ژانویه 21, 2021

تحقیق دانشگاهی – تاثیر مصرف سالیسیلیک اسید و کودهای زیستی بر عملکرد و اجزاء عملکرد نخود در شرایط آبیاری …

1 min read

گلدهی از مراحل حساس در تعیین طول دوره گلدهی نخود است. نتایج این بررسی حاکی از تاثیر باکتری، تنش و سالیسیلیک اسید بر مراحل فنولوژیک شامل طول دوره گلدهی و تعداد روز تا رسیدگی بود. بهامین (۱۳۹۰) بیان کرد که باکتریهای سودوموناس و آزوسپیریلیوم موجب به تأخیر افتادن گلدهی گیاهانی همچون آفتابگردان، لوبیا و نخود شد. پور نجف (۱۳۸۵) بیان کرد که باکتری ریزوبیوم منجر به تاخیر افتادن گلدهی گیاه نخود نسبت به تیمار شاهد شده است. اهمیت این اثر به این دلیل است که به گیاه فرصت رشد بیشتری برای فتوسنتز و تولید ماده خشک داده و گیاه میتواند با عملکرد مناسبی از ماده خشک به فاز گلدهی و دانه بستن برود. پور نجف (۱۳۸۵) بیان کرد که باکتری ریزوبیوم منجر به تاخیر در تعداد روز تا رسیدگی گیاه نخود نسبت به تیمار شاهد شده است. افزایش این صفت به گیاه فرصت کافی داده که دانه های سنگینتری را تولید کرده و عملکرد خود را افزایش دهد. بهامین (۱۳۹۰) بیان کرد که باکتریهای سودوموناس و آزوسپیریلیوم موجب به تأخیر افتادن تعداد روز تا رسیدگی گیاهانی همچون آفتابگردان، لوبیا و نخود شد. افزایش تعداد روز تا رسیدگی میتواند به دلیل افزایش فرصت برای دریافت آب و مواد غذایی برای دانه، در نهایت منجر به افزایش عملکرد دانه خواهد شد.
نتایج این بررسی نشان دهندهی تاثیر تنش، سالیسیلیک اسید و باکتری بر عملکرد و اجزاء عملکرد بود. ولی زاده (۱۳۹۰) کاهش ماده خشک تحت تأثیر افزایش شدت تنش را گزارش کرد. مرادی و همکاران (۱۳۸۷) با بررسی ماش (رقم پرتو) در شرایط تنشهای شدید و خفیف خشکی در مراحل رشد رویشی و زایشی گزارش کردند که اثر تنش خشکی بر ماده خشک کل گیاه در مرحله رویشی بیش از زایشی بود و تیمارهای تنش شدید در رشد رویشی و زایشی، به ترتیب باعث کاهش ۹ و ۴۹ درصدی عملکرد دانه نسبت به تیمار شاهد گردید. کارمی و همکاران (۲۰۰۶) در بررسی سطوح مختلف آبیاری و تراکم بوته بر عملکرد سورگوم علوفهای دریافتند که آبیاری اثر معنیداری بر میزان ماده خشک سورگوم در هر دو چین داشته است و با افزایش مقدار آبیاری از ۲۰ به ۱۸۰ میلیمتر عملکرد ماده خشک افزایش معنیداری نشان داد. راهنما (۱۳۸۲) در بررسی و ارزیابی سه ساله میزان مقاومت به خشکی و تاثیر آن بر عملکرد ارزن علوفه‌ای نوتریفید در خوزستان اظهار داشت که با افزایش تنش آب، میزان عملکرد علوفه به طور معنی‌داری کاهش یافت.
باقلانی و همکاران (۱۳۸۷) بیان کرد که تنش خشکی تأثیر معنیداری بر تعداد غلاف در بوته لوبیا داشته است. این محققان بیان کردند که بیشترین تعداد غلاف در بوته مربوط به تیمار شاهد تنش بود. به طور کلی در شرایط آبیاری کامل، گیاه گیاه از دوره گلدهی طولانی تری برخوردار بوده و تولید گل و نیام در محدوده زمانی بیشتری صورت میگیرد. به علاوه به علت استفاده مطلوب تر گیاهان از منابع موجود، تعداد گل هایی که به نیام تبدیل میشوند، بیشتر است (چایی چی و همکاران، ۱۳۸۲).
ضرابی و همکاران (۱۳۸۹) به کاهش وزن دانه در شرایط تنش خشکی اشاره نمودند. رحبا و آپرتی (۱۹۹۸) بیان میکنند که تنش رطوبتی در ذرت باعث کاهش وزن هزار دانه و عملکرد خواهد شد. نجات و همکاران (۲۰۰۹) اذعان میکنند که وزن هزار دانه ذرت در شرایط تنش رطوبتی در مرحله گلدهی ۱۹ درصد کاهش مییابد. آخرین جزیی از عملکرد که به شدت تحت تأثیر شرایط انتهایی زمان رسیدگی قرار میگیرد وزن هزار دانه میباشد. ولی زاده (۱۳۹۰) کاهش وزن صد دانه ماش تحت تأثیر تنش خشکی را گزارش کرد. شکاری (۱۳۸۵) اعلام نمود در مرحله گل دهی به دلیل این که تنش آبی موجب میشود طول دوره تشکیل اندامهای زایشی برای غلافهای ایجاد شده در پایین ساقه گیاه لوبیا چشم بلبلی طولانی و برای غلافهای تشکیل شده در بالای ساقه، کوتاهتر باشد، روی وزن نهایی دانهها تاثیر گذاشته و باعث کاهش وزن ۱۰۰ دانه میگردد. همچنین به نظر میرسد که تنش کمبود آب در مرحله دانهبندی سبب سقط جنین در بعضی از کپسولها شده که در نتیجه باعث ریزش آنها و کاهش وزن دانه در بوته میگردد. تحتشرایطتنشخشکی، کاهشوزندانه گزارششدهاست (الباراک، ۲۰۰۶). اقبال و همکاران (۲۰۰۸) و جونسکرا و همکاران (۲۰۰۶) درآزمایشهایجداگانهنیزکاهشوزندانهراباافزایششدتتنشرطوبتیگزارشکردهاند. ماندال و همکاران(۲۰۰۶) بیان داشتند که کاهش عملکرد محصول در شرایط محدودیت آبیاری در ارتباط با بسته شدن روزنه ها و کاهش سرعت و مقدار فتوسنتز و در پی آن کاهش وزن هزار دانه است.
مومنی (۱۳۹۰) بیان کرد که تنش خشکی وزن هزار دانه ذرت را کاهش داد. بیشترین وزن هزار دانه مربوط به تیمار شاهد و کمترین آن مربوط به تیمار قطع آبیاری در مرحله زایشی بود که با تیمار قطع آبیاری در مرحله رویشی تفاوت معنی داری نداشت. تنش خشکی باعث کاهش وزن هزار دانه در مرحله رویشی به میزان ۱/۲ درصد و در مرحله زایشی به میزان ۷/۲ درصد نسبت به شاهد شد. تنش خشکی خصوصاً بعد از ورود گیاه به مرحله زایشی، به رشد و عملکرد گیاه آسیب زیادی میرساند به ویژه اگر با دمای زیاد همراه باشد، موجب تسریع پیری، کاهش دوره پر شدن دانه ها و وزن دانه می گردد که کاهش عملکرد دانه را در بر دارد. امام و زواره (۱۳۸۴) دلیل کاهش وزن هزار دانه را این گونه توجیه میکنند که اغلب گیاهان زراعی دآن های به کمبود رطوبت خاک در طی مرحله رشد زایشی حساسند، زیرا در این زمان تعداد دانه و وزن آن در حال شکل گیری است و لذا خشکی در هر مرحله از رشد زایشی ممکن است به کاهش وزن هزار دانه و عملکرد دانه منجر شود. به نظر می رسد تنش خشکی به خصوص در مرحله رشد زایشی با ایجاد پوکی باعث سبک شدن دانه ها و کاهش وزن آنها شود. همچنین کاهش جذب آب و املاح و فتوسنتز برگ در شرایط تنش میتواند از عوامل دیگر کاهش وزن هزار دانه باشد.
ما و همکاران (۲۰۰۱)مشاهدهنمودندکهکمبود رطوبتدرطولدورهگلدهی،حتیاگردرمرحلۀتشکیل دانه(کهمرحلهایپسازمرحلۀگلدهیمیباشد)آبیاری انجامشودمیزانعملکردگیاهراازطریقکاهشتعداد غلافدربوتهکاهشداد.پاندیوهمکاران(۱۹۸۴)اظهارداشتندتعداد غلافدربوتهبیشازسایراجزایعملکردازتنش رطوبتیآسیبمیپذیرد.ولی زاده (۱۳۹۰) کاهش تعداد غلاف ماش با افزایش شدت تنش خشکی را گزارش کرد. تورنر و همکاران (۲۰۰۱) نشان دادند که در نواحی مدیترانه دوره پر شدن دانه نخود با خشکی آخر فصل برخورد میکند و تبادل گازی غلاف تحت تأثیر خشکی آخر فصل قرار میگیرد و میزان فتوسنتز و پتانسیل آب برگ کاهش مییابد و از میزان غلاف بارور کاسته میشود.
تنش خشکی در مرحله زایشی از طریق نمو غیر طبیعی کیسه جنینی، عقیمی دانه گرده و کاهش تعداد دانه بارور میتواند موجب کاهش شدید عملکرد شود (باقلانی و همکاران، ۱۳۸۷). اما وقوع تنش خشکی در مرحله رویشی نیز توسط برخی محققین مورد بررسی قرار گرفته است و به اعتقاد آنها اگر چه مرحله رشد رویشی اهمیت کمتری نسبت به مرحله زایشی در بروز اثرات تنش روی عملکرد و اجزای عملکرد دارد، اما از آن جا که تنش در این مرحله بر گسترش سطح برگ، توسعه ساقه، میزان فتوسنتز، ظهور برگ، ظهور گل تاجی، ابریشم دهی بلال و میزان تجمع مواد در اندام گیاهی تاثیر دارد دارای اهمیت زیادی است (مومنی، ۱۳۹۰).
