ژانویه 19, 2021

تأثیر موسیقی مهیج، آرامش بخش، ترکیبی و تحریک کننده ی امواج مغزی بر …

1 min read
۲۰/۴۰۰

۳/۵۸۳

۰/۰۰۰

موسیقی ترکیبی و فعالیتبدنی

۳۱/۲۲۰

۳/۶۰۳

۰/۰۰۰

موسیقی امواجمغزی و فعالیتبدنی

موسیقی ترکیبی و فعالیتبدنی

۱۰/۸۲۰

۳/۸۶۹

۰/۰۲۱

نمودار ۴-۹: مقایسهی بین گروهی تغییرات پردازش اطلاعات مغزی پس از اجرای آزمون ورزشی
طبق اطلاعات جدولهای ۴-۱۷ و ۴-۱۸ و نمودار ۴-۹ مقدار P برای F یا معناداری (Sig.) در ردیف برقراری پیشفرض همگنی واریانس و کوواریانس (SA) برابر با ۰۰۱/۰ شدهاست یعنی مقدار F بدست آمده در سطح احتمال ۰۵/۰P≤ معنیدار است. این امر نشان میدهد انواع موسیقی یا عامل آزمایشی بر روی پردازش اطلاعات مغزی موثر است. لذا جهت مقایسهی تمام میانگینهای جفت شده یا بررسی تفاوت بین میانگینهای هر دو گروه تحقیقی از آزمون تعقیبیLSD استفاده شدهاست که نتایج آن نشان میدهد تفاوت معنیداری بین گروههای آزمایشی موسیقی امواج مغزی نسبت به آرامشبخش و کنترل، درگروه مهیج نسبت به آرامشبخش و کنترل، در گروه ترکیبی نسبت به امواج مغزی، مهیج، آرامشبخش و کنترل وجود دارد. بنابراین گوش دادن به برخی انواع موسیقی حین اجرای ورزشی تأثیر متفاوتی بر روی میزان پردازش اطلاعات مغزی دارد.
فصل پنجم
بحث و نتیجهگیری
۵-۱- مقدمه
در فصل پیشین یافتههای پژوهش مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند. در این فصل به تشریح و تفسیر نتایج حاصل میپردازیم. ابتدا خلاصهای از پژوهش ارائه میشود وسپس با توجه به اهداف پژوهش به تفسیر نتایج پرداخته خواهد شد. در انتهای فصل پیشنهادهایی برخاسته از نتایج پژوهش و پیشنهادهایی جهت پیگیری موضوع توسط سایر محققین ارائه میشود. در این پژوهش از روش نیمه تجربی بهصورت مقایسه بین گروهی استفاده است لذا محقق تمام تلاش خود را صرف شناسایی نقاط ضعف و قوت، کمبودهای تحقیقات گذشته، برطرف کردن و یا بکار بستن آنها نموده تا به نتایج قابل تعمیم و معتبری دست یافت. هدف این پژوهش بررسی تأثیر چهار نوع موسیقی مهیج، آرامشبخش، امواج مغزی و ترکیبی در حین اجرای ورزشی بر میزان لاکتات خون، میزان ضربان قلب، زمان فعالیت، میزان حداکثر اکسیژن مصرفی، میزان درک فشار کار، میزان درک خستگی و احساس توانمندی، میزان شدت خستگی و پردازش اطلاعات مغزی دانشجویان تربیت بدنی دانشگاه خوارزمی است. جامعهی آماری شامل دانشجویان دختر دانشکدهی تربیتبدنی دانشگاه خوارزمی -دانشگاه تریت معلم تهران- در دامنه سنی ۲۶-۱۸ سال بود که تعداد ۱۰ نفر از آنها به عنوان نمونهی پژوهش به صورت داوطلبانه در این فرایند پژوهش شرکت نمودهاند. از پرسشنامهی (Par-Q) برای آگاهی از آمادگی جسمانی، میزان سابقه ورزشی و عدم ابتلا به بیماریهای خاص استفاده شد. میانگین سن (سال)، وزن (کیلوگرم) و قد (سانتیمتر) این دانشجویان به ترتیب ۶۳/۱±۷۰/۲۲، ۳۰/۷±۷۰/۶۰ و ۰۵/۴±۷/۱۶۲ بود. متغیّر مستقل پخش چهار نوع موسیقی و متغیّر وابسته میزان لاکتات خون، میزان ضربان قلب، زمان فعالیت، میزان حداکثر اکسیژن مصرفی، میزان درک فشار کار، میزان درک خستگی و احساس توانمندی، میزان شدت خستگی و پردازش اطلاعات مغزی میباشد. نمونهی ۱۰ نفر به صورت متقاطع در حین اجرای پرتکل ورزشی آزمون بروس تا حد واماندگی به انواع موسیقی گوش دادند. یعنی هر ۱۰ نفر آزمون مذکور را یک بار با موسیقی مهیج، آرامش بخش، ترکیبی، امواج مغزی و بدون موسیقی انجام دادند . سپس زمان فعالیت وضربان قلب بلافاصله بعد از اتمام آزمون ثبت گردیدو پرسشنامه میزان درک فشارکار یا شاخص بورگ، پرسشنامه POMS، آزمونCWT و آزمون FSS پس از اتمام آزمون ورزشی توسط آزمودنیها تکمیل شد. همچنبن لاکتات خون آزمودنیها دو تا سه دقیقه بعد از اتمام آزمون اندازه گیری شد. روشهای آماری مورد استفاده در دو بخش آمار توصیفی شامل میانگین، حداکثر، حداقل، خطای استاندارد، انحراف استاندارد، دامنه و آمار استنباطی شامل تحلیل واریانس برای اندازه گیریهای تکراری با تست تعقیبی LSD میشد. از نرم افزار SPSS18 برای تجزیه و تحلیل دادهها استفاده به عمل آمده است. نتایج تحقیق نشان داد که میزان تحمل لاکتات خون در گروه موسیقی آرامش بخش نسبت به گروه ترکیبی و مهیج بطور معنیداری کمتر و در گروه موسیقی امواج مغزی نسبت به ترکیبی کمتر بود، با اجرای پروتکل بروس همراه با موسیقی مهیج، آرامش بخش،امواج مغزی، ترکیبی و بدون موسیقی تا حد واماندگی میزان ضربان قلب بین گروهها تفاوت معنیداری وجود نداشت، زمان فعالیت در گروه موسیقی امواج مغزی نسبت به موسیقی آرامش بخش و کنترل بیشتر و نسبت به کنترل کمتر و در گروه موسیقی مهیج نسبت به آرامبخش و کنترل بیشتر ودر گروه موسیقی ترکیبی نسبت به آرامشبخش و کنترل بطور معنیداری بیشتر بود، میزان حداکثر اکسیژن مصرفی در گروه موسیقی ترکیبی نسبت به مهیج، آرامش بخش،امواج مغزی و بدون موسیقی بطور معنیداری بیشتر، در گروه موسیقی امواج مغزی نسبت به آرامشبخش و کنترل، در گروه موسیقی مهیج نسبت به آرامشبخش و کنترل بیشتر بود، میزان درک فشار کار بلافاصله بعد از اجرا در گروه موسیقی امواج مغزی نسبت به آرامشبخش و کنترل کمتر و نسبت به ترکیبی بیشتر، در گروه موسیقی مهیج نسبت به آرامشبخش و کنترل کمتر، در گروه موسیقی ترکیبی نسبت به آرامشبخش و کنترل بطور معنیداری کمتر بود، میزان درک خستگی در گروه موسیقی امواج مغزی نسبت به آرامشبخش و کنترل کمتر، درگروه موسیقی مهیج نسبت به آرامشبخش و کنترل کمتر، در گروه موسیقی ترکیبی نسبت آرامشبخش و کنترل بطور معنیداری کمتر بود، میزان احساس توانمندی در گروه موسیقی امواج مغزی نسبت به آرامشبخش و کنترل بیشتر، در گروه مهیج نسبت به آرامشبخش و کنترل بیشتر، در گروه موسیقی ترکیبی نسبت به امواج مغزی، آرامشبخش و کنترل بطور معنیداری بیشتر بود، میزان شدت خستگی در گروه موسیقی امواج مغزی نسبت به آرامشبخش و کنترل کمتر، درگروه موسیقی مهیج نسبت به آرامشبخش کمتر، در گروه موسیقی ترکیبی نسبت به امواج مغزی، آرامشبخش و کنترل کمتر بود، پردازش اطلاعات مغزی در گروه موسیقی امواج مغزی نسبت به آرامشبخش و کنترل بیشتر، درگروه موسیقی مهیج نسبت به آرامشبخش و کنترل بیشتر، در گروه موسیقی ترکیبی نسبت به امواج مغزی، مهیج، آرامشبخش و کنترل بیشتر بود. بطورکلی پخش موسیقی ترکیبی حین اجرای ورزشی بیشترین تأثیر را در میزان تحمل لاکتات خون، میزان ضربان قلب، زمان فعالیت، میزان حداکثر اکسیژن مصرفی، میزان درک فشار کار، میزان درک خستگی و احساس توانمندی، میزان شدت خستگی و پردازش اطلاعات مغزی نسبت به موسیقی مهیج، آرامش بخش، امواج مغزی، ترکیبی و بدون موسیقی دارد.
۵-۲- بحث پیرامون یافتههای پژوهش
۵-۲-۱- میزان لاکتات خون
دراین تحقیق با اجرای پروتکل تمرینی، میزان لاکتات خون آزمودنیها از حالت استراحتی ۳۹/۰±۰۸/۳ میلی مول بر لیتر به مقادیر بالاتر از ۴۵/۱±۵۸/۱۱ میلی مول بر لیتر افزایش پیدا کرد. در اشخاص سالم و غیر ورزشکار هنگامی که شدت ورزش به میزان ۵۵ درصد ظرفیت متابولیسم هوازی برسد، لاکتات در خون تجمع پیدا میکند و به روش لگاریتمی بالا میرود. توضیح معمول برای تجمع لاکتات در خون در طی ورزش هیپوکسی نسبی بافتها است (۴۱). افزایش شدت تمرینات با افزایش فراخوانی تارهای تندانقباض، افزایش گلیکولیز، افزایش اپینفرین پلاسما و درنتیجه افزایش تولید لاکتات همراه است (۳۱). کورتیزول یکی از مهمترین هورمونهای استرس است که در پاسخ به استرسهای جسمانی و روانشناختی ترشح میشود (۱۶). ورزش از مهمترین محرکهای ترشح کورتیزول است. پاسخ کورتیزول به تمرین تابعی از شدت و مدت تمرین است (۲۹). تحریک محور هیپوتالاموس، هیپوفیز، آدرنال از هیپوفیز مهمترین عامل ترشح کورتیزول است (۵۷). هنگام فعالیتهای بدنی محور هیپوتالاموس، هیپوفیز، آدرنال فعال میشود و ترشح کورتیزول افزایش مییابد (۵۲). فرآوردههای ناشی ازمتابولیسم بیهوازی مانند تجمع لاکتات، افتPH و هیپوکسی از محرکهای محور هیپوتالاموس، هیپوفیز و آدرنال هستند. پس از ورزش شدید و شنیدن موسیقی تند سطوح پلاسمایی کورتیزول بیشتر از مقادیر به دست آمده بههنگام گوش دادن به موسیقی آرام بخش و یا عدم شنیدن موسیقی گزارش شدهاست (۶۱). با اجرای پروتکل بروس همراه با موسیقی تحریککنندهی امواج مغزی، مهیج، آرامشبخش، ترکیبی و بدون موسیقی تا حد واماندگی لاکتات خون به ترتیب به مقادیر۸۲/۱۰ ،۳۰/۱۱ ،۰۶/۱۰ ،۵۸/۱۱ و۲۲/۱۰ افزایش پیدا کرد. مقایسهی دو به دو بین انواع گروهها در این پژوهش بیانگر این است که میزان لاکتات خون در گروه موسیقی آرامش بخش نسبت به موسیقی ترکیبی ، مهیج و امواج مغزی بطور معنیداری کمتر و در گروه موسیقی امواج مغزی نسبت به موسیقی ترکیبی بطور معنیداری کمتر میباشد. نتایج حاصل از بررسی تفاوت بین میانگینهای هر دو گروه تحقیقی نشان میدهد که تفاوت معنیداری بین گروههای آزمایشی و کنترل وجود ندارد، بنابراین موسیقی تأثیری بر میزان پاکسازی لاکتات حین تمرین وامانده ساز ندارد. لیکن بین گروه های آزمایشی موسیقی امواج مغزی-آرامشبخش، امواج مغزی-ترکیبی، مهیج- آرامشبخش و آرامشبخش –ترکیبی تفاوت معناداری وجود دارد که نشان می دهد موسیقی های مهیج، تحریک کننده امواج مغزی و ترکیبی باعث افزایش سطوح پلاسمایی کورتیزول بیشتر نسبت به موسیقی آرامش بخش و یا عدم شنیدن به موسیقی شده است افزایش کورتیزول با کاهش مصرف انرژی توسط عضلات باعث افزایش اسید لاکتات خون هنگام گوش دادن به موسیقی های مهیج، تحریک کننده امواج مغزی و ترکیبی شده است. کوپلند و فرانکس (۱۹۹۱) اثرات قابل توجه موسیقی بر دوام و استقامت فعالیت بدنی روی تردمیل را گزارش نمودند. آنها سه گروه را مورد آزمایش قراردادند. برای گروه اول موسیقی تحریکی و برای گروه دوم موسیقی آرامبخش پخش کردند و گروه سوم گروه کنترل یا بدون موسیقی بود. نتایج تحقیق نشان داد، گروهی که به موسیقی آرام و کند گوش داده بودند استقامت بیشتری روی تردمیل بدلیل کاهش تجمع لاکتات داشتند. باروود و همکارانش (۲۰۰۹) گزارش کردند در شرایط مداخلهی انگیزاننده شرکت کنندگان حین دویدن روی نوارگردان، مسافت بیشتری را طی کردند و میزان تجمع لاکتات کمتری داشتند (۲۳).
۵-۲-۲- میزان ضربان قلب
همچنین نتایج بدست آمده از تحلیل آماری نشان داد با اجرای پروتکل بروس همراه با موسیقی مهیج، آرامش بخش،امواج مغزی، ترکیبی و بدون موسیقی تا حد واماندگی میزان ضربان قلب که به ترتیب به مقادیر ۱۸۴،۱۸۵/۹، ۱۸۶/۳۰،۱۸۷/۹ و ۱۸۵/۵۰ افزایش پیدا کرد، بین گروهها تفاوت معنیداری وجود ندارد. احتمالا نبود تفاوت معنیداری در این پژوهش ممکن است بدلیل تفاوتها ناشی از اختلاف در نوع موسیقی، نوع پروتکل فعالیت ورزشی و شرایط شرکتکنندگان (سن و جنس و…) باشد. بنابراین نوع موسیقی در اجرای آزمون در این پژوهش تأثیری بر میزان ضربان قلب ندارد.
۵-۲-۳- زمان فعالیت
موسیقی آرامشبخش ممکن است فعالیت عضلانی بههنگام تمرین را کاهش دهد، اما موسیقی مهیج موجب افزایش زمان دویدن و تأخیر در خستگی میشود. این نوع موسیقی از راه تغییر انگیزش روانی و حرکتی دستگاه عصبی مرکزی را تحریک میکند (۶۳) و فعال سازی دستگاه عصبی پاراسمپاتیک را کاهش میدهد (۴۳). ازاینرو، عاملی نیروزاست و نقش روان افزایی دارد (۶۳). بنابراین، انگیزهی فرد در انجام تمرین را افزایش میدهد واین اجازه را به او میدهد که برای مدت زمان بیشتری به فعالیت بپردازد (۱۹). همچنین گزارشهای بدست آمده از تحلیل آماری نشان داد با اجرای پروتکل بروس همراه با موسیقی مهیج، آرامش بخش،امواج مغزی، ترکیبی و بدون موسیقی تا حد واماندگی زمان فعالیت به ترتیب به مقادیر ۰۱/۹، ۳۶/۸،۹۱/۸، ۹۵/۹ و ۲۷/۸ افزایش پیدا کرد، مقایسهی دو به دو بین انواع گروهها بیانگر این است که میزان زمان فعالیت در گروه موسیقی امواج مغزی نسبت به موسیقی آرامش بخش و کنترل بیشتر و نسبت به کنترل کمتر و در گروه موسیقی مهیج نسبت به موسیقی آرامبخش و کنترل بیشتر ودر گروه موسیقی ترکیبی نسبت به موسیقی آرامشبخش و کنترل بطور معنیداری بیشتر است. و این معنی داری شاید به علت تاثیر موسیقی بر سیستم لیمبیک و افزایش هیجان و انگیزش و کاهش درک فشار کار و افزایش مصرف انرژی توسط عضلات از طریق تعدیل سیسستم سمپاتیک باشد که این باعث میشود فرد با مدت زمان بیشتری به فعالیت بپردازد. کوپلند و فرانکس (۱۹۹۱) اثرات قابل توجه موسیقی بر دوام و استقامت فعالیت بدنی روی تردمیل را گزارش نمودند. آنها سه گروه را مورد آزمایش قراردادند. برای گروه اول موسیقی تحریکی و برای گروه دوم موسیقی آرامبخش پخش کردند و گروه سوم گروه کنترل یا بدون موسیقی بود. نتایج تحقیق نشان داد، گروهی که به موسیقی آرام و کند گوش داده بودند استقامت بیشتری روی تردمیل داشتند.
۵-۲-۴- میزان حداکثر اکسیژن مصرفی
اکسیژن مصرفی بیشینه VO2max مقدار بیشینه اکسیژنی است که فرد میتواند حین ورزش یا فعالیتبدنی برداشت و مصرف نماید که به عملکرد دستگاههای تنفسی، قلبی ـ عروقی وعضلانی یا بهطور کلی به کارایی دستگاه انتقال اکسیژن بستگی دارد. محرکهای حسی و ذهنی(مانند موسیقی) میتوانند عملکرد سیستم عصبی خودمختار را تحت تأثیر قرار دهند. از سوی دیگر مشخص شده، سیستم عصبی خودمختار، بر دستگاه قلب و عروق و سیستم ایمنی تأثیر بسیار میگذارد. در واقع موسیقی تند و محرک، سبب افزایش سطح فعالیت سیستم عصبی سمپاتیک میشود (۱۰). پژوهشها نشان دادند که موسیقی موجب میشود افراد آرامتر شوند، میزان تنش عضلانی کاهش یابد، در نتیجه موجب افزایش جریان خون به سمت عضلات و بهتبع آن، افزایش کارایی دستگاه متابولیکی و سوق دادن دستگاه سوختوساز به سمت افزایش کارایی یا اقتصاد دستگاههای انرژی و دفع لاکتات و کاهش تولید آن شود (۱۰). همچنین گزارشهای بدست آمده از تحلیل آماری در این پژوهش نشان داد با اجرای پروتکل بروس همراه با موسیقی مهیج، آرامش بخش،امواج مغزی، ترکیبی و بدون موسیقی تا حد واماندگی حداکثر اکسیژن مصرفی به ترتیب به مقادیر ۰۵/۳۵،۰۵/۳۳، ۹۷/۳۴، ۰۸/۳۷ و ۷/۳۲ افزایش پیدا کرد، مقایسهی دو به دو بین انواع گروهها بیانگر این است که میزان حداکثر اکسیژن مصرفی در گروه موسیقی ترکیبی نسبت به موسیقی مهیج، آرامش بخش،امواج مغزی و بدون موسیقی بطور معنیداری بیشتر، در گروه موسیقی امواج مغزی نسبت به موسیقی آرامشبخش و کنترل بیشتر، در گروه موسیقی مهیج نسبت به موسیقی آرامشبخش و کنترل بیشتر است. بنابراین پخش موسیقی در حین اجرای ورزشی در این پژوهش ممکن است بدلیل تحریک اعصاب سمپاتیک و افزایش زمان فعالیت از طریق کاهش احساس خستگی و افزایش جریان خون به سمت عضلات، باعث افزایش حداکثر اکسیژن مصرفی نسبت به گروه بدون موسیقی باشد. بیرن بام و همکارانش (۲۰۰۹) گزارش کردند گوش دادن به موسیقی تند موجب افزایش معنیداری در اکسیژن مصرفی، برونده قلبی، حجم ضربهای، تواتر تنفسی و میزان تهویه شد. اما تفاوتها در اختلاف اکسیژن خون سرخرگی و سیاهرگی و فشار خون سیستولیک و دیاستولیک معنیدار نبود (۱۰). کوک (۲۰۰۹) در یک مطالعهی مروری بر تاثیر موسیقی بر اجرای ورزشکاران پرداخت. وی اشاره کرد بهطور کلی موسیقی میتواند اثرات مثبت فیزیولوژیکی(ضربان قلب، فشار خون، دمای بدن)، روانی(شاخص درک فشار) و حتی عملکردی (دو ۴۰۰ متر، قدرت ایستا، میزان استقامت و ظرفیت هوازی) داشته باشد. بهعلاوه به نظر میرسد موسیقی تند و کند هر کدام تاثیرهای متفاوتی را روی اجرا داشته باشند. از اینرو انتخاب صحیح نوع موسیقی بسیار مهم است. بهعنوان نمونه موسیقی تند موجب انگیزش و موسیقی کند موجب آرامش افراد میشود. تیو و همکارانش (۲۰۱۰) در بررسی تأثیر موسیقی بر پاسخهای قلبی- تنفسی گزارش کردند موسیقی موجب کاهش معنیداری در شاخص درک فشار کار و افزایش معنیداری در ضربان قلب، میزان تهویه، اکسیژن مصرفی و تهویهی دقیقهای شد.
۵-۲-۵- میزان درک فشار کار
ترکیب عوامل روانشناختی و فیزیولوژیکی میزان درک فشار را به هنگام پردازش اطلاعات موازی متأثر می کند. اطلاعات حسی و تحریکی به موازات یکدیگر و به صورت نیمه هوشیار پردازش میشود (۵۳). بنابراین، اطلاعات حسی مانند احساس توانمندی، یا اطلاعات تحریکی مانند تشویق و نگرانی ناشی از کار بدنی سنگین بر میزان درک فشار تأثیر دارد. همچنین، بههنگام ورزش باشدت پایین، علایم خارجی مانند موسیقی ممکن است بسیار اثرگذارتر باشد. پژوهشگران کاهش معنیداری را در میزان درک فشار با شنیدن موسیقی بههنگام ورزش باشدت متوسط گزارش کردند و نتیجه گرفتند تأثیر موسیقی بر میزان درک فشار وابسته به بارکار است(۵۵). همچنین گزارشهای بدست آمده از تحلیل آماری در این پژوهش نشان داد با اجرای پروتکل بروس همراه با موسیقی مهیج، آرامش بخش،امواج مغزی، ترکیبی و بدون موسیقی تا حد واماندگی درک فشار کار به ترتیب مقادیر ۸۹،۹۶ ،۹۰ ،۸۴ و ۹۷ بدست آمد. مقایسهی دو به دو بین انواع گروهها بیانگر این است که درک فشار کار بلافاصله بعد از اجرا در گروه موسیقی امواج مغزی نسبت به موسیقی آرامشبخش و کنترل کمتر و نسبت به ترکیبی بیشتر، در گروه موسیقی مهیج نسبت به موسیقی آرامشبخش و کنترل کمتر، در گروه موسیقی ترکیبی نسبت به موسیقی آرامشبخش و کنترل بطور معنیداری کمتر است. بنابراین کاهش درک فشار کار دراین پژوهش ممکن است بهاین علت باشد که موسیقی بههنگام ورزش بازخوردهای ناخوشایند از عوامل محیطی و مرکزی را به دستگاه عصبی مرکزی بلوکه میکند و همچنین شاید به علت تاثیر موسیقی بر سیستم لیمبیک و افزایش هیجان و انگیزش شود و به فرد این اجازه را میدهد که هنگام ورزش احساس آرامش کند. پو تیجر، شرودر و گوف (۲۰۰۰) اثرات انواع مختلفی از موسیقی سریع، جاز، آهسته، کلاسیک در مورد میزان درک فشار کار را در طی آزمون ارگومتر، مورد آزمایش قرار دادند. آنها ۵ گروه داشتند که ۴ گروه با موسیقی و ۱ گروه بدون موسیقی آزمون دوچرخه کارسنج را انجام میدادند. در طول آزمون، در هر یک از وضعیتهای موسیقی، میزان درک فشار کار هر ۴ گروه پایینتر ازگروه کنترل یا بدون موسیقی بود. چو(۲۰۰۹) پژوهشی در مورد تأثیر موسیقی درمانی بر حالات خلقی، میزان درک فشارکار و میزان مشارکت افراد ناتوان جسمی در ورزشهای توانبخشی بالاتنه، انجام داد و گزارش نمود که گوش دادن به موسیقی که خصوصیات ریتمی آن از الگوی مهارتهای فیزیکی پیروی مینماید، موجب بهبود حالات خلقی، کاهش درک فشارکار و افزایش مشارکت در برنامههای ورزشی میشود. تیو و همکارانش (۲۰۱۰) در بررسی تأثیر موسیقی بر پاسخهای قلبی_ تنفسی گزارش کردند موسیقی موجب کاهش معنیداری در شاخص درک فشار کار و افزایش معنیداری در ضربان قلب، میزان تهویه، اکسیژن مصرفی و تهویهی دقیقهای شد.
۵-۲-۶- میزان درک خستگی
کاهش درک خستگی هنگام تمرین همراه با گوش دادن به موسیقی، ناشی از محدود شدن ظرفیت پردازش اطلاعات مربوط است، که بر این اساس، شنیدن موسیقی، افراد را از توجه همزمان به احساس خستگی هنگام تمرین باز میدارد. این مدل به عنوان مدل پردازش اطلاعات موازی شناخته شدهاست. بر طبق تئوری باریکی ادراکی استربروک توجه به آهنگ و موسیقی یا هر محرک دیگر، از توجه همزمان به عواملی نظیر خستگی جلوگیری مینماید. بنابراین میتوان انتظار داشت گوش دادن به موسیقی، همزمان با انجام تکلیف، توجه به خستگی را کاهش میدهد و در نهایت منجر به بهبود اجرا و عملکرد ورزشی میشود (۶). گزارشهای بدست آمده از تحلیل آماری در این پژوهش نشان داد با اجرای پروتکل بروس همراه با موسیقی مهیج، آرامش

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.
Copyright © All rights reserved. | Newsphere by AF themes.