ژانویه 16, 2021

بینامتنی قرآنی و روایی در اشعار سه تن از شاعران شیعی (کمیت بن زید …

1 min read

ـبَـابَ القَــدِیـــمِ الأَزَلِــی
(الأمین، ۱۴۰۳هـ، ج۹: ۲۶۹)

ترجمه: ای حجاب خداوندی و ای درب ورودی به صحن خداوند باریتعالی! تو، تو همان دستاویز محکم الهی هستی که ناگسستنی هستی.
متن غایب:
امام سجاد(ع) فرمودند: نَحنُ أَبوَابُ اللهِ وَ نَحنُ الصِّرَاطُ المُستَقِیمِ (مجلسی، ۱۳۸۲ش، ج۲۴: ۱۲).
ترجمه: درهای ورودی خداوند مائیم و ما راه مستقیم هستیم.
متن غایب:
امام باقر(ع) فرمودند: إِنَّ عَلِیاً بَابٌ فَتَحَهُ الله فَمَنْ دَخَلَهُ کَانَ مُؤمِناً (کلینی،۱۴۱۳هـ، ج۱: ۴۳۷).
ترجمه: علی(ع) دری است که خداوند آن را گشوده پس هر آن که از آن در وارد شود مؤمن است.
عملیات بینامتنی: باب الله در برخی از احادیث و ادعیهی اسلامی به عنوان صفت پیامبر اسلام(ص) و دوازده امام شیعیان به کار گرفته شده و برخی معتقدند که واژه‌های دیگری مانند: «صراط»، «سبب»، «طریق» و «سبیل» تعبیرهای دیگری از باب‌الله هستند که برای ایشان به کارگرفته شده است. أئمهی اطهار(ع) که در این روایت «ابواب الله» خوانده شده‌اند میتوان چنین برداشت کرد که واسطه بین خداوند و خلق‌اند؛ چرا که مردم برای رسیدن به خدا و خواستههای خدا نیازمند به أئمه(ع) به عنوان درب ورودی برای رسیدن به هدف مقدسشان هستند. در روایتی که کلینی از امام باقر(ع) روایت میکند، علی(ع) را به عنوانی دری معرّفی میکند که خداوند آن را گشوده تا هر آنکه از آن در وارد شود هدایت یافته و مؤمن است(همان: ۴۳۷)، پس در نتیجه بر اساس این روایت سایر معصومین(ع) نیز میتوانند «باب الله» باشند. شاعر در این بیت از شعر خویش در مدح أئمه(ع) از ایشان به عنوان «ابواب الله» یاد کرده است. رابطهی بینامتنی این بیت از شعر عبدی با کلام معصومین(ع) هم از نوع نفی جزیی بوده و هم از نوع نفی متوازی؛ چرا که هم واژهی کلیدی «ابواب الله» موجود در متن حاضر مخاطب را به متون غایب سوق میدهد، و هم شاعر از مضمون کلام در شعر خویش بهره برده است.
متن حاضر:

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

قَالُوا لُه إِن کَانَ أَمرٌ مَن لَنَا
قَالَ النَّبِیُّ خَلِیفَتِی هُوَ خَاصِفُ النَّـ
خَلَفٌ إِلَیهِ فِی الحَوَادِثِ نَرجَعُ
ـعلِ الزَّکِیُّ العَالِمُ المِتَوَرِّعُ
(الأمین، ۱۴۰۳هـ، ج۹: ۲۶۹)

ترجمه: به پیامبر(ص)گفتند: جانشین کیست که اگر کاری برای ما پیش آمد به او مراجعه کنیم؟ پیامبر اکرم(ص) فرمودند: جانشین من همان پینه زنندهی کفش است، که انسانی نیکوکار و دانشمندی پرهیزگار است.
متن غایب:
خَلِیفَتِی هُوَ خَاصِفُ النَّعْل (النیشابوری، ۱۴۱۱هـ ، ج۳: ۱۲۲).
ترجمه: جانشین من همان کسى است که مشغول وصله کردن کفش است.
عملیات بینامتنی: راوی این حدیث امّ سلمه همسر پیامبر(ص) می‌باشد، البته ابن ابی الحدید ماجرایی که بین امّ سلمه و عایشه از همسران پیامبر(ص) جاری گشته را چنین بیان میدارد: امّ سلمه به عایشه گفت: «به یاد تو می‌آورم که من و تو با رسول خدا(ص) در سفری بودیم و حضرت علی(ع) کفش‌های ایشان را سرکشی می‌کرد و پینه می‌دوخت و لباس‌هایشان را سرکشی نموده، آنها را می‌شست. پس کفشی از رسول خدا(ص) سوراخ شد، حضرت علی(ع) در آن روز در سایه درختی نشست و آن را ‌دوخت. در این حال پدرت همراه عمر آمد و از پیامبر اکرم(ص) اجازه خواسته داخل شدند و ما پشت پرده رفتیم. آنها در هر زمینه‌ای که خواستند با ایشان گفتگو نموده، سپس اظهار کردند: ای رسول خدا! ما نمی‌دانیم تا چه موقع همراه ما هستید. پس ای کاش ما را به کسی که بر ما جانشین خود می‌کنی آگاه می‌ساختی تا بعد از شما پناهگاه ما باشد. رسول خدا(ص) فرمودند: همانا من جای او را می‌دانم و اگر این کار را بکنم، شما از او متفرّق می‌شوید چنانچه بنی اسرائیل از گرد هارون بن عمران متفرّق شدند. پس آن دو ساکت شده و خارج گشتند و چون ما به سوی پیامبر اکرم(ص) رفتیم، تو که از همه جرأتت بر او بیشتر بود، گفتی: «ای رسول خدا! چه کسی را جانشین خود در میان آنها می‌گذاری؟» ایشان فرمودند: «پینه کننده‌ی کفش را»، سپس ما بیرون آمده و جز حضرت علی(ع) کسی را ندیدیم. حضرت فرمود: او همان جانشین من است. عایشه گفت: به یاد دارم»(ابن ابی الحدید، ۱۳۸۵هـ، ج۶: ۲۱۸). با امعان و دقّت نظر در این فراز از شعر عبدی و کلام رسول الله (ص)، میتوان چنین بیان داشت که شاعر با تسلّط کامل بر اتّفاقی که افتاده، آن را به زبان شعر بیان کرده است. رابطهی بینامتنی این فراز از شعر عبدی با کلام رسول الله (ص)، هم از نوع نفی جزیی بوده؛ چرا که واژگان کلیدی موجود در متن حاضر«خَلِیفَتِی، خَاصِفُ و النَّعْل» ذهن مخاطب را برای رسیدن به متن غایب یاری میکند و هم از نوع نفی متوازی میباشد؛ چرا که شاعر از مضمون کلام نیز برای بیان مقصود خویش سود برده است.
متن حاضر:

وَ کَانَ یَقُولُ یَا دُنیَای غُرِّی سِوَای فَلَستُ مِن أَهلِ الغَرُورِ