ژانویه 23, 2021

سايت مقالات فارسی – سیره پیامبرو اهل بیت (علیهم السلام) درآموزش قرآن- قسمت ۹

1 min read

در این دیدگاه عربیّت قرآن، فدای «قرآن» بودن و «کلامالله» بودن آن میشود، و از آنجا که اصالت با بطون قرآن است، هدایتها و سقایتهای معرفتی قرآن، وابسته به دانستن ظهر و ظاهر عربی قرآن نیست، بلکه سالک با تزکیه نفس می تواند در حد وسع و استعدادش، قرآن را در اعماق قلبش حاکم کند و باطن خود را بصورت کلام خداوند بنماید ،[۱۴۶] در این دیدگاه، قرآن به این عالم تنزل کرده است تا مردم را از ظلمات طبیعت و نفسانیّت خارج کند و به نور معرفت و محبت بالا ببرد و باطن را منور به نور الهی و متحقٌق به آیات الهی بنماید. در این بینش، قرآن دارای زبانی خاص نیست و اگر بناست زبانی داشته باشد، آن زبان، همان «زبان فطرت» و «زبان ایمان» است .
در این دیدگاه قرآن «نامه محبوب» است و مٌحبّ عاشق، اگر چه مفاد آنرا نداند، با خواندن پیاپی آن، حبّ محبوب افزایش یافته و مفاد آنرا ازدرون، آنچنان تقریر میکند که به خواندن و شنیدن اغیار نیاید”[۱۴۷].

نظریه سوم: زبان قرآن، زبانی است ویژه و خاصّ خودِ قرآن:

در این دیدگاه ، زیربنای قرآن شناختی دیدگاه دوم کاملاً موجود است. این دیدگاه، قرآن را «کلامالله» (به تمام معنای آن) میداند که ویژگیها و خصوصیات خاص خود را دارد و با هیچ کلام و کتاب بشری قابل مقایسه و تشابه نیست. قرآن کلام است ولی کلام «ربّ العالمین» که در عین حال «بیان» و «بلاغی» برای همه طبقات بشری و همه مردمان از هر سنّ و هر زبان و قومی است. در این دیدگاه، قرآن مانند همه مخلوقات الهی بینظیر و خاص است و این بینظیری و خاص بودن هردو وجه «ظهر و بطن» قرآن را فرا گرفته است. یعنی همانگونه که این کلام ماهیتاً معجزه است، جهانی است و تک و خاص و در تمام اعصار بینظیر است، چون در قالب یک زبان ارائه شده است،زبان آنهم معجزه و خاص و جهانی و بینظیر است.
پیامبر اکرم (ص) میفرماید: «فضل القرآن علی سائر الکلام کفضل الله علی خلقه و ذلک انّه منه» یعنی برتری قرآن (که کلامالله است) بر دیگر کلامها مانند برتری خدا بر مخلوقات اوست چرا که قرآن از خداست. امام صادق (ع) نیز میفرماید:«انّ کلام الباری سبحانه لا یشبه کلام الخلق کما لا تشبه افعاله افعالهم» یعنی همانگونه که افعال بشری هیچ شباهتی به افعال الهی ندارد کلام خداوند باری تعالی نیز شباهتی با کلام بشر ندارد.»[۱۴۸]
امیر مومنان (ع) هشدار میدهد که در هیچ زمینهای نباید «کلامالله» را با «کلام بشر» مقایسه کرد و تذکر میدهند که کلام الله «کلامالله» است و نباید در هیچ زمینهای به کلام بشر تشبیه گردد: قال علی (ع): «هو کلامالله، وتأویله لا یشبه کلام البشر، کما لیس شیء من خلقه یشبهه، کذلک لا یشبه فعله تعالی من افعال البشر و لا یشبه شیء من کلامه بکلام البشر. فکلام الله تبارک و تعالی صفته و کلام البشر افعالهم فلا تشبه کلام الله بکلام البشر فتهلک و تضّل».[۱۴۹]
یعنی آن (قرآن) کلام خداست، و تأویل آن شباهتی با کلام بشری ندارد، همانگونه که هیچکدام از مخلوقات خدا شباهتی با خدا ندارند، به همان شکل خدا شباهتی با افعال بشر ندارد و کلامالله نیزشباهتی با کلام بشری ندارد چرا که کلام خدای تبارک و تعالی صفت اوست و کلام های بشر در زمره افعال آنهاست، مبادا که کلامالله را با کلام بشری شبیه بدانی که هلاک میشوی و گمراه میگردی.
این دیدگاه چون این کتاب و زبان آنرا جهانی میبیند، و فرهنگ و معارف آنرا «تجری کما تجری الشمس و القمر» میشناسد و فرهنگ خاصی هم برای این زبان قائل است، معتقد است، شناخت این فرهنگ است که در فهم این زبان کمک میکند، نه فرهنگ عصر نزول و عرب حجاز. در این دیدگاه، آنچه محور آشنایی با قرآن است، قرآنیّت و «بیان للناس» بودن این پدیده میباشد نه عربیّت آن.

