دانشگاه آزاد اسلامی
واحد علوم سیاسی
پایان نامه کارشناسی ارشد رشته
موضوع
اندیشه ایران هراسی و بازتولید آن در سیاست خارجی امریکا در دوران ریاست جمهوری اوباما
استاد راهنما
دکتر عباسعلی رهبر
استاد مشاور
دکتر محمدعلی خسروی
نگارنده
زهرا نرگسی علی پور
سال تحصیلی
93
تقدیم به
یگانه چهره نگار هستی
که به من با تمام کوچکیم
فرصت تجربه زندگی این معجزه بزرگ و جریان همیشه در لحظه ها را داد.
به او که در تمام این لحظه ها،نعمت هایش را از من دریغ ننموده و مرا به حال خود تنها نگذاشت.
به امید آنکه در ادامه این راه پرفراز و نشیب نیز،هرگز مرا تنها نگذارد.
فهرست
عنوانصفحه
چکیده
فصل اول : کلیات پژوهش
مقدمه
1-1- بیان مسئله
1-2- اهمیت وضرورت انجام تحقیق
1-3- سوالات پژوهش
1-4- متغیر های پژوهش
1-5- چارچوب نظری پژوهش
1-6- تعریف واژگان و مفاهیم اختصاص طرح

فصل دوم:ایران هراس
1-2-پیشینه ی پژوهش
2-2-ایران هراسی، ترفند اسرائیل
3-2-ادامه پروژه ایران هراسی با پیش بینی زمان دستیابی ایران به بمب!
4-2-ايران‌هراسي؛ توطئه ‌آمريكا براي غارت خاورميانه
5-2-ابعاد ايران هراسي درسياست خارجي آمريكا
5-2-1-تنش زایی در روابط خارجی جمهوری اسلامی ایران
6-2-عمليات رواني و پروژه ايران هراسي
7-2-بررسي مفهوم و ابعاد يك پروژه «ايران هراسي» عمليات آمريكايي – صهيونيستي
8-2-دلایل و اهداف طراحان ایران هراسی
9-2-تحلیل رخداد
10-2-دورنمای رخداد
11-2-تحرکات ایالات متحده در بخش ایران هراسی
12-2-پروژه های ایران هراسی در کجا و چگونه طراحی می شود؟
12-2-1-بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها و سیاست‌های ضدایرانی
13-2- اقدام کانادا در راستای پروژه ایران هراسی
13-2-1- ادعای توقیف کشتی ایرانی گامی در راستای ایران هراسی
13-2-2-ایران هراسی جنگ رسانه ای آمریکایی-صهیونیستی
14-2-پایان عصر ایران هراسی
14-2-1- سیاست خارجی جمهوری اسلامی در روند ایران هراسی
14-2-2- لایحه های پنهان جنگ روانی آمریکا علیه ایران
14-2-3-چرائی اتخاذ راهبرد ایران هراسی
14-2-4- محورهای ایران هراسی
فصل سوم: ایران هراسی و ارتباطات
1-3- ارتباطات و رسانه ها
2-3- کارکرد فرهنگی
3-3- کارکرداجتماعی رسانه ها
3-3-1- اطلاع رسانی و هشدار
3-3-2- تأثیر رسانه ها بر سیاست
3-3-3- بینشی و معرفتی
3-3-4- رسانه های همگانی
3-3-5- جهانی شدن رسانه ها
3-3-6- تأثیر تلویزیون
3-3-7- اینترنت
3-3-8- سینما
3-3-9- فیلم مصاحبه
10-3-امواج ایران هراسی
10-3-1- موج دوم ایران هراسی
10-3-2- موج سوم ایران هراسی
11-3-فروپاشی دیوار ایران هراسی
فصل چهارم: دفاع
1-4-موضع شوراي همکاري خليج فارس در برابر فعاليت هاي هسته اي ايران
2-4-پروژه ایران هراسی امریکا با کمک برخی کشورهای عربی
3-4- تلاش امریکا و اعراب منطقه برای استقرار سیستم دفاع موشکی
4-4-اهداف پیدا و پنهان ایران هراسی
5-4- مهار منطقه ای ایران
6-4- منزوی ساختن ایران در عرصه بین المللی
7-4-ایجاد مسابقه تسلیحاتی در منطقه
8-4-توجیه حضور نظامی و اشغالگری آمریکا در منطقه
9-4- تسلط بر منابع نفتی منطقه
10-4-تاکتیک ها و تکنیک های ایران هراسی
11-4-تلاش امریکا و اعراب منطقه برای استقرار سیستم دفاع موشکی
فصل پنجم :بحث و نتیجه گیری
1-5 بحث و نتیجه گیری
2-5 محدودیت های تحقیق
3-5 پیشنهادهای پژوهش
منابع فارسی
منابع انگلیسی
چکیده انگلیسی
چکیده
این پژوهش به کشف نقش و جایگاه ج.ا.ایران در تحولات کشورها مي پردازد و شباهت ها و تفاوت های گفتمان این دو رسانه در این باره نیز، بررسی شده است. برای تحقق اهداف پژوهش، نظریه های برجسته سازی، چارچوب سازی، بازنمایی، دیپلماسی رسانه ای وامپریالیسم رسانهای به کار گرفته شده است. همه مطالب مرتبط با ایران و تحولات خاورمیانه در این دو رسانه است که پس از بررسی این متون، متن از سایت فارسی صدای آمریکا و سایت فارسی العربیه انتخاب و مورد تحلیل گفتمان قرار گرفت.
از یافته های این پژوهش نتیجه گرفته میشود دالهای مرکزی گفتمان سایت فارسی صدای آمریکا درباره جایگاه ایران در تحولات خاورمیانه و کشورهای مصر، بحرین، یمن و سوریه عبارتند از: بیداری اسلامی؛ قرائت منفعت طلبانه ایران از این تحولات، وحشت سازی روی کار آمدن اسلام گرایانی شبیه ایران در منطقه، منجی سازی از آمریکا در برابر تهدید منطقهای ایران، القاءتنش روزافزون و جنگ قدرت میان ایران و دولتهای عربی، تحریک شیعیان برای مقابله با سیاستهای ج.ا.ایران، ایران هراسی(با دالهای شناور: تسلیحات هستهای، حمایت از تروریسم، ضدیت با حقوق بشر، سپاه هراسی)، اعتبار زدایی از بیانات مقامات ج.ا.ا، منفور سازی الگوی حکومت داری ج.ا.ایران و برجسته سازی الگوی ترکیه.
همچنین دالهای مرکزی گفتمان سایت فارسی العربیه عبارتند از: نفی تاثیر پذیری این قیام ها از انقلاب اسلامی ایران، بیداری اسلامی توهم ایران است، ایجاد فتنه مذهبی راهبرد ایران برای تضعیف دولتهای عربی، شبیه سازی ج.ا.ایران به نظام های دیکتاتوری ساقط شده منطقه، تحریک مخالفان برای انقلاب علیه ج.ا.ایران با الگوگیری از بهار عربی، ضرورت سازی اتحاد دولت های عربی در برابر خطر ایران، ايران هراسی، برجسته سازی الگوی حکومت داری ترکیه و منفور سازی الگوی حکومت داری ایران، ایران هراسی(با دال های شناور: سلطه جویی، حمایت از تروریسم، مانع برقراری صلح و امنیت، تبعیض علیه اقلیت ها).
واژگان کلیدی: تحلیل گفتمان، خاورمیانه، بیداری اسلامی، صدای آمریکا، العربیه، مصر، بحرین، یمن، سوریه
فصل اول
کلیات پژوهش
مقدمه
ایران‌هراسی (Iranophobia) اشاره به احساسات مخالفت یا دشمنی با سیاستها، فرهنگ، جامعه، اقتصاد یا نقش بین‌المللی ایران دارد. همچنین ایران‌هراسی اشاره به بی‌اعتمادی، نفرت، انزجار، حسادت، تبعیض، تعصب، نژادپرستی، کلیشه، ترس یا بیزاری به ایرانیان به عنوان یک گروه نژادی، قومی، زبانی، مذهبی پذیرفته‌شده در سراسر جهان دارد. گستره ایران‌هراسی می‌تواند از نفرت فردی تا تعقیب و آزار نهادینه‌شده متغیر باشد. همچنین ایران‌هراسی به سیاستهایی اطلاق می‌گردد که برمبنای تئوری توطئه برای رسیدن به منافع خاص علیه این کشور با معرفی کردن ایران بعنوان تهدیدی برای کشوری خاص یا در شکل بزرگتر برای صلح بین‌المللی مطرح می‌گردد. گاه ایران‌هراسی با احساسات ضدایرانی همپوشانی دارد. همچنین ممکن است به کتابی با عنوان «ایران‌هراسی: منطق یک عقده روحی اسرائیلی» (Iranophobia: The Logic of an IsraeliObsession) به نوشته هاگای رام اشاره نمود.
بیان مسئله
از زمان پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و با زیرسوال رفتن پایه‌های دکترین نیکسون- کیسینجر مسئله ایران‌هراسی از سوی غرب در کشورهای حاشیه خلیج فارس با جدیت هرچه تمام دنبال شد. کشورهای غربی با تحریک کشورهای منطقه این‌گونه القا کرده‌اند که جمهوری اسلامی درصدد صدور انقلاب اسلامی است بنابراین بایستی با کمربند امنیتی ایران را احاطه کرد. همین مدل را در مقطعی درباره شوروی سابق هم شاهد بودیم اما درباره جمهوری اسلامی ایران یکی از نتایج چنین رویکردی شکل‌گیری شورای همکاری خلیج فارس بود که از همان ابتدا از آن به عنوان وحدت مصلحتی در مقابل ایران استفاده می‌شد.
در سال‌های اخیر نیز با بهانه قرار دادن دستیابی جمهوری اسلامی ایران به دانش و فناوری صلح‌آمیز هسته‌ای تلاش کردند بحث «ایران‌هراسی» را به عاملی برای امنیتی جلوه دادن فضای منطقه و بستر‌سازی برای فروش سلاح‌های خود تبدیل کنند.این در حالی است که جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد، که دکترین نظامی‌اش دفاعی و بازدارنده بوده و رویکرد آن صلح و دوستی است. امریکا و مجموعه کشورهای غربی همپیمان می‌خواهند تا با القای پروژه ایران‌هراسی در منطقه، هراس و تنش ایجاد کنند و سلاح‌های از رده خارج خود را به فروش رسانند.
آمريكا با به راه انداختن موج ايران‌هراسي در تلاش است تا ايران را به عنوان يك دشمن بالقوه و خطري بزرگ براي منطقه معرفي كرده و كشورهاي عربي منطقه را از نزديك شدن به اين كشور باز دارد. میزان قابل ملاحظه‌ای تبلیغات سیاسی یا پروپاگاندا علیه ایران وجود دارد که هدف بیشتر آنها نشان دادن وجهه‌ای شیطانی از ایرانیان هستند، برخی از این تلاشها در محیط اینترنت توسط توزیع گسترده رایانامه، شبکه‌های اجتماعی و تارنماها صورت میگیرد و برخی دیگر در رسانه‌های دیگر بر اساس موارد دروغ، یا تحریف شده، و یا موضوعات تخیلی حضور دارند.
اهمیت و ضرورت پژوهش
هدف از این پژوهش این است که به نقش ایران هراسی در میان کشورهای دیگر دست یابیم .امریکایی ها به خوبی می دانند که قدرت منطقه ای ایران غیرقابل انکار است. امریکایی ها در هرکدام از پرونده های منطقه ای از ایران کمک گرفته اند به نتیجه رسیده اند و البته هرکجا با توسل به شعار از کمک گرفتن اجتناب ورزیده اند به درماندگی سیاسی و نظامی برخورد کرده اند.پرونده های افغانستان ، عراق و فلسطین از این دست هستند. واقعیت این است که به نتیجه رسیدن  بحث هسته ای ایران ، می تواند به حل مشکلات دیگری که همچنان وجود دارد، کمک کند. اگر نه بحران ها استمرار پیدا می کند و شاید هم برای منافع و امنیت آنها در منطقه بدتر هم شود. با نشان دادن نقاط هراس آور ایران به کشورهای جهان می توانیم به اعتماد سازی بیشتر بپردازیم. از آن رو برآن شدم تا با تحقیق در این راستا بتوانم کمک شایانی به پیشبرد سیاستهای کشور داشته باشم.
سوالات پژوهش
سوالات اصلی
-چرا آمریکا و کشورهای غربی سعی می کنند به موضوع ایران هراسی دامن بزنند؟
-عوامل موثر در پیشبرد ایران هراسی در جهان کدامند؟
-کدام شیوه از جمله ابزارهای نظامی،فرهنگی و…. باعث شده ایران هراسی نمود بیشتری پیدا کند؟
-واکنش کشورهای مسلمان و غیر مسلمان در برابر ایران هراسی چگونه بوده است؟
سوالات فرعی
ایران چگونه می تواند از این موضوع برای پیشبرد اهداف خود استفاده کند؟
دولتها چه نقشی در این زمینه ایفا می کنند؟
متغیر های پژوهش
متغیر مستقل:ایران هراسی
متغیر وابسته:واکنش کشورهای جهان و عکس العمل ایران
چارچوب نظری پژوهش
تحولات انقلابی در کشورهای عربی نشان داده که در پیش گرفتن سیاست های مبتنی بر ایران هراسی از سوی اعراب نمی تواند ابزار مناسبی برای بازگرداندن مشروعیت از دست رفته رژیم های پوسیده عربی باشد. در طول سالیان دراز ملت های عرب به آن مرحله از بلوغ سیاسی رسیده اند که بتوانند واقعیات کشورهای خود را آنطور که بوده و هست ببینند و قضاوت کنند. به هر تقدیر تقابل رژیم های عرب بویژه در خلیج فارس با ایران همچنان ادامه خواهد یافت. تحولات انقلابی در کشورهای عربی نشان داده که در پیش گرفتن سیاست های مبتنی بر ایران هراسی از سوی اعراب نمی تواند ابزار مناسبی برای بازگرداندن مشروعیت از دست رفته رژیم های پوسیده عربی باشد. در طول سالیان دراز ملت های عرب به آن مرحله از بلوغ سیاسی رسیده اند که بتوانند واقعیات کشورهای خود را آنطور که بوده و هست ببینند و قضاوت کنند. به هر تقدیر تقابل رژیم های عرب بویژه در خلیج فارس با ایران همچنان ادامه خواهد یافت. «خطر ایران» در شرایط کنونی می تواند بهانه ای را فراهم آورد تا دولتهای حاشیه خلیج فارس چند صباحی معترضین داخلی خود را مهار کنند اما این پایان کار نیست.
تعریف واژگان و مفاهیم اختصاص طرح
تعریف ایران هراسی
ایران‌هراسیIranophobia)) اشاره به احساسات مخالفت یا دشمنی با سیاستها، فرهنگ، جامعه، اقتصاد یا نقش بین‌المللی ایران دارد. همچنین ایران‌هراسی اشاره به بی‌اعتمادی، نفرت، انزجار، حسادت، تبعیض، تعصب، نژادپرستی، کلیشه، ترس یا بیزاری به ایرانیان به عنوان یک گروه نژادی، قومی، زبانی، مذهبی پذیرفته‌شده در سراسر جهان دارد. گستره ایران‌هراسی می‌تواند از نفرت فردی تا تعقیب و آزار نهادینه‌شده متغیر باشد. همچنین ایران‌هراسی به سیاستهایی اطلاق می‌گردد که برمبنای تئوری توطئه برای رسیدن به منافع خاص علیه این کشور با معرفی کردن ایران بعنوان تهدیدی برای کشوری خاص یا در شکل بزرگتر برای صلح بین‌المللی مطرح می‌گردد. گاه ایران‌هراسی با احساسات ضدایرانی همپوشانی دارد. همچنین ممکن است به کتابی با عنوان «ایران‌هراسی: منطق یک عقده روحی اسرائیلی» (Iranophobia: The Logic of an IsraeliObsession) به نوشته هاگای رام اشاره نمود.1
ایران‌هراسی به عنوان یک سیاست طی سالیان متمادی برای اهداف مختلف بکار گرفته شده است. بیشترین استفاده از این سیاست به منظور فروش تسلیحات نظامی به کشورهای خاص صورت پذیرفته است.(بطور خاص کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس) بدست آوردن آمادگی‌های لازم برای حمله یا اشغال ایران به منظور جلوگیری کردن از رسیدن این کشور به فناوری و علوم پیشرفته، خصوصاً تولید و استفاده از انرژی هسته‌ای یا توانایی‌های نظامی.
نگاهی به تعاریف مربوط به اسلام‌هراسی می‌تواند ابعاد این مفهوم را برای ما بیش از پیش تبیین کند:
ـ موسسه رانیمد تراست، به طور اختصار، چنین گفته است:‌ «اسلام هراسی، ترس و اکراه بی اساس در برابر مسلمانان، که باعث دفع آنها و تبعیض علیه آنها می‌شود. (Runnymede Trust, 1996)
ـ استفن شوارتز، نویسنده آمریکایی در مقاله «اسلام هراسانی که نیستند»  می‌گوید: «اسلام هراسی، محکوم‌سازی کلیت اسلام  و تاریخ مسلمانان به عنوان امری افراطی؛‌ انکار اکثریت میانه‌روی مسلمان و در نظر گرفتن اسلام به عنوان مشکلی برای جهان؛ برخورد با تعارضات مربوط به مسلمانان به عنوان امری الزاماً حاصل اشتباهات آنان؛ تأکید بر این که مسلمانان در صدد ایجاد تغییر بر اساس دین خود هستند؛ و اعلان جنگ علیه کلیت اسلام» تعریف کرده است. .) (Schwartz, www. frontpagemag. com
هراس در لغت به معناي بيم، ترس و خوف اطلاق مي گردد. و اين معنا، دقيقا همان سناريويي است كه آمريكا و صهيونيزم بين الملل با ايجاد «پروژه ايران هراسي» با ايجاد خوف و هراس نظام بين الملل از ايران و همچنين حساس شدن نسبت به اقتدار و توانمندي هاي جمهوري اسلامي ايران دنبال مي نمايد.
در واقع سياست آمريكا بويژه بعد از حادثه 11 سپتامبر 2001 و اعلام ايران به عنوان يكي از محورهاي شرارت، مشخص ساخت كه آمريكا در صدد امنيتي كردن فضاي ايران و تلاش براي معرفي ايران به عنوان تهديدي عليه صلح و امنيت بين المللي بوده و اين رويكرد محصول يك سياست مشترك ميان آمريكا و رژيم صهيونيستي است.
از اين رو «ايران هراسي» پروژه راهبردي است كه در پي آن است كه ايران به عنوان تهديدي بزرگ در منطقه و همچنين تهديدي براي صلح و امنيت جهاني مطرح سازد و باعث تضعيف و تخريب چهره نظام گردد. اين رويكرد ازسوي ايالات متحده و صهيونيزم بين الملل با هدف به حاشيه راندن جمهوري اسلامي ايران دنبال مي گردد. بر همين اساس رهبر معظم انقلاب با بصيرت و روشن بيني خويش، با آگاهسازي از اين پروژه خطرناك دشمنان انقلاب اسلامي جوانان پر شور و مومن بخش هاي مختلف كشور را پيشگامان حركت به سمت دنيايي سرشار صلح و عدالت و دوستي خواندند و تاكيد كردند: «زورگويان جهاني در اجراي «پروژه ايران هراسي» ناكام خواهند ماند چرا كه اقتدار ملي جمهوري اسلامي، نه تنها تهديدي براي ملتها نيست بلكه الگويي براي پيشرفت و عزت و افتخار ملت ها به شمار مي آيد.»
در اين طرح نظام سلطه، انزواي ج.ا.ا را در دستور كار قرار داده است تا از اين منظر جمهوري اسلامي را از متن مناسبات با همسايگان به حاشيه ببرد و قدرت تاثير گذاري ايران را به حداقل برساند.
چرا كه، جبهه استكبار نمي تواند ايران مقتدر و توسعه يافته را تحمل كند، زيرا پذيرفتن جايگاه برتر ايران به منزله اعتراف به شكست و ناكامي از سوي آنهاست. بر همين اساس اگر برخي مواقع حقايقي را در ارتباط با رشد ايران رسانه اي مي كنند، نه به معناي اذعان به ارتقاي جايگاه جمهوري اسلامي براساس شاخص هاي توسعه است، بلكه با هدف ترساندن ديگران از ايران است تا ضمن تشكيل اجماع ضد ايراني، كاستي هاي اقدام هاي ناموفق خويش را جبران نمايند. رهبر معظم انقلاب در اين باره مي فرمايند: «هدف اصلي بيگانگان از اعتراف به اقتدار ملت ايران، پيشبرد پروژه ايران هراسي است.»

فصل دوم
ایران هراسی

1-2-پیشینه ی پژوهش
پیروزی انقلاب اسلامی در 22 بهمن سال 1357، نوید دهنده دورانی جدید با ارزش‌ها و ملاک‌های متفاوت در تمییز دوست و رقیب و دشمن، در عرصه سیاست خارجی  بود اقبال جهانی و بویژه توجه مردم ستمدیده به پیامهای ارزشی انقلاب اسلامی ایران، زنگ خطر را برای آمریکا و کشورهای همسو با اهداف کاخ سفید به صدا درآورد؛ ازاینرو مقابله با بسط و پیشرفت جهانی ندای انقلاب اسلامی در دستور کار قرار گرفت و آن را با پروژه ای به نام ایران هراسی پیوند زدند.
 تبليغات و اقدامات غرب و به ويژه ايالات متحده در شكل دهي به اقدامات امنيتي كشورهاي منطقه خاورمیانه به خصوص خلیج فارس در روابط خود با جمهوري اسلامي در ایجاد تصویری امنیتی از ایران  تاثيري به سزا داشته است و بازيگران منطقه‌اي با درك خاصی که از این اقدامات دارند واکنش‌های امنیتی گوناگونی حول محور تامین امنیت خود انجام مي‌دهند برای مثال: به خريد تسليحات و توافقات دفاعي امنيتي با نيروهاي فرامنطقه اي اقدام مي‌نمایند. باید این مطلب را پذیرفت که نظم در منطقه در یک وضعیت انتقالی قرار دارد و ایران در حال باز تعریف منافع خود می‌باشد. قدرت گیری ایران در منطقه با مقاومت و موانع جدی برخی از بازیگران در منطقه مواجه شده است غرب، اعراب سنی مذهبِ محافظه کار و اسرائیل بنا به دلایلی ایران را تهدید حساب می کنند و با هراس به برنامه های آن نگاه می کنند و این امر باعث به وجود آمدن ائتلافی علیه ایران شده است.
     در این راستا اقداماتی که علیه ایران شده بسیار غیر انسانی بوده که هیچ یک از نهادهای حقوق بشری در مورد این اقدامات عکس العملی نشان ندادند اقداماتی مانند:
• چندین دهه تهدید ظالمانه علیه ملت ایران
• اعلام حمایت رسمی از هر گونه نا امنی و اغتشاشات در سال های 78، 82، 88
• ترور دانشمندان هسته ای ایران با همکاری موساد
• تحریک مخالفان جمهوری اسلامی و کمک به حرکت های تجزیه طلب و تروریستی
همواره ایران‌هراسی به منظور بد معرفی کردن این کشور با عناوین مختلفی مانند یک کشور بی‌فرهنگ، محور شرارت، بزرگترین حامی تروریست در جهان کشوری که نفرت را در دنیا اشاعه می‌دهد ایران بزرگترین تهدید برای همسایگانش، ایران تهدیدی برای صلح‌جهانی اتهام به ایران برای طراحی توطئه به منظور نسل‌کشی یهودیان در آینده، و موارد مشابه دیگر پیگیری شده است.
اهداف این بسته سیاستی شامل موارد ذیل گردیده اما محدود به این موارد نمی‌باشد:
• فروش سلاح به همسایگان این کشور. برای مثال یک تحقیق علمی نشان میدهد در پی سیاست ایران‌هراسی، فروش سلاح توسط ایالات متحده آمریکا به کشورهای متحد آن کشور در منطقه اطراف ایران در سال ۲۰۱۱ میلادی ۳۰۰ درصد افزایش داشته است.
• اعزام نیروهای نظامی به منطقه برای تسلط کامل بر منابع انرژی در کشورهای همسایه ایران، جایی که بیش از ۴۰٪ ذخایر انرژی فسیلی دنیا از جمله نفت و گاز را در خود جای داده است.
• تحریک و ترغیب یا اجبار به تغییر بافت جمعیتی، رسم الخط، زبان و رسوم مذهبی مناطقی که قبلاً جزء خاک ایران بوده‌اند مانند سیاست ایرانی‌زدایی بحرین توسط امپراطوری بریتانیا، تغییر رسم الخط و زبان و مراسمات مذهبی در کشورهای جدا شده از ایران و تحت سلطه اتحاد جماهیر شوروی
• انحراف افکار عمومی اعراب از جنگ اعراب و اسرائیل و تشکیل یک جبهه جدید و شکل دادن به مفهوم جنگ اعراب و ایران.
• متوقف کردن ایران برای تبدیل شدن به یک مدل موفق برای انقلاب کشورهای اسلامی همپیمان کشورهای غربی. 2
توجیه افکار عمومی کشورهای دنیا برای انجام اعمال غیرقانونی و خارج از قوانین جهانی مانند تحریمهای یکجانبه، ترور دانشمندان ایرانی، حملات الکترونیکی و اینترنتی، نقض هوایی کشور و نهایتاً حمله و اشغال کشور.
ترديدي نيست كه در جهان امروز قطع رابطه بين كشورهاي هميشگي نيست و زماني فرا مي رسد كه برقراري روابط حسنه اجتناب نا پذير مي شود . ولي نبايد فراموش كرد كه آنچه آمريكا در دوره ي رياست جمهوري ايشان با اعمال تحريمهاي غيرقانوني و يكجانبه بر مردم ايران تحميل كرده است ، از جنبه هاي گوناگون كم زيانتر از كودتاي 28 مرداد نيست. اوباما تصريح مي كند كه خواهان تغيير نظام در ايران نيست و حقوق قانوني و برنامه ي صلح آميز هسته اي آنرا به رسميت مي شناسد. اهل سياست به خوبي مي دانند كه تحريمهايي با اين شدت و وسعت كه دولت اوباما بر  نظام جمهوري اسلامي و در واقع مردم ايران تحميل كرده است ، نه تنها از جنبه انساني تلخ و ناگوار است ، بلكه ماهيتي براندازانه دارد . ايشان كه براي كودكان و زنان و مردان عادي سوري ابراز دلسوزي مي كنند ، آيا عمق رنجي را كه بر كودكان و عامه مرم  ايران تنها در زمينه كمبود دارو ، امكانات و تحهيزات پزشكي از جمله توليدات صلح آميز هسته اي كه در بخش پرتو درماني و آنكولوژي بيمارستانها كاربرد دارد ، و مرگ و ميرهاي ناشي از اين تحريمها انديشيده اند ؟ جدا از اين كرداري  كه دور از مروت و اخلاق انسانها است ، سياستهاي خصمانه دولت آمريكا و هم پيمانان غربي اش باعث شده كه در ايران هم مانند ساير كشورها ، گرايشات نظامي گري تشديد شده و هزينه هاي اين بخش بيشتر در آمد ملي را ببلعد  و شرايط به گونه اي تحميل شود كه  نظاميان در عرصه هاي سياسي و اقتصادي وارد شوند ، بخش خصوصي به حاشيه رانده شده و حداقل دونسل از مردم ايران گرفتار بيكاري و فقر شوند .
اگر اوباما راست مي گويد و خواهان روابطي از مواضع برابر و احترام متقابل است براي  مردم  بافرهنگ و كهن ايران درود مي فرستد ، اكنون  شرايط را براي گفتگوي سازنده  هموار وفراهم كرده اند ، اشتباهات گذشته را تكرارنكند و در اولين قدم رنج تحريمهاي يكجانبه را از دوش اين مردم بردارد . هر گونه كوتاهي و اتلاف وقت  در برقراري رابطه ي مبتني بر احترام متقابل ، با توجه به اينكه ازمتن سخراني اش به وضوح مي توان دريافت كه ايران را به عنوان يك قدرت منطقه اي و حتی جهاني پذيرفته است ، نه تنها به وجهه ي او به عنوان رييس جمهور بلكه به وجهه ي آمريكا نزد مردم ايران براي مدتي طولاني تر از آنچه گذشت ، لطمه خواهد زد .3
2-2-ایران هراسی، ترفند اسرائیل
اسرائیل به خاطر ایران از عصبانیت دیوانه شده است، گرچه نه به اندازه‌ای که به‌وسیله تصور یک بمب ایرانی یا به‌خاطر حمایت ایران از حزب الله و حماس آشفته می‌شود. اما به نظر می‌رسد آشکار باشد که اغراق‌های گسترده دولت اسرائیل درباره خطر ایران، و گره زدن آن با پیشرفت در موضوع فلسطین، ترفندی است برای جایز شمردن استقرار و اسکان غیر قانونی و بی‌وقفه اسرائیل در مناطق فلسطینی کرانه باختری، که سرانجام راه حل دو دولت را از بین خواهد برد. زمان آن فرا‌رسیده است که اوباما مشخص سازد، البته نه با ادبیاتی مبهم، که ایالات متحده حامی استقرار صلح در خاورمیانه است، مانند آنچه بیل کلینتون در سال 2000 پیشنهاد کرده بود، [ صلحی مبتنی بر]: عدم حق بازگشت برای فلسطینیان، قرار دادن اورشالیم [بیت المقدس] به عنوان پایتخت مشترک، بازگشت (کمتر یا بیشتر) به مرزهای 1967 و استقرار نیروهای حافظ صلح آمریکایی در دره رود اردن. لازم است دولت ایالات متحده به شدت با این تصور برخورد کند که اسرائیل می‌تواند به تضعیف روند صلح ادامه دهد و با ادامه مصادره زمین فلسطینی‌ها، واقعیت جدیدی بر روی زمین خلق کند. لازم است مخفیانه پیامی برای نتانیاهو ارسال شود با این مضمون که ایالات متحده تحت فشار قرار نخواهد گرفت که در مذاکرات با ایران عجله کند، یا علیه این کشور به اقدام نظامی متوسل شود، و اینکه ما [ دولت اوباما ] فعالانه خط مشی بوش را مبنی بر مخالفت با هر گونه حمله نظامی اسرائیل علیه ایران ادامه خواهیم داد. اما برای ایران، به نظر می‌رسد اظهارات ضد اسرائیلی این احتمال را افزایش داد که اگر ایران کاملاً از رژیم منع گسترش آی. اِی. ای. اِی. تبعیت نکند، اروپایی‌ها در تشدید تحریم‌ها به آمریکا بپیوندند. دیپلماسی بی‌صدای اوباما با روس‌ها و چینی‌ها این احتمال را افزایش داده است که آن کشورها نیز به ایران پیام دهند برنامه هسته‌ای، پیامدهایی منفی برای این کشور دربرخواهد داشت. هیچ یک از این موارد ایرانیان را از توسعه تسلیحات بازدارد، اگر ایران به کار خود ادامه دهد، سیاست “بازدارندگی و سد نفوذ” سختگیرانه در مقایسه با هرگونه اقدام نظامی، بسیار بهتر است، احتمالاً از چنین سیاستی، عرب‌ها هم که موضع تهاجمی ایران را تهدید محسوب می‌کنند، حمایت خواهند کرد.4
3-2-ادامه پروژه ایران هراسی با پیش بینی زمان دستیابی ایران به بمب!
تحریم‌ها، خرابکاری‌هایی چون انتقال ویروس کامپیوتری استاکس نت و اخیرا هم ترور دانشمندان هسته‌ای ایران که تهران، اسراییل را عامل آن می‌خواند، نشان از پیشرفت‌های اتمی این کشور دارد و این در حالی است که ذخایر اورانیوم ایران نیز روبه افزایش است و بر اساس برآورد کارشناسان، ایران اکنون…
تابناک به نقل از رویترز: «اولی هاینون»، بازرس ارشد هسته ای سازمان ملل تا سال گذشته، اعلام کرد: «با توجه به آنچه در مورد فعالیت‌های هسته‌ای ایران شناخته شده نیست، فکر نمی‌کند ایران برای توسعه قابلیت ساخت سلاح اتمی به زمان طولانی نیاز داشته باشد.
این پروسه ساخت است که به زمان بیشتری نیاز دارد. اما ایران به طور قطع از عناصر لازم برخوردار است و قابلیت‌های خود را نیز توسعه داده است.
هاینون می‌گوید::به نظر نمی‌رسد تهران کماکان رویکرد سیاسی مشخصی را در زمینه ساخت بمب اتمی اتخاذ کرده باشد. اما برآوردها از زمان دستیابی ایران به توان ساخت سلاح اتمی، از اهمیت بسیاری برخوردار است و می‌تواند مشخص کند که قدرت‌های بزرگ جهان برای حل و فصل دیپلماتیک چالش هسته‌ای ایران چقدر زمان دارند.
این در حالی است که برخی دیگر از کارشناسان با توجه به موانع فنی که ایران باید بر آن‌ها غلبه کند، این برآوردها را واقع گرایانه نمی‌دانند.
به نوشته رویترز، تحریم‌ها، خرابکاری‌هایی چون انتقال ویروس کامپیوتری استاکس نت و اخیرا هم ترور دانشمندان هسته‌ای ایران که تهران، اسراییل را عامل آن می‌خواند، نشان از پیشرفت‌های اتمی این کشور دارد و این در حالی است که ذخایر اورانیوم ایران نیز روبه افزایش است و بر اساس برآورد کارشناسان، ایران اکنون مواد با درصد غنای پایین را برای ساخت دست کم دو بمب اتمی در دست دارد.
مارک فیتزپاتریک: مدیر موسسه بین المللی مطالعات استراتژیک، می‌افزاید: به نظر منطقی نمی‌رسد که ایران خطر حملات هوایی را بپذیرد مگر آن که بتواند دست کم چند بمب اتمی بسازد. 5
4-2-ايران‌هراسي؛ توطئه ‌آمريكا براي غارت خاورميانه
 ايران‌هراسي ايجاد ترس و هراس در دل كشورهاي عربي به ويژه كشورهاي حوزه خليج فارس است آمريكا با به راه انداختن موج ايران‌هراسي در تلاش است تا ايران را به عنوان يك دشمن بالقوه و خطري بزرگ براي منطقه معرفي كرده و كشورهاي عربي منطقه را از نزديك شدن به اين كشور باز دارد.
 آمريكا موج ايران‌هراسي را براي تامين امنيت خود به راه انداخته است آمريكا درصدد است تا به اين وسيله حضور خود در منطقه را توجيه كرده و به كشورهاي كوچك و بزرگ عربي نشان دهد كه براي حفاظت و حمايت از آنها در مقابل ايران در منطقه حضور پيدا كرده است.
 همه سخنان آمريكا دروغي بيش نيست و همگان بر اين امر واقفند كه آمريكا تنها به دنبال سيطره بر كشورهاي عربي براي غارت و چپاول ثروت‌ها و منابع خدادادي آنهاست.
 كشورهاي منطقه بايد بتوانند كشورهاي دوست و همسايه را محترم شمرده و از دخالت دادن بيگانگان در امور داخلي خود پرهيز كنند تا به اين وسيله مانع از سيطره پيدا كردن بيگانگان بر منطقه گردند.
آمريكا به هيچ وجه قصد خروج از خاورميانه را ندارد نيروهاي نظامي آمريكايي از بعد از اشغال افغانستان تا كنون از هر كشوري خارج مي‌شوند به كشور ديگري منتقل شده و در آنجا مستقر مي‌شوند؛ همچنان كه از عراق خارج شده و در كويت مستقر شدند.
 علاوه بر همه اينها تا زماني كه برخي كشورهاي منطقه همواره پذيراي نيروهاي آمريكايي باشند اين كشور استكباري هيچ گاه از منطقه خارج نخواهد شد.
تغيير ديد و نگرش كشورهاي عربي منطقه را لازمه خارج شدن آمريكا از ميان كشورهاي حوزه خليج فارس است اين كشورها لازم است درك درستي از نيازهاي خود پيدا كرده و قدرت تشخيص دوست از دشمن را پيدا كنند تا بتوانند بدون وابستگي و احساس نياز به يك ابرقدرت استكباري به حيات سياسي و اجتماعي خود در ميان ساير كشورهاي منطقه ادامه دهند.
 جمهوري اسلامي ايران قادر است همه نيازهاي كشورهاي منطقه را برآورده سازد و آنان را از داشتن نياز به كشورهاي غربي بي‌نياز سازد؛ اما متاسفانه كشورهاي غربي به دليل وابستگي طولاني به كشورهاي غربي حاضر و قادر به پذيرش اين مساله و جايگزين كردن دوستي ايران به جاي دوستي با كشورهاي غربي نيستند.
 آمريكا حل بحران‌ها و مشكلات اين منطقه از قاره آسيا را بهانه و دستاويزي براي ادامه حضور نيروهاي نظامي آمريكايي و غيرآمريكايي در منطقه قرار داده و عنوان مي‌كند كه براي حل بحران كشورهاي اين منطقه بايد و لازم است در ميان آنها حضور داشته باشد.
 مردم آمريكا وقتي پاي صندوق‌هاي راي حاضر مي‌شوند به سياست خارجي آنها كاري ندارند بلكه از روساي جمهور خود انتظار حل مشكلات داخلي و معيشتي را دارند؛ به عبارت ديگر هيچ يك از كشورهاي خارجي براي ملت آمريكا در درجه اهميت قرار ندارند.
راي‌دهندگان آمريكايي تنها براي حل معضل بيكاري و مشكلات معيشتي براي بار دوم به اوباما راي داده‌اند ،راي دهندگان آمريكايي اوباما را براي توسعه سياست خارجي انتخاب نكرده‌اند؛ بلكه ملت آمريكا پس از ركود بزرگ اقتصادي غرب شرايط نابساماني را سپري مي‌كند و راي دهندگان آمريكايي قطعا اوباما را انتخاب كرده‌اند تا به جاي دخالت در امور ساير كشورهاي خارجي، سروسامان دادن به اوضاع اقتصادي ملت خود را سرلوحه كارها قرار داده و بحران اقتصادي را از كشورشان مرتفع سازد.
آمريكا به عنوان يك ابرقدرت استكباري قادر نخواهد بود مشكلات خاورميانه و ساير نقاط جهان را به تنهايي مرتفع سازد ، دوران كدخدامنشي ايالات متحده به سر آمده است و آمريكا بايد تكروي را كنار گذاشته و از كشورهاي تاثيرگذار و داراي نفوذ و قدرتمندي مانند روسيه، چين، ايران و كشورهاي بريكس (برزيل، روسيه، هند، چين و آفريقاي جنوبي) نيز براي حل مشكلات جهاني كمك بگيرد.
مشكلاتي مانند بحران سوريه و بحران در ساير كشورهاي عربي، بحران افغانستان، مساله هسته‌اي ايران و موضوعاتي مانند موضوع فلسطين و لبنان را چالش‌هاي پيش‌روي اوباما در دور دوم رياست جمهوري اس
همه اين چالش‌ها پيش روي اوباما قرار دارد اما كاخ سفيد به تنهايي قادر به رفع تمامي اين مشكلات نيست و ناچار است و بايد كه از كشورهاي تاثيرگذار منطقه‌اي و جهاني نيز كمك بگيرد.6
5-2-ابعاد ايران هراسي درسياست خارجي آمريكا
مهم ترین ابعاد ایران هراسی در سیاست خارجی آمریکا عبارت است از:
1. سپاه هراسی
یکی از پازل های سناریوی ایران هراسی آمریکا، تبلیغات منفی گسترده علیه سپاه پاسداران و بسیج است. به همین دلیل مدیران راهبردی سپاه پاسداران بایسته است با رصد شیوه های ایران هراسی، راهبردهای جداگانه ای را در قبال تهاجم تبلیغاتی آمریکا در چهار حوزه افغانستان، عراق، لبنان و کشورهای عرب حوزه خلیج فارس سازماندهی کنند.
ماهیت کاوی، جریان شناسی و ریشه یابی ابعاد عملیات روانی علیه سپاه پاسداران مبین این است که سپاه هراسی به صورت توأمان در سطوح مراکز پژوهشی، نهادهای تقنینی، اطلاعاتی و نظامی کانالیزه و مدیریت می شود.
تهاجم روانی رسانه ای یک تهاجم نرم چند لایه ای است؛ زیرا به صورت همزمان توسط ساختارهای متعدد پیگیری شود؛ برای مثال کانون های سازماندهی و اجرای سناریوهای تبلیغاتی سپاه هراسی می تواند توسط یک یا چند ساختار به صورت لایه ای انجام شود؛ به عبارتی؛ تهدیدات در بخش سپاه هراسی به صورت لایه ای است که این خود بر پیچیدگی های تهاجم تبلیغاتی می افزاید.
مهم ترین روش های واشنگتن برای افزایش بٌرد سپاه هراسی عبارت است از:
الف) تداعی ارتباط سپاه پاسداران با سازمان القاعده
مهم ترین اهداف جنگ تبلیغاتی ایالات متحده برای ارتباط دهی میان سپاه پاسداران با سازمان القاعده عبارت است از:
5-2-1-تنش زایی در روابط خارجی جمهوری اسلامی ایران
یکی از ترفندهای عملیات روانی آمریکا برای تنش زایی در روابط خارجی جمهوری اسلامی ایران به ویژه با دو کشور افغانستان و عراق، ادعای مکرر کنگره، نهادهای دفاعی، اطلاعاتی و رسانه ای آمریکا مبنی بر حمایت نظامی، آموزشی یا مالی سپاه قدس از سازمان القاعده است که مهمترین موارد آن عبارت است از:
انعکاس تصاویر مجازی از نقش غیر مستقیم سپاه پاسداران در حمله به منافع منطقه ای و جهانی آمریکا مانند انفجار پایگاه تفنگداران دریایی آمریکا در بیروت (1982)؛ دخالت سپاه قدس و حزب الله در انفجار “مجتمع مسکونی برج خیبر” در 25 ژوئن 1996 یا شائبه سازی در مورد حمایت جمهوری اسلامی ایران از شیعیان ناراضی عربستان سعودی.
– ادعای “ژنرال دان مک نیل”65 فرمانده وقت ارتش آمریکا در 31 مه 2007 (10 خرداد 1386) مبنی بر آموزش شیوه های عملیات نامتقارن به نیروهای القاعده در داخل خاک ایران.
– ادعای ایالات متحده در 17 آوریل 2007 و ناتو در ششم ژوئن و ششم سپتامبر 2007 مبنی بر توقیف محموله ای از تجهیزات نظامی ایران شامل قطعات انفجاری و بمب های کنار جاده ای برای کمک به القاعده.
ادعای “نیکلاس برنز”7 معاون وقت وزیر خارجه آمریکا در مصاحبه سیزدهم ژوئن 2007 با شبکه خبری CNN مبنی بر وجود مدارکی دال بر نقش سپاه پاسداران در قاچاق اسلحه برای نیروهای القاعده در مرز افغانستان و پاکستان.
– اتهام سومین گزارش “رویان کروکر و دیوید پترائوس”8 به کنگره در آوریل 2008 مبنی بر “تجهیز، آموزش و تأمین تسلیحات” شبه نظامیان عراق توسط سپاه قدس (متعاقب این گزارش، جرج بوش، رئیس جمهور وقت آمریکا، برای اولین بار در یک گفتمان جدید در سخنرانی دهم آوریل 2008 به صراحت جمهوری اسلامی ایران را هم ردیف تهدید القاعده در عراق معرفی کرد).
ادعای وزیر دفاع وقت آمریکا، رابرت گیتس، مبنی بر نقش پذیری جمهوری اسلامی ایران در تجهیز شبه نظامیان طالبان در گزارش 27 ژانویه 2009 به کمیسیون نیروهای مسلح مجلس سنا.
عملیات روانی روزنامه واشنگتن پست در ششم ژانویه 2010 مبنی بر ارتباط سپاه پاسداران با برخی عوامل القاعده در یمن و لبنان.
اظهارات ژنرال دیوید پترائوس در هفدهم مارس 2010 مبنی بر حمایت تهران از عوامل القاعده از مصر تا پاکستان.
– اتهام (اریک هولدر)، دادستان کل آمریکا، در یازدهم اکتبر 2011 مبنی بر برنامه ریزی شاخه قدس سپاه پاسداران از طریق ارتباط دهی با یکی از سران کارتل های قاچاق مواد مخدر در مکزیک با نام ” منصور ارباب سیار” برای ترور سفیر عربستان که در راستای جنگ تبلیغاتی ایران هراسی قابل تفسیر است.
کنار گذاشتن تمام پازل های یاد شده تأیید این واقعیت است که یکی از مهم ترین مراکز ثقل سپاه هراسی، تنش زایی در روابط خارجی جمهوری اسلامی ایران است.
6-2-عمليات رواني و پروژه ايران هراسي
يكي از شيوه هاي ايالات متحده در تحقق پروژه ايران هراسي ايجاد عمليات رواني از طريق تبليغات منفي، هياهو و جنجال هاي رسانه اي بر موضوعات بي پايه و اساس عليه جمهوري اسلامي ايران است. تبليغ يعني هر نوع ارتباط به منظور نشان دادن داده ها، ايده ها يا انگارها در اذهان بشري براي تاثيرگذاري بر افكار، عواطف و يا كشش هاي فردي يا گروهي كه اهداف آن عبارتند از:
1- كسب حمايت دوستانه و تقويت آن.
2- شكل دهي يا تغيير نگرش ها و طرز تلقي ها نسبت به ايده ها.
3- به تحليل بردن دولتهاي خارجي غيردولتي يا برنامه ها و سياست هاي آنها.
در واقع پروژه ايران هراسي كه در استمرار جنگ نرم عليه جمهوري اسلامي ايران است با تبليغات و عمليات رواني بسيار گسترده اي در حال انجام است. آمريكا و هم پيمانان او به خوبي از اين غالب ها براي رسيدن به اهداف امپرياليستي نوين خود و براي جلوگيري از رشد توان و اقتدار كشورها و سركوبي مخالفين در سراسر جهان و توسعه طلبي در منطقه خاورميانه و… استفاده مي نمايند. برهمين اساس از مهمترين اقدامات تبليغي و رواني ايالات متحده در انجام پروژه ايران هراسي به موارد زير مي توان اشاره نمود:
1. تروريسم و محور شرارت
آمريكا و صهيونيزم بين الملل در سال هاي اخير از ترور و تروريسم به شيوه اي مديريت شده و برنامه ريزي شده با ايجاد جو هراس افكني گسترده و اختناق و آشوب استفاده و نگاه مردم جهان را تحت تاثير عمليات رواني خود قرار داده اند و در راستاي تكميل پروژه ايران هراسي با ايجاد فضاي غيرواقعي به دنبال ايجاد ترس و هراس در كشورهاي منطقه و جهان از توان و اقتدار كشوري جمهوري اسلامي ايران بوده است. بر همين اساس كشوري را كه خود سال ها قرباني تروريسم بوده است و بيشترين خسارات را در مبارزه با تروريسم پرداخته است به حمايت از تروريسم متهم و به عنوان محور شرارت و تهديدي براي صلح و امنيت بين الملل مطرح مي سازد. در حقيقت آمريكا و صهيونيزم بين الملل براي رسيدن به اهداف شرم آور خود، ايران را حامي تروريست معرفي مي نمايد و به اين دستاويز تمسك مي جويد و كلمه تروريست را بعنوان سلاح جديدي براي خود محسوب مي نمايند و براي تحقق پروژه ايران هراسي در منطقه بارها و بارها با تمسك به همين سلاح به اهداف و نيات پليد خود پرداخته است. در واقع اين عمل را مي توان منطق زورگويي امپرياليسم غرب ناميد و اين همان قوانين كاپيتاليسم قرن 21 مي باشد. در اين قانون هيچ فرد و يا گروهي نمي توانند از حق طبيعي خود يعني دفاع كردن استفاده نمايند، اما در قانون امپرياليسم آنها مي توانند در هر جاي جهان مردم بي دفاع را به خاك و خون كشيده و نابود كنند. همانطور كه رژيم صهيونيستي اسرائيل پس از چراغ سبز آمريكا اقدام به بمباران شهرها و اردوگاههاي فلسطينيان مي نمايد و مردم فلسطين با دفاع در مقابل تهاجم اشغالگران تروريست و تهديد عليه صلح و امنيت خوانده مي شوند.
2. ايران هسته اي؛ تهديد بين الملل
در راستاي تحقق «پروژه ايران هراسي» سياستمداران آمريكايي با ايجاد عمليات رواني تلاش فراواني در اين زمينه به عمل آورده اند تا مانع از پيشرفت برنامه صلح آميز هسته اي ايران شوند. از اين رو با تبليغات و هياهوي رسانه اي دست به ساخته و پرداخته كردن اتهامات بي پايه و اساس در مورد امكان استفاده نظامي ايران از اين برنامه صلح آميز زده اند و به رغم سابقه ايران،كارزاري گسترده براي تكميل پروژه ايران هراسي و نشان دادن اين كشور به عنوان تكثيركننده سلاح هاي هسته اي و تهديدي براي ثبات منطقه و صلح و امنيت بين الملل در جريان بوده است.
جمهوري اسلامي ايران تنها كشوري نيست كه برنامه هسته اي دارد و فهرست بلند بالايي از كشورهاي داراي برنامه هسته اي را مي توان اشاره نمود. آرژانتين، آلمان، آمريكا،اسپانيا، انگليس، اسلووني، آفريقاي جنوبي، اوكراين، بلژيك، بلغارستان، برزيل، پاكستان، چين، چك، ژاپن، روسيه، روماني، سوئد، سريلانكا، كره جنوبي، كره شمالي،ليتواني، هلند و هند از جمله كشورهايي هستند كه رسماً در زمينه نظامي و غيرنظامي هسته اي فعاليت مي كنند و اين در حالي است كه رژيم صهيونيستي و برخي ديگر از كشورها بي آنكه مطرح شوند، برنامه هاي پنهان هسته اي دارند. ايران از قديمي ترين كشورهاي عضو پيمان عدم اشاعه هسته اي (NPT) است و تعهدات پيمان را در عدم انحراف هسته اي رعايت كرده و صرفا به فعاليت هاي صلح آميز هسته اي مشغول است و با اين وجود متاسفانه دچار اين چنان فضاي سنگين تبليغاتي ساخته شده توسط رسانه هاي صهيونيستي شده است. در جهاني كه 31000 كلاهك هسته اي جنگي وجود دارد و 14000 عدد از آنان آماده شليك هستند و 441 نيروگاه هسته اي كه مي تواند اورانيوم مناسب ساخت سلاح هسته اي توليد كند، پرونده فعاليتهاي صلح آميز هسته اي ج.ا.ا موضوع امنيتي شده و به شوراي امنيت سازمان ملل گزارش مي گردد. (همشهري/ ديپلماتيك، فروردين 1385) اين در حالي است كه دستگاههاي اطلاعاتي غرب و تحليل گران واقع بين نيز به اين جمع بندي در خصوص صلح آميز بودن فعاليتهاي هسته اي ج.ا.ا رسيده اند و آژانس بين المللي اتمي نيز، نظامي بودن برنامه هسته اي ايران را تاييد نكرده است. برهمين اساس، اين موضوع چيزي به جز راه اندازي پروژه ايران هراسي معناي ديگري ندارد و اينكه ايران هسته اي سياست خارجي تهاجمي خواهدداشت و احتمال دارد سلاح هاي هسته اي ايران در اختيار گروههاي تروريستي قرار گيرد هدفي به جز اين مطلب را دنبال نمي كند.
در واقع آنچه منافع نامشروع غرب را تهديد مي كند سلاح نيست زيرا آنها سلاح هايي به مراتب قوي تر دارند و در يك مسابقه سيتماتيك آنان موفق تر خواهندبود. اما آنچه آمريكا و غرب از آن واهمه دارند توانمندي و ظرفيت است كه يك ملت را از وابستگي به آنها مي رهاند. چرا كه ايران غير نيازمند به آمريكا و غرب منافع نامشروع سلطه گران را به جهت ذات استقلال خود به چالش مي كشاند نه به جهت داشتن سلاح9.
مقام معظم رهبري نيز ادعاي تلاش ايران براي توليد سلاح هسته اي را يكي ديگر از تهمت هاي دروغ و ناروا عليه نظام اسلامي برشمرده و دراين باره مي فرمايند: «جمهوري اسلامي ايران براساس عقيده اسلامي و بصورت مبنايي توليد سلاح هسته اي و استفاده از آن را ممنوع مي داند و براين عقيده خود ايستاده است و اين مطلب را مسئولان آمريكايي نيز مي دانند ولي درعين حال اين تهمت را در چارچوب سياست ايران هراسي تكرار مي كنند.«.
در همين راستا يكي از لابي هاي معروف صهيونيستي در آمريكا با ارسال نامه اي به وزراي خارجه 32 كشور جهان خواستار اقدام شديدتر عليه برنامه هسته اي صلح آميز ايران شدند. «كميته يهوديان آمريكا» كه از مراكز مهم صهيونيست ها دراين كشور است با ارسال نامه به وزراي امور خارجه 27 كشور عضو اتحاديه اروپا و كشورهاي استراليا، كانادا، ژاپن، نروژ، سوئيس از دولت اين كشورها خواسته تا اقدامات بيشتري را عليه برنامه هاي هسته اي انجام دهند. در اين نامه كه در 8 ژانويه 2007 ارسال شد كميته يهوديان مدعي شده است كه همچنان نگران تهديد حكومت ايران براي امنيت و صلح بين المللي و تلاش ايران براي دستيابي به تسليحات هسته اي است. اين مركز صهيونيستي علاوه بر تهديد خواندن ايران براي



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه ارشد

دیدگاهتان را بنویسید