ژانویه 24, 2021

بررسی عوامل موثر بر یادگیری سازمانی کارکنان سازمان ناجا

1 min read

آغاز شده است. با این حال علی رعم قدمت زیاد بحث یادگیری سازمانی، این موضوع تا اواخر دهه ۱۹۷۰ توجه چندانی را به خود جلب نکرد. در این هنگام بود که تعدادی از نظریه پردازان فعالیت خود را روی یادگیری سازمانی متمرکز کردند (آرگریس، به نقل از قربانی زاده و مشبکی، ۱۳۸۵: ۱۲). اگر چه فعالیت تحقیقاتی در دهه ۱۹۸۰ نیز روی موضوع داشت. در دهه ۱۹۹۰ موضوع یادگیری سازمانی تنها یکی از موضوعات مطرح در گرایش های مختلف مدیریت بود و مباحث جدیدتری پا به عرصه وجود گذاشتند. درادامه تاریخچه مختصری از یادگیری سازمانی طرح می شود:
۱- هنگامی که « تیلور» نظریه نافذ مدیریت علمی را مطرح کرد، معتقد بود که حقایق مدیریت قابل تدوین واندازه گیری است. او توانست این یادگیری را به دیگر کارکنان منتقل کند وسپس کارایی سازمان را بهبود بخشد (یونگ و همکاران، ۱۹۹۹: ۱۴).
۲- در اواخر دهه ۱۹۵۰ یادگیری سازمانی از سوی تعدادی از نظریه پردازان دانشگاه «کارنگی ملون» پالایش وتعریف شد. این گروه شامل « ریچارد سیرت»۱،« جیمز مارچ»۲ و «هربرت سایمون»۳ بودند. در سال ۱۹۵۸ مارچ وسایمون گفتند:«از آنجا که می خـواهیـم پی ببریم که چـه زمانی به اسـتاندارد سـازمانی روندهای عملیاتی می رسیم، انتخاب سازمان به واسطه مقرراتی که در درون آن اعمال می‌شود به شدت تحت تاثیر شرایط است، این مقررات به نوبه خود فرایندهای یادگیری سازمانی را که در جهت تطبیق سازمان با محیط خود می باشد، منعکس می کند.»
۳- جریان سوم تاریخ یادگیری برکار« آرجریس وشوان»۴ (۱۹۹۶) متمرکز است که به تحقیقات موجود یادگیری سازمانی منجر شده است. آرجریس وشوان (۱۹۹۶)، دونوع یادگیری تک حلقه ای ودو حلقه ای را مطرح کرده اند.
۴- « جرج هابر»۱ (۱۹۹۱) در بررسی ادبیات یادگیری سازمانی آنرا به معنی سازگاری با محیط، انعطاف پذیری در مقابل تحولات وهمچنین پاسخگوئی به آن تلقی می کند.
۵- پیتر سنگه وهمکارانش در «ام.آی. تی» به دلیل کار برروی مفهوم یادگیری شهرت پیداکردند ومدعی شدند که بابکارگیری تفکر سیستمی می توانند فرایند یادگیری سازمانی را طرح کنند وبکار بندند. گروه سنگه در «ام.آی.تی» مرکز یادگیری را تشکیل دادند که به خانه شفاف برای تحقیق درباره سازمانهای یادگیرنده تبدیل شده است . حداقل در بخشی از ادبیات یادگیری سازمانی از اثر مشهور وی وتاثیر آن برمدیریت تجلیل شده از وی به عنوان مرشد یادگیری سازمانی یاد می‌شود. اینک در دنیای کسب وکار،سازمان یادگیرنده توجه بسیاری را به خود جلب کرده است. (به نقل از الوانی، ۱۳۷۹: ۲۴). در هر صورت در جدول ذیل سیر تاریخی مفاهیم یادگیری سازمانی و سازمان یادگیرنده را نشان می دهد که به مرور زمان به وسیله متفکران مدیریت و متخصصان بهبود سازمان اعم از افراد دانشگاهی و صنعتی ایجاد شده است.
جدول ۲- ۲: سیر تاریخی مفاهیم یادگیری سازمانی (قربانی زاده و مشبکی، ۱۳۸۵: ۱۷۳)

۱۹۳۸ میلادی جان دیویی در کتاب ((تجربه و آموزش)) مفهوم ((یادگیری تجربی)) را مطرح کرد.
دهه ۱۹۴۰ میلادی کنت کریک روان شناس اسکاتلندی واژه ((الگوهای ذهنی)) را ایجاد کرد.
۱۹۴۶ میلادی کرت لوین ایده ((تنش اخلاق)) را پیشنهاد کرد که بین تصورات فردی و درک از وضعیت ایجاد کرد.
دهه ۱۹۶۰ میلادی داگلاس مک گریکور کتاب ((جنبه انسانی مؤسسه)) را منتشر کرد.
۱۹۶۳ میلادی ساپرت و مارچ در مطالعه روی جنبه رفتاری تصمیم گیری سازمانی، برای اولین بار واژه ((یادگیری سازمانی)) را به کار بردند.
دهه ۱۹۷۰ میلادی گریس آرگریس و دونالد شون کار روی علم عملی را شروع کردند؛ مطالعه چگونگی برخورد ارزش های حمایت شده با ارزش هایی که پایه و اساس اقدامات واقعی است.
۱۹۷۹ میلادی چارلی کیفر، جی فاستر، پیتر سنگه و رات فریتنز سمیناری تحت ((عنوان رهبری و تسلط)) برگذار کردند.
۱۹۸۲ میلادی پیتر سنگه، آریه دوگلاس، بیل اواین، ری استاتا و تعدادی از رهبران اجرایی گروه مطالعاتی ((سازمان یادگیرنده)) را در (MIT) تشکیل دادند.
۱۹۸۹ میلادی چارلز هندی کتاب ((عصر سنت گریزی)) را منتشر کرد.
دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir
Copyright © All rights reserved. | Newsphere by AF themes.