نقد دیدگاه اول:

در دیدگاه اول، قرآن به عنوان یک پدیده زبانی که به زبان عربی تألیف شده، شناخته شده است که اولین قدم برای تدّبر و تعمّق در آن، شناخت زبان عربی و محاسن لفظی عربی میباشد و از آنجا که «لاخیر فی قراءۀِ لا تدّبر فیها» به عنوان یک اصل مطرح است، لذا تعلیم و تعلم قرآن هم بدون عربی دانی و مراجعه به تفاسیر و ترجمه چندان اهمیتی ندارد. چنانکه سیوطی در الاتقان آورده است: «عن ابن عباس قال…الذی یقرأ القرآنَ و لا یٌحسن تفسیرَه کالاعرابی یَهٌدٌّ الشعرهَذَّا» یعنی: کسی که قرآن میخواند و تفسیر آنرا بخوبی نمیداند، مانند عرب بادیه نشینی است که شعری را به تندی میخواند.[۱۵۰]
امثال این تفکر، در فرهنگ اسلامی، فروان به چشم میخورد چرا که عربیّت با قرآن و اسلام به عنوان دو جزء لا ینفک، همیشه مطرح بوده و هست، و همواره برای فهم قرآن، فهم زبان عربی توصیه میشود و یکی از عللی که درباره قدرت بالای اعراب صدر اسلام در فهم قرآن ذکر میکنند، عربیّت خالص آنها است، حال آنکه حقیقت چیز دیگری است.
یک عرب زبان در اینکه «وَالفَجر» به چه معنی است، قطعاً دچار تردید نمیشود ولی اینکه مراد از «والفجر» چیست و این «والفجر» به چه هدفی ذکر شده است و چه ربطی با «ولیال عشر» دارد و حال، این هر دو، چه رابطهای با «والشفع والوتر» دارند و نهایتاً همه اینها چه ربطی با «الم ترکیف فعل ربّک بعاد» دارند، برای یک عرب زبان یا عربی دان به صرف عرب بودن با عربی دانی چنین سوالاتی قابل حل نیست و به همین علت بوده است که بسیاری از اعراب عصر نزول قرآن، صریحاً به این حقیقت اشاره میکردهاند. در قرآن کریم چنین میخوانیم «و منهم مَن یستمع الیک قلوبهم مرض و الکافرون ماذا ارادالله بهذا مثلاً» و دیگر اینکه: کتاب فصّلت آیاته قراناً عربیاً لقوم یعلمون. بشیراً و نذیراً فاعرض اکثرهم لا یسمعون. و قالوا قٌلوبنا فی اکنّۀٍ ممّا تدعونا الیه و فی آذانِنا وقر و مِن بیننا و بینک حجاب».امثال این آیات، نشان میدهد که بسیاری از اطرافیان پیامبر اکرم(ص) بوده اند که قرآن را نمیفهمیدهاند و به مراد و منظور آن پی بردهاند، هرچند بنا به فرض، معنای مفردات و اصطلاحات آنرا هم میفهمیدهاند، لیکن به خاطر همین سوال اسلوب بیانی خاص و سبک ویژه و زبان خاص قرآن، در رسیدن به مراد کلامالله دچار مشکل بودهاند.
خداوند متعال خطاب به پیامبر اکرم(ص) میفرمایند:«ثم ان علینا بیانه» یعنی، قرآن را حتی برای پیامبر اکرم (ص) نیازمند بیان و تبیین میداند. در برهان زرکشی آمده است که: «قول عمربن خطاب للرسول :«یا رسول الله اِنَّک تاتینا بکلام من کلام العرب و ما نعرفه و نحن العرب حقاً» فقال رسول الله(ص): ان ربی علّمنی فتعلّمت و ادّبنی فتأدّبت [۱۵۱]
: عمر گفت: ای رسول خدا برای ما کلامی از کلام عرب آوردهای که ما آنرا نمیشناسیم [و نمیفهمیم] حال آنکه به حق، ما عرب هستیم! رسول خدا فرمود: «پروردگار من، مرا تعلیم کرده است و من [تعلیمات او را] آموختم و مرا ادب کرده است و من از ادب او متأثر شدم. (لذا برای فهم و معرفت این کلام تعلیم و تأدیب دیگری نیاز است که هم سنخ کلام الله است).
درتفسیر المیزان روایتی نقل شده که «عتبۀ بن ربیعه» از طرف قریش برای مجادله با پیامبر اکرم (ص) به نزد رسول خدا آمد و کلمات نامربوطی را بر زبان راند. در این هنگام رسول خدا پرسیدند که تمام شد!؟. عتبه جواب داد، آری. در این هنگام پیامبر اکرم (ص) خواندند:«بسم الله الرحمن الرحیم.حم.تنزیل من الرحمن الرحیم.کتاب فصّلت آیاته قرانأ عربیاً لقوم یعملون- تا آیه- فان اعرضوا فقل انذرتکم صاعقۀ عاد و ثمود».در این هنگام عتبه به سوی قریش بازگشت. گفتندآیا جوابی داد؟ گفت: قسم به آنکه کعبه را ساخت چیزی را از آنچه که او گفت، نفهمیدم، جز اینکه گفت: «انذرتکم صاعقۀ عاد و ثمود». قریش گفتند: وای بر تو، او با تو سخن گفت: و تو چیزی از کلام او نفهمیدی!؟ عتبه گفت: به خدا، چیزی نفهمیدم از آنچه گفت، مگر اینکه از صاعقهای سخن گفت.[۱۵۲]
از آنجا که همه شؤون قرآن و از جمله زبان آن خاص بوده و شباهتی با کلامهای بشری ندارد، نمیتوان از راه فهم و شناخت اسالیب کلام بشر آنرا فهمید. ملاصدرا میگوید: «ای بسا مرد ادیب و فصیح و دانا که آگاهی تمام بر علت لغت و فصاحت و توان کامل بر سبک مناظره و گفتگو داشته و راههای مختلف مجادله به طرف مقابل را از جهت علم کلام و غیر آن دانسته ولی با همه فصاحت و برتریاش در علم، حتی یک حرف از حروف قرآن را از آن جهت که قرآن است، نشنیده و یک کلمه از آنرا ادراک ننموده است.[۱۵۳]
اگر کسی برای فهم قرآن، به ابزار معمول در فهم کلام عربی، اتکا کند، به جای آنکه، به فهم کلام الله برسد، به «تفسیربه رأی» دچارمیگردد علامه طباطبایی مینویسدتفسیربه رای آن است که مفسر بر ابزار و وسائل معمولی که در فهم کلام عربی بکار میرود، بسنده کند، کلام خدا را بر کلام بشر قیاس کند و همان قواعد و اصول مقرره که در کشف معانی و مرادات قرآنی بکار میرود و در فهم اقاریر و شهادات استفاده میگردد، همان اصول و مقررات را در کشف مرادات قرآنی بکار بندد. بیانات قرآنی بر این منوال نیست و در افاده معانی عالیه خود بر این اصول و مقررات استوار نمیباشد»[۱۵۴].
؛«زبان وحی، با زبان قرآن بالخصوص، حکایت از آن دارد که قرآن، در افاده مقاصد خود روش بخصوصی دارد، جدا از روشهای معمولی از اصطلاحات خاصی استفاده میکند که صرفاً از جانب او باید استفسار و استیضاح گردد».[۱۵۵]
بنابراین، در دیدگاه اول، به خاص بودن همه جوانب قرآن از جمله زبان آن توجه نشده است و از اینکه این پدیده ویژه، زبانی ویژه و خاص هم دارد غفلت شده است. اینست که علیرغم صدها تفسیر و ترجمه از قرآن کریم، حضرت امام خمینی(ره) معتقدند که تا کنون هیچ تفسیری برای قرآن نوشته نشده است.(یعنی تا کنون کسی زبان خاص قرآن را درنیافته است): «…و لذا چهل سال قرآن شریف را میخوانیم و به هیچ وجه از آن استفاده حاصل نشود جز اجر و ثواب، و یا اگر نظر تعلیم و تعلم داشته باشیم، با نکات بدیعه و بیانیه و وجوه اعجاز آن و قدری بالاتر جهات تاریخی و سبب نزول آیات و اوقات نزول، مکّی و مدنی بودن آیات و سور و اختلاف قراءات و اختلاف مفسرین از عامه و خاصه و دیگر امور خارج از مقصد که خود آنها موجب احتجاب از قرآن و غفلت از ذکر الهی است، سروکار داریم[۱۵۶].

نقد دیدگاه دوم:

دیدگاه دوم، به نحوی در دیدگاه سوم مندرج است و دو ویژگی قرآن، که اولاً کتابی است جهانی و هر صاحب دلی به آن راه است ولو اینکه عربی نداند و ثانیاً: به صرف عربیّت نمیتوان آنرا فهمید،. لیکن، آنچه در دیدگاه سوم، علاوه بر اینها مورد توجه است، همان، برداشت صاحبان دیدگاه اول از قرآن راجع به ماهیت زبانی است، با این توضیح که، در پرتو آموزش این زبان خاص، میتوان شاهد تأثر از فرهنگ زاکی قرآن و تزکیه نفس و نورانی کردن دل بوسیله تلاوت و انس حاصل از آموزش این زبان بود.
در دیدگاه دوم، مسائلی چون، زبان قرآن چیست؟ شیوه یادگیری آن کدام است؟ آیا در معنای مقررات و اصطلاحات با عربی معمولی تفاوت دارد یا خیر؟ آیا دستور زبان خاصی دارد یا خیر؟ آیا سیاق در فهم جملات و کلمات آن کمکی میکند یا خیر؟ و اگر زبان است آیا میتوان تفسیر نیز کرد یا صرفاً باید آنرا آموزش داد؟ اسلوبهای خاص بیان قرآن چیست؟ راههای تقویت و تعمیق این زبان در فرد کدام است؟ چه تفاوتهایی در شیوه آموزش آن به صاحبان متفاوت وجود دارد و … موضوعیّت ندارد.

