معاونت پژوهش و فن آوری
به نام خدا
منشور اخلاق پژوهش
با یاری از خداوند سبحان و اعتقاد به این که عالم محضر خداست و همواره ناظر بر اعمال انسان و به منظور پاس داشت مقام بلند دانش و پژوهش و نظر به اهمیت جایگاه دانشگاه در اعتلای فرهنگ و تمدن بشری، ما دانشجویان و اعضای هیئت‌علمی واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی متعهد می‌گردیم اصول زیر را در انجام فعالیت‌های پژوهشیَ مد نظر قرار داده و از آن تخطی نکنیم:
1-اصل حقیقت‌جویی: تلاش در راستای پی جویی حقیقت و وفاداری به آن و دوری از هرگونه پنهان‌سازی حقیقت.
2-اصل رعایت حقوق: التزام به رعایت کامل حقوق پژوهشگران و پژوهیدگان (انسان، حیوان و نبات) و سایر صاحبان حق.
3- اصل مالکیت مادی و معنوی: تعهد به رعایت کامل حقوق مادی و معنوی دانشگاه و کلیه همکاران پژوهش.
4- اصل منافع ملی: تعهد به رعایت مصالح ملی و در نظر داشتن پیشبرد و توسعه کشور در کلیه همکاران پژوهش.
5- اصل رعایت انصاف و امانت: تعهد به اجتناب از هر گونه جانب‌داری غیرعلمی و حفاظت از اموال، تجهیزات و منابع در اختیار.
6- اصل رازداری: تعهد به صیانت از اسرار و اطلاعات محرمانه افراد، سازمان‌ها و کشور و کلیه افراد و نهادهای مرتبط با تحقیق.
7- اصل احترام: تعهد به رعایت حریم‌ها و حرمت‌ها در انجام تحقیقات و رعایت جانب نقد و خودداری از هر گونه حرمت‌شکنی.
8- اصل ترویج: تعهد به رواج دانش و اشاعه نتایج آن به همکاران علمی و دانشجویان به غیر از مواردی که منع قانونی دارد.
9- اصل برائت: التزام به برائت جویی از هرگونه رفتار غیرحرفه‌ای و اعلام موضع نسبت به کسانی که حوزه علم و پژوهش را به شائبه‌های غیرعلمی می‌آلایند.
دانشگاه آزاد اسلامی
واحد علوم و تحقیقات ایلام
تعهدنامه اصالت رساله یا پایان نامه
اینجانب فاطمه مهردادی دانش آموخته مقطع کارشناسی ارشد ناپیوسته در رشته علوم سیاسی که در تاریخ از پایان نامه خود تحت عنوان بررسی موقعیت ایران و کشورهای رقیب در معادلات منطقه‌ای با کسب نمره و درجه دفاع نموده ام بدینوسیله متعهدمی شوم:
1) این پایان نامه حاصل تحقیق وپژوهش انجام شده توسط اینجانب بوده ودر مواردي که از دستاوردهاي علمی وپژوهشی دیگران (اعم از پایان نامه، کتاب، مقاله و… ) استفاده نموده ام، مطابق ضوابط و رویه موجود، نام منبع مورد استفاده وسایر مشخصات آن را درفهرست مربوطه ذکر و درج کرده ام.
2) این پایان نامه/ رساله قبلا براي دریافت هیچ مدرك تحصیلی (هم سطح، پائین‌تر یا بالاتر) درسایر دانشگاه‌ها ومؤسسات آموزش عالی ارائه نشده است.
3) چنانچه بعد از فراغت از تحصیل، قصد استفاده و هرگونه بهره برداري اعم از چاپ کتاب، ثبت اختراع و… از این پایان نامه داشته باشم، از حوزه معاونت پژوهشی واحد مجوزهاي مربوطه را اخذ نمایم.
4) چنانچه در هر مقطع زمانی خلاف موارد فوق ثابت شود، عواقب ناشی ازآن را می‌پذیرم و واحد دانشگاهی مجاز است با اینجانب مطابق ضوابط ومقررات رفتار نموده و درصورت ابطال مدرك تحصیلی ام هیچ گونه ادعایی نخواهم داشت.
نام ونام خانوادگی:
فاطمه مهردادی
تاریخ و امضاء:
دانشگاه آزاد اسلامي
واحد علوم و تحقیقات ایلام
پايان‌نامه براي دريافت درجه كارشناسي ارشد در رشته علوم سیاسی «M. A»
عنوان:
بررسی موقعیت ایران و کشورهای رقیب در معادلات منطقه‌ای
استاد راهنما:
دکتر جهانبخش مرادی
نگارش:
فاطمه مهردادی
زمستان 1393
تشکر و قدردانی
حمد و سپاس خداوندي كه در همه حال مرا ياري كرده و هرگز تنهايم نگذاشته و هميشه مرا مورد لطف و عنايت خود قرار داده است. و با سپاس از زحمات استاد گرانقدر دكتر جهانبخش مرادی كه در تمام مراحل این پژوهش مرا ياري كرد و براي وی از خداوند متعال آرزوي موفقيت و توفيق روزافزون دارم.
تقديم به:
رهروان علم ودانش
فهرست مطالب
عنوان صفحه
چکیده1
فصل اول: کلیات تحقیق
1-1- بيان مسأله3
1-2- اهمیت و ضرورت انجام تحقيق4
1-3- مرور ادبیات و سوابق مربوطه5
1-4- جنبه جديد بودن و نوآوري در تحقيق8
1-5- اهداف مشخص تحقيق9
1-5-1- اهداف کلی9
1-5-2- اهداف ویژه9
1-6- سؤالات تحقیق9
1-6-1- سوال اصلی9
1-6-2- سوالات فرعی9
1-7- فرضيه‏هاي تحقیق9
1-7-1- فرضیه اصلی9
1-7-2- فرضیه‌های فرعی10
1-8- تعريف واژه‏ها و اصطلاحات فني و تخصصی10
1-9- شرح كامل روش تحقیق11
1-10- بررسی و اندازه‌گیری متغیرها11
1-11- شرح کامل روش و ابزار گردآوري داده‏ها12
1-12- روش‌ها، ابزار تجزيه و تحليل داده‏ها12
1-13- سازماندهی تحقیق12
فصل دوم: چارچوب نظری تحقیق
2-1- نظریه نو واقع‌گرایی (با تاکید بر اندیشه کنت والتز)14
فصل سوم: عوامل تاثیرگذار در معادلات منطقه‌ای
3-1- تحولات عراق جدید19
3-2- طرح خاورمیانه بزرگ24
3-3- تحولات عربی (بیداری اسلامی)26
3-4- برنامه‌های هسته‌ای ایران30
3-5- لبنان36
3-6- تحولات افغانستان39
3-7- افراط‌گرایی در پاکستان42
3-8- امنیت خلیج فارس47
3-9- مسأله فلسطین50
3-10- جمع‌بندی56
فصل چهارم: بررسی موقعیت ایران و کشورهای رقیب در معادلات منطقه‌ای
4-1- ویژگی‌های استراتژیکی منطقه خاورمیانه59
4-2- تقابل ایران و عربستان در معادلات منطقه خاورمیانه64
4-3- اقدامات رقبای منطقه‌ای ایران برای تضعیف موقعیت و نفوذ این کشور در معادلات منطقه‌ای67
4-3-1- ایران هراسی67
4-3-2- تلاش آمریکا برای حداقل‌سازی نقش ایران68
4-3-3- موقعیت آمریکا در قبال تحولات منطقه‌ای69
4-3-4- تشدید تعارضات مذهبی در قالب رقابت شیعه و سنی72
4-3-4-1- شرايط گذشته72
4-3-4-2- فعال شدن عنصر شيعي در منطقه73
4-3-4-3- رويكرد و منافع دولت‌هاي عربي74
4-3-4-4- سطح داخلي75
4-3-4-5- سطح منطقه‌اي77
4-3-4-6- سطح بين‌المللي78
4-4- عوامل زمینه‌ساز قدرت‌گيري ايران در منطقه79
4-5- عراق نمونه برجسته تاثیرگذار در موقعیت ایران و کشورهای رقیب81
4-5-1- تأثير رقباي منطقه‌اي و بين‌المللي بر شكل‌گيري تنش در عراق81
4-6- تقسیم بندی تحولات جهان عرب از لحاط تأثیرگذاری بر منافع و ارزش‌های ایران و رویکرد کشورهای رقیب92
4-6-1- مصر، لیبی، تونس و یمن93
4-6-2- سوریه و اردن94
4-6-3- بحرین95
4-6-4- رویکرد ایران در قبال تحولات بحرین96
4-7- جمع‌بندی103
فصل پنجم: نتیجه‌گیری
5-1- نتیجه‌گیری105
فهرست منابع109
فهرست جدول‌ها
عنوان صفحه
جدول 3-1- سطوح بازدارندگی31
جدول 3-2- مقايسه توانايي قانونمند و توانايي كامل در تأمين اهداف پنج‌گانه‌ي برنامه هسته‌اي جمهوري اسلامي ايران33
فهرست شکل‌ها
عنوانصفحه
شكل 3-1- چشم‌انداز ستيزه‌گري در پاكستان پس از سال 200043
چکیده
نوشتار حاضر به بررسی موقعیت ایران و کشورهای رقیب در معادلات منطقه‌ای می‌پردازد. در این راستا، سوال اصلی این گونه مطرح شده است که معادلات منطقه‌ای چه تاثیری بر موقعیت ایران و کشورهای رقیب داشته است؟ در پاسخ این فرضیه مطرح شده است که معادلات منطقه‌ای زمینه‌ساز ارتقای موقعیت ایران و تضعیف کشورهای رقیب شده است. نوع روش تحقیق نیر توصیفی – تحلیلی می‌باشد. همچنین در جهت حمایت نظری از موضوع از نظریات واقع گرایی، نو واقع‌گرایی، واقع‌گرایی تدافعی و تهاجمی بهره گرفته‌ایم. به طور کلی، منطقه‌ی خاورمیانه به واسطه‌ی تحولاتی همچون بیداری اسلامی، مساله فلسطین، تحولات داخلی لبنان، بحران‌های عراق، سوریه و افغانستان دستخوش بحران‌های بسیاری شده است. این مساله، تنش‌ها و واگرایی موجود میان ایران و سایر قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای رقیب را بالا برده است. در نتیجه، بحران‌های موجود پیچیده‌تر شده و راه برای ناامنی‌های گسترده باز می‌شود.
کلمات کلیدی:
ایران، کشورهای رقیب، خاورمیانه، بحران، معادلات منطقه‌ای