قاسمی گعذانی و همکاران (۱۳۷۶) گزارش نمودند که تنش کمبود آب عملکرد دانه نخود را کاهش میدهد که این کاهش به علت اثرات منفی بر روی سطح برگ، فتوسنتز، پوشش گیاهی، سرعت رشد محصول و درصد غلاف بارور میباشد. سینکیوهمکاران (۲۰۰۷)گزارشکردند کهبیشترینکاهشعملکرددانهتحتتأثیرتنشآبیدرمراحلطویلشدنساقه و گلدهیتاحدزیادیبهدلیلکاهشتعداداندامهای زایشیدرگیاهودر طینمودانهبواسطهکاهشاندازهدانهایجادمیشودوجبرانکمیازطریقوزندانهوقتیتنشآبیقبلاز گلدهیاتفاقافتاد،صورتمیگیرد.
پور نجف (۱۳۸۵) بیان داشت که باکتریهای محرک رشد تأثیر معنیداری بر تعداد نیام در بوته نخود داشته است و باکتری ریزوبیوم منجر به افزایش تعداد غلاف در بوته نسبت به تیمار شاهد شده است. صیادی و همکاران (۱۳۹۱) بیان کردند که باکتری آزوسپیریلیوم موجب افزایش معنیدار تعداد غلاف تشکیل شده گیاه ماش شده است. از آنجا که تعداد نیام در بوته یکی از فاکتورهای مرتبط با عملکرد می‌باشد هر عاملی که باعث افزایش عملکرد دانه ‌شود روی این فاکتور نیز تأثیر میگذارد. شکوه فر و همکاران (۱۳۸۷) افزایش تعداد غلاف در سویا تحت تأثیر تلقیح بذر با باکتری را گزارش کردند. یکی از دلایل احتمالی افزایش تعداد نیام در بوته در حالت تلقیح بذر با کود بیولوژیک احتمالا به دلیل افزایش تعداد شاخه در بوته در گیاهان تحت تاثیر این تیمار بوده است.شکوه فر و همکاران (۱۳۸۷) افزایش تعداد دانه در بوته سویا تحت تأثیر تلقیح بذر با باکتری را گزارش کردند. تعداد دانه در واقع ظرفیت مخزن گیاه را مشخص میکند. تعداد دانه بیشتر در بوته باعث میگردد مواد فتوسنتزی تولید شده بیشتری نیز ذخیره و عملکرد افزایش یابد (چراغی و همکاران، ۱۳۹۰).
ولی زاده (۱۳۹۰) بیان کرد که عملکرد دانه ماش تحت تأثیر افزایش شدت تنش خشکی کاهش یافت. این محقق بیان کرد که در منطقه دزفول در تیمار عدم تنش آبی حداکثر عملکرد دانه ماش بهمقدار ۳۲۸۰ کیلوگرم در هکتار به دست آمد. قاسمی گعذانی و همکاران (۱۳۷۶) گزارش نمودند که تنش کمبود آب عملکرد دانه نخود را کاهش میدهد که این کاهش به علت اثرات منفی بر روی سطح برگ، فتوسنتز، پوشش گیاهی، سرعت رشد محصول و درصد غلاف بارور میباشد. سینکیوهمکاران (۲۰۰۷)گزارشکردندکهبیشترینکاهشعملکرددانهتحتتأثیرتنشآبیدرمراحلطویلشدنساقه و گلدهیتاحدزیادیبهدلیلکاهشتعداداندامهای زایشیدرگیاهودر طینمودانهبواسطهکاهشاندازهدانهایجادمیشودوجبرانکمیازطریقوزندانهوقتیتنشآبیقبلاز گلدهیاتفاقافتاد،صورتمیگیرد .
بررسی عموآقایی و همکاران (۱۳۸۲) نشان داد که آغشته کردن بذور گندم با کود بیولوژیک آزوسپیریلوم وزن خشک ساقه را به طور متوسط ۳/۱۲ درصد در مقایسه با شاهد افزایش داده است. برخی پژوهشگران اعتقاد دارند که تأثیر هورمونی القاء شده در گیاه توسط این باکتری به طور مستقیم موجب تغییرات مشخص در مورفولوژی ساقه، نظیر افزایش قطر ساقه شده است. با افزایش قطر ساقه می‌توان انتظار داشت که وزن ساقه نیز بیشتر شود. برخی محققین نیز اعتقاد دارند که افزایش رشد ریشه زمینه دستیابی به آب و عناصر غذایی را بیشتر کرده و در نتیجه رشد بخش هوایی از جمله ساقه افزایش می‌یابد. اسلام و همکاران (۲۰۰۶) نشان دادند که بالاترین وزن خشک ساقه لوبیا در ۳۰ روز پس از کاشت در تیمار دارای کود بیولوژیک برادیرایزوبیوم به میزان ۴۲/۰ به دست آمد که دارای اختلاف معنی داری از لحاظ آماری نسبت به تیمار عدم کاربرد کود بیولوژیک بود.
نتایج این بررسی نشان داد که باکتری تاثیر معنی داری بر وزن صد دانه نداشت، ولی وزن صد دانه در حالت تلقیح با باکتری افزایش یافت. دادنیا و همکاران (۱۳۷۹) افزایش وزن هزار دانه لوبیا با تلقیح بذور توسط کود باکتریهای محرک رشد را گزارش کردند. رجایی و همکاران (۱۳۸۶) نشان دادند که تلقیح سویههای مختلف ازتوباکتر کروکوکوم بر وزن هزار دانه گندم تاثیر معنیداری داشته و میانگین وزن هزار دانه تیمارهای باکتری نیز بیشتر از تیمار شاهد بوده است ولی بین تیمار شاهد و سایر تیمارهای بدون تلقیح باکتری اختلاف آماری معنیداری مشاهده نگردید. کاتو (۱۹۹۹)؛ کوماری و والارماسی (۱۹۹۸) اظهار داشتند که دانههای با وزن بالاتر، از سرعت پر شدن بالاتری نسبت به دانههای با وزن کمتر برخوردار میباشند. احتمالا باکتریهای محرک رشد از طریق تولید نیتروژن برای گیاه موجب پر شدن و افزایش وزن دانه شده اند.
پور نجف (۱۳۸۵) بیان کرد که باکتریهای محرک رشد و کود نیتروژن تأثیر معنیداری بر عملکرد دانه نخود داشته اند. شیری آذر و همکاران (۱۳۹۱) بیان کردند که باکتری تأثیر معنیداری بر عملکرد دانه ماش داشته است. روستا و همکاران (۱۳۷۵) به نقل از محققان دیگر بیان کردند که تلقیح بذر سویا با باکتریهای محرک رشد موجب افزایش عملکرد دانه شده است. شکوه فر و همکاران (۱۳۸۷) بیان کردند که کاربردباکتریموجبافزایشچشمگیریدرمیزانعملکرددانه سویا گردیدهواینبه خاطرافزایشنیتروژندرگیاهمیباشدکهمنجر به افزایشقسمتهایرویشیمیشودوداشتنعملکردمطلوبنتیجه رشدرویشیمناسباست. گزارش شده است که باکتریهای محرک رشد ممکن است ارتفاع گیاه و عملکرد را به واسطهی تولید فیتوهورمونها، افزایش دسترسی به مواد غذایی خاک، تسهیل جذب مواد غذایی توسط گیاه با کاهش جذب مواد غذایی مواد سنگین سمی و مقاومت در برابر بیماریها افزایش دهند. از طرفی فعالیت آنزیمی باکتریهای محرک رشد نقش مهمی در خصوصیات میکروبی، شیمیایی و فیزیکی خاک ایفا میکند که نهایتأ موجب افزایش رشد گیاه می شود (شوکت و همکاران، ۲۰۰۶). همزیستی موثر باکتری با گیاه لگوم علاوه بر تثبیت نیتروژن مولکولی و کاهش مصرف کودهای شیمیایی نیتروژنه افزایش عملکرد را نیز به دنبال خواهد داشت. اگر سیستم تثبیت نیتروژن فعال از طریق همزیستی در گیاه برقرار باشد، مصرف مقادیر بالای نیتروژن در افزایش عملکرد اثری ندارد (ساکسنا، ۱۹۸۰). در آزمایش حاضر احتمالا به همین دلیل چنین نتیجه ای به دست آمد.
صیادی و همکاران (۱۳۹۱) نیز بیان کردند که باکتری آزوسپیریلیوم موجب افزایش معنیدار ماده خشک گیاه ماش شده است. خلیل زاده و همکاران (۱۳۹۱) نیز افزایش معنیدار وزن خشک گیاه ماش با مصرف کودهای بیولوژیک را گزارش کردند. طاهرخانی و همکاران (۱۳۸۶) بیان کردند که از نظر عملکرد ماده خشک اندام هوایی لوبیا در سطوح مختلف کودی، بیشترین میزان مربوط به فاکتور تلقیح با باکتری های محرک رشد بوده که اختلاف آن با عدم تلقیح معنیدار بود. زاهیر و همکاران (۲۰۰۰) تولید اسیدانیدول -۳- استیک توسط سویههای مختلف باکتری‌های جنس ازتوباکتر و تولید اکسین و جیبرلیک اسید به وسیله‌ی باکتری Azospirllumlipofrom را به عامل افزایش رشد نسبت دادند. بررسی محققان مشخص کرد که تأثیر تلقیح بذر آفتابگردان با باکتریهای افزاینده و محرک رشد موجب افزایش هر چه بیشتر فعالیت آنزیم کاتالاز و میزان رنگ دانه های کلروفیل و کاروتن قبل و بعد از گلدهی در فرایند فتوسنتز و همچنین تولید انرژی و در نهایت بهبود رشد گیاه آفتابگردان در تیمار کود زیستی نسبت به تیمار شاهد شد (ماریوس و همکاران، ۲۰۰۵).
احمد و همکاران (۲۰۱۰) بیان کردند که افزایش عملکرد دانه آفتابگردان تحت تأثیر کودهای بیولوژیک تثبیت کننده ازت و فسفر ممکن است بدلیل افزایش فعالیت متابولیکی کودهای بیولوژیک (که باعث افزایش سرعت فتوسنتز خالص میشود) و همچنین تولید هورمون های محرک رشد توسط باکتری ها باشد که در نهایت موجب افزایش عملکرد شده است. همچنین گزارش شده است که باکتریهای محرک رشد ممکن است ارتفاع گیاه و عملکرد را بواسطهی تولید فیتوهورمون ها، افزایش دسترسی به مواد غذایی خاک، تسهیل جذب مواد غذایی توسط گیاه با کاهش جذب مواد غذایی مواد سنگین سمی و مقاومت در برابر بیماریها افزایش دهند. از طرفی فعالیت آنزیمی باکتری های محرک رشد نقش مهمی در خصوصیات میکروبی، شیمیایی و فیزیکی خاک ایفا می کند که نهایتأ موجب افزایش رشد گیاه میشود (شوکت و همکاران، ۲۰۰۶). همچنین فلاحی و همکاران (۱۳۸۸) بیان کردند که دربینتیماهایکود بیولوژیک موردبررسی،تنهاتیمار کودبیولوژیکنیتروکسینبرعملکردبذر بابونه آلمانی اثر معنیداریداشت. شریفی و حق نیا (۱۳۸۶) نیز نشاندادندحداکثرعملکرددانهگندمدرتیمارمصرفنیتروکسین با ۵/۱۵ درصدافزایشنسبتبهشاهدبهدستآمد. بررسی محققان مشخص کرد که تأثیر تلقیح بذر آفتابگردان با باکتری های افزاینده و محرک رشد موجب افزایش هر چه بیشتر فعالیت آنزیم کاتالاز و میزان رنگ دانه های کلروفیل و کاروتن قبل و بعد از گلدهی در فرایند فتوسنتز و همچنین تولید انرژی و در نهایت بهبود رشد گیاه آفتابگردان در تیمار کود زیستی (نیتروکسین) نسبت به سایر تیمارها به خصوص تیمار شاهد شد (ماریوس و همکاران، ۲۰۰۵).
باقلانی و همکاران (۱۳۸۷) کاهش وزن خشک ساقه لوبیا تحت تأثیر تنش خشکی را گزارش کرد. مومنی (۱۳۹۰) بیان کرد که قطع آبیاری در مراحل مختلف رشدی گیاه به طور معنی داری باعث کاهش وزن خشک ساقه ذرت شد. به طوری که بیشترین وزن خشک ساقه مربوط به تیمار شاهد و کمترین آن مربوط به قطع آبیاری در مرحله رویشی بود که از نظر آماری با قطع آبیاری در مرحله زایشی تفاوت معنیداری نداشت. گیاهانی که در معرض تنش خشکی در مرحله رویشی بودند ۴۵/۲۳ درصد و گیاهانی که در معرض تنش خشکی در مرحله زایشی بودند ۰۲/۱۶ درصد کاهش در وزن خشک ساقه در مقایسه با شاهد داشتند.
تنش رطوبتی با کاستن از جذب مواد غذایی و آب بر رشد و نمو تأثیر نموده، برگ ها کوچک، ارتفاع بوته ها کاهش و عملکرد محصول کاهش مییابد (افراته و همکاران، ۱۹۹۱). اورکت و نیلسون (۲۰۰۰) دلیل کاهش وزن خشک اندامهای هوایی در شرایط تنش خشکی را کاهش سطح برگ دانستند که باعث کاهش دریافت نور و میزان فتوسنتز میشود. ترلستکایا (۲۰۰۰) کاهش میزان فتوسنتز به علت بسته شدن روزنه ها تحت شرایط تنش خشکی را به عنوان یکی از عوامل مهم کاهش میزان تولید ماده خشک در گیاهان مطرح کرده اند. باقلانی و همکاران (۱۳۸۷) نیز کاهش وزن خشک برگ لوبیا تحت تأثیر تنش خشکی را گزارش کرد.
پیش تیمار کردن بذر با هورمون های رشد گیاهی نه تنها جوانه زنی و سرعت سبز شدن، بلکه رشد و عملکرد نهایی گیاه را تحت شرایط نرمال و تنش افزایش می دهد (احمد و همکاران، ۱۹۹۵). سنارانتا و همکاران (۲۰۰۳) بیان کردند اسید سالیسیلیک و استیل اسید سالیسیلیک به طور مؤثری گیاهان گوجه فرنگی و لوبیا را بر علیه تنش خشکی محافظت کردند که نهایتاً باعث افزایش رشد و عملکرد در این شرایط گردید. نتایج فوق به نقش اسید سالیسیلیک در تنظیم پاسخ به خشکی در گیاهان دلالت می کند و پیشنهاد می کند که اسید سالیسیلیک می تواند به عنوان یک تنظیم کنندهی رشد بالقوه برای بهبود رشد گیاه تحت تنش خشکی مورد استفاده واقع شود.
افزایش وزن دانه در نتیجهی پرایمینگ و محلول پاشی ممکن است به افزایش تولیدات فتوسنتزی نسبت داده شود که باعث تشکیل یک منبع ذخیره ای برای مقصد و افزایش گنجایش مخزن که منجر به افزایش وزن دانه و افزایش عملکرد میشود.همچنین پرایمینگ بذر باعث جوانه زنی سریعتر و تولید گیاهچه های قویتر می گردد و محلول پاشی نیز با افزایش رد بوته های ذرت گیاهان قوی تری تولید می کند که مسلماً این گیاهان دانه های بزرگتر با وزن بیشتری را تولید می نمایند. افزایش معنی دار وزن هزار دانه تحت تأثیر اسید سالیسیلیک با نتایج به دست آمده توسط سینگ (۱۹۹۰) در مورد لوبیا چشم بلبلی مشابه است. به نظر میرسد پرایمینگ و محلول پاشی با اسید سالیسیلیک با عدم تأثیر بر ارتفاع گیاه، باعث افزایش طول ریشه شده و زمینه لازم برای افزایش جذب آب و مواد غذایی را فراهم نموده و باعث افزایش فتوسنتز و در نتیجه مواد فتوسنتزی بیشتری را در جهت توسعهی اندام های زایشی اختصاص داده است و در نتیجه باعث افزایش وزن دانه شده است (جیرانی و همکاران، ۱۳۸۸).
دولت آبادیان و همکاران (۲۰۰۸) بیان کردند که سالیسیلیکاسید میتواندنقشمهمیدرایجادمقاومتبهتنشهایمحیطیایفا کند. سالیسیلیکاسید سببافزایشمقاومتبهشوریدرگیاهچههایگندم و همچنینسببایجاد تحمل به تنششوریدر دو لپهایها از جمله لوبیا و نخود نیز میگردد. سناراتنا و همکاران (۲۰۰۲) نتایج مشابهی از ایجاد مقاومت در گوجه فرنگی و لوبیا را در مقابل تنشهای گرما، سرما و خشکی توسط اسید سالیسیلیک گزارش کردند. گزارش گردیده که سالیسیلیک اسید (مشتق مشابه سالیسیلیک اسید) اثرات مهارکنندگی ناشی از تنش خشکی و شوری را در گندم کاهش میدهد (دات، ۱۹۹۸).
اثر سالیسیلیک اسید بر تنش وابسته به نقش آن در مهار اتیلن است. تحقیقات نشان داده که احتمالاً اسید سالیسیلیک از طریق اثر بر بیوسنتز اتیلن باعث مقاومت گیاه به تنش های محیطی می گردد (شاکیروا، ۲۰۰۳). گزارشات متعددی مبنی بر نقش اسید سالیسیلیک بر کاهش اثرات ناشی از تنش ها وجود دارد. از جمله اسید سالیسیلیک با اثر بر روی آنزیمهای آنتی اکسیدان مانند کاتالاز، سوپر اکسید دیسموتاز، پلی فنل اکسیداز، پراکسیدازها و متابولیت هایی مانند آسکوربیک اسید و گلوتاتیون، اثرات ناشی از تنش های خشکی، گرما و شوری را کاهش می دهد (الطیب، ۲۰۰۵). سنارانتا و همکاران (۲۰۰۲) نیز بیان کرد که اسید سالیسیلیک یک مولکول علامتی مهم برای میانجیگری پاسخهای گیاهان در برابر تنش های محیطی است.
کرونادو همکاران (۱۹۹۸) در تحقیقات خود گزارش نمودند که محلول پاشی سالیسیلیک اسید بر اندام هوایی گیاهان سویا به طور معنیداری رشد اندام هوایی این گیاهان را هم در شرایط گلخانه ای و هم در شرایط مزرعهای بهبود بخشید. بهبود پارامترهای رشد تحت تاثیر تیمار SA را میتوان بدلیل تاثیر سالیسیلیک اسید بر دستگاه فتوسنتزی و حفاظت از دستگاه فتوسنتزی، مقدار فتوسنتز، فعالیت آنزیم روبیسکو، مقدار رنگیزه های فتوسنتزی، هدایت روزنه ای و سیستم دفاع آنتی اکسیدانی دانست که درمطالعه های مختلف به آنها اشاره شده است (پوپوا و همکاران، ۲۰۰۹). تیمار گیاه ذرت با اسید سالیسیلیک، میزان تقسیم سلولی رأسی ریشه های اولیه را که منجر به افزایش رشد طولی میشود را زیاد میکند (شاکیروا و همکاران، ۲۰۰۳).
تحقیقات نشان داده است که احتمالاً اسید سالیسیلیک از طریق اثر بر بیوسنتز اتیلن باعث مقاومت گیاه نسبت به تنش های محیطی میشود (شاکیروا و همکاران، ۲۰۰۳). به نظر میرسد اسید سالیسیلیک با افزایش دادن مقاومت به تنش از طریق افزایش فعالیت آنزیمها برای مقابله با تنش عمل میکنند و این امر منجر به افزایش اجزاء عملکرد و به تبع آن افزایش عملکرد دانه میگردد.
احمد و همکاران (۱۹۹۵) بیان کردند که پیشتیماربذرباهورمونهاىرشدگیاهىمثل سالیسیلیک اسید نهتنهاجوانهزنیوشاخصسبز شدن،بلکهعملکردنهایىگیاهراتحتشرایطنرمالوتنشافزایشمیدهد. مجد و همکاران (۲۰۰۶) نشان دادند که وزنصددانهنخود رقمبیونیجدرگیاهانتیمارشدهباغلظت ۱/۰ میلیمولار سالیسیلیک اسید بطورمعنیداریافزایشیافتهاستواز ۱۷/۳۲ گرمدر گیاهانشاهدبه ۶۵/۳۴ گرم در گیاهان تیمار شده با سالیسیلیک اسیدرسیدهاست. در مطالعهای که توسط خوداری (۲۰۰۴) بر روی ذرت انجام گرفت مشخص شد محلول پاشی سالیسیلیک اسید موجب افزایش شاخص های رشد، مقدار رنگیزه و سرعت فتوسنتز می گردد.
گزارشهاییازاثراسید سالیسیلیکبرافزایشعملکرددربرخیازگیاهانمانند، سویا، لوبیا چشم بلبلی، و نخود فرنگی ارائه شده است (مجد و همکاران، ۲۰۰۶). سینگ و اوشا (۲۰۰۴) بیان کردند که بذور گندم تیمار شده با اسید سالیسیلیک (۳-۱ میلی مولار) محتوای رطوبتی بالاتری را در مقایسه با گیاهچه های تیمار نشده نشان دادند. شاکیروا و همکاران (۲۰۰۳) گزارش نمودند با کاربرد اسید سالیسیلیک در غلظت ۵/۰ میلی مولار تعداد دانه در ردیف بلال دانه در ذرت افزایش یافت.
شاکیروا و همکاران (۲۰۰۳) گزارش نمودند با کاربرد اسید سالیسیلیک در غلظت ۵/۰ میلی مولار تعداد دانه در ردیف بلال دانه در ذرت افزایش یافت. این افزایش میتواند به دلیل نقش اسید سالیسیلیک بر القای گلدهی باشد. همچنین بوته های قویتر در اثر محلول پاشی اسید سالیسیلیک بلالهای بزگتری را بوجود می آورند که دارای تعداد دانه در ردیف بیشتری هستند. مومنی (۱۳۹۰) گزارش کرد که تیمار پراپمینگ همراه با محلول پاشی توسط اسید سالیسیلیک در تنش خشکی بالاترین تعداد دانه در بلال را باعث شد که با تیمار پرایمینگ بذر با اسید سالیسیلیک تفاوت معنیداری نداشت این در حالی است که تیمار بدون پرایم کمترین تعداد دانه را داشت.
افزایش وزن دانه در نتیجهی پرایمینگ و محلول پاشی ممکن است به افزایش تولیدات فتوسنتزی نسبت داده شود که باعث تشکیل یک منبع ذخیره ای برای مقصد و افزایش گنجایش مخزن که منجر به افزایش وزن دانه و افزایش عملکرد میشود.همچنین پرایمینگ بذر باعث جوانه زنی سریعتر و تولید گیاهچه های قویتر میگردد و محلول پاشی نیز با افزایش رد بوته های ذرت گیاهان قوی تری تولید می کند که مسلماً این گیاهان دانه های بزرگتر با وزن بیشتری را تولید مینمایند (مومنی، ۱۳۹۰). مومنی (۱۳۹۰) افزایش وزن بذور ذرت تحت تأثیر سالیسیلیک اسید را گزارش کرد.
به نظر می رسد پرایمینگ و محلول پاشی با اسید سالیسیلیک در شرایط تنش باعث افزایش طول ریشه شده و زمینه لازم برای افزایش جذب آب و مواد غذایی را فراهم نموده و باعث افزایش فتوسنتز و در نتیجه مواد فتوسنتزی بیشتری را در جهت توسعهی اندامهای زایشی اختصاص داده است و در نتیجه باعث افزایش وزن دانه ذرت گردیده و به تبع افزایش وزن دانه، عملکرد دانه نیز افزایش مییابد (جیرانی و همکاران، ۱۳۸۸).
محققان بیان کردند که در شوری ۲ دسیزیمنس بر متر و با مصرف ۱ میلیمولار سالیسیلیک اسید، عملکرد دانه در متر مربع بهمقدار ۰۳/۸۶ گرم به دست آمد که ۴۷ درصد بیشتر از حالت عدم مصرف سالیسیلیک اسید در همین سطح شوری بود. همچنین در حالت عدم مصرف سالیسیلیک اسید بین سطوح مختلف شوری تفاوت معنیداری از لحاظ تأثیر بر عملکرد دانه وجود داشت. در شوری ۳ دسی زیمنس بر متر بین حالت مصرف و عدم مصرف سالیسیلیک اسید تفاوت معنیداری وجود نداشت، هرچند که مصرف سالیسیلیک اسید باعث افزایش عملکرد دانه شد (کرمی و همکاران، ۲۰۱۳).
در بررسی حاضر در حالت آبیاری تکمیلی درصد پروتئین دانه افزایش یافت. بررسیها نشان داده است که تنش خشکی در مراحل پایانی اثر معکوسی بر میزان پروتئین دانه دارد (شعبانی و همکاران، ۱۳۸۹). کاهش درصد پروتئین در شرایط تنش کمآبی در گیاهان علوفهای مختلف توسط پژوهشگران متعددی (نیلسن، ۲۰۰۴؛ کارمی و همکاران، ۲۰۰۶) گزارش گردیده است. علت کاهش درصد پروتئین خام را میتوان به تجزیه پروتئینها در شرایط تنش کمآبی و عدم سنتز مجدد آنها در این شرایط نسبت داد.
در بررسی حاضر در حالت تلقیح بذر با باکتری پروتئین دانه نسبت به تیمار شاهد افزایش یافت. بررسیها نیتروژن عنصر اصلی تشکیل دهنده ساختمان پروتئین است و با تثبیت بیولوژیک ازت توسط باکتریهای محرک رشد و انتقال آن به دانه، درصد پروتئین دانه افزایش مییابد. امیدی و همکاران (۱۳۸۸) بیان کردند که کودزیستینیتروکسین میتواندبافراهم سازیترکیبات،مواد هورمونیوویتامینهایمحلولدرآب،ایجادحالتهمکاری متقابلباسایرمیکروارگانیسمهاوتولیدترکیباتاولیهمؤثردر بیوسنتزگلوکوزیدهاوتجزیهآن هابهترکیباتثانویه مثل پروتئیننقشداشتهباشد. بحرانی و همکاران (۱۳۸۶) بیان کردند با توجه به اینکه ازتوباکتر و آزوسپیریلوم باکتری‌های تثبیت کننده نیتروژن هستند و این عنصر ماده اولیه تشکیل دهنده پروتئین است، احتمالاً یکی از دلایل افزایش درصد پروتئین با کاربرد باکتری‌های آزوسپیریلوم و ازتوباکتر، تثبیت نیتروژن توسط این باکتری‌ها می‌باشد.
یکی از اثرات سوء تنش بر روی گیاهان بر هم زدن تعادل عناصر غدایی آنها و تغییر کیفی پروتئینها میباشد (احمد و همکاران، ۱۹۹۵). نتایج بررسی مجد و همکاران (۲۰۰۶) نشان داد که مقدارپروتئیننخودرقمبیونیجدرگیاهانتحتتیماربیشازگیاهانشاهداستواز ۱۱۶ میلیگرمدرگرموزندانهگیاه شاهد به ۱۲۷ میلیگرمدرگرموزندانهگیاهتیمارشدهباغلظت ۷/۰ ازاسیدسالیسیلیکرسیدهاست.
۵-۲ نتیجه گیری
نتایج این بررسی نشان داد که اثر تنش بر تمام صفات مورد بررسی به غیر از طول دوره پر شدن دانه، وزن صد دانه و شاخص برداشت معنی‎دار بود. سالیسیلیک اسید نیز تاثیر معنیداری بر تمام صفات مورد بررسی به غیر از طول دوره پر شدن دانه، تعداد روز تا رسیدگی و شاخص برداشت داشت. باکتری‎های محرک رشد نیز تاثیر معنیداری بر تمام صفات مورد بررسی به غیر از طول دوره پر شدن دانه، طول دوره گلدهی و شاخص برداشت داشت. نتایج نشان داد که اثر سالیسیلسک اسید، تنش و باکتری بر پروتئین دانه معنی دار بود. در حالت تلقیح بذر با ازتوباکتر، مصرف سالیسیلیک اسید و آبیاری تکمیلی پروتئین دانه به مقدار ۳/۲۸ درصد به دست آمد که در مقایسه با تیمار عدم تلقیح بذر با باکتری، عدم مصرف سالیسیلیک اسید و شرایط دیم (پروتئین دانه به مقدار ۸/۱۹ درصد) معنی دار گردید. در حالت تلقیح بذر با ازتوباکتر، مصرف سالیسیلیک اسید و آبیاری تکمیلی عملکرد دانه به مقدار ۸۸۰ کیلوگرم در هکتار به دست آمد. در این تحقیق، اثرات متقابل سه گانه بر پروتئین دانه، عملکرد بیولوژیک و عملکرد دانه معنی‎دار گردید.
۵-۳ پیشنهادات
۱-انجام این پژوهش در مناطقی با اقلیم متفاوت.
۲- انجام این پژوهش در دو سال متوالی.
۳-استفاده از سالیسیلیک اسید به مقادیر مختلف و روش های مختلف در زمان های مختلف.
۴-اعمال تنش خشکی بر اساس روش تشتک تبخیر.
۵-اندازه گیری صفات فیزیولوژیک مرتبط با تنش.
منابع

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  fumi.ir  مراجعه نمایید.
Copyright © All rights reserved. | Newsphere by AF themes.