ژانویه 20, 2021

تحقیق دانشگاهی – بررسی تأثیر مدیریت سرمایه در گردش جسورانه بر ثروت سهامداران شرکت‌های پذیرفته …

1 min read

۲-۵) مدیریت سرمایه در گردش، ریسک و بازده
شرکتها میتوانند با کارگیری روشهای گوناگون، در رابطه با مدیریت سرمایه در گردش، میزان نقدینگی شرکت را تحت تاثیر قرار دهند. این روشها را میزان ریسک و بازده آنها مشخص میکند. مدیران سرمایه در گردش به دو دسته تقسیم میشوند: محافظهکار و متهور (جسور). مدیریت محافظهکارانه در مدیریت سرمایه در گردش باعث خواهد شد که قدرت نقدینگی بیش از حد بالا برود. در اجرای مدیریت محافظهکارانه سعی می‌شود که ریسک ناشی از ناتوانی باز پرداخت بدهیهای سر رسید شده به پایینترین حد برسد. مدیر در این نوع مدیریت، میکوشد تا مقدار زیادی دارایی جاری (که نرخ بازده شان پایین است) نگه دارد، از اینرو شرکت‌هایی که مدیریت محافظهکارانه داشته باشند به اصطلاح دارای ریسک نقدینگی و بازده اندک خواهند بود. مدیریت سرمایه در گردش با اجرای مدیریت جسورانه میکوشد تا با داشتن کمترین میزان دارایی جاری، از بدهیهای جاری بیشترین استفاده را ببرد و شرکت را این گونه اداره کند. در اجرای این مدیریت، ریسک نقدینگی بسیار بالا خواهد رفت و شرکتی که این نوع مدیریت را به اجرا در آورد، بارها در وضعیتی قرار می‌گیرد که نمیتواند بدهیهای سر رسید شده را بپردازد. از سوی دیگر، چون حجم داراییهای جاری به پایین حد میرسد، نرخ بازده سرمایهگذاری بسیار بالا میرود (البته اگر شرکت ورشکست نشود).
شرکتهایی که مدیریت جسورانه در پیش میگیرند ریسک بالایی را میپذیرند و نرخ بازدهی شان بالاست. شرکتها میتوانند در مدیریت داراییهای جاری و بدهیهای جاری، روشهایی گوناگونی را به کار ببرند. با ترکیب این روشهای گوناگون میتوان مدیریتی را در پیش گرفت که سرمایه در گردش به حد مطلوب برسد (ریموند پی‌نو، ۱۳۸۷).
۲-۶) ویژگیهای ریسک و بازده با توجه به مدیریت
داراییهای جاری و بدهیهای جاری
مدیران با سیاستها و رویههای مختلف در شرکت تصمیمگیری میکنند. این تصمیمات در فرایند سودآوری شرکت (در بلندمدت) نقشی اصلی و تعییین کننده ایفا میکنند و در مدیریت سرمایه در گردش، دو تاثیر دارد:
اول، کالاها یا خدماتی که با پیش بینی فروش یا تولید ارائه میگردد به مدیران سرمایه در گردش این امکان را میدهد که سطوح داراییهای جاری و بدهیهای جاری را تخمین بزنند.
دوم، مدیران از طریق حفظ قدرت نقدینگی شرکت بر ثروت سهامداران میافزایند. سیاستی که یک مدیر مالی در مورد اداره امور سرمایه در گردش شرکت در پیش میگیرد ممکن است با توجه به داراییهای جاری و بدهیهای جاری باشد. مثلاً امکان دارد که مدیری هم در مورد بدهیهای جاری و هم در مورد داراییهای جاری محافظهکارانه عمل کند و مدیر شرکت دیگری، در مورد هر دو، مدیریت جسورانه را در پیش بگیرد، ولی اکثر شرکتها نوع مدیریتی را اتخاذ میکنند که از نظر ریسک و بازده در وضعیتی نسبتاً متعادل قرار گیرند روشهای متعادل برای مدیریت سرمایه در گردش دارای خصوصیات زیر است:
حجم داراییهای جاری و بدهیهای جاری در حد متعارف باشد.
مدیریت جسورانه در مورد دارایی جاری در سایه مدیریت محافظهکارانه در مورد بدهی جاری، خنثی شود.
برعکس، اگر شرکتی در مورد بدهیهای جاری مدیریت جسورانه اتخاذ کند و در مورد دارایی‌های جاری مدیریت محافظهکارانه در پیش گیرد، سیاست کلی شرکت متعادل، و بین ریسک و بازده نوعی توازن برقرار میگردد. در نمودار زیر مفهوم ترکیب این دو نوع مدیریت در اجرای مدیریت سرمایه در گردش نشان داده شده است. بر روی محور افقی، مدیریت داراییهای جاری و بر روی محور عمودی، مدیریت بدهیهای جاری ترسیم شده است. بنابراین، میتوان در دامنه معقول و در محدوده اقدامات امکان پذیر، حدود ریسک و بازده را تامین کرد. همچنین در نمودار زیر ویژگی‌های ریسک و بازده متعلق به اجرای روش مدیریت مربوط به سرمایه در گردش را که حاصل اجرای هر یک از روشها (در خصوص داراییهایی جاری و بدهیهای جاری) است نشان دادهایم. هدف از ترسیم این نمودار این نبوده است که چگونه میتوان از پایینترین حد ریسک و بازده به سطح متعادل و سپس به بالاترین حد رسید، بلکه هدف این بوده که نحوه ترکیب دو نوع مدیریت (در مورد بدهی‌های جاری و داراییهای جاری) و رسیدن به یک مدیریت مطلوب در خصوص سرمایه در گردش را افشا کنیم (ریموند پی‌نو،۱۳۸۰).
ریسک و بازده زیاد ریسک و بازده معتدل جسورانه
(مدیریت بدهیهای جاری)
ریسک و بازده معتدل ریسک و بازده کم محافظه کارانه
جسورانه محافظه کارانه
(مدیریت داراییهای جاری)
نمودار شماره (۲-۱): ویژگیهای ریسک و بازده با توجه به مدیریت داراییها و بدهیهای جاری
۲-۷) نسبتهای مالی و مدیریت سرمایه در گردش
شرکتی که مدیریت سرمایه در گردش آن محافظهکارانه عمل میکند موقعیت زیر را خواهد داشت: نسبت نقدینگی، نسبت جاری و نسبت سرمایه در گردش خالص آن بالا خواهد بود. مدیر مالی شرکتی که مدیریت جسورانه در پیش میگیرد میکوشد تا مقدار این نسبتها را کاهش داده و چه بسا سرمایه در گردش خالص شرکت را منفی کند دو معیار مشخص کننده مدیریت سرمایه در گردش عبارتند از:

  1. تجزیه و تحلیل روند زمانی نسبتها و سرمایه در گردش خالص
  2. مقایسه نسبتهای شرکت با مقادیر متعلق به متوسط است.

متداولترین روشهای تجزیهوتحلیل صورتهای مالی، استفاده از نسبتهای مالی است. نسبتهای مالی در حقیقت ارتباط دو یا چند عنصر مالی نظیر داراییها، بدهیها، سرمایه، درآمدها، هزینهها و سود را با یکدیگر میسنجد تا ازنقاط قوت و ضعف مالی یک واحد انتفاعی آگاهی لازم به دست آید.
با توجه به اینکه دارایی جاری هر واحد انتفاعی به‌عنوان سرمایه در گردش آن واحد تلقی می‌شود، چنانچه بدهیهای جاری را از آن کسر نماییم خالص سرمایه در گردش محاسبه میگردد. توجه به دو عنصر مالی یعنی داراییهای جاری و بدهیهای جاری در تجزیهوتحلیل سرمایه در گردش با اهمیت است. به کمک نسبتهای نقدینگی، تحلیلگر مالی داراییهای جاری و بدهیهای جاری را به عنوان متغیرهای مالی عملیاتی با یکدیگر میسنجد. مهمترین نسبتهای نقدینگی عبارتند از: ۱-نسبت جاری ۲- نسبت آنی ۳- نسبت نقد ۴- نسبت سرمایه در گردش ۵- نسبت دوره وصول مطالبات ۶- نسبت دوره نگهداری موجودیها ۷- نسبت وجوه نقد عملیاتی ۸- نسبت دوره پرداخت بدهیها.
در جدول شماره (۲-۲) رابطه و هدف هر یک از نسبتهای فوق ارائه شده است:
جدول شماره (۲-۲): نسبت‌های مالی

نام نسبت رابطه هدف
جاری داراییهای جاری
بدهیهای جاری
سنجش توان پرداخت تعهدات کوتاه مدت
منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است
Copyright © All rights reserved. | Newsphere by AF themes.