فصل اول:
کلیات تحقیق

1-1- بيان مسأله
ماهیت نظام بین‌الملل در دنیای امروز به گونهای است که به همان اندازه که دامنههای نقش و نفوذ و منافع ملی قدرت‌ها در دنیا افزایش می‌یابد، به همان اندازه نیز ضرورت گسترش تعامل و همکاری و نیاز به ائتلاف‌ها و تمرکز بر منطقه‌گرایی نیز گسترش می‌یابد. منطقه‌ی خاورمیانه از جمله مهم‌ترین عرصه‌های سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران و کشورهای رقیبش از جمله عربستان، ترکیه، آمریکا، اسرائیل و… است که همواره برای دولت مردان این کشورها از اهمیت فراوانی برخوردار بوده است. در این راستا، تحولات مربوط به عراق و افغانستان، مساله فلسطین و لبنان، امنیت خلیج فارس، مباحث مربوط به بیداری اسلامی باعث شده است تا کشورهای قدرتمند منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای خاورمیانه را به عنوان یکی از مهم‌ترین کانون‌های سیاست خارجی خود قرار دهند تا موقعیت و جایگاه خود را در نظام بین‌الملل و همچنین سطوح منزقه‌ای ارتقا بخشند.
منطقه خاورمیانه بعد از سال 2001 در حال انتقال به نظام سیاسی و امنیتی جدیدی است که در آن تمامی بازیگران مهم منطقه‌ای در حال رقابت برای تثبیت نقش‌های جدید خود در منطقه هستند. ایران نیز به عنوان یک قدرت مهم منطقه‌ای برای تثبیت نقش خود، سیاست خارجی خود را در راستای تقویت همکاری‌ها و گسترش تبادلات در سطح منطقه‌ای، تعامل با ملت‌ها، ایجاد ائتلاف‌های جدید در سطح دولت‌ها، حمایت از جنبش‌های و گروه‌های شیعی، مقابله با قدرت‌های فرامنطقه‌ای و… قرار داده است. به عبارت دیگر، حضور فعال ایران در مسائل منطقه‌ای پس از سال 2003، ضمن تثبیت نقش‌های سیاسی، امنیتی و اقتصادی ایران در منطقه، اهمیت استراتژیک ایران را صحنه نظام بین‌الملل نیز افزایش داده است. از سوی دیگر باید اشاره داشت که اتخاذ این سیاست‌ها از سوی جمهوری اسلامی ایران زمینه ساز ایجاد حساسیت‌ها و تقابلات بعضاً گسترده‌ای از سوی ایران در یک سمت و کشورهای رقیبش در سوی دیگر شده است. در این میان ایران که مقامات و رسانه‌های غربی از آن با عنوان سرچشمه هلال شیعی و به تعبیر دیگر هلال مقاومت یاد می‌کنند به‌نظر می‌رسد براساس شاخص‌های رفتاری بازیگر مستقل منطقه‌ای است که به معماری تحولات خاورمیانه منطبق با خواست قدرت‌های فرامنطقه‌ای اعتقادی ندارد و بر این باور است که سیر تحولات خاورمیانه درپی فراگیری بیداری اسلامی در مسیری متناسب با خواست مردم خاورمیانه پیش می‌رود، اما صرف‌نظر از این قدرت‌های منطقه‌ای برخی بازیگران نظیر کشور کوچک قطر نیز به‌ دنبال سمت ‌و سو دادن به روند تحولات خاورمیانه هستند که جای تحلیل دارد.
با این حال، وجود چند عامل بر ابهامات و پیچیدگی‌های موقعیت ایران و کشورهای رقیبش در معادلات منطقه‌ای افزوده است. یکی از مهم‌ترین این عوامل، وجود گروه‌های افراطی مذهبی است. این گروه‌ها ضمن پیچیده‌تر کردن تحولات امنیتی منطقه، بر راهبردهای سیاست خارجی کشورهای منطقه نیز اثرگذار بوده است. همچنین می‌توان به نقش متفاوت و متعارض کشورهای فرامنطقه‌ای و به طور مشخص آمریکا اشاره داشت. اتخاذ سیاست‌های متضاد در قبال مسائل منطقه از جمله در بحث بیداری اسلامی، از مهم‌ترین ابهاماتی است که کشورهای منطقه با آن روبرو هستند. از سوی دیگر، نبود ثبات در تصمیم‌گیری قدرت‌های منطقه‌ای نظیر ایران، عربستان، ترکیه و… در قبال مهم‌ترین تحولات منطقه‌ای، از دیگر مسائل و مجهولات بحث پژوهش حاضر است. در این تحقیق با بررسی و تحلیل موضوع، سعی می‌شود به ابهامات فوق پاسخ داده شود.