نقد دیدگاه سوم:

در این دیدگاه، قرآن یک پدیده زبانی ویژه است. بحث درباره «زبان ویژه قرآن» مجال وسیعی میطلبد، و میتوان در اینجا به صورت مختصر آنرا مورد توجه قرار دارد. زبان در یک تعریف رایج عبارتست از «ابزاری برای برقرای ارتباط» حال باید دید که آیا میتوان قرآن را ابزاری برای برقراری ارتباط دانست تا امکان «زبان» بودن را داشته باشد یا خیر؟
برای تقریب به ذهن، باید همانگونه که زبان مخصوص ناشنوایان، زبانی خاص است که قواعد و خصوصیات ویژه را دارد، زبان قرآن نیز، خصوصیات و ویژگیهایی دارد که مخصوص خود قرآن کریم است. قرآن یک زبان است، و ابزاری است برای برقراری ارتباط، لیکن، خصوصیت این ابزار، این است که «اولاً» ابزاری است برای برقراری ارتباط عبد، با ربّ و ربّ با عبد و در مراحل بعد، ابزاری است برای برقراری ارتباط میان عبادِ اهل قرآن، اگر میگوییم قرآن یک زبان است، نباید گمان برد که لزوماً همه خصوصیات زبانهایی چون عربی، انگلیسی و… را داراست. یا اگر میگوییم ابزاری برای برقراری ارتباط است، نباید گمان کرد که حتماً دو نفر که تازه این زبان را فرا میگیرند، بلافاصله و در همان حین زبان آموزی باید بتوانند بوسیله آن ارتباطی دو نفره برقرار کنند؛ چنانکه اگر زبان ناشنوایان را زبان میشماریم، نباید گمان کرد که تعاریف و خصوصیات دیگر زبانها را دارد.
قرآن یک «زبان» است، لیکن، زبانی که ابزار ارتباط آسمان و زمین است تا زمینیان در پرتو اتصال با آن و تأثیر از آن و یادگیری آن، بتوانند با آن در میان خود نیز، با هم به این زبان سخن بگویند.
این زبان، فرهنگ خاص خود را دارد، در وهله اول، همین که کسی بخواهد آنرا بیاموزد در مسیر تأثر از این فرهنگ الهی قرار میگیرد، و اگر انس و رابطه خود را با قرآن حفظ کند ارتباط جدیدی بین او و متکلم عزّوجلّ پدید خواهد آمد و این به معنای آن است که این زبان به کار افتاده و قرآن آموز به وسیله این زبان با عرش ارتباط برقرار کرده و عرش نیز در این حالت، مجال برقراری ارتباط با قرآن آموز را یافته است.
قرآن، کلام خدا و «بلغ للنّاس» است. در پرتو آموزش و خواندن آن، ارتباط مردم و خدا، و خدا و مردم، برقرار میگردد و اینجاست که فرهنگ قرآنی در وجود قرآن آموزان شکل میگیرد. امام خمینی(ره) میفرماید: «کسی که خود را عادت داد به قرائت قرآن و اسمای الهیه از کتاب تکوین و تدوین الهی، کم کم قلب او صورت ذکری و آیهای به خود میگیرد و باطن ذات، محقق به ذکرالله و اسم الله و آیت الله میشود».[۱۵۷] نیز، هم ایشان میفرمایند:«انگیزه تلاوت قرآن بربشر این است که تزکیه پیدا کنند و نفوس مصفّا بشوند و از این ظلماتی که در آنها موجود است، خارج شوند تا اینکه بعد از اینکه مصفّا شدند، ارواح و اذهان آنها قابل این بشود که کتاب و حکمت را بفهمند»و نیز:«معلوم است، کسی که تفکر و تدبر در معنای قرآن کرد، در قلب او اثر میکند و کمکم به مقام متّقین میرسد… تا آنکه کلام را بی واسطه از متکلمش بشنود و آنچه در وهم تو و من ناید آن شود».[۱۵۸]

ویژگیهای زبان قرآن در لسان احادیث

فضیلت قرآن به عنوان «کلامالله»:

در میان احادیث فراوانی که بیانگر امتیازات و فضائل قرآن کریماند، بعضی از این احادیث، آشکارا بیانگر جایگاه قرآن به عنوان «سخن خدا» نسبت به سایر کلامهایند.
در فضیلت قرآن، همین بس که کلام خداوند عزّوجلّ، ربّ العالمین است: «علیکم بالقرآن فاتخذوه اماماً و قائداً فانّه کلام ربّ العالمین الّذی هو منه و الیه یعود…»؛ «والقرآن کلامالله»؛ «تبرک بالقرآن فهو کلام الله»؛ و از این روست که بهترین کلام و زیباترین سخن خواهد بود.[۱۵۹]
خداوند متعال فرموده است: «الله نزّل احسن الحدیث کتاباً متشابهاً مثانی…»؛ و در معنای کلمه «مثانی» از ابن مسعود رسیده است «انّ رسول الله (ص) قال: «انّما هما اثنتان؛ الکلام و الهدی، فاحسن الکلام، کلامالله»[۱۶۰] با توجه به مضمون این احادیث، دلیل فضیلت و سیادت قرآن، همان کلامالله بودن آن است؛ یعنی، چون کلام خداست، افضل و برتر است؛ و کلام دیگران، چون منسوب به غیر خدا است، از آن پایینتر است. به عبارت بهتر و دقیقتر، برتری قرآن نسبت به سخنان دیگر همانند برتری خداوند نسبت به مخلوقاتش است:
«… قال رسول الله(ص): فضل القرآن علی سائر الکلام کفضل الله علی خلقه»؛ در روایتی دیگر بجای «فضل القرآن»«فضل کلام الله» آمده است[۱۶۱]
بنابراین فضیلت قرآن، یک برتری قراردادی نیست، بلکه این فضیلت ناشی از نسبت مستقیم قرآن به خداوند است چنانکه دیگر صفات الهی نیز در فضیلت و برتری نسبت به صفات غیر او همانند کلام او، افضل و برترند. سخن گفتن، شنیدن، دیدن، رحمت، رأفت، خلقت و…» همه، از اسمای حسنای الهی است که اصلاً قابل مقایسه با همین اسماء و اوصاف در غیر خداوند نیستند: «عن الصادق(ع): … انّ کلام الباری سبحانه لا یشبهه کلام الخلق، کما لا تشبه افعاله افعالهم»[۱۶۲].
حال، اگر قرآن بهترین و زیباترین سخنهاست، علم قرآن نیز بهترین علوم و انسان اهل قرآن نیز، بهترین و برترین انسانها خواهد بود: «خیرکم من تعلّم القرآن و علّمه، وفضل القرآن علی سائر الکلام کفضل الله علی خلقه و ذلک انّه منه».[۱۶۳]
برتری انسان قرآنی، نسبت به سایر افراد، ناشی از برتری «علم قرآن» است، و برتری علم قرآن به خاطر فضل خود قرآن است، و برتری قرآن نسبت به سایر سخنان، از اینروست که مستقیماً منسوب به خداوند است: «و ذلک انّه منه».
قرآن کریم، بخاطر این فضیلت، لایق ترین موجودات بعد از خداوند برای تعظیم و تکریم خواهد بود: «القرآن افضل مِن کلّ شیء دون الله و فضل القرآن علی سائر الکلام کفضل الله علی خلقه، فمن و قّر القرآن فقد و قّرالله و من لم یوقّر القرآن فقد استخّف بحق الله… القرآن شافع مشفّع و ماحل مصدق فمن شفع له القرآن شفع و من محل به القرآن صدق… حملۀ القرآن هم المحفوفون برحمۀ الله، الملبسون نورالله المتعلّمون کلام الله، من عاداهم فقد عادی الله، و من والاهم فقد والی الله، یقول الله عزّوجلّ یا حملۀ کتاب الله، استجببوا بتوقیر کتابه، یزدکم حبّا و یحببکم الی خلقه…».[۱۶۴]

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir
Copyright © All rights reserved. | Newsphere by AF themes.