ژانویه 24, 2021

بینامتنی قرآنی و روایی در اشعار سه تن از شاعران شیعی (کمیت بن زید اسدی، عبدی …

1 min read

سَهوِ اللَّیَالِی وَ غِفلَهِ النَّوبِ
(دیکالجن،۱۴۱۲هـ :۳۸)

ترجمه: ما به سوی خداوند بازمیگردیم و مرگ برای ما حتمی است، خواه سختیها و تاریکیهای به ما روی آورده باشد خواه ما را فراموش کرده باشد.
متن غایب:
الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِیبَهٌ قَالُواْ إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعونَ (بقره /۱۵۶).
ترجمه: همان کسانى که چون مصیبتى به آنان برسد مى‏گویند ما از آن خدا هستیم و به سوى او باز مى‏گردیم.
عملیات بینامتنی: شاعر در این فراز از شعر خویش اشاره دارد به آیهی ۱۵۶ از سورهی بقره، مبنی بر این که در این آیه خداوند تبارک و تعالی، صابران را معرّفی کرده و میگوید: صابران کسانی هستند که در هنگام مصیبتها و سختیها خود را از آنِ خدا دانسته و بیان میدارند که بازگشتشان به سوی خداست(ر.ک: مکارم شیرازی، ج۱: ۵۳۱-۵۲۷). شاعر در این قصیده به مدح علی(ع) پرداخته و فضایل بیشمار آن حضرت را بیان میکند و از روز شهادت ایشان سخن به میان میآورد. در این بیت از قصیده، دیکالجن از سختیها و مصیبتها سخن گفته و از شهادت علی(ع) به عنوان یکی از این مصیبها یاد میکند. همهی مخلوقات را از آنِ خدا دانسته و بازگشتشان را به سوی خدا میداند. بنابراین دیک الجن در این فراز از شعر خود با تکیه و استناد به آیات قرآنی به طور زیبا و کاملاً آگاهانه از متن آیه برای بیان مقصود خویش بهره برده است. رابطهی بینامتنی این بیت از شعر شاعر، هم از نوع نفی جزیی بوده؛ چرا که کلمات کلیدی موجود در متن حاضر «إِنَّا، الله و رَاجِعُون» تأیید کنندهی این امر است که متن حاضر با تأثیرپذیری کاملاً آگاهانه از متن غایب بهره گرفته، و هم از نوع نفی متوازی بوده؛ چرا که شاعر به طور زیبایی مضمون آیه را در این بیت از شعر خویش به کار بسته است.
متن حاضر:

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

قَمِیصُکَ وَ الذُّنُوبُ تَجُولُ فِیهِ
شَبِیهُ قَمِیصِ یُوسُفَ حِینَ جَاؤُوا
وَ قَلبُکَ لَیسَ بِالقَلبِ الکَئِیبِ[۴۴]
عَلَی لَبَّاتِهِ بِدَمٍ کَذُوبِ
(دیکالجن،۱۴۱۲هـ :۴۳)

ترجمه: پیراهن تو در حالیکه اشک در آن میچرخد، یعنی از اشک خیس شده است و در حالیکه قلبت از حزن و اندوه خالی است، شبیه به پیراهن یوسف است، آن هنگام که برادرانش با پیراهن آغشته به خونی غیر از خون یوسف آمدند.
متن غایب:
وَجَآؤُوا عَلَى قَمِیصِهِ بِدَمٍ کَذِبٍ قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَکُمْ أَنفُسُکُمْ أَمْرًا فَصَبْرٌ جَمِیلٌ وَاللّهُ الْمُسْتَعَانُ عَلَى مَا تَصِفُونَ ﴿یوسف /۱۸).
ترجمه: و پیراهنش را آغشته به خونى دروغین آوردند، یعقوب(ع) گفت: نه بلکه نفس شما کارى بد را براى شما آراسته است، اینک صبرى نیکو براى من بهتر است، و بر آنچه توصیف مى‏کنید خدا یارى‏ده است.
عملیات بینامتنی: شاعر در این فراز از شعر خویش که در گریستن سروده، و با بیان این سخن که گریههای دروغین که شباهت به پیراهن یوسف(ع) که به خونی غیر از خون وی آغشته شده بود، اشارهای صریح به آیهی ۱۸ از سورهی یوسف دارد، مبنی بر این که، آیهی مذکور دروغگویی برادران یوسف(ع) به پدرشان را بیان میکند، ایشان نقشه کشیدند تا یوسف(ع) را سر به نیست کرده و چیزی را به عنوان نشانه از یوسف(ع) به پدر خویش نشان دهند که تأییدکنندهی این امر باشد که گرگ او را خورده است. از آنجایی که دروغگو حافظهی ضعیفی دارد، برادران از این نکته غافل بودند که حداقل پیراهن یوسف را از چند جا پاره کنند تا دلیل حمله‏ی گرگ باشد، آنها پیراهن برادر را که صاف و سالم از تن او بدر آورده بودند خون‏آلود کرده نزد پدر آوردند، پدر هوشیار پرتجربه همینکه چشمش بر آن پیراهن افتاد، همه چیز را فهمید و گفت: «شما دروغ می‏گویید بلکه هوسهای نفسانی شما این کار را برایتان آراسته و این نقشه‏های شیطانی را کشیده است». یعقوب(ع) با اینکه قلبش آتش گرفته بود و جانش می‏سوخت اما هرگز سخنی که نشانه‏ی ناشکری و یأس و نومیدی و جزع و فزع باشد بر زبان جاری نکرد، بلکه گفت: «من صبر خواهم کرد، صبری جمیل و زیبا، شکیبایی توأم با شکرگزاری و سپاس خداوند»( مکارم شیرازی، ۱۳۶۱ش، ج۹: ۳۴۹-۳۴۳). این در حالی است که دیکالجن با بهرهگیری از آیهی مذکور توانسته با کلامی شیوا به بیان مقصود خود بپردازد و ذهن مخاطب را متوجّه این امر سازد که برادران یوسف(ع) در حق وی چگونه رفتار کردند و بعد از این ماجرا چه اتفاقاتی برای پدرشان پیش آمد. با دقّت و امعان نظر در این بیت، میتوان چنین بیان داشت که شاعر برای نافذ کردن کلام خود، در ذهن مخاطب، از این آیه با تأثیرپذیری کاملاً آگاهانه استفاده نموده است. رابطهی بینامتنی این فراز از شعر دیکالجن با آیات قرآنی هم میتواند از نوع نفی جزیی باشد؛ مبنی بر این که کلمات کلیدی موجود در متن حاضر «قَمِیصِ، جَاؤُوا، بِدَمٍ وکَذُوبِ» ذهن مخاطب را به متن غایب رهنمون ساخته، و هم نفی متوازی؛ چرا که شاعر از مضمون آیه نیز بهره برده است.
متن حاضر:

دَعُوا مُقلَتِی تَبکِی لِفَقدِ حَبِیبِهَا
بِمَن لَو رَأَتهُ القَاطِعَاتُ أَکُفَّهَا
لِیُطفِئَ بَردُ الدَّمعِ حَرَّ لَهِیبِهَا
لَمَا رَضِیَت إلّا بِقَطعِ قُلُوبِهَا
(دیکالجن،۱۴۱۲هـ :۴۵)