ژانویه 24, 2021

بینامتنی قرآنی و روایی در اشعار سه تن از شاعران شیعی (کمیت …

1 min read

ترجمه: در دین هیچ اجباری نیست و راه از بیراهه بخوبى آشکار شده است، پس هر کس به طاغوت کفر ورزد و به خدا ایمان آورد، به یقین به دستاویزى استوار که آن را گسستن نیست چنگ زده است و خداوند شنواى داناست.
عملیات بینامتنی: این بیت از شعر کمیت، اشاره به آیهی ۲۵۶ سوره بقره دارد، مبنی بر این که در آیهی مذکور از چنگ زدن به ریسمان محکم الهی صحبت میکند و آنرا ناگسستنی و محکم قلمداد میکند. «در حدیثی که از رسول اکرم(ص) در کتابهای حدیث نقل شده که میفرمایند: بعد از من فتنهاى تاریک و ظلمانى خواهد بود، تنها کسانى از آن رهایی مییابند که به «عروه الوثقی» چنگ زنند، پرسیدند: ای رسول خدا «عروه الوثقی» چیست؟ فرمود: ولایت سید اوصیاء است» (مکارم شیرازی، ۱۳۶۱ش، ج۱۷: ۶۸). کمیت در این بیت از چکامهی خود که در مدح بنی هاشم (ع) سروده است، اشارهای مستقیم به عروه الوثقی بودن اهل بیت (ع) دارد. رابطهی بینامتنی این فراز از شعر کمیت هم از نوع نفی جزیی میباشد؛ مبنی بر این که کلمات کلیدی موجود در متن حاضر «عُرَی و ثِقَه» رسیدن به متن غایب را برای مخاطب سادهتر کرده است، و هم نفی متوازی میباشد؛ چرا که با حدیثی که از پیامبر(ص) بیان شد، شاعر از مضمون آیه نیز بهره جسته است.
متن حاضر:

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

أخذتُ بحبلٍ لا أخافُ انبتاتَهُ[۳۴] من الحکم بن الصّلتِ حسبیَ من حَبلِ
(کمیت،۱۴۰۶هـ :۱۷۹)

ترجمه: ریسمانی را به چنگ آوردهام که ترس از پاره شدن آن به دستور ابن صلت ندارم و آن ریسمان مرا بس است.
متن غایب:
لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَهِ الْوُثْقَىَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ (بقره/۲۵۶).
ترجمه: در دین هیچ اجبارى نیست و راه از بیراهه بخوبى آشکار شده است، پس هر کس به طاغوت کفر ورزد و به خدا ایمان آورد، به یقین به دستاویزى استوار که آن را گسستن نیست چنگ زده است و خداوند شنواى داناست.
متن غایب:
وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِیعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ وَاذْکُرُواْ نِعْمَتَ اللّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنتُمْ أَعْدَاء فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَکُنتُمْ عَلَىَ شَفَا حُفْرَهٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَکُم مِّنْهَا کَذَلِکَ یُبَیِّنُ اللّهُ لَکُمْ آیَاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ (آل عمران۱۰۳).
ترجمه: همگى به ریسمان خدا چنگ بزنید و پراکنده نشوید و نعمت‏ خدا را بر خود یاد کنید آنگاه که دشمنان (یکدیگر) بودید، پس میان دلهاى شما الفت انداخت تا به لطف او برادر هم شدید و بر کنار پرتگاه آتش بودید که شما را از آن رهانید این گونه خداوند نشانه‏هاى خود را براى شما روشن مى‏کند باشد که شما راه یابید.
عملیات بینامتنی: این بیت از شعر کمیت، اشاره به آیهی ۲۵۶ سوره بقره و آیهی ۱۰۳ آل عمران دارد، مبنی بر این که در سوره بقره از چنگ زدن به ریسمان محکم الهی صحبت میکند و آنرا ناگسستنی و محکم قلمداد میکند. «در حدیثی که از رسول اکرم(ص) در کتابهای حدیث نقل شده که میفرمایند: بعد از من فتنهاى تاریک و ظلمانى خواهد بود تنها کسانى از آن رهایی مییابند که به «عروه الوثقی» چنگ زنند، عرض کردند: ای رسول خدا «عروه الوثقی» چیست؟ فرمود: ولایت سید اوصیاء است» (مکارم شیرازی، ۱۳۶۱ش، ج۱۷: ۶۸). در آیهی ۱۰۳ سوره آل عمران بحث نهایی که همان «مسألهی اتحاد و مبارزه با هرگونه تفرقه» باشد مطرح شده، میفرماید: «و همگى به ریسمان الهى چنگ بزنید، و از هم پراکنده نشوید». دربارهی «حبل اللّه» (ریسمان الهى) مفسرّان احتمالات مختلفی ذکر کردهاند و در روایات اسلامى نیز تعبیرات گوناگونى دیده میشود، ولی هیچ کدام با یکدیگراختلاف ندارند؛ زیرا منظور از «ریسمان الهی» هرگونه وسیلهی ارتباط با ذات پاک خداوند است، خواه این وسیله اسلام باشد، یا قرآن، یا پیامبر(ص) و اهل بیت(ع). پس این آیه همانطور که فرد را بر تمسّک به کتاب و سنت سفارش میکند به جامعه اسلامى نیز دستور میدهند که به کتاب و سنّت معتصم شوند(ر.ک: طباطبایی، ۱۳۷۲ش، ج۳: ۲۵۳). کمیت در مصراع اوّل این بیت از شعر خویش چنین سروده است که من ریسمانی را به چنگ آوردهام که گسستی در آن نمیبینم. با توجّه به آیهی ۲۵۶ سورهی بقره که عروه الوثقی را ناگسستنی میداند و در ادامه در آیهی ۱۰۳ سورهی آل عمران دستور خداوند تبارک و تعالی این است که به حبل الله (ریسمان الهی) چنگ بزنید، همچنین با توجّه به احادیثی که از پیامبر اکرم (ص) و أئمه (ع) نقل گردیده، مقصود از عروه الوثقی و حبل الله همان اهل بیت (ع) هستند، رابطهی بینامتنی شکل گرفته و هم از نوع بینامتنی نفی جزیی میباشد؛ مبنی بر این که کلمهی کلیدی موجود در متن حاضر «بِحَبلٍ» ذهن مخاطب را برای رسیدن به متن غایب یاری میکند، و هم از نوع نفی متوازی میباشد؛ چرا که شاعر در این فراز مضمون کلام وحی در دو آیهی مزبور را بیان کرده است.
متن حاضر:

فَإِن هِیَ لَم تَصلُح لِحیٍَّ سِوَاهُمُ فَإِنَّ ذَوِی القُربَی أَحَقُّ وَ أَقرَبُ
(کمیت،۱۴۰۶هـ : ۶۵)

ترجمه: اگر چنین است که خلافت برای هیچ قبیلهای سزاوار نیست، پس نزدیکان و خویشان، محق تر و نزدیک تر به آن هستند.
متن غایب:
وَاعْلَمُواْ أَنَّمَا غَنِمْتُم مِّن شَیْءٍ فَأَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاکِینِ وَابْنِ السَّبِیلِ إِن کُنتُمْ آمَنتُمْ بِاللّهِ وَمَا أَنزَلْنَا عَلَى عَبْدِنَا یَوْمَ الْفُرْقَانِ یَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ وَاللّهُ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ ﴿انفال/۴۱﴾
ترجمه: و بدانید که هر چیزى را به غنیمت گرفتید، یک پنجم آن براى خدا و پیامبر(ص) و براى خویشاوندان [او] و یتیمان و بینوایان و در راه ‏ماندگان است، اگر به خدا و آنچه بر بنده خود در روز جدایى [حق از باطل] روزى که آن دو گروه با هم روبرو شدند نازل کردیم ایمان آورده‏اید و خدا بر هر چیزى تواناست.
عملیات بینامتنی: این آیه در حقیقت بازگشت به همان مسألهی غنائم است. در آغاز آیه میفرماید: «و بدانید هرگونه غنیمتی نصیب شما میشود یک پنجم آن، از آنِ خدا و پیامبر(ص) و ذى القربى (امامان اهل بیت(ع)) و یتیمان و مسکینان و واماندگان در راه (از خاندان پیامبر) میباشد» و براى تأکید اضافه میکند: که «اگر شما به خدا و آنچه بر بندهی خود در (روز جنگ بدر) روز جدایی حق از باطل، روزى که دو گروه مؤمن و کافر در مقابل هم قرار گرفتند، نازل کردیم ایمان آوردهاید» باید به این دستور عمل کنید و در برابر آن تسلیم باشید»، و در پایان آیه اشاره به قدرت نامحدود الهی کرده، میگوید: «و خدا بر همه چیز قادر است»، یعنى با این که در میدان بدر از هر نظر شما در اقلیت قرار داشتید و دشمن ظاهراً از هر نظر برتری چشمگیری داشت خداوند قادر توانا آنها را شکست داد و شما را یاری کرد تا پیروز شدید. این آیه گرچه در ضمن آیات جهاد وارد شده ولی مفهوم وسیعی دارد و میگوید: هر درآمدی از هر موردی عاید شما شود که یکی از آنها غنایم جنگی است خمس آن را بپردازید. منظور از سهم خدا چیست؟ ذکر سهمی برای خدا به عنوان «لِلّهِ» به خاطر اهمیت بیشتر روی اصل مسألهی خمس و تأکید و تثبیت ولایت و حاکمیت پیامبر(ص) و رهبر حکومت اسلامى است، یعنى همان گونه که خداوند سهمی برای خویش قرار داده و خود را سزاوارتر به تصرف در آن دانسته است پیامبر(ص) و امام(ع) را نیز به همان گونه، حق ولایت و سرپرستى و تصرف داده، وگرنه سهم خدا در اختیار پیامبر(ص) قرار خواهد داشت و در مصارفى که پیامبر(ص) یا امام(ع) صلاح میداند صرف میگردد، و خداوند نیاز به سهمی ندارد (ر.ک: مکارم شیرازی، ۱۳۶۱ش، ج۷: ۱۸۵-۱۶۴؛ زمخشری، ۱۴۰۷هـ، ج۲: ۲۲۳-۲۲۱). رابطهی بینامتنی این فراز از شعر کمیت با کلام وحی از نوع نفی جزیی میباشد؛ مبنی بر اینکه کلمهی کلیدی موجود در متن حاضر «ذَوِی القُربَی»، تأییدکنندهی این مطلب است که متن حاضر با تأثیرپذیری کاملاً آگاهانه از متن غایب بهره گرفته است.
متن حاضر: