ژانویه 23, 2021

سیره پیامبرو اهل بیت (علیهم السلام) درآموزش قرآن

1 min read

 
استناد اهل تجوید به عربی بودن قرآن استنادی صحیح است و اصولی نیست، چرا که بسیاری آیات نیز از جمله:
” و لقد یسّرنا القرآن للذکر”[۲۲] “ونیسّرک للیسری”[۲۳] “و انما یسّرناه بلسانک لعلهم یتذکرون”[۲۴]
و .. وجود دارد که در حوزه تلاوت و تعلیم قرآن، برداشت علمای تجوید را از آیاتی چون
“قرآنا عربیاً غیر ذی عوج” تخصیص زده و تصحیح می نمایند.
با یک بررسی اجمالی ازتعدادی بالغ بر هزارنفر ازقران آموزان چندین مدرسه مسجد ودارالقران این نتیجه حاصل شدکه باحذف یابه حداقل رساندن نکات تجویدی درکلاسهای اموزش قران علاقه واشتیاق دانش اموزان نسبت به فراگیری قران دوچندان شده است ودوری بیشترقران اموزان ازامرفراگیری وادامه دادن ان عمدتا به همین مسئله برمی گردداینجاست که براحتی می توان فهمید ورود تجوید به صحنه تعلیم و تلاوت قرآن موجب چه “عسر و حرج ها” گردیده و انس عمومی مردم را با قرآن و تلاوت همگانی آیات الهی را محدود می گرداند. تحمیل قواعد ان به عموم مردم به عنوان لازمه قرائت قران ازعواملی است که موجب دل زدگی ازخود قران میشود بسیارمشاهده می شودکه دانش اموزان ودانشجویان به سبب فرانگرفتن مخارج وصفات حروف ودیگرقواعدتجویدی ازدرس قران نمره قبولی نگرفته اند خاطرم هست که هنگام مصاحبه تخصصی جهت استخدام دراموزش وپرورش بعنوان معلم قران علی رغم تسلطی که به قرائت صحیح قران دارم چنان بحث درمورد نکات ریزوکم کاربردتجویدی بالاگرفت که طرف مقابل خطاب به اینجانب فرمودندشما صلاحیت تدریس قران راندارید که با متقاعدکردن وی مبنی براینکه نباید مسائل تجویدی تااین حداصل قران ومفاهیم وترجمه وتفسیران راتحت الشعاع خودقراربدهد نظرشان راتغییردادند.
عربی بودن قرآن لزوما به این معنا نیست که حتما باید آن را عربی خواند چرا که کارشناس و صاحب قرآن که پیامبر اکرم ( ص) و معصومین (ع)هستند تلاوت قرآن را یک فضیلت شمرده و در یک تلاوت مقبول، عربی و عجمی را شرط نکرده و هر گونه تلاوت قرآن را به عنوان اینکه “تلاوت قرآن” تحسین و تایید نموده اند.جابر نقل می کند (خرج علینا رسوالله ونحن نقرا القران وفیناالاعجمی والاعرابی فاستمع فقال اقروا فکل حسن ) یعنی پیامبر(ص) برماگذشت درحالیکه مشغول تلاوت قران بودیم که درمیان افرادی عجم یااعراب بدوی نیز بودند پیامبربادقت به تلاوت همه گوش دادند وسپس فرمودند بخوانید که همه نیکوست.[۲۵]
۵- استناد به آیه ۱۲۱ سوره مبارکه بقره
دراین ایه قران به ادای حق تلاوت اشاره میکند و می فرماید :
“الذین آتیناهم الکتاب یتلونه حق تلاوته اولئک یومنون به” [۲۶]در تعریف “حق تلاوت”، علمای تجوید گفته اندکه:
“فانّ حسن الاداء فرض فی القراءه و یجب علی القاری ان یتلو القرآن حق تلاوته صیانه للقرآن عن ان یجد اللحن و التغییر الیه سبیلاً”[۲۷]
یعنی نیکو ادا کردن حروف (رعایت مخارج حروف) در قرائت قرآن ضروری و بر قاری قرآن واجب که برای صیانت قرآن از لحن و تغییر، قرآن را با حق تلاوتش بخواند.
دکتر حازم سلیمان الحلی در کتاب اصول التلاوه می نویسد:
یحسن بالمسلم ان یتعلم قواعد التلاوه و یجتهد فی تجوید القرآن ممّن ینطق علیه قوله تعالی:
“الذین آتیناهم الکتاب یتلونه حق تلاوته اولئک یومنون به”[۲۸]
یعنی خوب است که مسلمان قواعد تلاوت را بیاموزد و در تجوید قرآن کوشش بسیار نماید تا از جمله کسانی باشد که این فرمایش خدا بر آنها منطبق است: “الذین آتیناهم الکتاب ..”.
از این منظر “حق تلاوت قرآن”، مساوی با رعایت مخارج حروف و صفات آنها دانسته شده؛ بنابراین تعریف، هر فرد مسلمانی که بخواهد حق تلاوت قرآن کریم را ادا کند، راهی جز یادگیری تجوید و مراعات قواعد و ضوابط آن و احکام و توصیه های بزرگان این فن ندارد.
اکنون در پرتو یک حدیث بنگریم که اهل بیت (ع) “حق تلاوت” را که امری بس والا و مقامی بس رفیع است ، در حوزه مجالست و موانست با قرآن کریم، چگونه می بیند و چه افقی را فرا روی پیروانشان می گشایند.
علامه طباطبایی درتفسیر المیزان از امام صادق (ع) درباره آیه شریفه”الذین آتیناهم الکتاب یتلونه حق تلاوته” آورده اند:
معنای “یتلونه حق تلاوته” این است که آیاتش را به صورت ترتیل می خوانند و فهم و درکشان را از اسلام و راه و رسم زندگی را از قرآن می گیرند و به احکامش عمل می کنند، به وعده های آن امید می بندند، از وعیدهای آن بیمناک اند، از قصص آن عبرت می گیرند، اوامر آن را امتثال می کنند و از نواهی آن پرهیز می کنند.وبه خداسوگندمهنای حق تلاوت این است نه اینکه تنها ایاتش را حفظ کنند و سوره ها را بخوانند وبندبندآن را بشناسند وبسیارکسانی که حروف آن راکاملاازمخرج ادامیکنند ولی حدود آن راضایع میگذارند .
به خدا قسم، حق تلاوت قرآن، حفظ آیات و یادگیری حروف و خواندن سوره ها و یادگیری و حفظ عدد آیات (ده آیه ها و پنج آیه ها) نیست. چه بسیار بوده و هستند کسانی که “حروف” قرآن را حفظ کردند، ولی “حدود” قرآن را ضایع نمودند؛ همانا حق تلاوت، عبارت از “تدبّر” در آیات و عمل به آن است [۲۹].
خدای متعال می فرماید: “کتاب انزلناه الیک مبارک لیدبروا آیته”.
بنابراین پیمودن راه تلاوت قرآن به نحو شایسته و رسیدن به درجه و مرتبه “حق تلاوت” آن در مکتب اهل بیت (ع) راهی است که از تجوید به اصطلاح امروزی وبااین شدت حدت و مراعات مخارج و صفات حروف و مانند آن جداست.

معنا و مفهوم “تجوید”

“تجوید دو رکن دارد:
۱- مخارج حروف،
۲- صفات حروف.
۱- مخارج حروف: در تجوید برای هر حرف، مخرجی اعم از شَفَوی، حَلقی است که بر مبنای تلفظ عربی حروف تعیین شده و رعایت آن الزامی شمرده می شود.
در آثار علمای تجوید، رعایت مخارج عربی حروف، مساله ای است که به آن بسیار توجه شده. در مواهب الرحمن پس از بیان وجوب ادای هر حرف از مخرج خاص خود آمده که:
“فالقاری المتمکن من التعلم المهمل لذلک الواجل بالمقدس آثم متحمل لاوزار، اعاذنا الله منها”[۳۰]
یعنی قاری قرآنی که می تواند تجوید را بیاموزد و این واجب مقدس را مهمل بگذارد تبهکار و گنهکار است؛ به خدا از این این گناه پناه می بریم.
ابن جزری در “النشر” می گوید: “هرکس بتواند بوسیله تلفظ صحیح و عربی فصیح، کلام الهی را صحیح بیان کند ولی چنین نکند و بواسطه روحیه استغنا و استبداد رای و استکبار نفس قرآن را با تلفظ فاسد وزشت عجمی یا نبطی و .. بخواند بی شک مقصر بوده و بی تردید گنه کار و در تلاوت خود غش کرده است.[۳۱]
بر اساس این دیدگاه “علم تجوید”بنا شده و یک رکن آن که اهم ارکان نیز می باشد، به عنوان “مخارج حروف”، بسیار مورد تاکید قرار گرفته. در اینجا سوال اینکه رعایت مخارج حروف از دیدگاه پیامبر اکرم ( ص) و اهل بیت (ع) تا چه اندازه مورد توجه و تاکید است؟ و آیا می توان در سیره نبوی تلاوت عجمی را زشت و فاسد و ناصحیح خواند و قاری قرآن را که به عجمی، قرآن را تلاوت می کند، تبهکار و حامل وزر و بال عمل خود شمرد یا خیر؟
۲-صفات حروف :صفات حروف به عنوان رکن دوم تجوید، عبارت از: ترقیق، اطباق، انفتاح، جهر، همس، اظهار، اخفاء، مد، ادغام و .. که در کتب مختصر و مفصل تجوید مورد بررسی و بیان قرار گرفته اند.
هنگامی که رعایت مخارج حروف، که بارزترین مصادیق و موارد تجوید، واجب نباشد، به طریق اولی، رعایت صفات و احکام عریض و طویل آن، که در کتب تجوید آمده و در سیره نبوی جایگاه خاصی ندارد، لازم و ضروری نخواهد بود. بر همین اساس علمای اسلام در برابر این موج تجویدگرایی و جنبه شرعی بخشیدن به آن موضع گرفته و در فتاوی خود حساب محسنات تجوید را با حساب شرع و دین خدا، جدا نموده اند.

تجوید دربیان معصومین (ع)

اگر در این مورد به سیره نبی اکرم (ص) مراجعه نمائیم، در می یابیم که حتی یک مورد هم نمی توان یافت که آن حضرت تلاوت عجمی را “نقد” فرموده و یا رعایت نکردن مخارج عربی حروف را در تلاوت عجمی به عنوان “نقص” و عیب تلقی کرده باشند بلکه از دیدگاه آن حضرت، هرگونه تلاوت قرآنی پسندیده وبی عیب است هر چند با لهجه عجمی باشد.
پیامبر اکرم ( ص) فرمودند:

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.
Copyright © All rights reserved. | Newsphere by AF themes.