1-2- اهمیت و ضرورت انجام تحقيق
خاورمیانه همان گونه که بین‌المللی‌ترین منطقه جهان می‌باشد، یکی از بحران خیزترین و بی‌ثبات‌ترین نقاط جهان نیز محسوب می‌گردد. زندگی سیاسی اغلب کشورهای منطقه با بحران‌ها و ناهنجاری‌های سیاسی دیگر کشورهای منطقه‌ای رقم می‌خورد. در واقع سیاست خارجی منطقه‌ای کشورها به جای آن که به دنبال پیشبرد منافع ملی در بیرون از مرزها باشد، باید بیشتر از هر چیز با اتخاذ یک رویکرد کنترلی، مواظب ورود عوامل ناامن کننده از بیرون به درون مرزهای ملی باشد. تصادم منافع ملی کشورهای منطقه با یکدیگر از یک طرف و پیوستگی منافع قدرت‌های بزرگ با مسائل منطقه‌ای از طرف دیگر باعث شده است تا بی‌ثباتی و تنش در بطن تحولات منطقه‌ای نهادینه گردد. همچنین باید اشاره داشت که وضعیت خاورمیانه، حاوی‌گذار و تحول در سلسله مراتب قدرت‌ها و تلاش هر یك از قدرت‌ها جهت شكل دهی به نظم جدید می‌باشد. از سوی دیگر، درك نوین ژئوپلیتیك معتقد است خاورمیانه در وضعیت جدید دچار مسائل و مشكلاتی است كه محور اصلی آن امنیت می‌باشد. برخلاف رویكرد سنتی، ژئوپلیتیك جدید این بصیرت را به ما می‌دهد كه در كنار رقابت طبیعی بازیگران برای احراز جایگاهی بالاتر در نظم سلسله مراتبی جدید، مسائل بی‌شماری آن‌ها را به یكدیگر پیوند می‌دهد كه بازی آن‌ها را از حالت منازعه خارج و به حالت همكاری و مشاركت در شكل دهی به یك نظم باثبات در عین رقابت در می‌آورد. با توجه به این مهم، باید اشاره داشت که تحولات مهم منطقه‌ای از جمله عراق، افغانستان، فلسطین، لبنان و… زمینه ساز افزایش تلاش برای ارتقای موقعیت از سوی کشورهای قدرتمند منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای در معادلات خاورمیانه شده است که شناخت زوایا و جنبه‌های گوناگون آن نگارش تحقیق حاضر را چند برابر می‌کند.

