ژانویه 18, 2021

جستجوی مقالات فارسی – بینامتنی قرآنی و روایی در اشعار سه تن از شاعران شیعی (کمیت بن …

1 min read

فَلَولاکُم مَا خَلَقتُ الدُّنیَا وَ الأَخِرَه ُوَ لا الجَنَّهَ وَ النَّارَ (النیشابوری، ۱۴۱۱هـ ، ج۲: ۶۷۲).
ترجمه: اگر شما نبودید دنیا و آخرت را نمیآفریدم و همچنین بهشت و جهنم را.
متن غایب:
وَما الْحَیَاهُ الدُّنْیَا إِلاَّ مَتَاعُ الْغُرُورِ ﴿آل عمران/۱۸۵).
ترجمه: زندگى دنیا جز مایه فریب نیست.
عملیات بینامتنی: با امعان نظر در این حدیث میتوان چنین بیان کرد که هدف از خلقت جهان چیزی است که جز با وجود پیامبر(ص) تحقق پیدا نمیکند. همهی جهان برای انسان آفریده شده است انسان نیز برای بندگی آفریده شده است و حقیقت عبادت خداوند در میان انسان ها محقق نمیشود جز با هدایت پیامبران. از آنجا که پیامبر اکرم(ص)، پیامآور دین کامل الهی است، پس صحیح است که گفته شود، عبادت خداوند، جز با وجود پیامبر اکرم(ص) در میان بندگان خدا به طور کامل محقّق نمیشود. پس در نتیجه میتوان گفت پیامبر(ص) میتواند تمام هدف از آفرینش جهان را در خود متجلّی کند، و غرض اصلی از خلقت جهان باشد. رابطه بینامتنی این دو بیت از شعر عبدی احادیث مذکور، هم از نوع نفی جزیی بوده؛ چرا که واژگان کلیدی «لَولاکُم و لَم یَخلُق» موجود در متن حاضر رسیدن به متن غایب را برای مخاطب سهل و آسان گردانده، و هم از نوع نفی متوازی میباشد؛ چرا که شاعر با تأثیرپذیری کاملاً آگاهانه از این روایت، از درونمایهی آیه بهره برده است.
با دقّت و امعان نظر در آیهی ۱۸۵ از سورهی آل عمران میتوان چنین گفت که این آیه به زندگى و عوامل سرگرم کنندهی آن و فریبندگی آن، اشاره دارد. این زندگى و عوامل سرگرم کنندهی آن از دور فریبندگى خاصّى دارد، اما به هنگامى که انسان به آن نائل میگردد، و از نزدیک آن را لمس میکند، معمولاً چیزى تو خالى به نظر میرسد، و معنى «متاع غرور» نیز چیزى جز این نیست. علاوه بر این، لذّتهای مادّى از دور، خالص به نظر مىرسند، امّا به هنگامى که انسان به آن نزدیک میشود میبیند آلوده به انواع ناراحتیهاست و این یکى دیگر از فریبندگیهاى جهان مادّه است. همچنین انسان غالباً به فناپذیرى آنها توجّه ندارد امّا به زودى متوجّه میشود که چقدر آنها سریع الزّوال و فناپذیرند. «این تعبیرات در قرآن و اخبار، مکرّر آمده است و هدف همهی آنها یک چیز است و آن این است که انسان، جهان مادّه و لذّتهای آن را، هدف نهائى خود قرار ندهد که نتیجهاش ‍ غرق شدن در انواع جنایات و دور شدن از حقیقت و تکامل انسانى است، ولى استفاده از جهان مادّه و مواهب آن بعنوان یک وسیله براى نیل به تکامل انسانى، نه تنها نکوهیده نیست بلکه لازم و ضرورى میباشد»(مکارم شیرازی،۱۳۶۱ش، ج۳، ۲۳۱-۲۳۰). رابطهی بینامتنی این فراز از شعر عبدی با کلام وحی، با توجّه به کلید واژهی «الغُرُور»، موجود در متن حاضر لفظی و از نوع نفی جزیی میباشد.
متن حاضر:

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

فَسَمَّاهُ فِی القُرآنِ ذُو العَرشِ جَنبَهُ وَ عُروَتَهُ وَ الوَجهَ وَ العَینَ وَ الأُذُنَا
(الأمین، ۱۴۰۳هـ، ج۹: ۲۶۹)

ترجمه: خداوند مالک آسمان و زمین او (علی (ع)) را جنب الله، دست آویز محکم الهی، چهرهی خداوند، چشم خداوند وگوش خداوند نامیده است.
متن غایب:
لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَهِ الْوُثْقَىَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ (بقره/۲۵۶).
ترجمه: در دین هیچ اجبارى نیست و راه از بیراهه بخوبى آشکار شده است پس هر کس به طاغوت کفر ورزد و به خدا ایمان آورد به یقین به دستاویزى استوار که آن را گسستن نیست چنگ زده است و خداوند شنواى داناست.
متن غایب:
أَن تَقُولَ نَفْسٌ یَا حَسْرَتَى علَى مَا فَرَّطتُ فِی جَنبِ اللَّهِ وَإِن کُنتُ لَمِنَ السَّاخِرِینَ ﴿زمر۵۶).
ترجمه: تا آنکه مبادا کسى بگوید دریغا بر آنچه در حضور خدا کوتاهى ورزیدم بى‏تردید من از ریشخندکنندگان بودم.
متن غایب:
نَحنُ وَاللهِ وَجهُ اللهِ نَتَقَلَّبُ فِی الأَرضِ بََینَ أَظهَرِکُم وَ نَحنُ عَینُ اللهِ فِی خَلقِهِ وَیَدُهُ المَبسُوطَهُ بِالرَّحمَهِ عَلَى عِبَادِهِ (کلینی،۱۴۱۳هـ ،ج۱: ۱۱۱).
ترجمه: امام صادق(ع)میفرماید : به خدا سوگند ما همان وجه الله هستیم که در زمین میان شما هستیم و ما همان چشم خدا در میان آفریده ها و دست گشاده به رحمت بر سر بندگان اوییمبه خدا سوگند ما همان وجه الله هستیم که در زمین میان شما هستیم و ما همان چشم خدا در میان آفریده ها و دست گشاده به رحمت بر سر بندگان اوییم.
عملیات بینامتنی: با دقّت و امعان نظر در این بیت از شعر عبدی، میتوان چنین بیان داشت که ظاهرِ بیت و مضمون آن به این امر اشاره دارد که، منظور از اصطلاحاتی نظیر«جنب الله، وجه الله ، عین الله ، اذن الله وعروه الوثقی » امیر المؤمنین(ع) و همچنین اوصیای بعد از او هستند که مقام والائی دارند، البته شاعر با الهام از احادیث و روایات أئمهی اطهار(ع) این مضامین را در شعر خویش گنجانده است. عبدی در این بیت اشاره به چند آیه از قرآن کریم از جمله: آیهی ۲۵۶ از سورهی بقره که در این آیه خداوند نسبت به کسانی که به طاغوت کفر میورزند و به خدا ایمان میآورند بشارت میدهد و بیان میکند که ایشان به دستاویز محکم الهی چنگ زدهاند که ناگسستنی است. «در حدیثی که از رسول اکرم(ص) در کتابهای حدیث نقل شده که میفرمایند: بعد از من فتنهاى تاریک و ظلمانى خواهد بود تنها کسانى از آن رهایی مییابند که به «عروه الوثقی» چنگ زنند، عرض کردند: ای رسول خدا «عروه الوثقی» چیست؟ فرمود: ولایت سید اوصیاء است»(مکارم شیرازی، ۱۳۶۱ش، ج۱۷: ۶۸).
همچنین میتوان گفت عبدی در این بیت از شعر خویش به آیهی ۵۶ سورهی زمر اشاره دارد، مبنی بر این که در این سوره دستور مؤکّدی برای توبه و اصلاح و جبران اعمال گذشته آمده بود و در این آیه بیان میدارد که این دستورها به خاطر آن داده شده که مبادا کسی روز قیامت بگوید: افسوس بر من از کوتاهیهایی که در اطاعت فرمان خدا کردم! و آیات و رسولان او را به سخره گرفتم. با امعان نظر در این بیت، میتوان چنین گفت که عبدی با ذکر واژهی ذهن مخاطب را به سوی این آیه معطوف میدارد. همچنین میتوان گفت، عبدی در این فراز از شعر خود به کلامی از امام صادق(ع) اشاره دارد. رابطهی بینامتنی این بیت از شعر عبدی با آیات قرآنی و کلام امام صادق(ع) لفظی و از نوع نفی جزئی میباشد؛ چرا که کلمات کلیدی موجود در متن حاضر «جنب الله، وجه الله ، عین الله وعروه الوثقی » اشارهای دقیق به متون غایب دارد، در نتیجه ذهن مخاطب سادهتر به آن متون میرسد.
متن حاضر:

و هـُــم صـِــرَاطُ المُستـَقِیـ ـمِ وَ فَوقَهُ نَاجٍ وَ نَاکِبُ
(الأمین، ۱۴۰۳هـ، ج۹: ۲۷۰)