ژانویه 19, 2021

سامانه پژوهشی – بررسی نحوه گذران اوقات فراغت دانش آموزان دوره دبیرستان شهرستان ورامین- قسمت ۷

1 min read

خودارزیابی ،که خواه ناخواه در ارزیابی به روش کارپوشه دخیل است ،می تواند تاثیر زیادی برآگاهی دانش آموز از فرآیند یادگیری خود داشته باشد . نمراتی که پس از ارزیابی به دانش آموز داده میشود ،بیانگر آن است که او تا چه میزان درس را آموخته است ،نه اینکه تا چه حد درس را نمی داند . همین امر موجب کاهش تنش وافزایش اعتماد به نفس دانش آموز میشود . به کمک همین ارزیابی هاست که معلم می تواند محتوای آموزشی وبرنامه درسی را براساس قوتها وضعفهای دانش آموزان تغییر دهد . در روش کارپوشه در اثر تمرین ،تکرار وبازخوردهایی که هم همکلاسی ها ومعلم به دانش آموز می دهند ،ومطالب بهتر آموخته میشود . در عین حال ،اگر شرایط امتحان برای او مناسب نباشد ،مثلا مدت زمان کمی برای پاسخگویی به سوالات انگلیسی داشته باشد ،باز هم میتواند به آنها پاسخ صحیح دهد . تحقیقات نشان داده است دانش آموزانی که به روشی سنتی تعلیم دیده اند ،نمره های بالاتری کسب کرده اند . نتایج تحقیق حاضر نیز مؤید این نکته است ،دانش آموزانی که به روش کارپوشه آموزش دیده بودند ،نسبت به گروهی که تحت آموزش سنتی قرار گرفته بودند ،عملکرد بسیار بهتری داشتند . البته باید توجه داشت که دانش آموزان برای استفاده مؤثر از کارپوشه به زمان نیاز دارند . به عبارت دیگر ،مدتی طول می کشد که دانش آموزان خود را با شرایط جدید وفق دهند .
کریس[۳۸] در سال ۱۹۹۲ بیان داشت که دانش آموزان با روشها وسرعتهای متفاوت مطالب را می آموزند و با سطح مختلفی از مهارت ،آگاهی ،علاقه و انگیزه شروع به فراگیری زبان می کنند . در واقع ،محتویات کارپوشه عمدتا بیانگر علاقه وسطح دانش وآگاهی دانش آموزان است و حتی می تواند انگیزه آنها را شکل دهد ،زیرا آنها در نتیجه استفاده از این روش به یادگیری زبان انگلیسی علاقمند می شوند وشاید تصمیم بگیرند که این رشته را در دانشگاه دنبال کنند .
جدول شماره ۲-۲- فرآیند شاخص سازی اوقات فراغت فعال و گویه های آن
جدول شماره ۲-۳- فرآیند شاخص سازی اوقات فراغت غیرفعال و گویه های آن
۲ـ۱۱ اوقات فراغت و عوامل اجتماعی مؤثر بر آن :
اوقات فراغت ونحوه گذران آن ،از مباحث تازه ای است که پس از انقلاب صنعتی و رشد صنایع و فناوری ،توجه جامعه شناسان را برانگیخته و به موضوعی مهم در حوزه جامعه شناسی بدل شده است . مفهوم زمان فراغت دربرابر درگیری ها و کار روزمره که اغلب عامل خستگی است ،به کار میرود و تعریف و تبیین آن به ایجاد شاخه های جدیدی از علوم اجتماعی با عنوان «جامعه شناسی اوقات فراغت وانسان شناسی اوقات فراغت » انجامیده است (فکوهی وانصاری مهابادی ،۱۳۸۲،۶۲ ) دلیل نوپا بودن جامعه شناسی اوقات فراغت ،شاید از آن جهت باشد که اصولا خود پدیده فراغت، پدیده نوینی است . اسدی در این باره می نویسد : نظر جامعه شناسان امروزی این است که فراغت واقعیتی است کاملا تازه، که در بافت جامعه صنعتی پدید آمده است وآن را نمی توان با بیکاری سده های گذشته مقایسه کرد.
بطور کلی، با بررسی عوامل اجنماعی مؤثر بر اوقات غراغت به این نتیجه دست یافتیم که متغیرهای سن، جنس، وضعیت تاهل وپایگاه اجتماعی-اقتصادی بر اوقات فراغت مؤثرند. در حالیکه متغیرهای درآمد ومحل سکونت دارای تاثیر معناداری بر اوقات فراغت نیستند. با تاکید بر مفهوم سبک زندگی و با توجه به نظریه بوردیو، افراد بر مبنای سبک زندگی از یکدیگر متمایز میشوند، افراد از طریق نوع مصرف سعی می کنند تمایزشان را از دیگران نشان دهند و از آنجایی که اوقات فراغت جزیی از سبک زندگی است و نوعی از مصرف تلقی میشود، افراد با توجه به اوقات فراغتی که انتخاب می کنند از دیگران متمایز می شوند. در واقع، امروزه متغیر سبک زندگی یکی از مهمترین متغیرهای تعیین کننده تفاوت های فراغتی بین افراد است. امروزه به علت جهانی شدن و نفوذ تکنولوژی های مدرن، مانند اینترنت، ماهواره و مانند آنها، سبک زندگی در شهر و روستا به میزان زیادی شبیه یکدیگر شده است؛ به عبارتی تفاوت بین شهر و روستا از بین رفته است و امکاناتی که در شهرها واقع شده است، فراتر از روستاها نیست و الگوی گذران اوقات فراغت در شهر وروستا هر چه بیشتر به نزدیک می شود در جمع بندی از نتایج میتوان این گونه بیان کرد که تبیین امر اوقات فراغت به هیچ وجه کار ساده ای نیست. هنگامی که به عوامل تاثیر گذار بر اوقات فراغت مردم می اندیشیم، درمی یابیم که تعاملات پیچیده ای در این باره در میان است. عوامل گوناگون فردی، اجتماعی، محیطی و موقعیتی به تنهایی یا به همراه عوامل دیگر و یا به طور دسته جعی بر اوقات فراغت تاثیر می گذارند. علاوه بر این، حتی اگر شرایط و محیط همه مردم یکسان باشد، باز هم هر یک از افراد ممکن است فعالیتی به کلی متفاوت از دیگری در پیش گیرند. با وجود این، تحقیق حاضر به درک پاره ای از ارتباطات متقابلی که بین عوامل اجتماعی و میزان مشارکت فرد در اوقات فراغت وجود دارد، دست یافته است که می تواند در امر تبیین اوقات فراغت مفید باشد و به برنامه ریزان و سیاستمداران در هر چه بهتر کردن گذران این اوقات کمک کند.
۲ـ۱۲ نقش و عملکرد فعالیتهای فوق برنامه
ضرورتهای زندگی بشر در عصر حاضر و سالهای بعد که دانش آموزان امروزی برای آن مهیا می شوند چنان پیچیده دشوار و پر مسئله که هیچ گاه نظام تربیتی موجود قادر نخواهد بود با چند ماده درسی و محدود و چند هدف جزئی دانش آموزان را برای مواجهه با دنیای پر مخاطره فرد آماده سازد. بر این اساس از آموزش و پرورش انتظار می رود به گونه ای عمل نماید تا دانش آموزان در مواجهه شدن با مسائل عالمانه برخورد نماید و آنچه را که فرا گرفته اند در محیط های واقعی زندگی به کار ببندند، زیرا آموختن به تنهایی کافی نیست، بلکه به کار بستن آن مهمتر است. تحقق چنین امری با فعالیتهای فوق برنامه که می توانند نقشهای بسزایی را ایفا نماید نتایج و پیامدهای مثبتی را به ارمغان خواهد آورد و برای این منظور لازم است از نقش عملکردهای فوق برنامه که همگی دارای ارزش و اهمیت هستند به مهمترین آنها اشاره کرد:
الف) پیشگیری و کاهش آسیب های اجتماعی
یکی از اهداف تربیت، آماده ساختن دانش آموزان برای ورود به زندگی آینده و مواجهه معقول با مسایل اجتماعی است. از این رو آموزش و پرورش به عنوان مهمترین و تنها نهاد مسئول تربیت عمومی باید علاوه بر انتقال و دانش معلومات دانش آموزان را از زمینۀ پیدایش آسیبهای اجتماعی و پیامدهای آنها خصوصاً در دوره متوسطه که از تنوع و پیچیدگی خاصی برخوردارند آگاه سازد. بنابراین چون انسان موجودی است اجتماعی که باید به همه ابعاد وجودی او ( زیستی، روانی، (اجتماعی و معنوی) ) توجه نمود، نمی توان او را با آموزشهای رسمی و کلاسی از گزند آسیب های اجتماعی در امان داشت برای رسیدن به چنین هدفی باید برنامه درسی به فعالیتهای فوق برنامه آمیخته تا نتایج آموزشی و تربیتی مطلوب تری حاصل شود این فعالیت ها در کاهش و پیشگیری آسیب ها دارای ویژگی هایی هستند که مهمترین آنها عبارتند از :
ـ اولین ویژگی فعالیتهای فوق برنامه، جنبه خودجوشی و خود انگیزی دانش آموزان است. زمانی که دانش آموزان از میان یک رشته از فعالیتهای تکمیلی، خود به انتخاب دست زنند، در حقیقت به معنای وجود علاقه و انگیزه درونی برای انجام آن فعالیت است. به مدد همین تمایل باطنی است که می توان از عدم جذابیت مدارس کاست و بر مطلوبیت آن افزود. دانش آموز زمانی که خود را علاقمند به موضوعی می بیند، در مقابل عوامل بازدارنده آن مقاومت می کند و خود را بر علیه بی حالی و کسالت روحی، تقویت می نماید( شرفی، ۱۳۸۴ ).
ـ دومین ویژگی فعالیت های فوق برنامه، هدف گیری آن به سمت و سوی امور اجتماعی است که بعضاً در فضاهایی غیر از مدرسه انجام می شود، نظیر همکاری در فعالیت های اجتماعی، اردویی، مراسم ملی و نظایر آنها. این فعالیتها پل ارتباطی مناسبی میان مدرسه و جامعه، خانواده و جامعه، مدرسه و خانواده ایجاد می کند و زمینه جامعه پذیری «اجتماعی شدن» را مساعد می نماید. تداوم فعالیتهای فوق برنامه، زمینه ساز احساس قابلیت، خود باوری و احترام به خویشتن خواهد شد .
ویژگی دیگر این فعالیتها، ارتباط معلم و دانش آموز است. ماهیت این گونه امور ایجاب می کند که ارتباط فرد با فرد نیز در کنار این ارتباط فرد با جمع « کلاس» شکل گیرد. چنین ارتباطی طبیعاً از عمق، دامنه تأثیر و نفوذ پذیری بیشتری برخوردار است و موجب می شود تا معلم به دنیای درونی دانش آموزان راه یافته و از پاره ای از مشکلات و دغدغه های او آگاه شده و در صدد مداوای آنها برآید و در عین حال، مسائل دانش آموز را محرمانه تلقی کرده و از افشای آن خودداری کند، مسلم است که چنین ارتباطی در کلاس امکان پذیر نخواهد بود. لذا فعالیتهای فوق برنامه می تواند چنین نقشی را به عنوان « احیای نقش راهنمایی و مشاوره » معنی بخشد( موسوی، ۱۳۸۲ ).
ـ ویژگی دیگر این فعالیتها، ایجاد تغییرات و تحولات ضروری در برنامه فعلی مدارس است اموری که به توانمندیهای دانش آموزان در زمینه ابراز وجود، توانایی بیان و ایجاد چالش با برخی نظرات، و به طور کلی تمرین فعالیتهایی، که برای تقویت حضور آنان در عرصه تصمیم گیری است یا تجربه موقعیت هایی که به حضور با معنا و انتخاب گر آنان، مساعدت می کند که از آن به عنوان « تمرین دموکراسی » یاد می شود.(هورن [۳۹]۱۹۳۵ ، اولیش[۴۰] ۱۹۴۰، نش[۴۱] ۱۹۶۵)
ب) غنی سازی اوقات فراغت دانش آموزان
یکی از اهداف مهم فعالیتهای فوق برنامه، غنی سازی اوقات فراغت دانش آموزان است. بهره گیری مناسب از اوقات فراغت یکی از مشکلات اساسی و پایه ای نوجوانان است و این امر خود موجب تنش های فراوانی در زمینه های انتخاب شیوه پر کردن اوقات فراغت می گردد که غالباً آنان را به اضطراب و نگرانی های بسیار دچار می کند و به از بین رفتن تعادل روحی آنها منجر می شود. جامعه شناسان فراغت معتقدند، در صورت فقدان برنامه و آماده سازی برای بهره برداری از اوقات فراغت ، فضای وسیع فراغت، دشمن شماره یک انسان ها جامعه خواهد بود. این امر، در مورد نوجوانان و جوانان ابعادی دهشتناک خواهد داشت. جوانان با نیرو و انرژی و افرو تمایل به فعالیت نمی توانند خلأ زمانی را تحمل کنند و آسیب ها و ناهنجاری های رفتاری و اجتماعی نیز از همین خلأ نشأت می گیرد. نقش و اهمیت اوقات فراغت در زندگی جوانان ضرورت یک برنامه دقیق را بیش از پیش جلوه گر می سازد. به گفتۀ « نیس گیور » ، « انسان آنقدر با سختی ها و مشکلات می تواند کنار بیاید و شرایط را بپذیرد، قادر نیست با اوقات فراغت وسیع و بی برنامه مواجه شود ».
اوقات فراغت، فرصتی به نوجوانان می دهد تا انرژی هایش را آزاد کند و به خلاقیت و خودشکوفایی نایل می شود و لیکن در صورتی که این فرصت ها به هرز رود و نتواند نوجوانان را به مشغولیت برانگیزد، زمینه ساز انحرافات و کج روی های او خواهد بود ( کاربخش، راوری۱۳۸۱،۷۵ـ۲۷۳) .
برخی از پژوهشگران نیز عقیده دارند، مهیا نبودن اماکن و وسایل تفریحات سالم و ورزش برای پر کردن اوقات فراغت، افراد را به طرف اعتیاد سوق می دهد( دانش ۱۳۷۴،۲۵۱ ) .
برنامه های یکنواخت تحصیلی و کم بودن تنوع به ویژه در مدارسی که فعالیتهای فوق برنامه بسیار محدود است، باعث می شود به مرور ناراحتی روانی و عصبی در محیط مدرسه به وجود آید. بهترین اقدام برای رفع این معضل، روی آوردن به فعالیتهای متنوع اوقات فراغت، مطابق ذوق و سلیقه شخصی است( خالقی۱۳۸۱،۲۲) .
رعایت اصل تقاوت های فردی در فعالیت های فوق برنامه نکته مهمی است که باید مد نظر قرار گیرد. آنگاه که دانش آموز فعالیتی را مطابق سلیقه و ذوق خود انتخاب می کند با تمام وجود در جهت اجرای هر چه مطلوب تر آن می کوشد و برای رشد و پیشرفت خود تلاش می کند و فعالیتهای مربوط به اوقات فراغت می تواند موجبات رضایت خاطر وی را فراهم آورد.
اگر بتوان در اوقات فراغتی که در طول مدرسه وجود دارد شرایطی را برای استفاده و بهره مندی دانش آموزان فراهم کردف او یاد می گیرد که در ایام طولانی تابستان نیز از این تجربه ها بهره برداری و استفاده کند و در نتیجه از آسیبهای اوقات فراغت در تمام طول سال کاسته می شود.
۲ـ۱۳ اوقات فراغت و نیازمندی های نوجوانان
اوقات فراغت غیر رسمی و مورد علاقه نوجوانان که معمولاً آزادانه انتخاب می شوند تأثیر غیر قابل انکاری در جوانب مختلف رشد آنان به جای می گذارد (ژوفر دومازیه، ۱۹۷۶) در مفهوم شناخت اوقات فراغت و فعالیتهای فوق برنامه چنین می گوید: فعالیتهای فوق برنامه به رهانیدن انسان از کسالت ناشی از یکنواختی و انجام وظایف روزانه می انجامد. بر شکل گیری شخصیت فردی بی تردید مؤثر خواهد بود و به طور کلی در سرنوشت اخلاقی، فرهنگی و اقتصادی و خودکفایی جامعه مؤثر می افتد.
ارزش فعالیتهای فوق برنامه و اختیاری وقتی آشکار می شود که این فعالیت ها با ساختار روانشناختی و نیازها و رغبتهای نوجوانان هماهنگی داشته باشد. برنامه ریزی فعالیت های فوق برنامه اوقات فراغت نوجوانان و برآوردن نیازمندی های آنان باید از جنبه های فردی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و دینی مورد توجه قرار می گیرد. تمام این برنامه ریزی ها باید براساس نیازهای نوجوانان و شرایط مشخص زندگی و رشد وتحول و امکانات او انجام می گیرد. فعالیتهای فوق برنامه ارزش تربیتی مهمی دارد که کمتر از ارزش فعالیت های تربیتی رسمی نیست. این فعالیت ها در دو بخش مهم در نظر گرفته می شود.
۱ـ فعالیتهای خارج از کلاس که اساساً در مدرسه است.
۲ـ در نهادهای اجتماعی از قبیل مؤسسات ورزشی، شهرداریها، مؤسسات فرهنگی، مراکز هنری، نهادهای دینی و مؤسسات اجتماعی دیگر برنامه ریزی و هدایت شود. فعالیت های فوق برنامه باید امکانات تفریحی سالم و نشاط آور را در خود داشته باشد، جنبه ای تفریحی و شادی بخش این فعالیت های بسیار پر اهمیت و ارزشمند است. نقش و اهمیت اوقات فراغت در زندگی جوانان ضرورت یک برنامه دقیق را بیش از پیش جلوهگری سازد و ما را به تدوین فعالیت های فوق برنامه به تناسب با نیازهای دانش آموزان ملزم می سازد.
۲ـ۱۴ اصول مهم در برنامه ریزی برای اوقات فراغت فعالیتهای فوق برنامه
۱ـ در درجه اول نباید چنین تصور کرد که فعالیت هایی که انسان در اوقات فراغت انجام می دهد نیازی به هیچگونه برنامه و هدفی ندارد، بلکه این گونه فعالیت ها نیز زمانی اثر بخش و مثمر ثمر خواهند بود که از برنامه و هدفی برخوردار باشند.
۲ـ در فعالیت هایی که برای اوقات فراغت تدارک دیده می شود باید به انتظارات، علایق، نیازها و سطح رشد دانش آموزان توجه کرد تا هم برای آنها جذاب و هم مطابق با آرزوها و خواسته ایشان باشد.
۳ـ در انتخاب و بیان فعالیت های فوق برنامه، فرهنگی و هنری باید دقت لازم به عمل آید.
۴ـ به منظور اثر بخشی هر چه بیشتر این فعالیت ها مناسب است که هم در حین انجام برنامه ها و هم در پایان آنها ارزشیابی به عمل آید. ارزیابی در حین برنامه ها سبب دریافت بازخورد و آگاهی از نواقص برنامه و اقدام برای رفع آنها می شود، ارزیابی در پایان برنامه ها نیز سبب کسب تجربه و آگاهی برای برنامه ریزی و دقت هر چه بیشتر در فعالیت های بعدی خواهد شد.
۵ـ بهتر است در این گونه برنامه ها از خود دانش آموزان نوجوانان و جوانان حداکثر استفاده را کرد و مسئولیت اداره امور را به آنها سپرد. احساس انرژی و توانایی زیاد و بیزار بودن از سکون وتوقف باعث بسترسازی و و زمینه سازی برای پرورش و آموزش احساس مسئولیت و تعهد در آنان خواهد شد.
۶ـ رعایت تفاوت های این برنامه ها بسیار مهم و اساسی است، در واقع یکی از تفاوت های عمده آموزش و فعالیت های رسمی با فعالیت های غیر رسمی در همین است که آموزش رسمی برای همگان مساوی است. حال آنکه در این برنامه ها هر فردی آنچه را که خود دوست دارد، انجام می دهد. به همین دلیل ضروری است که این فعالیت ها از تنوع لازم برخوردار باشند و دانش آموزان قدرت انتخاب داشته باشند.
۷ـ هزینه شرکت در این برنامه ها و فعالیت ها بهتر است کم باشد تا همه دانش آموزان قدرت انتخاب داشته باشند.
۸ـ بهتر است این فعالیتها مکمل برنامه ها و فعالیتهای درسی دانش آموزان باشند و آنها را با مشاغل و حرف مختلف جامعه آشنا کرده، برای ورود به صحنه جامعه مهیا سازند.
۹ـ بهتر است فعالیتهای در این برنامه گنجانده شود که مستلزم همکاری دانش آموزان باشد نه با رقابت آنها با یکدیگر. با توجه به وجود تفاوتهای فردی در افراد و با توجه به عوارضی که رقابت در دانش آموزان ایجاد می کند و فرد برای پیروز شدن خود باید شکست دیگران را آرزو کند، بهتر است فعالیت های اینگونه برنامه ها روحیه تکروی و فردگرایی شود.
۱۰ـ برای موفقیت در این برنامه ها، همکاری همه وزارتخانه ها نهادها با سازمانها و بنیادهای جامعه اعم از وزارت آموزش و پرورش، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، وزارت فرهنگ و آموزش عالی و فناوری، وزارت کار، شورای عالی جوانان، سازمان دانش آموزی، سازمان تربیت بدنی، فرهنگسراها و بویژه همکاری و مساعدت اولیای دانش آموزان بسیار ضروری است ( بیابانگرد،۱۳۷۷).
۲ـ۱۵ بررسی آراء و اندیشه های صاحب نظران
در عصر ما اندیشه دربارۀ فراغت کم و بیش با پیدایش جامعه شناسی فراغت یعنی دانشی که در نظر دارد این مسائل را بوسیلۀ روشهای علمی مورد بررسی قرار دهد و تفکری سازمان یافته ایجاد کند مرتبط است. جامعه شناسان برای فراغت به مفهوم امروزی دو شرط قائل اند:
اول آنکه فعالیتی باشد فارغ از اجبارهای اجتماعی، مذهبی و عمومی که در آن نوعی گزینش یا انتخاب آزاد مطرح است. دوم اینکه کاری که از آن فرد عیشت خود را تأمین می کند از سایر فعالیت ها باید جدا باشد.(پزشکیان، نسرین،۱۳۵۴،۲۷)
اغلب نظریه پردازان و جامعه شناسان فراغت را واقعیتی وابسته به جامعه صنعتی می دانند و معتقدند فراغت با بیکاری که در جوامع سنتی و در قرون وسطی رواج داشته تفاوت دارد. پس از صنعتی شدن که زمان کار و زمان بیکاری از هم تفکیک شدند مفهوم واقعی فراغت پدید آمد. بنابراین در بررسی اندیشه ها مربوط به فراغت باید این مقطع زمانی ( صنعتی شدن ) را مد نظر قرار داد.
بیشتر فعالیت های انجام شده همچون( کوشش های سازمان یافته، ارائه فرضیات و نظریات تألیف کتب و مقالات و برپایی کنفرانس ها )در خصوص اوقات فراغت به اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم تعلق دارد.
نخستین رساله در این خصوص به عنوان« حق تنبل بودن» توسط « بن لامارک »سوسیالیست در اروپا نوشته شد. وی در این رساله سعی می کند به دفاع از حقوق کارگران پرداخته و ثابت کند کارگران نیز حق دارند مانند طبقات مرفه ساعاتی از روز را فارغ از وظایف کاری در اختیار داشته و برای خود سپری کنند.نخستین کنفرانس بین المللی درباره« وقت آزاد کارگران »نیز در سال ۱۹۲۴توسط دفتر بین المللی کار با حضور ۳۰۰ نماینده از ۱۸ کشور جهان برگزار گردید.( احمدی، نورالدین، ۱۳۸۰، ۵۸) بنیان گذاری جامعه شناسی فراغت را به عنوان یک علم( شاخه ای از جامعه شناسی) به آمریکائیان نسبت می دهند و معتقدند کتاب نظریه طبقه فارغ از کار که توسط تورشتاین ویلن در آمریکا نوشته شداین رشته را بنیان نهاد. روش های تجربی مطالعه افکار عمومی که در اوایل قرن بیستم در آمریکا به کار گرفته شد کمک شایانی به رشد گزارش های مختلف علوم اجتماعی از جمله جامعه شناسی« اوقات فراغت »کرد. در دهۀ ۱۹۶۰ تحقیقات زیادی در زمینه اوقات فراغت صورت گرفت و انتشار یافت و کمک زیادی به رشد این رشته کرد. از همین دوره انتقاداتی نیز علیه مفهوم اوقات فراغت صورت گرفت در واقع در یک تقسیم بندی کلی می توان صاحب نظران و نظریه پردازان اوقات فراغت را به دو دسته اصلی تقیسم کرد:( احمدی، نورالدین،۵۸،۱۳۸۰)
دسته اول نگاه خوش بینانه به پدیده اوقات فراغت دارند و آن را مثبت ارزیابی می کنند و با خشنودی و خشرویی از افزایش اوقات فراغت طبقات مختلف مردم استقبال می کنند. از جمله این اندیشمندان« دومازیه » است که خوش بینانه از تمدن فراغت یاد می کند و تمدن آینده بشر را تمدن فراغت می نامد.
کاپس کاپلان، اندیشمند دیگری است که نسبت به پدیده اوقات فراغت خوش بین است. او در کتاب« فراغت در آمریکا» سعی می کند فراغت را آنتی تزکار معرفی کند و به بررسی ابعاد دلپذیر آن می پردازند. در مقابل دسته ای دیگر از اندیشمندان به انتقاد از فعالیتهای فراغت پرداخته و سعی کرده اند جنبه های منفی و اثرات منفی را گوشزد نمایند که از جمله این اندیشمندان می توان از «مارگارت مید»، اریک فروم» ، «میلز»، «هربرتمارکوزه» و «برتراندراسل» نام برد. اغلب این دانشمندان با یاد آور شدن اثرات منفی فعالیت های فراغت همچون از خودبیگانگی انسان ها، افزایش جرم و ابتذال و … سعی کرده اند یادآور شوند پدیده اوقات فراغتت چندان مهم، مبارک و مقدس نیست و اثرات نگران کننده ای برای ابعاد وجودی انسان دارد. همچنین در بررسی اندیشه های صاحب نظران و جامعه شناسان دربارۀ پیدایش فراغت و همچنین گرایش انسان به آن سه نظریه را می توان از هم تفکیک نمود ( برداشت از شریفیان،مسعود و…. ۱۳۷۶،۲۰)

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.
Copyright © All rights reserved. | Newsphere by AF themes.