ژانویه 23, 2021

سیره پیامبرو اهل بیت (علیهم السلام) درآموزش قرآن- قسمت ۵

1 min read

علامه زرقانی در پاسخ به این استدلال چنین می گوید:
الف- این خبر مجهول الاصل و سندی نیز ندارد، بنابراین، نمی توان به آن عمل کرد.
ب- اگر این خبر درست بود، به طور تواتر نقل می شد، زیرا انگیزه های نقل آن زیاد است.
پ- این خبر، خود دلیل ضعف و سستی خود را به همراه دارد، زیرا اهل فارس از سلمان خواسته بودند که برایشان ترجمه سوره فاتحه الکتاب را بنویسد و او تنها ترجمه “بسم الله” را نوشت، و اگر ترجمه ممکن و جایز بود حتما به خواسته آنان عمل می کرد و گرنه کتمان کننده علم بود و کتمان علم مورد لعن است.
ت- حتی “بسم الله” نیز به طور کامل، ترجمه نشده زیرا در برابر کلمه “الرحمن” چیزی قرار نگرفته است.
ج- در خبر مذکور کم و زیادهایی که موجب “اضطراب” و “ردّ” آن است. چرا که این روایت به صورت دیگری نیز نقل شده که تا حدودی متفاوت است.[۷۰]
۴- بر اساس برخی روایات ابن مسعود وقتی به یک شخص عجم، قرآن، تعلیم می داد، از آنجا که او قادر به تلفظ کلمه “أثیم” نبود، ابن مسعود به وی گفت که به جای “طعام الاثیم” می تواند “طعام الفاجر” گوید
یا مثلا به جای کلمه “علیم” می شود “حکیم” خواند. گروهی، با استناد به این روایات، ترجمه قرآن را جایز دانسته اند.[۷۱]
۵- ابو عبدالله محمد بن اسماعیل بخاری در کتاب “الجامع الصحیح”، از ابو هریره روایت می کند که: “اهل کتاب، تورات را به زبان عبری می خواندند و آن را به عربی تفسیر می کردند”،[۷۲]گفتنی است ، اکثر موافقان ترجمه قرآن، معترفند به اینکه ترجمه قرآن، به صورت کاملا دقیق و به گونه گویا که حاکی از همه معانی و مقاصد قرآن کریم باشد. امری فوق العاده دشوار، بلکه “محال” می باشد.

آراء و نظرات مخالفان:

تئودور نولدکه [۷۳]اسلام شناس آلمانی می نویسد: تمدن و فرهنگ یونانی، هرگز جز با سطح زندگی مردم ایران، تماس نیافت، اما دین اسلام و آداب آن تا اعماق قلب ایرانیان نفوذ کرد.[۷۴]
ادوراد براون [۷۵]علت این تاثیر عظیم و منحصر به فرد قرآن و اسلام در زبان ایرانیان را در این نکته می داند که زبان عربی به نوعی خاص و بی مانند، یک مذهب بزرگ است. وی می گوید: برای ما کتاب مقدس، کتاب مقدس است ، خواه به زبان اصلی خوانده شود، یا به زبان خود ما، اما قرآن برای مسلمانان چنین نیست.در نظر آنان این قرآن عربی، عین گفته خداست …، از این رو، آن چنان که باید، نمی توان قرآن را به زبان دیگر ترجمه کرد، زیرا کسی که ترجمه می کند، اداراک خود را تعبیر و تفسیر می کند و گاه که در اصل مطلب، تغییر و تحولی وارد سازد.[۷۶]
از سخن نولدکه و براون، اشارات بسیار مهم و لطیفی را می توان دریافت. نولدکه در فرق میان اسلام با سایر فرهنگ ها، از جمله فرهنگ یونان، به این نکته اشاره می کند که اسلام با دلهای مردم، سروکار دارد و قلب آنان را نشانه رفته، چرا که قرآن با زبان دل و فطرت با آنان سخن می گوید و تناسب کاملی، میان ساختار لفظی قرآن، با درون و فطرت انسان، برقرار می باشد.
از این رو، یک مسلمان در هر نقطه از جهان و دارای هر نژاد و فرهنگ و زبان که باشد صمیمیت و انس فوق العاده با اسلام و قرآن پیدا می کند، ولو، معانی ظاهری و لغوی آیات و سوره ها را ندارند. و این ویژگی، تنها مختص قرآن می باشد. هیچ کدام از فرهنگ ها و ادیان نمی تواند، در مدت کوتاهی، در اعماق دل مردم در یک کشور بیگانه و با زبان و فرهنگ و قومیت بیگانه، نفوذ کند و از فرهنگ خود آنان به آنان نزدیک تر می شود.
بنا به گفته نولدکه، فرهنگ های غیر اسلامی- از جمله فرهنگ یونانی- در دوران برقراری روابط با ایرانیان، هرگز، جز با سطح زندگی مردم ایران، تماس نیافت و هرگز در دل آنان جای نگرفت. و این صرف یک اتفاق و یا قرارداد نمی تواند باشد، بلکه مربوط به زبان فرا ملی و جهان شمول قرآن می شود که مخاطب اصلی آن دلها و فطرت است، لذا تناسب و سنخیت خاصی، باید میان زبان قرآن و مخاطب اصلی آن (فطرت) برقرار باشد.
بعضی از مخالفان ترجمه قرآن، قرآن کریم را از جهات مختلف، ترجمه ناپذیرمی دانند:

از جهت اعجاز قرآن:

علمای علوم قرآنی و مفسران، برای عدم جواز جایگرینی ترجمه به جای قرآن، به آیاتی استدلال کرده از جمله:
“قل لئن اجتمعت الانس و الجن علی ان یأتوا بمثل هذا القرآن، لایأتون بمثله و لو کان بعضهم لبعض ظهیراً”[۷۷]
فخر رازی به این آیه برای عدم جواز قرائت ترجمه قرآن، در نماز استدلال می کند که اگر کلام منظوم به فارسی مثل قرآن بود، کلام خدا تکذیب می شدوی قرآنیت قران را وابسته به الفاظ آن می دانند و معتقداست که قرآن، فقط به زبان خودش قرآن و به زبان های دیگر، چیزی غیر از قرآن است.[۷۸]
قرآن، بر خلاف تورات و انجیل موجود، عین کلام الهی.است ترجمه و برگردان و جایگزین ساختن کلام بشری، به جای ان، همان اندازه غیر ممکن است که جایگزین کردن بشر به جای خدا و دست و پای مصنوعی به جای دست و پای طبیعی از طرفی ترجمه وقتی صحیح است که “مثل” متن اصلی باشد و وقتی خدا در مورد قرآن تحدی کرده که اگر جن و انس جمع شوند و دست به دست هم دهند تا مثل آن را بیاورند، هرگز نتوانند!
آوردن ترجمه مثل قرآن- چه عربی و چه در قالب سایر زبان ها- نیز امکان پذیر نیست، بلکه وقتی آوردن مثل قرآن به عربی، غیر ممکن باشد، به سایر زبان ها به طریق اولی، ناممکن خواهد بود.[۷۹]
سیوطی نیز، قرائت ترجمه شده به زبان عجمی را مطلقا جایز نمی داند. چرا که اعجازقران راازبین می برد[۸۰].
یکی از آیات مورد استناد وی، آیه ۱۰۳ سوره نحل می باشد:
“.. لسان الذی یلحدون الیه اعجمی و هذا لسان عربی مبین”.

از جهت جامعیت و احاطه بر کتاب پیشین:

قرآن، جامع تمام کتاب های پیشین و با حجم کم، محتوای همه آنها را دربر دارد و تنها کتابی است که به غیر خود، بی نیاز و برای یافتن ماهیت حقیقی کتاب های پیشین، باید به آن مراجعه کرد:
“انّ هذا القرآن یقص علی بنی اسرائیل اکثر الذی هم فیه یختلفون”[۸۱]
در تفسیر ابوالفتوح رازی آمده که پیامبر اکرم (ص) فرمودند: “خدا از آسمان، صد و چهار، کتاب فرستاد و از میان آنها، چهار کتاب، برگزید، و علوم صد کتاب دیگر را در آنها جمع کرد و آن تورات، انجیل، زبور و قرآن بود و آنگاه علوم و برکات و ثواب این چهار کتاب را نیز در یکی بنهاد و آن قرآن است.”[۸۲]
امام باقر (ع) در بیان این گفته پیامبر اکرم (ص) که فرمودند:
“اعطیت جوامع الکلم”.
فرمودند که منظور از “جوامع الکلم” قرآن است.[۸۳]
بدیهی، است هیچ ترجمه ای نمی تواند، جامع و حاوی مطالب کتاب های پیشین و بلکه همه کلمات و حکمت های هستی باشد، همچنان که، هیچ ترجمه ای نمی تواند، همچون قرآن، “مهیمن” بر دیگر کتب آسمانی و “فرقان” میان مطالب اصلی و تحریف ده کتاب های پیشین بوده باشد؛ زیرا، ترجمه، کم و بیش خود مستلزم تحریف و بیشترین تحریف ها را کتاب های آسمانی، از ناحیه ترجمه، دریافت کرده اند.[۸۴]

از جهت تعقلی بودن و “مفصل” بودن آیات قرآن:

ایاتی از قران بیانگر این مطلب است که در زبان قرآن (عربی مبین)، خصوصیتی وجود دارد که در ترجمه های آن، نمی تواند وجود داشته باشد و آن عمق و ماهیت غنی این زبان می باشد که کاملا مناسب و هم سنخ با تعقل و تدبر می باشد: “انا انزلناه قراناً عربیاً لعلکم تعقلون”[۸۵]
نزول قرآن به زبان عربی برای تعقل در آن لازم و ضروری و یکی از وجوهی است که قرآن در چنین قالب آسمانی قرار گرفته و نازل شده، که انسان ها در آن تعقل کنند.
از نظر علامه طباطبائی نیز، در آیه فوق ، دلالتی بر اینکه الفاظ این کتاب عزیز، از جهت تعین به استناد وحی و عربی بودن آن، دخالت در ضبط اسرار آیات و حقایق معارف وجود داردبه عبارت دیگردرحفظ وضبط ایات الهی دوچیزدخالت داردیکی اینکه لفظ ازمقوله لفظ است واگرمعانی الفاظ وحی میشدوالفاظ حاکی ازان معانی الفاظ رسول خدامی بودمثلا ماننداحادیث قدسی ان اسرارمحفوظ نمی مانددوم اینکه اگربه زبان عربی نازل نمی شدویانازل میشد وپیامبرانرا به لغت دیگری ترجمه میکردپاره ای ازان اسراربرعقول مردم مخفی می ماندودست تعقل وفهم بشربه انها نمی رسید..[۸۶]
از این بیان، چنین نتیجه گیری می شود که حتی برای تبلیغ معانی و حقایق قرآن نیز، ابتدا باید، الفاظ آن، تبلیغ شود و به گوش جهانیان رسانده شود، چرا که، الفاظ قرآن و ساختار خاص عربی آن در فهم معانی و تعقل در حقایق آن، کاملا موضوعیت دارد.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.
Copyright © All rights reserved. | Newsphere by AF themes.