1-3- مرور ادبیات و سوابق مربوطه
درباره تحقیق حاضر منابع زیادی نوشته نشده است ولی با این حال، برخی منابع که در لابلای مباحث خود به موضوع این پژوهش نیز اشارهاتی داشته‌اند، بررسی می‌شود.
يوسفي، محسن. 1390. انقلاب‌هاي عربي: مسأله اجتماعي يا مسأله سياسي. مجله اطلاعات سياسي- اقتصادي. سال بيست و پنجم، شماره 284.
نويسنده در اين مقاله، تحولات كشورهاي ليبي، تونس، يمن، مصر، بحرین و… را مورد بررسي قرار داده است. وي ضمن بررسي انقلاب و نا آرامی در كشورهاي عربي معتقد است كه مهم‌ترين عامل زمينه‌ساز شکل‌گیری انقلاب‌ها و نا آرامی‌ها، عدم توسعه نهادهاي مدني، سركوب شديد مخالفان، فقر و بيكاري بوده است. ايراد اساسي اين منبع، عدم توجه به نقش قدرت‌هاي فرامنطقه‌اي و همچنين عوامل فرهنگي در شکل‌گیری انقلاب و نا آرامی در کشورهایی همچون بحرین و تأکید صرف بر چند مسأله از جمله فقر و بيكاري در این کشورها است.
کاویانی، حسین. 1388. ساختارهای حکومتی در خلیج فارس. فصلنامه راهبرد اندیشه. سال سوم. شماره 3.
نویسنده در این مقاله، ابتدا نحوه شکل‌گیری ساختارهای حکومتی خلیج فارس را تشریح کرده و معتقد است از آنجایی که این نوع سیستم حکومتی فردی بوده و در آن پادشاه و حاکم نقش حیاتی را در اختیار دارد، چالش‌ها و موانع بسیاری برای مشارکت شهروندان در ابعاد مختلف سیاسی، فرهنگی و اجتماعی وجود دارد.
قمشه‌ای، محمدرضا. (1387). جایگاه افغانستان و پاکستان در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران پس از 11 سپتامبر. تهران: نشر پروا.
نویسنده در این کتاب، سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران را در قبال پاکستان پس از 11سپتامبر مورد ارزیابی قرار داده است. نویسنده معتقد است شکل‌گیری حوادث 11 سپتامبر باعث گسترش تروریسم شد و با توجه با این که پاکستان یکی از کانون‌های اصلی وجود تروریسم است، این امر حضور گسترده‌ی آمریکا را در این کشور در پی داشته است تا به بهانه مبارزه با تروریسم، ساختارهای مختلف این کشور را نیز تحت تسلط خود داشته باشد. از نظر نویسنده، این امر می‌تواند زمینه ساز تهدیدات جدی برای امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران باشد.
تخشید، محمدرضا. 1387. یک جانبه‌گرایی آمریکا و تأثیر آن بر نقش منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران. فصلنامه علوم سیاسی. سال یازدهم، شماره 2.
نویسنده در این مقاله معتقد است که روابط ایران و آمریکا با گذشت حدود ۳۰ سال از انقلاب اسلامی ایران، همواره در حالت چالشی بوده است. این روابط پس از جنگ سرد و به‌ خصوص طی یک دهه اخیر، وارد مرحله تازه‌ای شده که مقارن با دوران یک جانبه‌گرایی آمریکا است. با توجه به حذف رقیب اصلی از صحنه رقابت و برتری آمریکا در صحنه جهانی، این احتمال دور از ذهن نبود که اقدامات آمریکا در خاورمیانه علاوه ‌بر تثبیت هژمونی بر منطقه، تمامی قدرت‌های منطقه‌ای از جمله ایران را در حاشیه قرار دهد اما روند تحولات نشان می‌دهد که این رویکرد، نه ‌تتها موجب کاهش نقش ایران نشد، بلکه موجب توسعه نفوذ و افزایش شعاع تأثیر ایران بر منطقه بوده است. مقاله به ‌دنبال بررسی این حقیقت است که چگونه یک جانبه‌گرایی و فشارهای همه ‌جانبه به کشورهای منطقه چنین پیامدهایی به‌دنبال داشته است.
اردستانی، غلامعلی. (1386). خاورمیانه، جامعه مدنی و چالش‌های فراروی. تهران: نشر علوم نوین.
نویسنده در این کتاب، ابتدا به بررسی جایگاه جامعه مدنی در نزد اندیشمندان و صاحب نظران پرداخته و سپس به تفکیک در بخش‌های مختلف کتاب، در سه بخش سیاسی، فرهنگی و اجتماعی، مهم‌ترین موانع تأثیر‌گذار در شکل‌گیری جامعه مدنی در کشورهای خاورمیانه را مورد بررسی قرار داده است. وی در پایان نتیجه می‌گیرد با توجه به وضعیت موجود، کشورهای خاورمیانه باید راهی طولانی برای دموکراسی و جامعه مدنی بپیمایند.
اردستانی، غلامعلی. (1386). خاورمیانه، جامعه مدنی و چالش‌های فراروی. تهران: نشر علوم نوین.
نویسنده در این کتاب، ابتدا به بررسی جایگاه جامعه مدنی در نزد اندیشمندان و صاحب نظران پرداخته و سپس به تفکیک در بخش‌های مختلف کتاب، در سه بخش سیاسی، فرهنگی و اجتماعی، مهم‌ترین موانع تأثیر‌گذار در شکل‌گیری جامعه مدنی در کشورهای خاورمیانه را مورد بررسی قرار داده است. وی در پایان نتیجه می‌گیرد با توجه به وضعیت موجود، کشورهای خاورمیانه باید راهی طولانی برای دموکراسی و جامعه مدنی بپیمایند.
حاجی یوسفی، امیر محمد و احمد سلطانی نژاد. (1386). سامان سیاسی در عراق جدید. تهران: نشر وزارت امور خارجه.
نویسندگان در این کتاب، تحولات به وجود آمده در عراق پس از فروپاشی حکومت بعث را مورد بررسی قرار داده و به نقش کشورهای فرامنطقه‌ای در تحولات این کشور اشاره و تأثیرات آن را بر جمهوری اسلامی ایران در ابعاد مختلف تبیین کرده‌اند. آنان همچنین به بیان راه‌های رسیدن عراق به توسعه سیاسی و دموکراتیک پرداخته که در این راه نظرات اندیشمندان مختلف را نیز تبیین کرده‌اند. نویسنده در این کتاب همچنین به وجود اقوام و هویت‌های مختلف در عراق جدید اشاره کرده و معتقد است که این امر، مهم‌ترین عامل عدم شکل‌گیری عراقی با ثبات، دموکراتیک و امن محسوب می‌شود.
هادیان، حمید. 1383. سیاست جدید امنیت منطقه‌ای عراق. ماهنامه همشهری دیپلماتیک. سال دوازدهم، شماره 16.
نویسنده در این مقاله معتقد است که پیش از فروپاشی حکومت صدام حسین، ارتش عراق هسته مرکزی سلول سیاست امنیت منطقه‌ای آن کشور بود ولی اکنون الگوی جدید امنیت منطقه‌ای خبر از عضویت این کشور در ناتو می‌دهد. یکی از نکات کلیدی در این طرح آموزش، تجهیز و مدرنیزه کردن ارتش عراق در قالب مأموریت‌های محوله ناتو است. گفتنی است سیاست منطقه‌ای عراق جدید با فرمول امنیتی از نوع دفاع جمعی و بعد امنیت دسته‌جمعی، با ارتش کوچک و حرفه‌ای، امنیت ملی آن کشور را تأمین می‌کند و مانع از میلیتاریستی شدن جامعه سیاسی عراق می‌شود، نظامیان قدرت را به طور کامل قبضه خواهند کرد و عراق از گروه کشورهای کودتاگر منطقه خارج می‌گردد.

1-4- جنبه جديد بودن و نوآوري در تحقيق
ایران به عنوان یکی از بازیگران منطقه‌ای که به لحاظ اقتصادی و فرهنگی از توان نسبتاً بالایی برخوردار است، سعی دارد با شناخت قواعد بازی حاکم بر نظام جهانی و یا به کارگیری توان اقتصادی و فرهنگی خود، به افزایش قدرت و اعتبار خود در جامعه بین‌المللی بیافزاید. این البته بیش از هر چیز به در پیش گرفتن سیاست‌های واقع گرایانه مبتنی بر منافع ملی بستگی دارد و نه سیاست‌های فراملی که می‌تواند با به چالش کشیدن قواعد بازی حاکم، نظام جهانی و بازیگران محوری آن باشد. در این راستا، کانون اصلی سیاست خارجی ایران، منطقه خاورمیانه است. خاورمیانه از نظر موازنه قوای منطقه‌ای در حال طی یک دوره‌گذار است که می‌تواند بالقوه، چالش‌هایی را برای امنیت و ثبات خاورمیانه ایجاد کند. در این منطقه‌ی حساس، وجود بحران‌های عراق، افغانستان، فلسطین و… بر پیچیدگی‌های موجود در منطقه افزوده است. در این راستا، ایران و رقبای منطقه‌ای سعی دارند تا با نفوذ در منطقه، جایگاه و موقعیت پیرامونی خود را ارتقا ببخشد. با توجه به این موارد، جنبه جدید این تحقیق، شناخت عوامل موثر در شکل‌گیری موقعیت ایران و کشورهای رقیب در معادلات منطقه‌ای و همچنین بررسی عوامل تنش در این منطقه‌ی مهم از جانب ایران و کشورهای قردتمند منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای است.

1-5- اهداف مشخص تحقيق
1-5-1- اهداف کلی
1- موقعیت ایران و کشورهای رقیب در معادلات منطقه‌ای
2- شناخت عوامل موثر در ایجاد رقابت بین ایران و کشورهای رقیب در معادلات منطقه‌ای
3- بررسی کانون‌های مهم در شکل‌گیری و تقویت موقعیت ایران و کشورهای رقیب در معادلات منطقه‌ای
1-5-2- اهداف ویژه
پر کردن خلا کتاب در زمینه موضوع مذکور

1-6- سؤالات تحقیق
1-6-1- سوال اصلی
معادلات منطقه‌ای چه تاثیری بر موقعیت ایران و کشورهای رقیب داشته است؟
1-6-2- سوالات فرعی
1- مهم‌ترین عوامل موثر در ایجاد رقابت بین ایران و کشورهای رقیب در معادلات منطقه‌ای چیست؟
2- کانون‌های مهم تاثیرگذار در شکل‌گیری و تقویت موقعیت ایران و کشورهای رقیب در معادلات منطقه‌ای چیست؟

1-7- فرضيه‏هاي تحقیق
1-7-1- فرضیه اصلی
معادلات منطقه‌ای زمینه ساز ارتقای موقعیت ایران و تضعیف کشورهای رقیب شده است.
1-7-2- فرضیه‌های فرعی
1- افزایش قدرت و امنیت و همچنین دستیابی به منافع ملی مهم‌ترین عامل در ایجاد رقابت بین ایران و کشورهای رقیب در معادلات منطقه‌ای است.
2- تحولات فلسطین، لبنان، عراق و افغانستان مهم‌ترین کانون‌های تاثیرگذار در شکل‌گیری و تقویت موقعیت ایران و کشورهای رقیب در معادلات منطقه‌ای است.

