهبردی با شادکامی (30/0=r) رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین نتایج پژوهش نشان داد که هر سه متغیر تاب آوری، خودکارآمدی و امیدواری توانستند روی هر رفته 20 درصد از واريانس شادكامي را به صورت معنادار پیش بینی کنند.
كليد واژه ها: شادکامی، تاب آوری، خودکارآمدی، امیدواری.
فصل اول
کلیات پژوهش
1-1 مقدمه
در سال‌های اخير با كارهای سليگمن1 در روان‌شناسی، جنبشی به نام روان‌شناسی مثبت2 ايجاد شده است. اين گرايش به مطالعه نقاط مثبت و كمالات انسانی و به طور كلی، ابعاد مثبت وجود آدمی پرداخته و به دنبال آن است كه از نقاط قوت انسان‌ها، به عنوان سپری عليه بيماری‌ها استفاده كند (به نقل از، ملتفت3 و همکاران، 2010). از مفاهيم بنيادی مطرح در جنبش روان‌شناسی مثبت‌نگر، مفهوم شادكامی4 است كه مطالعه علمی آن در سال‌های اخير، توسط روان‌شناسان آغاز شده است (قمری، 1389)؛ مطالعه بر روی شادکامی در دهه اخیر رشد قابل ملاحظه ای داشته است. یکی از نتایج این توجه، معین شدن علل و عوامل روانشناختی است که توسط خود افراد گزارش می شوند (کاشدان5، 2004). با توجه به این مطالعات، محققان به بررسی ارتباط بین شادکامی با مجموعه ای از متغیرهای شخصیتی، اقتصادی، اجتماعی، وضعیت بهداشتی و متغیرهای دیگر پرداختند. موضوعات مربوط به شادکامی و چگونگی ادراک و شناخت آن و نیز عوامل موثر بر آن همواره مورد بحث بوده است (ونکی، 1391). سلیگمن (1999) اظهار می کند که طی دهۀ 1980، تعداد چکیده های مقالات روان شناسی دربارۀ رضایت از زندگی، سلامت روان و شادکامی به 780 مقاله رسیده است. به نظر می رسد که روند توجه محققان به دردها و رنج های انسانی، در حال تغییر جهت به سوی رضایت از زندگی و شادکامی است. با وجود این، مطالعات مربوط به شادکامی هنوز در مراحل ابتدایی و اولیه است، به همین دلیل اگرچه مسأله نظام بخشیدن فوری به یک شاخص مربوط به شادکامی می تواند خوش بینانه باشد، اما می توان به تحقیقات گسترده تر دربارۀ این موضوع در میان مدت و نیز بلند مدت توجه کرد و برانگیخته شدن بحث ها و تفکرهای جدیدی در این زمینه را باعث شد (شیمل6، 2009). در گذشته های دور برداشت افراد از شادکامی، مترادف با شانس بود؛ بدین معنی که نیرویی خارجی، شخص را تحت تأثیر قرار داده، او را به انجام کاری وادار می کند. همگام با عصر روشن نگری این باور تا حدود زیادی تغییر کرد. در این عصر عقیده بر این بود که تعقل و مسئولیت شخص به اندازه ای است که او قادر خواهد بود بدون وابستگی به یک حاکم، سرنوشت خود را تعیین کند. بنابراین، مفهوم شادکامی به مفهومی تبدیل شد که برای همه و در زمان و مکان دست یافتنی بود. این واقعیت که ما می توانیم شاد باشیم، ما آرزو داریم شاد باشیم و ما باید شاد باشیم، باعث شد که شادکامی در جوامع به یک ارزش مبدل شود و اساس نظام بهزیستی همگانی را در جوامع ما تشکیل دهد (مک ماهون7، 2006).
شادکامی جنبه ای از عواطف انسانی است که دارای جنبه ها و تجلیلات مختلف فردی- اجتماعی، روانی- جسمانی و شناختی- عاطفی می باشد. از آنجا که شادی تأثیر کمی و کیفی زیادی بر زندگی دارد، در فرآیند تحول و توسعه مورد تأکید و توجه قرار گرفته است. هدف از پژوهش های مربوط به شادکامی، بررسی علل و فرآیندهای مولد آن است، برخی از علل آن نظیر اوقات فراغت، خلق مثبت و حتی عواملی نظیر شخصیت نیز تا حدودی قابل تغییرند. از سوی دیگر، داشتن شادی و خلق خوب پیامدهای کاربردی و عملی در زندگی و عملکرد شغلی و تحصیلی دارد. شادی فعالیت فرد را بر می انگیزد، بر آگاهی او می افزاید، خلاقیت وی را تقویت می کند و روابط اجتماعی وی را تسهیل می نماید و موجب سلامتی و طول عمر افراد می شود (وینهوون8، 1993). تحقیقات نشان می دهد که شادی صرف نظر از چگونگی کسب آن می تواند سلامتی جسمانی را بهبود بخشد. افرادی که شاد هستند احساس امنیت بیشتری می کنند، آسان تر تصمیم می گیرند، دارای روحیه مشارکتی بیشتری هستند و نسبت به کسانی که با آنها زندگی می کنند، بیشتر احساس رضایت دارند (مایرز9، 2002). افزایش شادی فردی و اجتماعی یکی از اهداف و اولویت های بسیاری از سازمان ها بخصوص سازمان آموزش و پرورش می باشد. هدف این سازمان ایجاد شادی و افزایش شادی در دانش آموزان است. شادکامی با بهره وری، رضایت تحصیلی و افزایش عملکرد دانش آموزان ارتباط دارد؛ لذا افزایش میزان شادکامی، نیاز به شناخت عوامل مرتبط با شادکامی دانش آموزان دارد. بر این اساس، هدف این پژوهش شناشایی نقش تاب آوری10، خودکارآمدی11 و امیدواری12 در میزان شادکامی دانش آموزان می باشد.
1-2 بیان مسأله
در سال های اخیر با گسترش روان شناسی مثبت نگر13، مطالعه شادکامی محور اساسی پژوهش های این حیطه بوده است و بررسی تجربی شادکامی توسط روان شناسان و جامعه شناسان افزایش یافته است و روان شناسان علاقمند به حیطه روان شناسی مثبت نگر توجه خود را بر منابع بالقوه احساس های مثبت نظیر شادکامی معطوف کرده اند (جوسپ و لینلی14، 2004؛ کوهن و پرسمن15، 2005). روان شناسان در تعریف شادکامی، به خوشبختی ذهنی اشاره می کنند که یک اصطلاح چتری و دربرگیرندۀ انواع ارزش هایی است که فرد از خود و زندگی اش به عمل می آورد. این ارزشیابی ها، مواردی از قبیل خشنودی از زندگی، هیجان، خلق مثبت، فقدان افسردگی و اضطراب را شامل می شود و جنبه های مختلف ان نیز به شکل شناخت ها و عواطف نمود می یابد (آسپینوال16، 2001؛ داینر17، 2002). طبق نظر آرجیل18 (2003) شادکامی، از سه بخش اساسی عاطفی، شناختی و هیجانی تشکیل شده است. به نظر آنها شادکامی، متضاد با افسردگی نیست اما شرط عدم افسردگی برای شادکامی لازم است. در نظریه های موسوم به هدف نهایی اعتقاد بر این است که شادکامی موقعی بدست می آید که افراد، به اهداف مبتنی بر ارزش ها و نیازهای خود جامۀ عمل بپوشانند. افرادی که اهداف شان را مهم تر و احتمال موفقیت و رسیدن به آنها را بیشتر در نظر می گیرند، احساس شادکامی و خوشبختی بیشتری خواهند کرد، در حالی که افراد دارای شادکامی اندک، غرض ورزی بیشتری در هدف هایشان احساس می کنند.
یکی از متغیرهایی که نقش اساسی در شادکامی بازی می کند، تاب آوری می باشد. تاب آوری مفهومی گسترده است که محققان تعاریف مختلف را از آن عنوان کرده اند که هر کدام به یکی از وجوه آن پرداخته اند. گارمزی و ماستن19 (1991) به عنوان پیشگامان پژوهش در این حوزه تاب آوری را فرآیند توانایی یا پیامد سازگاری موفقیت آمیز فرد علیرغم شرایط تهدید کننده تعریف کرده اند. راتر (1999) تاب آوری را فرآیندی پویا که تعادل بین عوامل خطرزا و عوامل محافظتی درونی و بیرونی و موجبات رهایی از آثار و رویدادهای ناگوار زندگی را فراهم می آورد توصیف نموده است. اما این نکته حائز اهمیت است که در این تعاریف، تاب آوری صرفاً مقاومت منفعل در برابر آسیب ها یا شرائط تهدید کننده نیست بلکه فرد تاب آور مشارکت کننده فعال و سازنده محیط پیرامونی خود است. تاب آوری قابلیت فرد در برقراری تعادل زیستی-روانی و روحی در مقابل شرایط مخاطره آمیز است (کانر و دیویدسون20، 2003). کامپفر (1999) معتقد است تاب آوری یا بازگشت به تعادل پایه21 است یا رسیدن به تعادلی بالاتر (در شرایط تهدید کننده) و قاعدتاً باید موجبات سازگاری موفق در زندگی را فراهم آورد. تاب آوری به واسطه کاهش هیجان های منفی و افزایش شادکامی، رضایت بیشتر زندگی را در پی دارد و به عنوان منبعی برای تسهیل غلبه بر مصائب، مشکلات، مقاومت در برابر استرس و از بین بردن اثرات روانی آنها تعریف شده است (پینکورارت22، 2009). در زمینه پیامدهای تاب آوری، شماری از پژوهش ها مانند: لازاروس23، 2004 و باسو24، 2004، به افزایش سطح شادکامی و رضایت مندی از زندگی و گروهی دیگر از پژوهش ها مانند: هامارات25 و همکاران 2001، فوروهوالد26 و همکاران، 2001 و باسو، 2004، نیز به تأثیر این متغیر در کاهش مشکلات هیجانی و رضایت از زندگی اشاره کرده اند.
یکی دیگر از متغیرهایی که می تواند نقش اساسی در شادکامی افراد بازی کند، خودکارآمدی می باشد؛ خودکارآمدی، یکی از سازه های مهم در نظریۀ شناختی- اجتماعی بندورا است و به معنی اطمینان و باور فرد نسبت به توانایی های خود در کنترل افکار، احساس ها، فعالیت ها و نیز عملکرد مؤثر او در موقعیت های استرس زاست. بنابراین، بر عملکرد واقعی افراد، هیجان ها، انتخاب ها، مهار رویدادهای تأثیرگذار، سازماندهی و اجرای دوره های عمل مورد نیاز در جهت دستیابی و به ثمر رساندن سطوح عملکرد، پیشرفت و سرانجام میزان تلاشی که فرد صرف یک فعالیت می کند، مؤثر است (کاپرارا27 و همکاران، 2002؛ رگالیا و بندورا28، 2002). استقامت در انجام تکالیف، سطح عملکرد بالا و متناسب با توانایی ها، جستجوی فعالانۀ موفقیت های جدید، چالشی انگاشتن مشکلات، برخورد مؤثر با رویدادها و شرایط، توانایی مسأله گشایی و استفادۀ مناسب از تفکر تحلیلی، نترسیدن از شکست، انتخاب وظایف چالش برانگیزتر، انتخاب اهداف بالاتر، تعهد و پایداری در رسیدن به آنها و تسلط بر خود زمانی که عقب نشینی لازم است از ویژگی های افراد خودکارآمد است (بندورا و همکاران، 2002؛ سالامی29، 2004). افرادی که خودکارآمدی پایینی دارند، احساس می کنند که در اعمال کنترل بر رویدادهای زندگی درمانده و ناتوانند و هنگامی که با موانع روبرو می شوند، اگر تلاش های اولیۀ انها در برخورد با مشکلات بی نتیجه باشد، سریعاً قطع امید می کنند؛ خودکارآمدی پایین می تواند انگیزش را نابود سازد، آرزوها را کم کند، با توانایی های شناختی تداخل نماید و تأثیر نامطلوبی بر سلامت جسمانی بگذارد (بیسشاپ30 و همکاران، 2004؛ فریتسچه و پریش31، 2005). از این رو می توان انتظار داشت که خودکارآمدی به نوعی با احساس شادمانی و شادکامی ارتباط داشته باشد.
یکی دیگر از متغیرهایی که ارتباط نزدیکی با شادکامی دارد، امیدواری است. امید نیرویی هیجانی است که تخیل را به سمت موارد مثبت هدایت می کند. امید، به انسان ها انرژی می دهد و آنها را مجهز می کند تا برای کار و فعالیت آماده شوند. امید، به ما انعطاف پذیری، نشاط و توانایی خلاصی از ضرباتی می دهد که زندگی به ما تحمیل می کند و باعث افزایش رضایت از زندگی می شود (پارکر32 و همکاران، 2003). بیلی و اشنایدر33 (2007)، معتقدند که امید یک حالت انگیزش مثبت با در نظر گرفتن اهداف روشن برای زندگی است. در امید، از یک سو انگیزۀ خواستن به اداره برای حرکت به سوی اهداف و از طرف دیگر، بررسی راه های مناسب برای حصول اهداف نهفته است. پژوهش ها نشان می دهد که امید، واریانس بی بدیلی برای خوشبینی به وجود می آورد و می تواند کمک خوبی به پیش بینی متغیرهای مختلف داشته باشد. از منظر روان شناسی، امید ادراک افراد را در رابطه با توانایی های آنها در رسیدن به هدف، گسترش دادن راهبردهای رسیدن به هدف و حفظ انگیختگی تا رسیدن به هدف را نشان می دهد (اشنایدر34 و همکاران، 2003). پژوهش ها در روان شناسی مثبت و سایر علوم مرتبط نشان داده است، افرادی که هیجانات مثبت و خوشبینی بیشتری را تجربه کرده باشند، عمر طولانی تری خواهند داشت. همچنین، افراد امیدوار و شادمان روابط اجتماعی قوی تر با دوستان، همسر، همسایگان و بستگان خود دارد (فردریکسون35، 2009؛ گلیتی36 و همکاران، 2004). همچنین، پژوهش ها نشان می دهد که امیدواری با شادکامی رابطه دارد. رودریگز37 (2006) طی تحقیقی نشان داد سبک تبیین، رضایت از زندگی، شادی و امید با هم رابطه دارند. کسانی که سبک تبیین مثبت دارند در مجموع شادی، امید و رضایت بیشتری از زندگی دارند، در نتیجه بین امید و رضایت از زندگی رابطۀ مثبت وجود دارد (برونک38 و همکاران، 2009). نتایج پژوهش های انجام شده در زمینه روان شناسی مثبت گرا و شادکامی حاکی از آن است که ظرفیت های روان شناختی از قبیل: امیدواری، تاب آوری، خوش بینی و خودکارآمدی، در کنار هم عامل هایی را با عنوان سرمایه روان شناختی تشکیل می دهند. به عبارت دیگر، برخی متغیرهای روان شناختی از قبیل: امیدواری، تاب آوری و خودکارآمدی در مجموع یک منبع یا عامل برای شادکامی افراد محسوب می شوند (اوی39، 2006). لذا با توجه به پژوهش های انجام شده و با توجه به مسائل مطرح شده، پژوهش حاضر در صدد این است که آیا بین متغیرهای تاب آوری، خودکارآمدی و امیدواری با شادکامی دانش آموزان مقطع متوسظه شهرستان گرمسار رابطه وجود دارد؟
1-3 اهمیت و ضرورت پژوهش
با توجه به اهمیت تاثیر شادکامی بر حیطه های مختلف زندگی، بحث پیرامون روش های ایجاد و افزایش شادکامی ضروری می باشد. شادکامی به عنوان یکی از مهمترین نیازهای بشر همیشه ذهن انسان را به خود مشغول کرده است و تحقیقات زیادی در زمینه ی تشخیص صفات افراد شادکام صورت گرفته است. افرادی که شادکامی بیشتری را تجربه می کنند، با محیط اجتماعی بهتر کنار می آیند، چرا که این ویژگی، نیازمند درگیر شدن مکرر در تعامل های اجتماعی است و به دلیل این که افراد خود ر ادر معرض موقعیت هایی قرار می دهند که نیاز به تعامل اجتماعی آن هارا تأمین می کند در نتیجه شادتر می شوند. از آنجایی که دانش آموزان به عنوان منبع و امکانات، جزء منابع اساسی جامعه محسوب می شوند و عملکرد آنها می تواند تحت تأثیر شادکامی قرار بگیرد و همچنین این متغیر می تواند تأثیر بسزایی در افزایش عملکرد و بهبود سطح کارایی این افراد داشته باشد (بختیارپور دشت بزرگ و عابدی، 1381)، انجام چنين پژوهش هايي كمك مي كند با شناسایی نقش عوامل تأثیرگذار نظیر: تاب آوری، خودکارآمدی و امیدواری، را در ارتقای شادکامی بررسی نمود، تا در زمينه ارائه خدمات آموزشي و بهداشتي، اطلاعات مفيد و موثري در اختيار آموزش و پرورش قرار گيرد و با برنامه ريزي مناسب و توزيع عادلانه و مناسب امكانات و تسهيلات، گام هاي اساسي در راستاي افزایش شادکامی و بهبود عملکرد دانش آموزان برداشته شود؛ بنابراین با توجه به نقش مؤثر شادکامی در افزایش بهبود عملکرد تحصیلی و وضعیت روانی این افراد، توجه به موضوع شادکامی در دانش آموزان حایز اهمیت است. از سویی دیگر بر اساس چهارچوب روان شناسی مثبت نگر که هدف غایی خود را شناسایی سازه های دخیل در بهزیستی و شادکامی می داند توجه به عوامل مؤثر و تأثیرگذار بر شادکامی و بهزیستی ضرورت دارد. همچنین، از آنجايي كه پژوهش‌های بسیار ناچیزی در رابطه با نقش متغیرهایی مانند: تاب آوری، خودکارآمدی و امیدواری در شادکامی افراد انجام شده است، ضرورت انجام اين تحقيق بیشتر احساس می‌شود
1- 4 اهداف پژوهش
1-4-1 هدف اصلی پژوهش
نقش تاب آوری، خودکارآمدی و امیدواری در پیش بینی شادکامی دانش آموزان مقطع متوسطه شهرستان گرمسار.
1-4-2 اهداف فرعی پژوهش
1- تعیین رابطه تاب آوری با شادکامی در دانش آموزان مقطع متوسطه شهرستان گرمسار.
2- تعیین رابطه خودکارآمدی با شادکامی در دانش آموزان مقطع متوسطه شهرستان گرمسار.
3- تعیین رابطه امیدواری با شادکامی دانش آموزان مقطع متوسطه شهرستان گرمسار.
4- تعیین سهم هر یک از متغیرهای تاب آوری، خودکارآمدی و امیدواری در پیش بینی شادکامی دانش آموزان مقطع متوسطه شهرستان گرمسار.
1-5 فرضیه های تحقیق
1- بین شادکامی و تاب آوری دانش آموزان مقطع متوسطه شهرستان گرمسار، رابطه وجود دارد.
2- بین شادکامی و خودکارآمدی دانش آموزان مقطع متوسطه شهرستان گرمسار، رابطه وجود دارد.
3- بین شادکامی و امیدواری دانش آموزان مقطع متوسطه شهرستان گرمسار، رابطه وجود دارد.
4- تاب آوری، خودکارآمدی و امیدواری توانایی پیش بینی شادکامی دانش آموزان مقطع متوسطه شهرستان گرمسار را دارا می باشند.
1-6 تعریف اصطلاحات و واژه ها
1-6-1 تعاریف نظری متغیرها
شادکامی: ارجیل (2001) معتقد است که شادکامی شامل حالت خوشحالی یا سرور (هیجانات مثبت)، راضی بودن از زندگی و فقدان افسردگی و اضطراب (عواطف منفی) است.
تاب آوری: تاب آوری قابلیت فرد در برقراری تعادل زیستی-روانی و روحی در مقابل شرایط مخاطره آمیز است (کانر و دیویدسون40، 2003).
خودکارآمدی: خودکارآمدی به معنی اطمینان و باور فرد نسبت به توانایی های خود در کنترل افکار، احساس ها، فعالیت ها و نیز عملکرد مؤثر او در موقعیت های استرس زا می باشد (رگالیا و بندورا، 2002).
امیدواری: امید ادراک افراد را در رابطه با توانایی های آنها در رسیدن به هدف، گسترش دادن راهبردهای رسیدن به هدف و حفظ انگیختگی تا رسیدن به هدف را نشان می دهد (اشنایدر41 و همکاران، 2003).
1-6-2 تعاریف عملیاتی متغیرها
شادکامی: منظور از شادکامی در این پژوهش، میزان نمره یا کمیتی است که از مجموع سؤالات پرسشنامه شادکامی به نقل از نجفی و همکاران (1391) بدست می آید.
تاب آوری: منظور از تاب آوری در این پژوهش میزان نمره یا کمیتی است که از مجموعه سؤالات مقیاس تاب آوری کانر و دیویدسون بدست می آید.
خودکارآمدی: منظور از خودکارآمدی در این پژوهش، میزان نمره یا کمیتی است که از مجموع سؤالات پرسشنامۀ خودکارآمدی عمومی شوارتز و جروسالم (1992) به نقل از فولادچنگ (1382) بدست می آید.
امیدواری: منظور از امیدواری در این پژوهش، میزان نمره یا کمیتی است که از مجموع سؤالات مقیاس امید اشنایدر بدست می آید.

فصل دوم
گستره نظری و پیشینه پژوهش

2-1 مقدمه
در این فصل به بررسی مباحث نظری و پژوهشی که در راستای اهداف پژوهش می باشند، می پردازیم. ابتدا به بحث و بررسی دربارۀ شادکامی و سپس در ادامه به سازه های مرتبط با آن (تاب آوری، خودکارآمدی و امیدواری) پرداخته و به نظریه ها و پژوهش های موجود در این زمینه اشاره خواهد شد.
2-2 شادکامی
شادکامی و شادمانی، از جمله موضوعاتی است که از دیرباز اندیشمندانی نظیر ارسطو، زنون و اگیکور به آن پرداخته اند. ارسطو دست کم به سه نوع شادمانی معتقد است؛ در پایین ترین سطح، عقیدۀ مردم عادی است که شادمانی را معادل موفقیت و کامیابی می دانند و در سطح بالاتر از آن، شادمانی مورد نظر ارسطو یا شادمانی ناشی از معنویت قرار می گیرد (آیزنگ42، 1378). بعد از جنگ جهانی دوم تعداد پژوهش های مربوط به شادکامی در جهان افزایش یافت (وینهوون43، 1994). در دهه 1960 مؤسسات پژوهش آمریکا، کار خود را در مورد سنجش میزان شادکامی افراد آغاز کردند، این کار به چند پژوهش کلاسیک منجر شد (آرجیل، 2001). در خلال سال های دهه 1970 مطالعات مربوط به شاخص های اجتماعی آمریکا با محوریت بررسی شادی مردم صورت گرفت. کمپل44 و همکاران (1976) کتاب کیفیت زندگی آمریکایی و اندروز و ویتی45 شاخص های اجتماعی سلامتی را به رشته تحریر در آوردند که موضوع اصلی آنها میزان و چگونگی شادی مردم آمریکا بود. آلاردت46 (1976) به بررسی ابعاد رفاه اجتماعی و میزان شادی در کشورهای اسکاندیناوی پرداخت. گلاترز47 (1991) نیز، پژوهش راجع به کیفیت زندگی در آلمان غربی انجام داد. در استرلیا نیز هدی و ویرینگ48 (1992) اولین پیمایش بزرگ مقیاس طولی را با عنوان فهم شادی انجام دادند. مجلات روان شناختی نظیر مجله شخصیت و روان شناسی اجتماعی نیز شروع به منتشر نمودن مقالات مربوط به شادی کردند. وینهوون (1994) کتاب سه جلدی همبسته های شادی را منتشر ساخت و در آن به تحلیل تحقیقات انجام گرفته پرداخت. آرجیل در سال 2001، کتاب روان شناسی شادی را منتشر ساخت و در آن به طور تخصصی به تعریف شادی، عوامل مؤثر بر شادی و مرور تحقیقات مربوطه پرداخته است.
2-3 تعاریف شادکامی
در تحقیقی که توسط آرجیل و لو (1990) در مورد تعریف شادکامی صورت گرفت، مشخص شد هنگامی که از مردم پرسیده می شود شادکامی چیست؟ آنها دو نوع پاسخ را مطرح می کنند: اول اینکه ممکن است حالات هیجانی مثبت (مانند لذت) را عنوان کنند و دوم، آن را راضی بودن از زندگی به طور کلی و یا در بیشتر جنبه های آن بدانند. بنابراین، به نظر می رسد که شادکامی دو جزء اساسی (عاطفی و شناختی) دارد که بعد عاطفی آن موجب می گردد انسانی که دارای احساس شادکامی است، از نظر دیگران به عنوان فردی بشّاش و سرزنده شناخته شود و در مناسبات اجتماعی نیز بتواند راحت تر با دیگران ارتباط برقرار کند. همچنین از بعد شناختی نیز چنین فردی، نگرش مثبتی نسبت به دنیای پیرامون خود دارد و اتفافات و رویدادهای اطراف خود را با دیدی خوش بینانه می نگرد.
شوارز و استراک49 (1991) معتقدند که افراد شادکام کسانی هستند که در پردازش اطلاعات در جهت خوش بینی و خوشحالی سوگیری دارند؛ یعنی اطلاعات را طوری پردازش و تفسیر می کنند که به شادمانی آنها منجر شود.
مایرز و داینر50 (1995) نیز عقیده دارند که شادکامی دارای مؤلفه های عاطفی، اجتماعی و شناختی است. مؤلفۀ عاطفی باعث می شود که فرد همواره از نظر خلقی شاد و خوشحال باشد. مؤلفۀ اجتماعی موجب گسترش روابط اجتماعی با دیگران و افزایش حمایت اجتماعی می شود. مؤلفۀ شناختی موجب می گردد فرد نوعی تفکر و پردازش اطلاعات ویژه خود داشته و وقایع روزمره را طوری تعبیر و تفسیر کند که خوش بینی وی را به دنبال داشته باشد (به نقل از کار، 2004).
به نظر آرجیل، مارتین51 و لو (1995) سه جزء اساسی شادکامی عبارتند از: هیجان مثبت، رضایت از زندگی و نبود هیجانات منفی از جمله افسردگی و اضطراب. او و همکارانش دریافتند که روابط مثبت با دیگران، هدفمند بودن زندگی، رشد شخصی، دوست داشتن دیگران و طبیعت نیز از اجزای شادکامی به حساب می آیند.
داینر (2002) معتقد است که شادکامی، نوعی ارزشیابی است که فرد از خود و زندگی اش به عمل می آورد و مواردی از قبیل رضایت از زندگی، هیجان و خلق مثبت، فقدان افسردگی و اضطراب را شامل می شود و جنبه های مختلف آن نیز به شکل شناخت ها و عواطف است.
هیلیز52 و آرجیل (2001) بیان می دارند که شادکامی به عنوان یکی از عوامل مؤثر در به وجود آوردن یک زندگی مطلوب حالتی مطبوع و دلپذیر است که از تجربه هیجان های مثبت و خشنودی از زندگی نشأت می گیرد و از نظر کارکردی اهمیتی دوگانه دارد: از یک طرف احساس مثبتی است که از حس ارضاء و پیروزی حاصل می شود، لذا تجربه های غیرقابل اجتناب ناکامی، ناامیدی و در مجموع عواطف منفی را بی اثر می سازد. از طرف دیگر اشتیاق انسان ها را برای پرداختن به فعالیت های اجتماعی آسان می سازد و طبعاً چنین حالت خوشایندی با فقدان افسردگی، اضطراب، پرخاشگری افراد همراه است.
2-4 اثرات شادکامی
از دیدگاه سلیگمن (2002) هیجان های مثبت و منفی از یکدیگر توسط درجه ای که ما را برای بازی های برنده- برنده یا بازی های بازنده- برنده آماده می کند، قابل تغییر می باشد. از دید تحولی احساسات منفی مثل ترس و خشم اولین دفاع ما در مقابل تهدید به حساب می آیند. بطور مثال احساسات منفی توجه را به منبع خطر یا تهدید محدود کرده و ما را برای حمله تجهیز می کنند. احساسات منفی ما را برای بازی هایی که در آن یک برنده و یک بازنده وجود دارد، آماده می کند. در مقابل احساسات مثبت با گسترش توجه، ما را از محیط اطراف اجتماعی و فیزیکی بیشتر آگاه می کند. این افزایش آگاهی، دید ما را نسبت به عقاید جدید باز کرده و خلاقیت را افزایش می دهد؛ در نتیجه هیجان های مثبت ما را برای بازیهای برنده- برنده آماده می کنند (آیزن53، 2006). تحقیقات نشان می دهد که افراد افسرده نسبت به مهارت های خود قضاوت های دقیق تری انجام می دهند. در مقابل مردم خوشحال مهارت های خود را زیاد برآورد کرده و حوادث مثبت را بیشتر از منفی به خاطر می سپارند ولی در برنامه ریزی بهترند زیرا از استراتژی های مهم مثل جستجوی اطلاعات مرتبط با سلامتی استفاده می کنند (آسپین وال54، 2001؛ به نقل از کار55، 2004).
2-5 ديدگاه هاي نظري در مورد شادكامي
ديدگاه لذتي (هدونيك): تاريخچۀ اين ديدگاه به قرن چهارم قبل از ميلاد باز مي گردد. برخي از فيلسوفان يوناني هدف از زندگي را تجربه لذت و به حداكثر رساندن آن مي دانستند. از نظر آنان شادكامي كل لحظات لذت بخش زندگي افراد است. اين دیدگاه از طريق افراد ديگر منجمله هابز56 و بنتهام57 پيروي گرديده است. هابز معتقد بود كه شادكامي دنبال كردن موفقيت آميز اميال ذاتي انسان است. دي سد بر اين باور بود كه دنبال کردن احساس لذت هدف نهايي زندگي است. بتنهام نيز ادعا داشت كه براي ساختن يك جامعه خوب كوشش افراد براي به حداكثر رساندن لذت و علائق فردي مهم است. در واقع ديدگاه مسلط بين روان شناسان هدونيك آن است كه خوشبختي شامل شادكامي ذهني و تجارب لذت بخش مي باشد (رايان و دسي58، 2001). اكثر پژوهشگران در روانشناسي لذت گرايي جديد از مفهوم خوشبختي ذهني به عنوان متغير اصلي استفاده مي كنند. اين مفهوم شامل سه جزء يعني خشنودي از زندگي- وجود خلق مثبت و فقدان خلق منفي مي باشد كه غالبا تحت عنوان شادكامي ناميده مي شود (داينر و لوكاس59، 1999).
ديدگاه ايدايمونيك: به رغم رواج ديدگاه هدونيك تعدادي از فلاسفه، صاحب نظران و علماي ديني چه در غرب و چه در شرق اين موضوع را زير سوال بردند كه شادكامي به خودي خود به عنوان ملاك اصلي خوشبختي باشد. از نظر آنها شادكامي واقعي يا تجلي فضيلت با انجام دادن اعمال ارزشمند حاصل مي گردد. واترمن60 (1993) معتقد بود كه مفهوم ادايمونيك، خوشبختي و شادكامي را براساس خود واقعي يا “دايمون” آنها تعيين مي كند. بر طبق نظر وي اين نوع شادكامي موقعي به دست مي آيد كه فعاليت هاي زندگي افراد بيشترين همگرايي يا جور بودن را با ارزشهاي عميق داشته باشد و آنان نسبت به اين ارزش ها متعهد گردند. تحت چنين شرايطي احساس نشاط و اطمينان به وجود مي آيد. واترمن اين حالت را به عنوان جلوه بيانگري فردي ناميد و همبستگي بالايي بين آن و اندازه هاي خوشبختي و شادكامي بدست آورد. ريف و سينگر61 (2002) خوشبختي و شادكامي را دست يابي به لذت نمي دانند بلكه آن را به عنوان كوششي در جهت كمال در نظر مي گيرند كه بيانگر تحقق توان بالقوه فرد است. آنان شواهدي ارائه نمودند كه نشان مي دهد زندگي كردن به صورت ایدايمونيك كه حاكي از خوشبختي روانشناختي است بر سيستم هاي فيزيولوژي خاصي تاثير مي گذارد كه مربوط به كاركرد دستگاه ايمني است و ارتقاء سلامتي را در پي دارد.
نظريه داينر و همكاران: بر طبق اين نظريه، شادكامي ارزشيابي هايي است كه افراد از خود و زندگيشان به عمل مي آورند. اين ارزشيابي ها مي تواند جنبه شناختي داشته باشد مانند قضاوت هايي كه در مورد خشنودي او از زندگي صورت مي گيرد و يا جنبه عاطفي كه شامل خلق و هيجاناتي است كه در واكنش به رويدادهاي زندگي ظاهر مي شود. لوکاس و داينر (2000) با اشاره به بررسي ويلسون62 (1967) در مورد شادکامي معتقدند بسياري از نتيجه گيري هاي او از طريق مطالعات بعدي مورد تأثير قرار گرفته است. ويلسون با بررسي شواهد تجربي و همبسته هاي شادكامي اين طور نتيجه گيري كرده بود كه فرد شادكام فردي است زنده دل، سالم، فرهيخته، برون گرا، خوشبين، آزاد از نگراني، مذهبي، داراي عزت نفس بالا، برخوردار از اخلاق حرفه اي، تمايلات ذوقي و هوش (داينر و همكاران، 1999). در اين نظريه ويژگي هاي فرد شادكام عبارتند از: داشتن دستگاه ايمني قويتر و عمر طولاني تر، برخورداري از روابط اجتماعي بهتر، مقابله موثر با موقعيت هاي مشكل، خلاقيت و موفقيت بيشتر و گرايش زيادتر براي كمك به ديگران (داينر، 2002).
نظريه آرجيل و همكاران: بنا بر نظریه آرجیل و همکاران شادكامي از دو جزء عاطفي و شناختي تشكيل شده است. از نظر آرجيل و همكاران شادكامي متضاد افسردگي نمي باشد اما شرط عدم افسردگي را براي شادكامي لازم مي دانند. آنان بر این باورند که اگر از مردم سوال شود که منظور از شادکامی چیست؟ دو نوع پاسخ را مطرح می کنند: الف) ممکن است حالات هیجانی مثبت مانند لذت بردن را عنوان کنند. ب) و ممکن است به طور کلی آن را راضی بودن از زندگی یا رضایت از بیشتر جنبه های زندگی بدانند (آرجیل و داینر، 1995).
نظريه هاي ميان فرهنگي شادكامي: فرهنگ نقش مهمي در شكل گيري مفهوم شادكامي دارد. در واقع نظريه هاي ميان فرهنگي رابطه فرهنگ را با شادكامي مشخص مي كند. كريستوفر63 (1994) ريشه تعاريف مربوط به خوشبختي و شادكامي را در عوامل فرهنگي مي دانند. از نظر ماركوس و كيتاياما64 ( 1994) مردم در فرهنگ هاي مختلف تفسيرهاي متفاوتي از خود، ديگران و رابطه بين خود و ديگران در جامعه پيدا مي كنند. اما به طور كلي در نظريه هاي ميان فرهنگي به دو نوع فرهنگ توجه شده است كه تحت عناوين فرهنگ هاي فرد گرا و فرهنگ هاي جمع گرا شناخته مي شود. در فرهنگ هاي فرد گرا بر استقلال و انگيزه هاي فردي تاكيد مي شود و به رغم اينكه در اين نوع فرهنگ ها نرخ طلاق و خودكشي65 بالاست، گزارش ها حاكي از بالا بودن سطح شادكامي و خوشبختي در آنها مي باشد (به نقل از داينر و سوه66، 1997). بر طبق اين نظريه مردم در فرهنگ هاي فرد گرا علت وقايع را بيشتر به خودشان نسبت مي دهند و از اين رو با پيگيري علائق و آرزوهاي شخصي به شادكامي بيشتري نايل مي آيند. از طرف ديگر در مواقع بحراني حمايت اجتماعي اندكي در اين نوع فرهنگ ها وجود دارد، به همين دليل نسبت خودكشي و طلاق بالا مي باشد. بنابراين اگر در فرهنگ هاي جمع گرا شادكامي كمتر باشد به همان نسبت افسردگي و تنهايي نيز كمتر است. گزارش هاي ديگري وجود دارد كه نشان مي دهد عزت نفس و خشنودي از زندگي كه از عناصر شادكامي است در فرهنگ هاي فردگرا بالاتر مي باشد (داينر و داينر، 1995). در فرهنگ هاي شرقي تاكيد بر آن است كه افراد به عنوان قسمتي از واحد هاي متنوع جامعه باشند و با آن جور شده و نسبت به آن احساس تعلق و تعهد داشته باشند و به طور كلي به جاي تاكيد بر اسناد هاي فردي بر روابط اجتماعي تكيه مي گردد. بطور كلي در این نوع فرهنگ ها ارزش هايي مانند يكپارچگي اجتماعي منجر به شادكامي مي گردد. در حالي كه در فرهنگ غرب راه رسيدن به شادكامي خودمختاري و پايداري فرد در برابر عوامل اجتماعي است که به شادكامي منجر مي گردد. بر طبق اين نظريه فرهنگ اثر تعيين كننده اي بر اين دو شيوه ي دستيابي به شادكامي دارد (لو، گیلمور و کااو67 ، 2001).
2-6 منابع و عوامل مرتبط با شادکامی
مجموعه نظریه پردازان و پژوهشگران در کارهای علمی خود سعی کرده اند منابع و عوامل مؤثر بر شادی یا شادکامی را معرفی نمایند. این منابع و عوامل می تواند تحت مجموعه عوامل شناختی، عاطفی، اجتماعی و جسمانی مورد بحث قرار گیرد که در ادامه به آن می پردازیم.
2-6-1 شادکامی و بعد شناختی
برخی از شناخت ها یا سبک های فکری، پولینا68 یا نگاه کردن به طرف روشن قضایا، را تشکیل می دهند. این سبک های فکری عبارت اند از: کنترل درونی69، خوش بینی70، خلاقیت71 و هدفمند بودن در زندگی که همگی با شادکامی همبستگی بالایی دارند. این عوامل به قدری قوی اند که می توان آنها را بخشی از خوشبختی دانست (آرجیل، 1383). ارتباط میان شادکامی و مؤلفه های ذکر شده به شرح ذیل می باشد.
1- کنترل درونی: مفهوم منبع کنترل به اشکال بسیاری در سراسر تاریخ بشری ظاهر شده است. جولیان راتر72 یکی از نظریه پردازانی است که به مفهوم منبع یا مکان کنترل توجه خاصی داشته است. این مفهوم دارای دو بعد کنترل درونی و بیرونی است. بنابر فرضیات



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید