ژانویه 22, 2021

تحقیق – بینامتنی قرآنی و روایی در اشعار سه تن از شاعران شیعی (کمیت بن …

1 min read

عملیات بینامتنی: شاعر در این فراز از شعر خود اشاره به سوره لیل، آیات ۵و۶ دارد. مبنی بر این که این آیات در سورهی مذکور در شأن حضرت علی(ع) نازل گردیده است. عبدی در این بیت چنین میگوید: اى خاندان عصمت و طهارت، پدر شما صدیق است همان صدیق حقیقى که «آمن و اتقى» است، ایمان آورده و باتقواست و آن هم حقیقت تقوا. «أعطى و ما أکدى» است پدر شما آن کسى است که اعطا کرد، یعنى مالش را در راه خدا داد، و بخل نورزید و بخشش و جودش کم نبود، و «صدق بالحسنى» و آن شخص صدیق، که پدر شما خاندان است، تصدیق کرده است به حسنا. این کلمات اتقى و اعطى و صدق بالحسنى به همین آیات مورد بحث اشاره دارد. در این بیت معلوم مى‏شود عبدى به این معنا اشاره کرده است که على بن ابیطالب(ع) مردى بود به تمام معنا پارسا و با تقوا، و مردى بود که حقوق الهى را از واجب و مستحب ادا مى‏کرد و کسى بود که حسنا را تصدیق میکرد، یعنى وعدهی نیکوى الهى را باور داشت. از این شعر برمى‏آید که این سوره دربارهی موضوع اعطاى على بن ابیطالب(ع) و تصدیقش به حسنا و عملى که انجام داده است، نازل شده(ر.ک: مکارم شیرازی،۱۳۶۱ش، ج۲۷: ۷۳-۶۹). رابطهی بینامتنی این بیت از شعر عبدی با آیات قرآنی هم از نوع نفی جزیی بوده؛ چرا که واژگان کلیدی چون « اتَّقَى و صَدَّقَ بِالحُسنَى» ذهن مخاطب را به سوی ذهن مخاطب رهسپار میکند و هم از نوع نفی متوازی میباشد؛ مبنی بر این که عبدی از مضمون آیات مذکور برای بیان مقصود پاکش بهره برده و آن را به شکل زیبایی در ضمن ابیات خویش ارائه کرده است.
با دقّت و امعان نظر در این فراز از شعر عبدی میتوان گفت که وی با آگاهی کامل، از آیات قرآن برای بیان مقصود خویش سود برده؛ مبنی بر این که آیهی ۳۳و۳۴ سورهی نجم به ماجرای «عثمان» میپردازد، آن هنگام که او اموال فراوانی داشت و از اموال خود انفاق می‏کرد، یکی از بستگان او به نام «عبدالله بن سعد» گفت: اگر به این وضع ادامه دهی چیزی برای تو باقی نمی‏ماند، عثمان گفت: من گناهانی دارم که می‏خواهم به این وسیله رضایت و عفو الهی را جلب کنم، «عبدالله» گفت: اگر شترِ سواریت را با جهازش به من دهی من تمام گناهانت را به گردن می‏گیرم! عثمان چنین کرد، و بر این قرارداد گواه گرفت، و پس از آن از انفاق خودداری کرد. آیات فوق نازل شد و این کار را شدیداً نکوهش کرد، و این حقیقت را روشن ساخت که هیچکس نمی‏تواند بار گناه دیگری را بر دوش گیرد و نتیجه سعی و تلاش هرکس به خود او می‏رسد و هر کس مسؤول اعمال خویش است(ر.ک: الطباطبایی، ۱۳۷۲ش، ج۱۹: ۴۸؛ مکارم شیرازی،۱۳۶۱ش، ج۲۲: ۵۴۸-۵۴۷؛ زمخشری، ۱۴۰۷هـ، ج۴: ۴۲۷). شاعر در این بیت از شعر خویش به طور زیبایی از آیهی قرآنی استفاده کرده، و بیان داشته که علی(ع) همچون کسانی نیست که از ترس تمام شدن اموالشان دست از انفاق برمیدارند. رابطهی بینامتنی این بیت با آیهی قرآنی مذکور از نوع نفی کلّی بوده؛ چرا که متن پنهان بازآفرینی شده و متن حاضر به گونهای بر خلاف معنای متن پنهان به کار رفته است.
متن حاضر:

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

أَنتَ عَینُ الإلَهِ وَ الجَنبُ مَن فَرَّ طَ فِیهِ یَصلَی لَظًی مَذمُومَا
(الأمین، ۱۴۰۳هـ، ج۹: ۲۶۹)

ترجمه: تو چشم خداوند و مقرب اویی، هرکس در آن کوتاهی ورزد نکوهیده بر آتش افکنده میشود.
متن غایب:
أَن تَقُولَ نَفْسٌ یَا حَسْرَتَى علَى مَا فَرَّطتُ فِی جَنبِ اللَّهِ وَإِن کُنتُ لَمِنَ السَّاخِرِینَ ﴿زمر/۵۶).
ترجمه: تا آنکه مبادا کسى بگوید دریغا بر آنچه در حضور خدا کوتاهى ورزیدم بى‏تردید من از ریشخندکنندگان بودم.
عملیات بینامتنی: عبدی در این بیت از شعر خویش به آیهی ۵۶ سورهی زمر اشاره دارد، مبنی بر این که در این سوره دستور مؤکّدی برای توبه و اصلاح و جبران اعمال گذشته آمده بود و در این آیه بیان میدارد که این دستورها به خاطر آن داده شده که مبادا کسی روز قیامت بگوید: افسوس بر من از کوتاهیهایی که در اطاعت فرمان خدا کردم! و آیات و رسولان او را به سخره گرفتم(ر.ک: الطباطبایی، ۱۳۷۲ش، ج۱۷: ۲۹۹-۲۹۸). با امعان نظر در این بیت، میتوان چنین گفت که عبدی با ذکر واژهی «الجَنبُ، فَرَّط فِیه» ذهن مخاطب را به سوی این آیه معطوف میدارد. همچنین میتوان گفت، عبدی در این فراز از شعر خود به کلامی از امام صادق(ع) که فرمود: «نحن جنب اللَّه»، «جنب الله مائیم»، اشاره دارد. رابطهی بینامتنی این فراز از شعر عبدی با آیات قرآن و کلام امام صادق(ع) هم از نوع نفی جزیی بوده، مبنی بر این که در متن حاضر واژگان کلیدی وجود دارد که مخاطب را به سوی متن غایب رهنمون ساخته، و هم از نوع نفی متوازی؛ چرا که شاعر از مضمون متن غایب در سرودن شعر خویش سود برده است.
متن حاضر:

أَنـتَ أَنـتَ العُـــروَهُ الــ وُثــقَــی الَّتِـی لَـــم تَفـصِلِ
(الأمین، ۱۴۰۳هـ، ج۹: ۲۶۹)

ترجمه: تو آری تو دستاویز محکم [الهی] هستی، که هرگز گسستنی در آن نیست.
متن غایب:
لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَهِ الْوُثْقَىَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ (بقره/۲۵۶).
ترجمه: در دین هیچ اجبارى نیست و راه از بیراهه بخوبى آشکار شده است، پس هر کس به طاغوت کفر ورزد و به خدا ایمان آورد، به یقین به دستاویزى استوار که آن را گسستن نیست چنگ زده است، و خداوند شنواى داناست.
عملیات بینامتنی: آیهی فوق که به آیه الکرسی معروف است، در واقع مجموعهاى از توحید و صفات جمال و جلال خدا بود که اساس دین را تشکیل میدهد و در تمام مراحل با دلیل عقل قابل استدلال است و نیازى به اجبار و اکراه نیست. از آنجا که دین و مذهب با روح و فکر مردم سر و کار دارد و اساس و شالودهاش بر ایمان و یقین استوار است، خواه و ناخواه راهى جز منطق و استدلال نمیتواند داشته باشد و جملهی «لا إکراه فی الدّین» در واقع اشارهاى به همین موضوع است. با توجه به شأن نزول آیه ـ که مردی از اهل مدینه قصد داشت دو فرزند خویش را که به آیین مسیح گرویده بودند را با اجبار به مذهب خویش بازگرداند ـ بعضى از ناآگاهان از پیامبر اسلام(ص) میخواستند که او همچون حکّام جبّار با زور و فشار اقدام به تغییر عقیدهی مردم کند، آیهی فوق صریحاً به آنها پاسخ داد که دین و آیین چیزى نیست که با اکراه و اجبار تبلیغ گردد، به خصوص اینکه در پرتو دلائل روشن و معجزات آشکار، راه حق از باطل آشکار شده و نیازى به این امور نیست. در ضمن این آیه پاسخ دندان شکنى است به آنها که تصوّر میکنند اسلام در بعضى از موارد جنبهی تحمیلى و اجبارى داشته و با زور و شمشیر و قدرت نظامى پیش رفته است. جایى که اسلام اجازه نمیدهد پدرى فرزند خویش را براى تغییر عقیده تحت فشار قرار دهد، تکلیف دیگران روشن است، اگر چنین امرى مجاز بود لازم بود این اجازه، قبل از هر کس به پدر دربارهی فرزندش داده شود، در حالى که چنین حقّى به او داده نشده است(ر.ک: الطباطبایی، ۱۳۷۲ش، ج۲: ۳۶۲-۳۶۰؛ مکارم شیرازی،۱۳۶۱ش، ج۲: ۲۹۲-۲۸۰؛ زمخشری، ۱۴۰۷هـ، ج۱: ۳۰۴-۳۰۳). عبدی در این بیت از شعر خویش که در موضوع مدح و منقبت امیرالمؤمنین علی(ع) میباشد، از وی به عنوان «عروه الوثقی» یاد میکند که ناگسستنی است. رابطه بینامتنی این فراز از شعر عبدی با کلام وحی لفظی و از نوع نفی جزئی است؛ چرا که واژگان کلیدی موجود در متن حاضر «العُـروَه، الوثقی و لَم تَفصل» ذهن مخاطب را به متن غایب سوق داده است.
متن حاضر:

تَصَدَّقَ بِالخَاتَمِ لِلَّهِ رَاکِعاً