1-8- تعريف واژه‏ها و اصطلاحات فني و تخصصی
مفاهیم کلیدی این پژوهش عبارتند از:
خاورمیانه
خاورمیانه منطقه‌ای است شامل سرزمین‌های میان دریای مدیترانه و خلیج فارس. این منطقه‌ در جنوب خاوری اروپا، جنوب باختری آسیا و شمال آفریقا قرار دارد. خاورمیانه بخشی از آفریقا – اوراسیا یا به طور خاص آسیا شمرده می‌شود و در بعضی موارد جزئی از آفریقای شمالی را در بر می‌گیرد. این ناحیه گروه‌های فرهنگی و نژادی گوناگونی از قبیل فرهنگ‌های ایرانی، عربی، بربرها، ترکی، کردی، یهودی و آسوری را در خود جای داده‌است. زبان‌های اصلی این منطقه فارسی، عربی، ترکی، کردی، عبری و آسوری است (جعفری ولدانی 1386، 9).
موقعیت ایران
به طور کلی، تحولات منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای مهم‌ترین نقش را در جایگاه کشورها ایفا می‌کند. در این راستا، منطقه خاورمیانه به عنوان کانون اصلی و تعیین کننده جایگاه ایران مطرح است. این منطقه به دلیل دارا بودن ویژگی‌های منحصر به فرد و اهمیت استراتژیک زمینه ساز تعیین موقعیت جمهوری اسلامی ایران شده است.
سياست خارجي
سیاست خارجی عبارت است از یک استراتژی یا یک رشته اعمال از پیش طرح‌ریزی شده توسط تصمیم‌ گیرندگان حکومتی که مقصود آن دست‌یابی به اهدافی معین، در چهارچوب منافع ملی و در محیط بین‌المللی است. به‌ طور خلاصه می‌توان گفت که سیاست خارجی شامل تعیین و اجرای یک سلسله اهداف و منافع ملی است که در صحنهي بینالمللی از سوی دولت‌ها انجام میپذیرد. سیاست خارجی می‌تواند ابتکار عمل یک دولت و یا واکنش آن در قبال کنش دیگر دولت‌ها باشد (مقتدر 1379،131).
کشورهای رقیب
کشورهای رقیب، مجموع چند کشور هستند که در تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی با یکدیگر قبالت می‌کنند تا به اهداف استراتژیک و منافع ملی خود دست یابند. در منطقه خاورمیانه، ایران، عربستان، آمریکا، ترکیه، مصر و اسرائیل مهم‌ترین کشورهای رقیب جمهوری اسلامی ایران هستند. مهم‌ترین عرصه‌های رقابت جمهوری اسلامی ایران و کشورهای رقیب، لبنان، فلسطین، بحرین، سوریه و عراق هستند.

1-9- شرح كامل روش تحقیق
بنیادی و نظری است. اين تحقيقات که گاه تحقيقات مبنايى يا پايه‌اى خوانده مى‌شود، در جستجوى کشف حقايق و واقعيت‌ها و شناخت پديده‌ها و اشياء بوده، که مرزهاى دانش عمومى بشر را توسعه مى‌دهند و قوانين علمى را کشف نموده، به تبيين ويژگى‌ها و صفات يک واقعيت مى‌پردازند. در اين تحقيقات ممکن است نظريه‌اى انشاء شود يا اصول، فرضيه‌ها يا قضاياى نظريه‌اى مورد آزمايش قرار گيرد. در این راستا، هدف افزایش دانش در مورد موضوع مورد مطالعه است.

1-10- بررسی و اندازه‌گیری متغیرها
متغیر مستقل (X):
معادلات منطقه‌ای
متغیر وابسته (Y):
موقعیت ایران و کشورهای رقیب

1-11- شرح کامل روش و ابزار گردآوري داده‏ها
در این تحقیق از روش توصیفی-تحلیلی استفاده خواهد شد. جمع آوری اطلاعات مورد استفاده در این تحقیق به روش کتابخانه ای، اسنادی است و کتابها، مجلات و… مورد استفاده قرار می‌گیرد. همچنین اطلاعات مورد استفاده در این تحقیق با استفاده از فیش و روش فیش نویسی گردآوری خواهد شد.

1-12- روش‌ها، ابزار تجزيه و تحليل داده‏ها
این پژوهش سعی دارد با روش توصیفی و تحلیلی بر اساس نظریات واقع گرایی، نوواقع‌گرایی و رئالیسم تدافعی و تهاجمی به بررسی عقلانی و منطقی موضوع بپردازد.

1-13- سازماندهی تحقیق
تحقیق حاضر در 4 فصل نوشته شده است:
در فصل اول، کلیات تحقیق مورد برسی قرار می‌گیرد.
در فصل دوم، چارچوب نظری تحقیق تشریح خواهد شد.
در فصل سوم، عوامل منطقه‌ای تاثیرگذار در معادلات منطقه‌ای بررسی می‌شود.
در فصل چهارم، رویکرد و جایگاه ایران و کشورهای رقیب در معادلات منطقه‌ای تحلیل می‌گردد.
در انتها نیز به نتیجه‌گیری و ارائه راهکارها پرداخته می‌شود.

فصل دوم:
چارچوب نظری تحقیق

چارچوب نظری این تحقیق مبتنی بر نظریات نوواقع‌گرایی است. در این راستا، این نظریه را مورد بررسی قرار می‌دهیم.

2-1- نظریه نو واقع‌گرایی (با تاکید بر اندیشه کنت والتز)
واقع گرايی در اوايل دهه 1980 به عللی نظير ورود جنگ سرد و رقابت تبليغاتی ميان شرق و غرب و در واكنش به رفتارگرايی و موضوع وابستگی تجديد حيات يافت. در واقع نو واقع گرايی بيش از هر چيز تلاشی برای علمی كردن واقع‌گرايی است (سندرسون1 2008، 5).
طرفداران نئورالیسم بر این باورند که فضای نظام بینالمللی اصولاً برگرفته از دولت‌ها، سازمان‌های مختلف، ائتلاف بندیهای امنیتی راهبردی میباشد که منطق نظام حاکم بر آن آنارشی است ولی هنجارهای خاص نظام بینالملل که متأثر از منافع قدرتهای بزرگ مؤثر در روند امنیتی جهانی میباشند بر ایجاد فضا یا محدود نمودن سطح تأثیرگذاری راهبردی – امنیت دولت‌ها تأثیر ویژهای دارد. بر این اساس کنت والتز از دو نظام بینالمللی دو قطبی و چند قطبی یاد می‌کند و معتقد است که فضای نظام بینالملل دو قطبی برای حفظ ثبات و امنیت ملی مؤثر است.
والتز نگاهی مادی گرایانه به روابط بین‌الملل دارد که مورد نقد سازه انگاران و به خصوص ونت و راگی است. برای او هنجارها و قواعد مهم نیستند و آنچه اهمیت دارد توزیع توانمندیهای مادی است. عوامل زیادی را نمی‌توان جدا از ساختار اجتماعی تحلیل کرد که از طریق آن معنادار میشوند. والتز به تغییرات فرهنگی که به شکل‌گیری نظام نوین دولتی منجر شد، توجه نمی‌کند، افراد را نمی‌توان بدون تعریف اجتماعی آنها به عنوان واحدهای اتمی پایه در نظر گرفت. می‌توان گفت که اکثر دولت‌ها و دولتمردان عقلانی عمل میکنند؛ اما به نظریهای در این مورد نیاز هست که بگوید منافع و همچنین هویتها (و نیز عقلانیت) چگونه شکل میگیرند (درخشنده 1389، 41).
به بیان آدلر، نو واقعگرایان ترجیح میدهند با معرفت شناسی اثباتگری خود، روابط بینالملل را صرفا با پاسخهای رفتاری به نیروهای فیزیکی توضیح میدهند که از بیرون بر ابژههای مادی تأثیر میگذارند. همان گونه که دسلر تأکید دارد: والتز با مفهوم «جامعه‌پذیری» و اینکه دولت‌ها در روند تعاملات خود «یاد می‌گیرند» چگونه رفتار کنند، عملاً مجبور است اهمیت قواعد و هنجارها را بپذیرد؛ اما به دلیل هستی شناسی مادیگرایانه که معرفت شناسی اثبات گرایانه به او تحمیل می‌کند؛ نمی‌تواند آن را جذب چارچوب نظری خود کند (درخشنده 1389، 42-41).
هدف اساسی والتز اصلاح نظریه واقع‌گرایی کلاسیک و تقویت اندیشههای محوری این نظریه در قالب یک نظریه پیچیده و منسجم روابط بینالمللی بوده است. والتز میکوشد با تکیه بر اهمیت روش معرفت علمی در نظریه پردازی و نیز تأکید بر سیستم بینالمللی ساختارهای آن به عنوان واحدهای تحلیل، نظریه خود را سازمان بدهد. در این جهت، او مخالفان عمده واقعگرایی، یعنی نظریههای همبستگی متقابل و نظریههای مارکسیستی متکی بر اهمیت پدیدههای اقتصادی، را از یک سو و نیز واقعگرایان کلاسیک، نظیر مورگنتا و طرفداران نظریههای سیستمی نظیر ریچارد روزکرانس، مورتون کاپلان و استانلی هافمن را از سوی دیگر مورد انتقاد قرار میدهد. نکته مهمی که در روش والتز باید بدان توجه کرد این است که او در جنبههای روش شناختی و معرفت شناختی به جای تأکید بر نظریات توماس کوهن و تحول پارادیمی او که در آن دوران مورد توجه محققان و دانشجویان روابط بینالملل بود – بر نظریات ایمره لاکاتوش و «برنامه تحقیق» تأکید میورزد تا بدین وسیله با مهم جلوه دادن معرفت شناسی لاکاتوش، کار خود را در جهت اصلاح نظریه واقع‌گرایی از طریق افزودن مسائل جدید به آن توجیه نماید (ولی پور 1387، 163).
کتاب نظریه سیاست بین‌الملل و انسان، دولت و جنگ از مهم‌ترین متون نظری روابط بین‌الملل محسوب می‌شود. والتز بی‌تردید علم گراست، از هر گونه قضاوت مورگنتایی درباره عقلانیت سیاست خارجی پرهیز می‌کند، به رغم اینکه او را اثبات‌گرا می‌دانند اما دقت در آرا او نشان می‌دهد که او از بسیاری از مفروضه‌های ساده انگارانه اثبات‌گرایی فاصله دارد و به همین دلیل برخی او را از نظر معرفت شناختی و روش شناختی ابطال گرا و یا لاکاتوشی می‌دانند (رابینسون2 2010، 63).
والتز معتقد است که ساختار نظام بین‌الملل، قدرت‌های بزرگ را وادار می‌کند تا توجه دقیقی به موازنه قدرت داشته باشد. ساختار آنارشیک نظام بین‌الملل، دولت‌های امنیت طلب را وادار می‌کند تا با یکدیگر بر سر قدرت به رقابت بپردازند؛ زیرا قدرت بهترین وسیله بقاست. در رئالیسم کلاسیک، طبیعت بشری علت اصلی رقابت نظامی و امنیتی بین قدرت‌های بزرگ است؛ در حالی که نئورئالیسم، آنارشی این نقش را بازی می‌کند.
«روبرت جرویس»، «جک اسنایدر» و استفن ون اورا» با توجه به مفهوم ساختاری موازنه تهاجمی – تدافعی، به تقویت نظریه نئورئالیسم پرداختند. آنها معتقدند که قدرت نظامی را در هر زمانی می‌توان به توجه به این امر که آیا به نفع تهاجم است یا تدافع، تقسیم بندی نمود. چنانچه تدافع، مزیت آشکاری نسبت به تهاجم داشته باشد و غلبه و تسخیر مشکل باشد، قدرتهای بزرگ انگیزه کمی برای استفاده از زور به منظور کسب قدرت خواهند داشت و به جای آن، توجه خود را حفظ آنچه دارند، متمرکز خواهند نمود. از طرف دیگر، چناچه تهاجم آسانتر باشد، دولت‌ها وسوسه می‌شوند تا بر یکدیگر غلبه نمایند که نتیجه آن جنگ‌های متعدد در نظام بین‌الملل خواهد بود. آنها استدلال می‌کنند که موازنه تدافعی – تهاجمی بیشتر به سمت تدافع و حفظ وضع موجود، قدرت‌های بزرگ را از تعقیب استراتژی‌های تهاجمی باز خواهد داشت (ولی‌پور 1387، 172).
در مجموع می‌توان گفت بر اساس نظرات کنت والتز مهم‌ترین مولفه‌های نوواقع‌گرایی را می‌توان به شرح زیر بیان کرد:
اولاً، در روند سازمان دهی توازن منطقه‌ای، دولت‌ها به عنوان اصلی‌ترین کنشگر و بازیگر محسوب می‌شود. این امر را می‌توان انعکاس نقش دولت‌ها در سازمان‌دهی قدرت و همچنین ایجاد توازن بین بازیگرانی دانست که درگیر موضوع امنیت ملی خود هستند.
ثانیاً، رئالیست‌ها و نئورئالیست‌ها بر این اعتقادند که آنارشی ویژگی بسیار مهم نظام بین‌المللی محسوب می‌شود. این امر، به مفهوم آن است که هیچ گونه ثبات و تعادل دائمی وجود ندارد. از همه مهم‌تر اینکه قواعد آمره برای کنترل رفتار کشورها شکل نگرفته است. هیچ بازیگری نمی‌تواند به عنوان نیروی مرجع در روند تعادل و امنیت بین‌الملل ایفای نقش کند؛ بنابراین، تمامی بازیگران تلاش خواهند کرد تا زمینه‌های لازم برای تولید قدرت و دفاع از خود را فراهم آورند.
ثالثاً، از آنجا که سیاست بین‌المللی و توازن منطقه‌ای در شرایط آنارشی شکل می‌گیرد، بنابراین طبیعی است که تمامی دولت‌ها به دنبال افزایش قدرت و امنیت خود باشند. این امر نشان می‌دهد که توازن منطقه‌ای بدون توجه به انگیزه و رویکرد کشورها برای تولید قدرت حاصل نمی‌شود. به این ترتیب، طبیعی به نظر می‌رسد که سیاست خارجی واحدهای سیاسی در روند توازن منطقه‌ای در راستای افزایش قدرت و امنیت طراحی می‌شود.
رابعاً، سازماندهی توازن منطقه‌ای نیازمند آن است که کشورها از ابزارهای متنوعی برای تولید قدرت استفاده کنند. تاکتیک‌های دفاعی و امنیتی را می‌توان در زمره ابزارهایی دانست که دولت‌ها برای رسیدن به اهداف خود از آن بهره می‌گیرند.
موضوعاتی همانند نمایش قدرت، افزایش قدرت و تولید اعتبار برای تامین قدرت استنادی در زمره موضوعاتی محسوب می‌شود که توازن منطقه‌ای را حفظ می‌کند.
با توجه به مولفه‌های یاد شده، می‌توان به این جمع بندی رسید که ویژگی نظام بین‌الملل و به ویژه شکل توزیع قدرت، الگوی مناسبی برای تجزیه و تحلیل سیاست خارجی کشورها در روند توازن منطقه‌ای محسوب می‌شود. ضرورت‌های توازن منطقه‌ای ایجاب می‌کند که بازیگران بتوانند از قابلیت‌های درونی خود برای ارتقای ثبات و تعادل در شرایط رقابتی، همکاری جویانه و منازعه آمیز استفاده کنند (مصلی نژاد 1390، 146-145).
بنابراین، بر اساس مولفه‌های یاد شده به خوبی می‌توان سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در رقابت با رقبای منطقه‌ای خود را به خوبی مورد تجزیه و تحلیل قرار داد که در ادامه این مبحث به آن پرداخته می‌شود.

فصل سوم:
عوامل تاثیرگذار در معادلات منطقه‌ای

با شکل‌گیری حوادث 11 سپتامبر، روند تحولات در خاورمیانه دچار دگرگونی‌های جدی شد. خاورمیانه همان گونه که بین‌المللی‌ترین منطقه جهان می‌باشد، یکی از بحران خیزترین و بی‌ثبات‌ترین نقاط جهان نیز محسوب می‌گردد. زندگی سیاسی اغلب کشورهای منطقه با بحران‌ها و ناهنجاری‌های سیاسی دیگر کشورهای منطقه‌ای رقم می‌خورد. در واقع سیاست خارجی منطقه‌ای کشورها به جای آن که به دنبال پیشبرد منافع ملی در بیرون از مرزها باشد، باید بیشتر از هر چیز با اتخاذ یک رویکرد کنترلی، مواظب ورود عوامل ناامن کننده از بیرون به درون مرزهای ملی باشد. تصادم منافع ملی کشورهای منطقه با یکدیگر از یک طرف و پیوستگی منافع قدرت‌های بزرگ با مسائل منطقه‌ای از طرف دیگر باعث شده است تا بی ثباتی و تنش در بطن تحولات منطقه‌ای نهادینه گردد. در این فصل، به تشریح عوامل تاثیرگذار در معادلات منطقه‌ای خواهیم پرداخت.

3-1- تحولات عراق جدید
جورج بوش بعد از حملات 11 سپتامبر از سه كشور عراق، ايران و كره شمالي به عنوان سه دولت محور شرارت نام برد. فشار بر اين دولت‌ها با عنوان اينكه آنها در پي دستيابي به سلاح‌هاي كشتار جمعي هستند يا از گروه‌هاي تروريستي حمايت مي‌كنند و احتمال دارد اين سلاح‌ها را در اختيار گروه‌هايي مثل القاعده قرار بدهند، افزايش يافت. دولت بوش تأکید داشت هرچند القاعده در حملات 11 سپتامبر عليه آمريكا نتوانست از سلاح‌هاي كشتار جمعي استفاده كند، اما ماهيت و روش اين حملات، احتمال استفاده از اين نوع سلاح‌ها را عليه آمريكا به شدت تقويت كرده است، بنابراين دولت آمريكا براي جلوگيري از وقوع چنين حملاتي، بايد دست به اقدامات پيشدستانه بزند. از نظر بوش«ما ديگر نمي‌توانيم به دشمنان خود اجازه دهيم كه نخست آنها ضربه بزنند» (هوفمن 1383،26).
جنگ پيش‌دستانه به رغم اينكه در مورد عراق به كار گرفته شد، اما به شدت مورد انتقاد است و مباني منطقي و تجربي آن بسيار سست مي‌باشد. دكترين جنگ پيشدستانه بوش اگر در مورد ناتواني راهبردي بازدارندگي كه در قبال گروه‌هاي تروريستي كه فاقد ملت و سرزمين مشخص هستند، درست باشد در مورد دولت‌هاي به اصطلاح محور شرارت نمي‌تواند اين گونه باشد. همچنين در برآورد ميزان خطرات دولت‌هاي مزبور، دولت بوش ارزيابي درستي ارائه نمي‌دهد. هرچند سلاح‌هاي كشتار جمعي واقعي است اما ميزان اين تهديد و عامل اين تهديد كه دولت‌هاي مزبور باشند، محل ترديد است. تاكنون با استفاده از سلاح‌هاي كشتار جمعي هيچ حمله تروريستي به سرزمين آمريكا صورت نگرفته است. در عين حال، طبق تحقيقات صورت گرفته، حمله بيولوژيكي يا هسته‌اي به آمريكا در قياس با ابعاد تبادل هسته‌اي در دوره جنگ سرد، تأثير كمتري در از بين رفتن زندگي مردم آمريكا دارد. اين تأثيرگذاري در مورد حمله شيميايي به مراتب كمتر است. تأثير اين حملات به حدي ضعيف و ناچيز است كه چنين حملاتي مي‌تواند از سوي آمريكا و جوامع بشري ديگر به فراموشي سپرده شوند و همه نيروهاي مسلح آمريكا سالم باقي مي‌مانند و مي‌توانند به مقابله با اثرات اين نوع حملات و مهاجمان بپردازند.
تهديد مطرح شده از سوي دولت‌هاي محور شرارت به لحاظ ميزان عملي بودن نيز محل ترديد جدي است. از ميان سه كشور اعلام شده از سوي آمريكا، به طور عملي معلوم شد كه عراق فاقد سلاح‌هاي كشتار جمعي بوده است و برد موشك‌هاي آن نيز طبق نامه‌هاي پياده شده از سوي سازمان ملل در دوره قبل از آغاز جنگ نيز كمتر از 150 كيلومتر بود، يعني عملاً امكان حمله به آمريكا براي عراق ميسر نبود. همان گونه كه پيش از اين نيز طرح شد، احتمال انتقال سلاح‌هاي كشتار جمعي به گروه‌هاي تروريستي نيز بسيار ضعيف بود. حمله به متحدان منطقه‌اي آمريكا هم به دلايل سياسي براي كشورهاي عرب و به دليل تهديد به انجام اقدامات تلافي‌جويانه سنگين به اسرائيل نمي‌توانست جدي باشد (موحدی 1386، 89).
به لحاظ تاريخي نيز مشخص شده بود كه رژيم صدام حسين در مقابل تهديد به حمله سنگين عقب‌نشيني كرده و از سلاح‌هاي كشتار جمعي خود بهره نگرفته است. در خصوص دو كشور ديگر نيز وضعيت كم و بيش همانند عراق است.
عدم پيشرفت مصالحه سياسي و در نتيجه، ضعف دولت مركزي عراق واقعيتي است كه بخشي از آن به وضعيتي مربوط مي‌شود كه مي‌توان آن را «معماي امنيت بين گروه‌هاي داخلي و دولت عراق» ناميد. معماي امنيت در اينجا بدين مفهوم است كه عزم جدي گروه‌هاي مخالف براي امنيت‌سازي مستلزم رها ساختن ابزارهاي خشونت و همكاري با دولت است، اما با مصالحه‌اي واقعي اين خطر براي گروه‌هاي مخالف وجود دارد كه دولت بر اساس مبناي هويتي و گروهي خود از ابزارهاي اجبارآميز و نظامي عليه اين گروه‌ها استفاده كند. معماي امنيت شرايطي را ايجاد مي‌كند كه در آن طرفين به علت حاكميت سياست فرقه‌اي و قومي نمي‌توانند به طرف مقابل اعتماد و از ابزارهاي خشونت چشم‌پوشي كنند. اين مسئله آغاز هر گونه فرآيند همكاري ساير بازيگران فعال با دولت را دشوار مي‌سازد.
علاوه بر ساختار اجتماعي خاص عراق و ظهور معماي امنيت در فضاي داخلي اين كشور، ضعف دولت از منظر ابزارهاي نظامي و امنيتي نيز در تشديد ناامني سهم قابل توجهي دارد. وزارت دفاع عراق طبق برنامه‌ريزي‌ها پيشرفت نكرده است و براي پيشرفت هنوز نياز به اقدامات بسياري دارد. سازماندهي ضعيف و تقسيم‌بندي شده بر مبناي مرزهاي قومي- فرقه‌اي، برنامه‌ريزي و كنترل منابع مالي ضعيف و مشكلات ناشي از فساد اداري از جمله مشكلات اصلي اين وزارتخانه است. در نيروي زميني ارتش بسياري از مراكز فرماندهي، كنترل، آفند، حمايت خدماتي، پشتيباني و عناصر اطلاعاتي وجود ندارند يا فاقد توانايي‌هاي لازم هستند. ارتش دائمي عراق و نيروهاي امنيتي هنوز بدون حمايت نيروهاي چندمليتي و تيم‌هاي مشاور ايالات متحده و ساير نيروهاي هم‌پيمان و پياده نظام مكانيزه آمريكا، رسته رزمي، توپخانه، حمايت هوايي، گشت هوايي و حمايت لجستيكي و خدماتي آمريكا قادر به انجام عمليات نيستند. نيروي هوايي نيز در بهترين حالت، پرسنل كوچكي از نيروهاي با قابليت شناسايي و حمل و نقل هوايي ناچيز است. (حاجی زواره 1388، 72).
در ميان مؤلفه‌هاي تأثيرگذار در شرايط امنيتي عراق، متغيرهاي داخلي، از جمله ساختار اجتماعي، فرهنگي، سوابق و ذهنيت‌هاي تاريخي؛ عوامل سياسي، اقتصادي و نيز ساختار و توانايي نظامي و امنيتي دولت عراق عمده‌ترين تأثيرگذاري را دارند. علاوه بر اين، متغيرهاي منطقه‌اي و بين‌المللي نيز بخش عمده‌اي از نقش خود را از طريق عوامل و زمينه‌هاي داخلي اعمال مي‌كنند.
ساختار اجتماعي مبتني بر شكاف‌هاي متعدد قومي- فرقه‌اي در عراق و پيدايش سياست مبتني بر هويت‌هاي قومي و فرقه‌اي به عنوان اصلي‌ترين شيوه‌هاي تعريف خود اجتماعي و سياسي و در نتيجه، تضعيف انسجام اجتماعي از ويژگي‌هاي عمده عراق جديد است كه بر عرصه امنيت در اين كشور تأثيري بنيادين دارد. در دوره جديد تمركز بر هويت قومي و فرقه‌اي بسيار تشديد و ملي‌گرايي و هويت عراقي تضعيف شده است. سياست جديد مبتني بر هويت اجتماعي مشكلاتي براي مديريت جامعه عراق و امنيت‌سازي به وجود آورده است. در حالي كه هويت‌هاي قومي و فرقه‌اي مشخصه مهم سياست عراق در گذشته بوده‌اند، روند سياسي جديد (انتخابات و تدوين قانون اساسي) به تشديد آنها و در نتيجه شورش و ناامني منجر شده است (قائدی 1391، 13-12).
فرقه‌گرايي و قوم‌گرايي به عنوان اصلي‌ترين موانع امنيت‌سازي در عراق جديد به اين دوره محدود نمي‌شوند و در ساختار اجتماعي واگراي عراق از يك سو و سياست‌هاي فرقه‌گرايانه رژيم صدام از سوي ديگر، ريشه دارند. كشتار و اعمال تبعيض عليه شيعيان و كردها در دوره بعث و محروميت آنها از قدرت سياسي و استفاده اقليت سني، به ويژه بعثي‌ها از ساختار و ابزارهاي سياسي و نظامي رسمي براي تعقيب منافع و امنيت خود و سركوب ساير گروه‌ها از عوامل مؤثر عرصه سياسي عراق بودند كه شكاف‌هاي قومي- فرقه‌اي را تشديد مي‌كردند. در اين دوره، استفاده از ابزارهاي قدرت و سركوب دولت براي ايجاد امنيت به نفع هيأت حاكمه به عنوان يك هنجار در نظام سياسي عراق نهادينه شده كه تبعات زيانباري براي عراق جديد داشته است.
در دوره جديد، فقدان توافق و مصالحه سياسي بين گروه‌هاي اجتماعي، به ويژه مقاومت اعراب سني در برابر روند سياسي جديد در معضل امنيتي عراق بسيار تأثيرگذار بوده است. اهداف و منافع متفاوت و حتي متناقض گروه‌هاي شيعي، سني و كرد در ساختار سياسي عراق مانعي عمده براي ايجاد نهادهاي سياسي مشروع و مصالحه سياسي است. با وجود تصويب قانون اساسي، هنوز اختلافات بسياري در خصوص آن وجود دارد و در حدود پنجاه حوزه حساس، از جمله نقش مذهب، فدراليسم كنترل درآمدهاي نفتي و توسعه صادرات نفتي، ماليات‌گيري و كنترل درآمدها، حقوق بشر و ماهيت نظام حقوقي مورد اختلاف است. اين اختلافات، به ويژه مواردي چون فدراليسم و نواحي مورد مناقشه مانند كركوك، زمينه‌ها و كانون‌هاي عمده ايجاد تنش و



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید