بررسی رابطه استفاده از اخبار ساعت 21 شبكه يك و مشاركت سياسي ( مورد مطالعه :دانشجويان تهران شرق )
مقدمه
امروزه مشارکت سیاسی به عنوان مهمترین شاخص توسعه سیاسی ملّت‏ها به امری گریز ناپذیر تبدیل شده است. این امر در کشورهای جهان سوم که گذار از سنت به مدرنیته را تجربه می‏کنند به شکلی حساس‏تر خود را نشان می‏دهد. دولت‏ها نیز ناچارند برای کسب مشروعیت به مشارکت سیاسی تن در دهند. از طرف دیگر میزان بالای مشارکت سیاسی مردم در زمینه تصمیمات و خط مشی‏های سیاسی بر فرهنگ توسعه یافته و توسعه یافتگی فرهنگ سیاسی آن جامعه دلالت دارد. از منظر دینی، مشارکت سیاسی فعّال و حسّاسیت نسبت به سرنوشت خود و جامعه، نه تنها یک حق، بلکه یک تکلیف حتمی و ضروری و ارزشی مطلوب برای دانشجویان و عموم جامعه است. از این رو بررسی نقش، جایگاه و کارکردهای دانشجویان در نظام سیاسی و ضرورت بهره‏مندی جامعه از توانمندی‏های دانشجویان در اداره امور می‏تواند یکی از شرایط اجتناب ناپذیر توسعه سیاسی و اجتماعی باشد.
سیاسی بودن دانشجو در حدی که در برابر سرنوشت خود و جامعه حساس باشد؛ نسبت به مسائل داخلی و خارجی و جریان‏های موجود از بینش و تحلیل سیاسی برخوردار باشد؛ از جمله ضرورت‏های حیات سیاسی دانشجویان و لازمه توسعه سیاسی است. همچنین تبیین کارکردهای دانشگاه به عنوان یکی از بخش‏های ساختار فرهنگی کشور و نقشی که دانشجو در این زمینه به عهده دارد به خوبی مبین ضرورت مشارکت سیاسی دانشجویان است.
بر این اساس، تبیین میزان تاثیر پذیری دانشجویان دانشگاه تهران شرق از شبکه یک سیما در امر مشارکت سیاسی، موضوع پژوهش حاضر است. در واقع مسئله‏ی کنونی پژوهش این است که «تلویزیون بر مشارکت سیاسی دانشجویان دانشگاه تهران شرق تا چه اندازه مؤثر است؟» با توجه به این ضرورت‏ها است که فعّالیت سیاسی دانشجویان به عنوان قشری نقّاد، پرسشگر و آرمان‏خواه مورد مطالعه قرار داده می‏شود و اهمیت نقش دانشجویان را در تعیین سرنوشت کشور نشان دهد. از طرفی مقایسه مشارکت سیاسی دانشجویان رشته‏های مختلف و بررسی دلایل مشارکت سیاسی رشته‏های مختلف نیز مورد توجه قرار گرفته است.(غفاري هشتجين وديگران 1389 :ص207-240 )
1-1)بیان مساله
موضوع این تحقیق بررسی رابطه استفاده از اخبار ساعت 21 شبكه يك و مشاركت سياسي (مورد مطالعه : دانشجويان تهران شرق) می باشد. در بین دانشجویان به دلایل مختلف از جمله جوان بودن، تحرک، استقلال‏طلبی، نوجویی، آرمان‏گرایی.اصلاح‏گرایی، عدم محافظه کاری اقتصادی(به خاطر عدم وابستگی به شغل، خانواده و فرزند)و نیز به علت علاقه و شناختی که نسبت به مسائل جامعه پس از ورود به دانشگاه پیدا می‏کنند، از ویژگی‏های خاص خود برخوردار است این پژوهش، علاقه‏مندی سیاسی دانشجویان را(با طرح پرسش‏هایی پیرامون علاقه‏مندی به مطالعه مقاله‏های سیاسی و یا از طریق برنامه‏های سیاسی مورد توجه آزمودنی‏ها در تلویزیون، میزان پیگیری مسایل جامعه و…)مورد ارزیابی قرار می‏دهد.تأثیر عوامل خانواده، تلویزیون و همکلاسی‏ها را در ایجاد بینش سیاسی دانشجویان می‏سنجد و نوع مشارکت سیاسی دانشجویان را به لحاظ فعالانه یا منفعلانه بودن بررسی می‏کند و نتایج حاصله را مورد مقایسه و تجزیه و تحلیل قرار می‏دهد.( چابکی ام البنین :1389، 107-128 )
مطالعه گرايش هاي دانشجويان در مقابل اخباری كه به طور عادي پخش مي شودنتايج گوناگوني به دست مي دهد ما بايد نه تنها كيفيت واقعي اخبار را في نفسه در نظر داشته باشيم بلكه نحوه ارائه اخبار و موفقيت يا عدم موفقيت آن را مورد توجه قرار دهيم ودرجه آگاهی سیاسی و اجتماعی دانشجویان با میزان و کیفیت جریان اطلاعات ، سهولت دسترسی به آن و اعتماد عمومی به منابع تغذیه اطلاعاتی را بسنجیم. ) ژان کازنو،1983: ص 99 )
2-1)اهمیت و ضرورت تحقیق
مشارکت مشروط به برابری انسان ها و منوط به آزادی آنهاست . در یک نظام مشارکتی فرض بر این است که مردم باید فرصت مناسب برای تأثیرگذاری بر سیاست ها و به دست آوردن مشاغل عمومی را داشته باشند و دولت نیز باید امکان رقابت را بر اساس شایستگی افراد مهیا کند. مشارکت به عنوان فرآیند قدرت گرفتن نوعی گذر از حکومت های سنتی است . لذا هم با دشواری هایی روبرو است و هم تصور این که دولت ها و سازمان های تثبیت شده محلی، بخشی از قدرت و اختیاراتشان را به دیگران واگذار کنند، کمی مشکل به نظر می رسد . مشارکت به عنوان روند کسب قدرت ناگزیر ساختارهای بوروکراتیک موجود را به مبارزه می طلبد، بنابراین طبیعی است اگر این ساختارها به یکی از اصلی ترین موانع بر سر راه مشارکت ( سیاسی ) تبدیل شوند.
مشارکت مردم در امور سیاسی و اجتماعی ، یکی از مباحث مهم و از اهميت ويژه اي برخواردار است چون مشارکت در امور اجتماعی نوعی تعهد و قبول مسءوليت فردی و اجتماعی است که همه افراد انسانی ناگزیر به پذیرش آن هستند.(صالحی عباس 1385: شماره 200)
3-1)اهداف تحقیق
با توجه به موضوع این تحقیق برانیم تا با شناخت نظری مربوطه و جمع آوری اطلاعات آماری به شناخت بیشتر تاثیر نقش عوامل وضعیتی دانشجویان بر مشارکت سیاسی آنان بپردازیم بنابراین هدف پژوهش این است که با شناخت دقیق مباحث نظری و یافتن چارچوب نظری مناسب مرتبط با موضوع به تبیین مقوله مشارکت سیاسی دانشجویان بپردازد این تحقیق دارای دو هدف عمده است:
1-3-1)هدف كلي
بررسی رابطه استفاده از اخبار ساعت 21 شبكه يك و مشاركت سياسي ( مورد مطالعه :دانشجويان تهران شرق )
2-3-1)هدف جزئي
1- بررسی رابطه بین استفاده از اخبار ساعت21شبکه یک سیما و شرکت در راهپیماییها
2- بررسی رابطه بین استفاده از اخبار ساعت21شبکه یک سیما و شرکت در جلسات و سخنرانیهای سیاسی
3- بررسی رابطه بین استفاده از اخبار ساعت21 شبکه یک سیما و شرکت در انتخابات
4- بررسی رابطه بین استفاده از اخبار ساعت21 شبکه یک سیما و فعالیت در ستادهای انتخاباتی
5- بررسی رابطه بین استفاده از اخبار ساعت21 شبکه یک سیما و شرکت و فعالیت در تشکلهای سیاسی دانشجویی
6- بررسی رابطه بین استفاده از اخبار ساعت21 شبکه یک سیما و کوشش برای اقناع دیگران در ارتباط با مساله سیاسی که خود به آن اعتقاد دارند
7- بررسی رابطه بین استفاده از اخبار ساعت21 شبکه یک سیما و دیدن و شنیدن برنامه های سیاسی

1-4)سؤالات تحقیق
سوال اصلی:
1- چه رابطه ای بین استفاده از اخبار ساعت 21 شبکه یک سیما و مشارکت سیاسی وجود دارد؟
سوال فرعی:
2- چه رابطه ای بین استفاده از اخبار ساعت21 شبکه یک سیما و بهبود مشارکت سیاسی وجود دارد؟
3- چه رابطه ای بین استفاده از اخبار ساعت21 شبکه یک سیما و اقناع دانشجویان جهت شرکت در مشارکت سیاسی وجود دارد؟
4- چه رابطه ای بین استفاده از اخبار ساعت21 شبکه یک سیما و افزایش مشارکت سیاسی وجود دارد؟
5-1)فرضيه‏هاي تحقیق
1- به نظر می رسد بین میزان استفاده دانشجویان از اخبار ساعت 21 شبکه یک سیما و شركت در راهپيمايي رابطه معناداری وجود دارد.
2- به نظر می رسد بین استفاده دانشجویان از اخبار ساعت 21 شبکه یک سیما و شرکت در در جلسات و سخنرانيهاي سياسي رابطه معنی داری وجوددارد .
3-به نظر می رسد میان استفاده دانشجویان از اخبار ساعت 21 شبکه یک سیما و شرکت در انتخابات رابطه معنی داری وجود دارد.
4-به نظر می رسد بین استفاده دانشجویان از اخبار شبکه یک سیما و فعالیت در ستادهای انتخاباتی رابطه معنی داری وجود دارد.
5- به نظر می رسد بین استفاده از اخبار ساعت21 شبکه یک سیما و فعالیت در تشکلهای دانشجویی رابطه معنی داری وجود دارد.
6- به نظر می رسد بین استفاده از اخبار 21 شبکه یک سیما و کوشش برای اقناع دیگران جهت شرکت در مشارکت سیاسی رابطه معنی داری وجود دارد.
7-به نظر می رسد بین استفاده از اخبار ساعت21 شبکه یک سیما و دیدن و شنیدن برنامه های سیاسی رابطه معنی داری وجود دارد.
تعاريف مفهومي و عملياتي
1-6-1)مفهوم مشارکت
یک قرن و اندی سال پیش استوارت میل نوشت: تنها حکومتی می تواند جلوگیری همه ضرورت های دولت اجتماعی باشد که همه افراد ملت با آن مشارکت داشته باشند.
مشارکت از نظر لغوی به معنی شرکت کردن است . مشارکت ، نوعی رفتار بامردم ات که آنان را قادر می سازد تا بر حوادث مؤثر بر زندگیشان تأثیر قاطع بگذارند، به همین خاطر باید از آزادی کامل و از جمله حق اظهار نظر برخوردار باشند و دارای اهمیت و ارزش تلقی شوند. (نیک گهر:1353 شماره5)
2-6-1)مشارکت سیاسی
مشارکت سیاسی ، فعالیت داوطلبانه اعضای جامعه در انتخاب رهبران و شرکت مستقیم و غیر مستقیم در سیاست گذاری عمومی است . (هانتينگتون: 1976، ص 15-17)

3-6-1)فرهنگ سیاسی
فرهنگ سياسي زادگاه مشاركت سياسي است و هر نوع اصلاح امورسياسي را بايد از اصلاح فرهنگ سياسي آغاز كرد فرهنگ سياسي توليد كننده مشاركت سياسي است هر چه فرهنگ سياسي از فرهنگ انقياد و تابعيت به طرف فرهنگ مشاركتي تغير يابد ميزان مشاركت سياسي افزايش مي يابد.(همان.ص585)
4-6-1)اهداف معنوی ( اخلاقی) مشارکت
در بافت معنوی یا اخلاقی ، منظور از لوح مسأله مشارکت در تصمیم گیری آن است که پیشرفت فردی و کوشش فرد بر طبق مفهومی از حقوق بشر و شأن و مقامی که برای آن قائل شده است رواج داده شود.( انصاری: 1375 شماره 33 و 34 )
5-6-1)اهداف اقتصادی مشارکت
مردم از طریق مشارکت در تصمیمات، بهتر می توانند از دانش، تجربه، فراست و بصیرت آنهایی که کار را عرضه می کنند، با توجه به بهبود روش ها در جهت بهبود و گسترش روابط کار در سازمان ها و جامعه مفید فایده باشند، (همان)
(1-6-6مشاركت توسعه اي
اين نوع مشاركت فرايندي اجتماعي ،يكپارچه،جامع،پويا،همبسته،مكمل،چند بعديو چند فرهنگي است.به عبارت ديگر مشاركت توسعه اي مي خواهدكه همگان در مراحل توسعهئ در گير شوند و داراي خصوصيات زير است:
1-اين نوع مشاركت بر پايه پاسخگويي تقاضاهاي مسائل سياسي ،اجتماعي،فرهنگي و اقتصادي مي باشد و نيازمند ساخت سياسي مناسب است.
2-فرايند پيوسته است:زيرا مردم در همه مراحل اعم از برنامه ريزي ،تصميم گيري ،اجرا و مديريت،نظارت و ارزشيابي و سهيم شدن در منابع درگير مي شوند.
3-فرايندي چند وجهي است:يعني شامل فعاليتهاي آموزشي ،فرهنگي ، زيست محيطي،سياسي و اقتصادي است.
4-فرايندي چند بعدي است كمشروعيت خود را نه تنها از قانون و دولت بلكه از ريشه هاي تاريخي ،سنت هاي فرهنگي واجتماعي و باورهاي مردم مي گيرد.
5-فرايندي چند فرهنگي است:تمامي گروه هاي اجتماعي و فرهنگي حاضر در يك جامعه را شامل مي شود و هيچ گروهي بر ديگران برتري ندارد(فريدون،1377)
تعاريف عملياتي
1-2-6-1)مشارکت سیاسی
با توجه به تعریفهای متعدد شاخصهای زیادی هم برای سنجش مشارکت سیاسی وجود دارد که عبارتند از: شرکت در راهپیماییها2- شرکت در جلسات و سخنرانیهاسیاسی3- شرکت در انتخابات4- فعالیت در ستادهای انتخاباتی 5- شرکت و فعالیت در تشکلهای سیاسی دانشجویی6-کوشش برای اقناع دیگران در ارتباط با مساله سیاسی که خود به آن اعتقاد دارند7- دیدن و شنیدن برنامه های سیاسي.
2-2-6-1)شبکه یک سیما
این شبکه در ۱۱ مهر ۱۳۳۷ با نام تلویزیون ملی ایران شروع به کار کرد. در آن زمان این شبکه به عنوان بخشی از رادیو تلویزیون ملی ایران فعالیت می‌کرد. پس از انقلاب اسلامی ایران نام این شبکه از تلویزیون ملی به نام فعلی‌اش تغییر کرد. از سال‌های میانه دههٔ ۸۰ شمسی از این شبکه با نام شبکه ملی نیز یاد می‌شود. در دوران مدیریت علی لاریجانی این شبکه سیستم پخش رنگی خود را از سکام به پال تغییر داد. این شبکه هم اکنون توسط ۳ ماهوارهٔ آسیاست سه اس؛ ایتنل ست ۹۰۲ و ماهواره بدر در ایران و بخش‌هایی از آسیا قابل دریافت است. همچنین این شبکه توسط صدها ایستگاه رله در سراسر ایران قابل دریافت است. این شبکه همچنین از طریق شبکه‌های تلویزیون کابلی در افغانستان قابل دریافت است. www.iribt.ir) پايگاه اطلاع رساني شبكه يك سيما(.
3-2-6-1)اخبار ساعت 21 شبکه یک سیما
منظور از اخبارساعت 21 موضوعات مربوط به مشارکت سیاسی)انتخابات،راهپیمایی ها،سخنرانیهای سیاسی و …) كه از اخبار ساعت 21 شبکه یک پخش مي شود.
4-2-6-1)راهپیمایی
منظور از راهپیمایی اجتماع مسالمت آمیز یعنی اعتراض کنندگان بدون اعمال خشونت وایجاد بی نظمی مراتب  را اعلام کنند و خواسته های خود را به حاکمان برسانند.(شرکت در راهپیمایی 22 بهمن،روز قدس، راهپیمایی های اعتراض آمیز مانند اهانت به ساحت مقدس پیامبر اکرم ص و…)
5-2-6-1)جلسات و سخنرانیهای سیاسی
منظور از جلسات و سخنرانیهای سیاسی شرکت افراددر جلساتی که به منظور راهپیماییهاوانتخابات اعم از انتخابات ریاست جمهوری،مجلس شورای اسلامی ،مجلس خبرگان رهبری و یا تصمیم گیریهای سیاسی دیگر برگزار می گردد.
6-2-6-1)ستادهای انتخاباتی و انتخابات
منظور از ستادهای انتخاباتی حوزه های انتخاباتی(ریاست جمهوری،مجلس شورای اسلامی ومجلس خبرگان رهبری) که اشخاصی به منظور تبلیغات و شناساندن شخص نماینده برای مردم بوجود می آیدو انتخابات برای تصمیم گیری مردم یا بخشی از مردم است که شخص یا اشخاصی را برای مقام، پست یا مسولیتی و برای مدتی معلوم با ریختن رای خود به صندوق‌های انتخاباتی می گزینند.
7-2-6-1)شرکت در تشکلهای سیاسی دانشجویی
منظور از تشکل‌های سیاسی، آن دسته تشکل‌هایی هستند که ذیل عنوان جنبش دانش‌جویی و هدف مشخص پی‌گیری مطالبات سیاسی دانشجویان و تاثیر‌گذاری بر محیط شکل می‌گیرند. (جامعه اسلامی ،انجمن اسلامی ،بسیج ،تشکل های دانشجویی و….)دانشجویان تصمیم‌گیران و مجریان اصلی و واقعی این تشکل‌ها هستند.
8-2-6-1)کوشش برای اقناع دیگران در امر مشارکت سیاسی
هر یک از ما در طول بیست و چهار ساعت شبانه روز در معرض پیام های سیاسی هستیم. پیام های اقناعی خود مانند تیرهایی ذهن ما را نشانه گرفته و سعی در جذب ما دارند منظور از موضوع فوق یعنی ضمن اطلاع از امر سیاسی(راهپیماییها وانتخابات)دیگران را به این امر ترغیب کنیم.
9-2-6-1)دیدن و شنیدن برنامه های سیاسی
منظور از این موضوع دیدن و شنیدن اخبار ساعت 21 شبکه یک و تاثیر پذیری از دیگران به منظور شرکت در راهپیماییها وانتخابات و دیگرفعالیتهای سیاسی است.

فصل دوم: پیشینه تجربی و نظری تحقیق
فصل دوم:مباني نظري پژوهش
مقدمه
در این بخش براساس مطالعات گذشته، مبانی نظری پژوهش بیان می شود. منظور از مبانی نظری ارائه تعاریف و مفاهیم بکار رفته در پژوهش به صورت روشن است و باید براساس مطالعات معتبر قبلی صورت گیرد. در بخش دوم ادبیات پژوهش به ارائه مطالعات مشابه که قبلاً توسط پژوهشگران دیگر صورت گرفته پرداخته می شود.

1-1-2)مبانی مشارکت سیاسی
این مبانی به اختصار عبارت‌اند از:
1 .مدنی بودن انسان: انسان بالطبع مدنی یا سیاسی است. زندگی سیاسی براساس روابط مبتنی بر اطاعت پذیری و فرمانروایی انسان‌ها با یک‌دیگر امکان پذیر می‌گردد و در این فرآیند، فرد و جامعه بر یک‌دیگر تأثیر می‌گذارند. در نتیجه، افراد بایستی با مشارکت فعال خویش در سرنوشت خود و جامعه، دخالت کرده و در چگونگی اداره‌ی امور کشور تأثیر گذار باشند چرا که اگر در تعیین سرنوشت خود مشارکت نداشته باشند بر اساس سنت‌های موجود در عالم خلقت، دیگران با سلطه برآن‌ها، برای آن‌ها تصمیم‌گیری خواهند کرد و هر طوری که بخواهند با سیاست‌گذاری و تنظیم اداره‌ی امور، آن‌ها را به دنبال خود می‌کشند و چه بسا که آن‌ها را به ورطه‌ی هلاکت بیندازند.
2.خردمند بودن انسان: خرد و عقل انسان که حاصل آن اندیشه، تعقل و تدبیر است. ضرورت همکاری و تعاون در امور مشترک را مورد توجه و تأیید قرار داده است. براین اساس کنش‌های مربوط به مشارکت همگانی رفتارهایی معقول و هدفمندند و این بدین معناست که قصد مردم این است که به دلیل خردمند بودن از راه ابزارهای مناسب به نتایج خاصی برسند.
3. منافع عمومی و مشترک: انسان‌ها در زندگی دارای منافع مشترک و عمومی هستند که رسیدن به آن‌ها جز از راه اقدام جمعی و همراه با مشارکت ممکن نیست. به علاوه انگیزه‌های متفاوتی هم‌چون کار به خاطر منافع عمومی، احساس وظیفه، علاقه به کار با دیگران، کسب محبوبیت بین دیگران، برخورداری از احترام و قدردانی دیگر شهروندان و یا دست‌یابی به اهداف جمعی، افراد را به مشارکت در حوزه‌های سیاسی و اجتماعی ترغیب می‌کند. به بیانی: رابطه‌ی متقابل و انتظار از یک‌دیگر حوزه‌ی گسترده‌ای برای مشارکت سیاسی فراهم ساخته که عملکرد فرد در سازمان‌ها و نهادهای جامعه را در گستره‌ی مشارکت سیاسی قرار می‌دهد. )اپتر، دیوید ای ، ترجمه‌ی محمدرضا سعید آبادی: 1380(.
4. اصل حاکمیت عمومی: مشارکت سیاسی به منظور اعمال حق حاکمیت مردم در تعیین سرنوشت خود، امری لازم و ضروری است. اگر مردم برای تعیین سرنوشت خود در صحنه حاضر نباشند و بار مسؤولیت را به گردن دیگران بیندازند، حق حاکمیت شان در تعیین سرنوشت از بین می‌رود. طبق سنت‌های اسلامی هر کس در این راه تلاش کند، به اندازه‌ی سعی و کوشش خود می‌تواند در تعیین سرنوشت خویش مؤثر باشد.
5. مسؤولیت شرعی و دینی: اهمیت مشورت و مشاوره، همکاری و همگامی در انجام امور در اسلام مورد تأکید قرار گرفته است وآیات بسیاری وجود دارند که به طور شفاف و روشن حاوی پیام‌هایی در این مورد هستند. به عنوان نمونه: «… وَشاوَرهُم فی الأَمرِ فإذَا عَزَمتَ فَتَوَکَّل عَلَی الله إِنَّ الله یحِبُّ المُتَوَکِّلین)سوره‌ی آل‌عمران، آیه‌ی (159و در کارها با آنان مشورت نما، لیکن آنگاه که خود تصمیم گرفتی با توکل به خدا آن را انجام ده که خدا آنان را که بر او اعتماد کنند، دوست دارد.» یا: «وَالَّذینَ استَجابُوا لِرَبِهِم وَاقَامُواالصَّلوه و أَمرُهُم شُورَی بَینَهُم وَ مِمّا رَزَقنَهُم ینفِقُونَ؛[سوره‌ی شوری، آیه‌ی 38 (و آنان که امر خدا اجابت کردند و نماز را به پای داشتند و کارشان را به مشورت با یک‌دیگر انجام می‌دهند و از آنچه روزی آن‌ها کردیم به فقیران انفاق می‌کنند.» یا پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) می‌فرماید: «مردم همگی کسان خدایند …»[ نهج الفصاحه (سخنان پیامبر اسلام)، گردآوری و ترجمه‌ی ابوالقاسم پاینده، تهران، جاویدان، 1385 (.امام علی(علیه‌السلام) نیز در نامه‌ی معروف خود به مالک اشتر می‌فرماید: «بدان که رعیت را صنف‌هایی است که کارشان جز به یک‌دیگر اصلاح نشود و از یک‌دیگر بی نیاز نباشند.»)نهج البلاغه، گرد آوری سیدشریف رضی، ترجمه‌ی عبدالمحمد آیتی، تهران: بنیاد نهج البلاغه، 1378 (بنابراین با توجه به مبانی یاد شده، مشارکت امری انسانی و در عین حال ضروری و لازم برای بشر است.
2-1-2)تاريخچه مشاركت سياسي
از قرن شانزدهم ميلادي و به دنبال فروپاشي نظام سياسي كليسا و ورود نظريه قرارداد اجتماعي به مباحث سياسي و تاكيد متفكران عصر روشنگري بر دخالت مردم در تعيين سرنوشت خود ،بحث مشاركت سياسي و جامعه مدني وارد ادبيات سياسي مغرب زمين شد.
بر پايه آموزه هاي عصر روشنگري و نظريه قرارداد اجتماعي مشاركت سياسي به معناي درگير شدن فرد در سطوح مختلف فعاليت در نظام سياسي با اجتماعي شدن سياست رابطه نزديكي پيدا كرد.(راش،مايكل،1377)
3-1-2)براي مشاركت دو نظريه كلان مطرح است
الف)نظريات وبري
ب) نظريات رفتاري
1- نظريه هايي كه منشاء وبري دارنديعني از طريقي به نظريه هاي ماركس وبر برمي گردد و در آن ها بر سيستم اعتقادات،باورها،گرايش ها و انديشه هاي فرد تاكيد شده است.درباره مساله مشاركت طبق نظريه هاي وبري فرض بر اين است كه اگر مشاركت به عنوان يك كنش اجتماعي در نظر گرفته شود اين كنش برگرفته از وجوه فرهنگي هر جامعه است و تحت تاثير عناصر گوناگون موجود در سيستم فرهنگي جامعه قرار مي گيرند.
تصور و پنداشتي كه افراد و كنش گرها دارند به شدت در رفتار آنها در زمينه مشاركت موثر خواهد بود . در واقع هنگامي كه در جامعه اي رفتار مشاركتي وجود ندارد يا گرايش به مشاركت اندك است،ريشه آن بر سيستم ديدگاه هاي آن جامعه و فرد در ارتباط با فرهنگ ،باورها و تصوري كه نسبت به محيط و پيرامون خود دارد برمي گردد. هر قدر باورها ،گرايش ها و وفرهنگ اجتماعي احساس بي قدرتي را در افراد تقويت كند گرايش آنها به مشاركت كاهش مي يابد افرادي كه كاملا احساس بي قدرتي مي كنند اعتماد به نفس خود را در عرصه اجتماعي از دست داده و كم تر مشاركت دارند(علوي تبار،1378:12 )
2-نظريه هاي مشاركت بر جنبه هاي رفتاري تاكيد دارد .در اين نظري ها بخش اعظم رفتار به جاي اينكه حاصل باورها و گرايش ها باشد ، نتيجه سود و زياني است كه يك رفتار در خود دارد، به اين معني كه پاداش ها و مجازات هايي كه در برابر انجام يك رفتار نصيب شخص مي شود،تعيين كننده ادامه رفتار اوست . در واقع براي اين گونه افراد اين مساله مهم است كه در صورت نشان دادن گرايش هاي مشاركتي ،نظام اجتماعي چقدر آنها را تنبيه مي كند يا پاداش مي دهد . اين افراد عقلايي رفتار مي كنند و با محاسبه هزينه و فايده هاي مشاركت يا عدم مشاركت در تصميم گيري اقدام مي نمايند(همان)
1-2-2)ديدگاه ها در مورد مشاركت سياسي
برای تبیین مشارکت سیاسی و اصولاً هر گونه رفتار سیاسی در کلی‏ترین سطح دو دیدگاه رقیب وجود دارد: انتخاب عاقلانه و مکتب جامعه شناختی. در مکتب انتخاب عاقلانه که آنتونی داونز2 مهمترین نظریه‏پرداز آن است، هر گونه رفتار سیاسی حاصل تصمیم فردی بازیگر است که به طور عاقلانه از میان گزینه‏های مختلف که در یک وضعیت خاص پیش روی اوست گزینه‏ای را انتخاب کند که به بهترین نحو اهداف او را تأمین می‏نماید. آنتونی داونز در چهار چوب مکتب انتخاب عاقلانه تبیینی تئوریک از رفتار رأی دهی مردم ارائه داده است که می‏تواند به برخی انواع دیگر مشارکت سیاسی نیز قابل تعمیم باشد3. هر رأی دهنده بالقوّه بر اساس محاسبه عقلانی عمل می‏کند و در جریان مبارزه انتخاباتی با ارزیابی دولتی که بر سر کار بوده و مقایسه آن با ادعاها و برنامه‏های احزاب مخالف و با در نظر گرفتن منافعی که انتظار می‏رود از پیروزی این یا آن حزب عاید شخص او شود دست به گزینش می‏زند. رأی دهندگان انتخاب کنندگان عاقلی‏اند که شرکت در انتخابات را وسیله‏ای برای تأمین منافع شخصی خود تلقی می‏کنند (سید امامی، 1386، ص63). اولسون4 معتقد است که نفع شخصی عقلانی فرد را وادار می‏کند که هزینه‏های مشارکت در گروه یا عمل جمعی را در مقابل منافع آن بسنجد. وی عقلانیت را عامل قوی برای مشارکت سیاسی می‏داند. داونز و اولسون هر دو بر عقلانیت در مشارکت سیاسی تأکید دارند (راش، 1377 ،ص 136).
در مکتب جامعه‏شناختی، عمل فردی و گروهی برگرفته شده از ارزش‏ها و هنجارهای موجود در جامعه است؛ لذا تحلیل مشارکت سیاسی در پرتو مطالعه عواملی چون شرایط جامعه‏پذیری سیاسی افراد، فرهنگ سیاسی، سیستم‏های گروهی و سایر شرایط مربوط به محیط اجتماعی امکان پذیر می‏شود. یکی از نظریه‏های جامعه‏شناختی نظریه منابع است که در آن ادعا می‏شود برخی منابع اجتماعی و اقتصادی- از جمله تحصیلات، شغل و درآمد- بر مشارکت سیاسی افراد تأثیر می‏گذارند. دسترسی نابرابر افراد به اینگونه منابع در شکل‏گیری سبک زندگی، شبکه‏های اجتماعی و انگیزه‏های افراد مؤثّر است. بنابر این رفتار مشارکتی افراد را باید بر حسب عضویت آنان در گروه‏های شغلی، تحصیلی و غیره توضیح داد (سید امامی، 1386 ، ص65 ).
2-3-1)انواع مشاركت
با توجه به حوزه عملياتي مشاركت ، انواع گوناگوني از آن را مي توان نام برد كه برخي از آن ها اشاره مي شود اولين تقسيم بندي مربوط به مشاركت سنتي و جديد است.
الف) مشاركت سنتي:اين نوع مشاركت براساس عرف،عادت و مذهب پديد مي آيد و ميان افراد جامعه به شكل نهادهاي خود جوش وجود دارد
ب)مشاركت جديد:در اين نوع مشاركت محركي افراد را به فعاليت وا مي دارد. اين محرك معمولا از جانب سازمان هاي دولتي براي جلب و افزايش مشاركت شهروندان در امور مختلف در قالب برنامه هاي خاصي وارد مي شود.(علوي تبار،1382 :51)
مشاركت را براساس نوع و كساني كه انتظار مشاركت دارند نيز مي توان تقسيم بندي كردكه شامل سه دسته است:
الف)مشاركت ابزاري :در اين نوع مشاركت انسان ها وسيله هستند و اغلب ترجيح داده مي شود كه همه مردم براساس يك الگو رفتار كنندو تامين نيروي انساني مورد نياز بخش خصوصي بون توجه به مباني فرهنگي و جنبه هاي انساني و صرفا با ديدي مادي و اقتصادي مورد نياز است.
ب)مشاركت تحميل شده:مشاركتي است كه برگزيدگان و نخبگان را به مشاركت مي كشانند. در اين نوع مشاركت كه گاهي از تكنيكهاي رواني-اجتماعي يا سازوكارهاي فرهنگي استفاده مي شود ،هدف لزوما نيازهاي واقعي و انتظارات مشاركت كنندگان نيست.
ج)مشاركت توسعه اي :اين نوع مشاركت فرايندي اجتماعي ،يكپارچه،جامع،پويا،همبسته،مكمل،چند بعديو چند فرهنگي است.به عبارت ديگر مشاركت توسعه اي مي خواهدكه همگان در مراحل توسعهئ در گير شوند و داراي خصوصيات زير است:
1-اين نوع مشاركت بر پايه پاسخگويي تقاضاهاي مسائل سياسي ،اجتماعي،فرهنگي و اقتصادي مي باشد و نيازمند ساخت سياسي مناسب است.
2-فرايند پيوسته است:زيرا مردم در همه مراحل اعم از برنامه ريزي ،تصميم گيري ،اجرا و مديريت،نظارت و ارزشيابي و سهيم شدن در منابع درگير مي شوند.
3-فرايندي چند وجهي است:يعني شامل فعاليتهاي آموزشي ،فرهنگي ، زيست محيطي،سياسي و اقتصادي است.
4-فرايندي چند بعدي است كمشروعيت خود را نه تنها از قانون و دولت بلكه از ريشه هاي تاريخي ،سنت هاي فرهنگي واجتماعي و باورهاي مردم مي گيرد.
5-فرايندي چند فرهنگي است:تمامي گروه هاي اجتماعي و فرهنگي حاضر در يك جامعه را شامل مي شود و هيچ گروهي بر ديگران برتري ندارد(فريدون،1377)
2-3-2)ويژگيهاي مشاركت تاثير گذار
1- دوسويه بودن و نه يك سويه بودن
2-داوطلبانه بودن ونه اجباري
3-آگاهانه بودن و نه غريزي و ناآگاهانه بودن
4-براساس علاقه و نيازها بودن
5-برمبناي اعتقاد و ارزش ها بودن
6-براساس اعتماد و هم راييي متقابل بودن
7-شبيه كاركرد ارگانيسم است
8-نيازمند فعاليت تمام عناصر يك نظام است
9-برمبناي هدف مشترك است
10-مشاركت كنندگان حق شركت در تصميم گيريها را دارند
11-بر مبناي آزادي عمل و دفاع از نظرهاست
12-مخصوص يك قشر نيست
اگر مشاركتي فاقد ويژگي هاي مذكور باشد بنابراين تاثيرات لازم را بر جامعه خود نخواهد داشتو به صورت مقطعي قابل بهره برداري ابزاري خواهد بود(متين،1377:46)
3-3-2)سطوح مشاركت
رابرت دال سطوح مشاركت را در امور سياسي به مقوله هاي جزئي تري تبديل كرده است كه قابليت الگوگيري براي امور ديگر را نيز دارد كه در اينجا به اين سطوح اشاره مي شود.
1-شركت در انتخابات رياست جمهوري
2-شركت در انتخابات محلي
3-فعاليت در يك سازمان درگير حل مشكل جامعه
4-كار افراد ديگر براي حل برخي مسائل جامعه
5-كوشش براي اقناع ديگران در راهي كه خود عمل مي كنند
6-فعاليت براي يك نامزد حزب در طول انتخابات
7-تماس با دستگاه هاي حكومتي
8-شركت در جلسات سياسي
9-تشكيل گروه و سازماني براي حل مشكلات جامعه
10-عضويت در يك سازمان سياسي
11-پرداخت پول به يك نهاد،حزب يا نامزد انتخاباتي
علاوه بر سطوح مشاركت سياسي برشمرده شده سطوح ديگري از جمله مشاركت هاي غير رسمي مانند شورش ،تظاهرات و غيره نيز برشمرده شده كه از ذكر آنها صرف نظر مي شود.(رهبر،1380 :34 )
4-2)نظريه ها
1-4-2)دیدگاه هانتینگتون
هانتینگتون و نلسون مشارکت سیاسی را از عوامل اصلی توسعه سیاسی می‏دانند. آنان مشارکت سیاسی را تابع دو عامل نگرش و اولویت‏های نخبگان سیاسی و وضع گروه‏ها و انجمن‏ها و نهادهای اجتماعی واسطه در خود جامعه می‏دانند و معتقدند که فرایند توسعه اقتصادی و اجتماعی از طریق دو مجرا می‏تواند سرانجام به گسترش مشارکت سیاسی و اجتماعی بیانجامد:
الف. مجرای تحرک اجتماعی به این معنی که کسب منزلت‏های بالاتر اجتماعی به نوبه خود در فرد احساس توانایی و نگرش‏های معطوف به توانایی و تأثیر نهادن بر تصمیم‏گیری‏های دستگاه‏های عمومی را ایجاد می‏کند و این عوامل ذهنی در مجموع می‏تواند مشوق مشارکت در سیاست و فعالیت‏های اجتماعی باشد. در این حالت منزلت اجتماعی بالاتر و احساس توانایی و مؤثر بودن از نظر سیاسی به عنوان متغیرهای میانی، مشوّق مشارکت اجتماعی و سیاسی می‏شود. به نظر این دو نویسنده، از میان متغیرهای منزلتی، میزان سواد یا تحصیلات فرد بیشترین تأثیر را بر مشارکت سیاسی دارد.
ب. مجرای سازمانی یعنی عضویت و مشارکت فعّال در انواع گروه‏ها و سازمان‏های اجتماعی (اتحادیه‏های شغلی و صنفی، گروه‏های مدافع علائق خاص و نظایر آن‏ها) است که احتمال مشارکت در فعالیت اجتماعی و سیاسی را بیشتر می‏کند. این عوامل در جوامعی که فرصت‏های تحرک فردی در آن‏ها محدودتر است، اهمیت بیشتری دارد زیرا همانطور که گفته شد فرد برای رسیدن به وضع اجتماعی و اقتصادی بهتر به عنوان آخرین راه حل به فعالیت در سازمان‏های اجتماعی یا احزاب سیاسی می‏پردازد اما بطور کلی دخالت در فعالیت سازمان‏ها در تبیین تفاوت سطوح مشارکت سیاسی، از منزلت اجتماعی- اقتصادی مهم‏تر است (رضایی، 1375، صص 56-54).
2-4-2)دیدگاه پری
پری معتقد است که باید سه جنبه از مشارکت سیاسی یعنی شیوه مشارکت، شدت وکیفیت آن را بررسی کرد. منظور وی از شیوه مشارکت این است که مشارکت چه شکلی به خود می‏گیرد آیا رسمی است یا غیر رسمی و استدلال می‏کند که شیوه مشارکت برطبق فرصت، میزان علاقه، منابع در دسترس فرد و نگرش‏های رایج به مشارکت در جامعه و به ویژه این که آیا مشارکت تشویق می‏شود یا نمی‏شود فرق دارد. منظور از شدت، سنجش تعداد افرادی است که در فعالیت‏های معین شرکت می‏کنند و هم تعداد دفعات مشارکت آنان است که باز هم ممکن است بر طبق فرصت‏ها و منابع فرق کند. کیفیت به میزان اثر بخشی که در نتیجه مشارکت به دست می‏آید و سنجش تأثیر آن بر کسانی که قدرت را اعمال می‏کنند و نیز بر سیاستگذاری‏ها مربوط می‏شود. کیفیت هم بر طبق فرصت‏ها و منابع از جامعه‏ای به جامعه دیگر و از موردی به مورد دیگر فرق می‏کند (راش، 1377، صص124- 123).
3-4-2)دیدگاه رابرت دوز و مارتین لیپست
به نظر لیپست کشورهایی که به همراه رشد اقتصادی از طبقه متوسط بالاتری برخوردار باشند دموکراتیک‏تر از کشورهایی هستند که این زمینه در آن‏ها کمتر می‏باشد. او در این رابطه به ویژگی‏های طبقه متوسط به عنوان مؤلّفه‏های مثبت برای توسعه دموکراتیک اشاره دارد.
لیپست و دوز در تجزیه و تحلیل رفتار سیاسی و مشارکت مردم در کشورهای امریکا و کانادا، بریتانیا و استرالیا بر عوامل و متغیرهایی تأکید می‏ورزند که به اعتقادشان بر مشارکت سیاسی تأثیر مهمی دارد ولی شدّت و الگوی این تأثیرگذاری ثابت نبوده است. مهمترین این عوامل عبارتند از: باورهای مذهبی، جنسیت، سن، نژاد، روستایی یا شهری بودن افراد، طبقه اجتماعی و پیوندهای منطقه‏ای. ازنظر آنان در کشورهای فوق بجز امریکا عواملی مانند سن و جنسیت از جمله متغیرهای مهم مؤثر بر مشارکت سیاسی می‏باشند. همان‏طور که گفته شد شدّت تأثیرگذاری عوامل مذکور در همه کشورها به یک اندازه نبوده و نمی‏توان به یک الگوی چندان ثابتی در رفتار مشارکتی شهروندان در آن دست یافت. به عنوان نمونه بین موقعیت‏های اجتماعی افراد جامعه و پنداشته‏های سیاسی و گرایش‏های عقیدتی و حزبی آنان رابطه ثابتی وجود ندارد، به طوری که بسیاری از افرادی که وضعیت اقتصادی مطلوبی ندارند، در فعالیت‏های سیاسی به نفع احزاب محافظه کار و افراد سرمایه‏دار رأی می‏دهند و برعکس (لیپست و دوز، 1373، ص396).
4-4-2)دیدگاه میلبراث و گوئل
میلبراث وگوئل در تبیین مشارکت سیاسی از هفت عامل عمده نام می‏برند. این عوامل عبارتند از: محرک(انگیزه سیاسی)، موقعیت اجتماعی، ویژگی‏های شخصی، محیط سیاسی، مهارت، منابع و تعهد. منظور از محرک سیاسی عواملی از قبیل مناظره‏های سیاسی، تعلق خاطر نسبت به یک سازمان درگیر فعالیت‏های سیاسی و دسترسی به اطلاعات درست می‏باشد. منظور از ویژگی‏های شخصیتی عبارت است از خصوصیاتی چون اجتماعی بودن، برون‏گرایی و نظایر این‏ها. افرادی با خصوصیات مذکور هم بیشتر خود را درگیر مسایل سیاسی می‏کنند. پایگاه اجتماعی با شاخص‏هایی چون میزان تحصیلات، موقعیت محل سکونت، تعلق طبقاتی و قومیت سنجیده می‏شود. محیط سیاسی عبارت است از محیطی که افراد درآن بسر می‏برند. به عنوان مثال فرهنگ سیاسی معینی می‏تواند او را نسبت به مشارکت در مسایل سیاسی تشویق کرده و یا بازدارد. منظور از مهارت، توانایی تحلیل قدرت سازماندهی، مهارت در سخنرانی‏ها و خطابه. منظور ازمنابع اشاره به منابع مالی غیر نقدی است که می‏تواند در قالب تماس‏ها و روابط افراد با دولت‏مردان و دبیران احزاب باشد. منظور از تعهد، تعلق خاطر نسبت به یک سازمان، گروه، حزب و یا فرد خاصی است که این پیوند و دلبستگی نسبت به موارد مذکور هم بر مشارکت سیاسی افراد تأثیر قابل ملاحظه‏ای دارد. برای مثال هر چه فرد بیشتر در معرض انگیزه‏های سیاسی به صورت بحث درباره سیاست، تعلق به سازمانی که به شکلی به فعالیت سیاسی می‏پردازد یا دسترسی داشتن به اطلاعات سیاسی مربوط قرار داشته باشد، احتمال مشارکت سیاسی بیشتر است. اما مشارکت سیاسی بر طبق ویژگی‏های شخصی فرد نیز فرق می‏کند. شخصیت‏های اجتماعی‏تر، مسلط‏تر و برون‏گراتر، بیشتر احتمال دارد که از نظر سیاسی فعال باشند (راش، 1377، ص 138).
5-4-2)دیدگاه رابرت دال
رابرت دال در توصیف مبانی رفتار سیاسی ملّت‏ها به عقاید سیاسی و بویژه عقاید فعالان سیاسی جامعه اعتقاد دارد. پرسش اساسی دال این است که عقاید سیاسی تا چه اندازه عمل سیاسی مردم یک جامعه را تعیین می‏نماید. وی عقیده دارد که برای فهم میزان تأثیر عقاید در رژیم‏ها ابتدا لازم است عوامل تعیین کننده عقاید سیاسی فعّالان سیاسی جامعه بررسی شود. به نظر دال کسی نمی‏تواند تأثیر عقاید و عمل سیاسی خود و دیگران را انکار نماید. وی در ادامه بحث خود سؤال مهمتری را مطرح می‏کند؛ اگر عقاید مردم در نظام سیاسی دخالت دارد و نوع رژیم آن جامعه را مشخص می‏کند باید این پرسش را مطرح کرد که «عقاید چه کسانی بیشترین تأثیر را در نظام سیاسی یک جامعه دارد؟» تأکید دال بیشتر روی عقاید گروهی از مردم است که وی آن‏ها را به عنوان«فعالان سیاسی» معرفی می‏کند(فیرحی، 1377، صص59- 58 ).
1-5-2)به طور کلی در تبیین مشارکت سیاسی در غرب دو نظریه مطرح شده است
مشارکت سیاسی به منظور اعمال حق حاکمیت مردم در تعیین سرنوشت خود، امری لازم و روری است. اگر مردم برای تعیین سرنوشت خود در صحنه حاضر نباشند و بار مسؤولیت را به گردن دیگران بیندازند، حق حاکمیتشان در تعیین سرنوشت از بین می‌رود. طبق سنت‌های اسلامی هر کس در این راه تلاش کند، به اندازه‌ی کوشش خود می‌تواند در تعیین سرنوشت خویش مؤثر باشد.
 
1 . نظریه‌ی ابزاری مشارکت: در این نظریه مشارکت را وسیله‌ای برای یک هدف یعنی برای دفاع یا پیشبرد یک فرد یا گروهی از افراد در برابر جباریت و استبداد در نظر می‌گیرند. آن‌ها می‌گویند که افراد بهترین داور منافع خودشان هستند، حکومتی که مردم در آن مشارکت داشته باشند کارآمدتر است. افرادی که از تصمیم‌ها تأثیر می‌پذیرند حق دارند در گرفتن تصمیم‌های دیگر مشارکت داشته باشند و مشروعیت حکومت بر مشارکت استوار است. وارثان نهایی نظریه‌ی ابزاری، فایده گرایان و کثرت گرایان هستند.
2 . نظریه‌ی تکاملی مشارکت: طرفداران این نظریه استدلال می‌کنند که شهروند آرمانی، یک شهروند مشارکت کننده است و بنابراین مشارکت، اعمال مسؤولیت اجتماعی است یا یک تجربه‌ی یادگیری است که شهروندان را نه تنها آگاه از حقوق خود بلکه آگاه از وظایف و مسؤولیت‌هایشان پرورش می‌دهد. چنین دیدگاهی در نوشته‌های «ارسطو، جان استوارت میل، دوتوکویل و روسو» یافت می‌شود. «میسرا» می‌گوید: «رشد توانایی‌های اساسی بشر از جمله شأن و منزلت انسانی و مسؤول ساختن بشر در باروری نیروی تصمیم‌گیری و عملی که سنجیده و از روی فکر باشد.)توسلی: 1382ص50).
1-6-2)رسانه ها
رسانه‌ها نوعی ابزار ارتباطی در جامعه هستند که در دنیای امروزی نقش بسیار مهمی را در بیداری مردم ایفا می‌کنند. یکی از کارکردهای رسانه‌ها ایجاد همبستگی اجتماعی و زمینه‌سازی برای مشارکت عمومی است.
در حقیقت یکی از مؤلفه‌های تعیین کننده‌ی حاکمیت مردمی، فراهم بودن شرایط برای تمامی شهروندان جهت مشارکت در سیاست و امور حکومتی است. به بیانی: تنها از راه مشارکت است که قدرت سیاسی به طریق مسالمت آمیز دست به دست می‌گردد و میزان توسعه‌ی سیاسی یک کشور بستگی مستقیم به این مؤلفه‌ی اساسی دارد.
اساساً از رسانه‌ها به‌عنوان رکن چهارم دموکراسي ياد مي‌شود رکني که از يک طرف با مردم و از سوي ديگر با حکومت در ارتباط است. نقش رسانه‌ها در مشارکت در همين بين معنا پيدا مي‌کند. براي ايجاد مشارکت لوازم گوناگوني نياز است از جمله اين لوازم، ابتدا موضوع يا محملي خاص براي مشارکت، دوم کارگزاران و متوليان مشارکت يعني کساني که براي مشارکت برنامه‌ريزي و سازماندهي مي‌کنند. سوم شهروندان و در آخر کانال‌هاي اتصال بين کارگزاران و شهروندان است که اين کانال‌ها در مشارکت‌هاي گسترده و نوين رابط رسانه‌ها هستند. از اين منظر رسانه‌ها به خودي خود واجد قدرت نيستند، آنچه به رسانه‌ها قدرت مي‌بخشد توانايي آنها براي شکل‌دهي به افکار عمومي له يا عليه حکومت مي‌باشد. بنابراين مي‌توان اين تعبير را هم به کار برد که رسانه‌ها واسطه اصلي ميان سياستگذاران و توده مردم‌ هستند؛ بدين معنا که رسانه‌ها توده‌ها را بسيج مي‌کنند تا انديشه‌هاي جديد و تکنيک‌هاي مدرن را بپذيرند و از سوي ديگر ساختار سياسي باثبات و پايداري را بنا کنند که در آن ساختار، محيط اجتماعي همگون و شايسته‌اي پديد آيد. البته يکي از وظايف رسانه‌ها اين است که واقعيت‌هاي سياسي و اجتماعي را به‌درستي به تصوير بکشانند. ايفاي نقش وجدان جمعي مستلزم اين است که رسانه‌ها بتوانند تمام نظام اجرايي را نقد کنند، زيرا انتقاد سازنده با رفع خطا و اجراي درست امري سازنده است. تحت چنين شرايطي نقش رسانه‌ها هدايت و تأثيرگذاري بر افکار عمومي، ساختن ايدئولوژي و فرهنگ توده‌اي، پرورش شهرونداني نقاد و ايجاد همبستگي اجتماعي در جامعه‌اي باز و کثرت‌گرا مي‌باشد.بنا به اهميت بحث «رسانه‌ها و مشارکت سياسي» گروه پژوهش‌هاي فرهنگي و اجتماعي پژوهشکده تحقيقات استراتژيک قصد دارد در اين شماره از سلسله مقالات گروه پژوهش‌هاي رسانه از منظرهاي مختلف به بحث پيرامون نقش رسانه‌ها در مشارکت سياسي بپردازد.مقاله اول اين پژوهشنامه اختصاص يافته است به مقاله «نقش رسانه‌ها در فرايند جلب مشارکت سياسي» نوشته دکتر حسن سبيلان اردستاني. هدف اين مقاله، نمايش فرايند جلب مشارکت عمومي با رويکرد به مشارکت سياسي با استفاده از ابزارهاي رسانه‌اي است. به اين منظور مطالب اين مقاله در دو قسمت مورد بررسي قرار گرفته‌اند. در قسمت اول تعريف مشارکت و خصوصيات آن مورد واکاوي قرار گرفته است. اين قسمت دست‌اندرکاران را به موضوع مشارکت مسلط مي‌نمايد به اين ترتيب اشتراک معنايي براي تمامي کارگزاران اعم از تصميم‌گيران، برنامه‌ريزان، رسانه‌ها و مجريان به وجود مي‌آورد و اين تحقق مشارکت را ميسر خواهد کرد. قسمت دوم به اصول و قواعد جلب مشارکت به‌وسيله رسانه‌هاي همگاني اختصاص دارد. در اين قسمت فرايند جلب مشارکت به‌وسيله رسانه‌ها، تبليغات براي مشارکت، بسترسازي و محرک‌هاي رسانه‌اي تشويق مشارکت آورده شده‌اند.مقاله بعدي تحت عنوان «نقش رسانه‌ها در مشارکت سياسي شهروندان» نوشته شهرود اميرانتخابي و جواد حيران‌نيا است. مفروض نويسندگان آن است که با پيچيده شدن و گسترش جوامع، اهميت ارتباطات در بعد سياسي روزافزون مي‌شود. اين نقش رسانه‌ها مي‌تواند در راستاي هماهنگي و همسويي با نظام سياسي و در خدمت آن باشد. در اين راستا نويسندگان ضمن تشريح رابطه رسانه و سياست به بررسي نقش و وظايف رسانه‌ها در ارتباطات سياسي، مشارکت سياسي، عوامل مؤثر بر مشارکت سياسي، انتخابات و مشارکت سياسي، توسعه سياسي و در نهايت نقش رسانه‌ها در مشارکت سياسي پرداخته‌اند(امير انتخابي:1389).
2-6-2)وسايل ارتباط جمعي و مشاركت سياسي
   جي بلوملر در سال 1986 در مقاله” نقش نظریه‌ها در كارايي تحقيقات ارتباطات” به جمع‌بندی در باره نظريه هاي مربوط به تأثير رسانه هاي جمعي دست زده است وي در مورد قدرت تأثير وسايل ارتباط جمعي بر مخاطبان از آغاز قرن اخير تا كنون سه باور متفاوت را مطرح كرده است:                       
1-نظريه تزريقي : اين نظريه تا اواخر جنگ جهاني دوم ادامه داشته و معتقد بوده است كه رسانه هاي جمعي بسيار قدرتمند و با نفوذند. اين قوی‌ترین نظريه موافق با تبليغات مستقيم سياسي است.
2-نظريه دوم نظريه انتشار اطلاعات يا دكترين پشتيبانی  است كه از جنگ دوم جهانی تا حدود سال 1960 توسط ژوزف كلاپر دوام داشته است. اين ديدگاه معتقد است كه رسا نه هاي جمعي نمی‌توانند عقايد را شكل و يا نگرش مخاطبان را تغيير دهند بلكه صرفاً گونه هاي مختلف اطلاعات را ارسال و باورهای موجود را تقويت می‌کنند.
3-نظريه سوم بر جسته سازي رسا نه اي است. اين ديدگاه از 1960 به بعد بو جود آمده و اولين بار توسط برنارد كوهن به طور استعاري و سپس توسط مك كومب و دونالدشا در تحقيقات به كار گرفته شد. اين ديدگاه معتقد است كه اولویت‌های رسانه‌ها و موضوعاتي كه آن‌ها بر جسته می‌کنند بر اولویت‌های عمومي مردم تأثير می‌گذارد و اين تأثير غيرمستقيم است. عواملي چون سن، جنس، تحصيلات، وفاداري جزیی، اطلاعات سياسي و…در تصمیم گيری سياسي اثر مستقيم و غير مستقيم دارند.
  محسنيان راد مي گويد در جامعه اي كه فاقد احزاب تعريف شده و مشخص بوده‌اند و بجاي آن شبه احزابي هيأتي حضور داشته‌اند بيشتر شاهد قدرت تبليغات غير مستقيم در مقابل تبليغات مستقيم هستيم. آنچه در اينجا مورد استفاده قرار می‌گیرد نقش رسانه‌ها به عنوان يكي از عوامل جامعه پذیری سياسی در چارچوب دكترين پشتيباني می‌باشد كه توسط ژوزف كلاپر مطرح شده است. اين نظريه كه در واقع قدرت تبليغات غيرمستقيم را تاييد می‌کند و معتقد است:1- پوشش رسا نه ای رقابت‌های انتخاباتي، در كشاندن مردم به پاي صندوق‌های رأي تأثير داشته است .2 -تعداد كمي از مردم تحت تأثیر دریافت‌های خود از رسانه‌ها تغيير رأي می‌دهند.3-مخاطبان رسانه‌ها، خود را در معرض پیام‌هایی قرار می‌دهند كه با نگرش‌های سياسي پيشين آن‌ها موافقت و سازگاري داشته باشد. (محسنيان راد :‌1378ص5 ).

3-6-2)تلويزيون
تلویزیون اكنون تنها به ما اطلاعات لازم برای یك زندگی در جامعه مدرن و پست مدرن نمی دهد; بلكه تعیین می كند كه مهم چیست؟ و چه چیز بی اهمیت است؟ مطلوب و غیر مطلوب كدام است؟ طرز لباس پوشیدن و آداب معاشرت را نیز تلویزیون تعیین می كند. حتی پاسخ دادن به این پرسش كه صدا و سیمای مطلوب كدام است، خود به خود و دانسته و ندانسته، احیانا به عهده تلویزیون گذاشته می شود. در این صورت، دیگر نمی توان تلویزیون را وسیله انگاشت. روزنامه ها و تلویزیون بدین ترتیب، عین پیام است و در شرایطی كه در بیشتر كشورهای خاورمیانه، روزنامه ها و تلویزیون های داخلی از رسانه های خارجی تغذیه می كنند و آنها را به عنوان منبع خبر و رسانه رسانه های خود تلقی می كنند، طبیعی است كه نقش بزرگی در انتقال فلسفه و فرهنگ كشورهای شمال ایفا می كنند. داوری تاكید می كند كه تلویزیون به این معنا، هرگز یك وسیله نیست; زیرا وسیله، چیزی است كه آدمی به اختیار و برای رسیدن به هدف و مقصدی به كار می برد; اما تلویزیون، خود مقصد و هدف است. بنابراین، تلویزیون عین قدرت است و به هر كجا كه قدم می گذارد، آن جا را متحول می كند. در عین حال، اضافه می كند كه تلویزیون جزء ذاتی این عالم جدید و متجدد است. نمی توان در دنیای جدید به سربرد; اما با شإن مهم از شوون این عالم یعنی تلویزیون كنارنیامد.)داوری اردكانی ۱۳۷۴، ص ۴۷.(
4-6-2)تاريخچه شبكه يك سيما
شبکه یک سیما، به عنوان فراگیرترین و پرسابقه ترین شبکه تلویزیونی ایران ،از عمری بیش از 30 سال در دوران پس از انقلاب اسلامی برخوردارد است و درطی این 30 سال، کوشیده است تا اهداف و کارکردهای یک رسانه ملی را به بهترین و



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید