ژانویه 19, 2021

دسته بندي علمی – پژوهشی : سیره پیامبرو اهل بیت (علیهم السلام) درآموزش قرآن- قسمت ۱۲

1 min read

الف) اصالت کمیت:
در این دیدگاه، قرآن پدیده ایست که تلاوت آن مایه اجر و ثواب، و اساسا برای این نازل شده که افراد آن را بخوانند و به “ثواب و اجر” قرائت نایل شوند. در این دیدگاه، راه ارتباط با قرآن، قرائت آن می باشد و تنها حاصل آن، اجر و ثواب مترتب برآن است. کسی که با این دیدگاه به سراغ قرآن می رود، انتظاری جز کسب ثواب ندارد و تصوری غیر از اینکه قرآن خواندن، امری مستحب موکد و موجب اجر “کثیر” است، در ذهن او نیست؛ بنابراین کاملا طبیعی است که در این دیدگاه خواندن زیاد قرآن مورد تشویق، است و هر چه بیشتر بتوان قرآن خواند، بیشتر از آن استفاده شده، و ختم قرآن نیز کمال مطلوب شمرده می شود.
این دیدگاه با نزول وحی شکل گرفته و در عهد نبوی نیز ملاحظه می شود که عده ای از صحابه، خواندن زیاد قرآن را کمال مطلوب می انگارند، و به گونه ای جدی اصرار می کنند که حتی در کمتراز هفت یا سه روز، قرآن را ختم کنند.
در سالها و دهه های بعد هم این گونه برخورد با قرآن کاملا مشهود و به علت کم رنگ شدن تعلیمات و توصیه های پیامبر اکرم (ص) در حوزه تعلیم قرآن، بیشتر و جدی تر دیده می شود. از جمله اینکه نقل شده که علقمه- شاگرد ابن مسعود- قرآن را در پنج روز ختم می نمود، و یک شب قرآن را نزد کعبه ختم کرد.
و یا سعید بن جبیر در کنار کعبه، قرآن را در یک رکعت نمازش ختم کرد، و گفته شده که در هر دو شب، یک ختم قرآن داشته. دیگر اینکه از ابوبکر، شعبه بن عیاش نقل شده که حدود ۴۰ سال هر روز و هر شب، یک ختم قرآن انجام می داده است.
ب- اصالت کیفیت:
این دیدگاه نقطه مقابل دیدگاه اصالت کمیت است. در این دیدگاه، خواندن زیاد قرآن امری ممدوح و نیک، تلقی نمی شود و هیچ تشویقی در جهت تلاوت حجم زیادی از قرآن و یا ختم قرآن صورت نمی گیرد.
در این دیدگاه، قرآن “جلوه خدا” است یک آیه نیز، مظهر کامل این تجلی، و می توان در آیینه یک آیه، جمال دوست را دید و کمال رب را کشف و شهود کرد. این دیدگاه با دیده تحقیر و نقد، به دیدگاه پیشین می نگرد، و هیچ گاه توصیه نمی کند که زیاد قرآن بخوانید، و این تصور را که قرآن برای نیل به ثواب نازل شده، تصوری قشری می شمارد و انتظاری جز ثواب، از تلاوت قرآن نداشتن را نگرشی کودکانه و جاهلانه می پندارند.
آنچه در این دیدگاه قابل توجه است این است که “کمیت” ابدا و اساسا اهمیت ندارد، و برای ارتباط با قرآن حتی می توان روزها و هفته ها و ماه ها، تنها و تنها به یک آیه اکتفا کرده و یا تنها یک سوره را برگزید و آن را خواند، و بدین وسیله به جلوات الهی و عالم غیب متصل گردید، و از آن بهره برد.
در این دیدگاه، مهم نیست که کسی، هیچ گاه قرآن را ختم نکند، و یا تنها با معدودی آیات آشنا باشد و به همین آیات اکتفا کند، بلکه این مهم است که بتوان به بطون آیات رسید. بنابراین هیچ تشویق و توصیه بر یادگیری آیات بیشتر و انس با تعداد بیشتر آیات، در این دیدگاه، نمی توان یافت.
این دیدگاه را می توان در آرا و افکار برخی متصوفه و عرفا مشاهده کرد.
ج- کمیت گرایی:
این برخورد، رایج تر از بقیه برخوردها و دیدگاه هاست. در این دیدگاه کیفیت نیز، امری مهم به شمرده می شود، و در استفاده از قرآن و ارتباط با کلام الله مورد توجه و توصیه است، ولی همه این توجه ها و توصیه ها در مرحله تئوری و نظری باقی می ماند.
و در مراحل عمل آنچه که “فدا” می شود و عملا بدان توجهی نمی شود، “مساله کیفیت” است.
در این دیدگاه، تدبر در قران، فهم قرآن، عمل به قرآن، آشنایی با فرهنگ قرآن، با قرآن زیستن و .. شعاری که بر آنها تاکید می شود و خواسته ها و تمنیاتی است که آروزی رسیدن به آنها در سر پرورانده می شود، ولی آنچه “عملا” صورت می پذیرد؛ “کمیت” و “کمیت گرایی” و آنچه محصول این برخورد، است “کمیت صرف” بدون کیفیت، است و خواندن قرآن بدون کیفیت، امری کاملا رایج و تلاوت های رنگارنگ، حفظ قرآن، جلسات تلاوت قران و ختم آن و .. اموری بسیار رایج که در وارای آنها اثر و تذکر و تاثر و هدایت و نورانیت و .. خیلی کم مشاهده می شود.
مفسرین نیز، کلمه “امانی” را در ایه
“و منهم اُمیّون لا یعلمون الکتاب الا امانیّ و ان هم الا یظنّون”[۱۸۶]
ناظر به همین مطلب می دانند.
این دیدگاه، “تدبر” را امری ممدوح و لازم می شمارد و به آن تشویق نیز می نماید، ولی عملا “خواندن قران” را به راهی نمی برد که در آن “تدبری” حاصل آید و یا فهمی بدست آید، دیگر چه رسد به اینکه به “عمل به قرآن” منتهی گردد.
به عبارت دیگر، در این دیدگاه، تعلیم و تلاوت قرآن (که بُعد کمیّ مساله است) یک چیز و آشنایی با قرآن، فهم معارف قرآن، آشنایی با فرهنگ قرآنی و .. (که بُعد کیفی مساله است) چیز دیگری است که علی الاصول با هم تلازمی ندارند، و در دو فضا باید دنبال گردد.
به هر حال، در این دیدگاه، و برخورد رایج، “آرزوی وصول به کیفیت” در دلها وجود دارد، ولی گرایش عملی به سوی کمیت، و آنچه عملا مشاهده می شود، این است که نوعا کیفیت فدا می شود و کمیت است که همواره مورد توجه و توصیه است.
د- کیفیت گرایی:
این دیدگاه ، تنها در مکتب اهل بیت (ع) مشاهده می شود و می توان همه دیدگاه ها و برخوردهای سه گانه پیش را انشعاب از این مکتب ، که “صراط مستقیم” است. دانست.
روش ها و شیوه هایی که در تعلیم و تلاوت قرآن توسط این مکتب ارائه می شود به گونه است که در آن، هم کمیت و هم کیفیت لحاظ شده، و از افراط و تفریط در کمیت و کیفیت، خبری نیست، ولی آنچه مهم تر و گرایش روش ها و اسوه های این مکتب به سمت و سوی آن است، “گرایش به کیفیت” است نه کمیت. به عبارت دیگر، در مکتب اهل بیت (ع) کمیت نیز، جایگاهی بس مهم دارد و بدان توصیه و تشویق هم می گردد.
“کمیت” تا آنجا مورد توصیه و توجه است که “کیفیت” نیز موجود باشد، و اگر قرارباشد که یکی از کمیت و کیفیت فدا شود، این کمیت است که فدای “کیفیت” می گردد.
در این مکتب، قرآن برای قرائت و خواندن نازل شده، و تلاوت آن اجر و ثواب و بلکه بالاتر، آثار تعلیمی و تربیتی دارد، و همه این آثار تعلیمی و تربیتی در پرتو “تلاوت صحیح و اصولی” قرآن است ، و راهی دیگر برای بهره بردن از این اثار تربیتی و تعلیمی قرآن در مکتب اهل بیت (ع) پیشنهاد نمی شود.
بنابراین درست است که مطابق دیدگاه اول، بگوییم که قران تنها به جهت تلاوت نازل شده، ولی نه به این معنا که تلاوت آن موجب اجر و ثواب گردد و بس، بلکه نازل شده تا با تلاوت این “جلوه ربوبی” و “هدی للناس” رحمانی و “ذکر للعالمین” الهی، زنگارها و غبارها از آیینه دل تلاوت کننده رود، و در صراط مستقیم قرار گرفته و قدم قدم به سوی متکلم نزدیک و نزدیک تر گردد و هر آیه که در دل او می نشیند زمینه را فراهم آورد که بهتر و قوی تر و سریع تر به “علم قرآن” برسد و در زمره “الذین اوتوالعلم” وارد گردد.
بنابراین، در مکتب اهل بیت (ع)، تلاوت قرآن تنها و تنها به قصد نیل به ثواب نیست و چنین نیست که مانند دیدگاه دوم توصیه کند که قرآن نخوانید یا کم بخوانید، و به جای تلاوت روزمره آیات، در بطون آیه یا آیاتی محدود فرو روید، و سعی کنید که یک عمر، تنها با یک آیه یا آیاتی محدود زندگی کنید، بلکه توصیه می کند که با حفظ عناصر کیفی (مانند تلاوت ترتیلی، تدبر، خشیت و ..) هر آنچه میسراست ، قرآن بخوانید و تلاوت قرآن را “افضل عبادات” معرفی می نماید:

جایگاه تدبُّر در سیره

در سیره رسول اکرم(ص) و ائمه معصومین(ع) در رابطه با فهم قرآن کریم، آنچه همواره مورد ترغیب و تشویق بوده، “تدبّر” می باشد، نه ترجمه و تفسیر مرسوم و مصطلح که نوعا با آن سروکار داریم.
“علامه طباطبائی (ره) در مقدمه المیزان، از همان ابتدا که در مورد مفسران و طبقات و شیوه های تفسیر آنان، سخن را آغاز می کند، حساب ائمه معصومین(ع) را از دیگران جدا کرده و وقتی از اولین طبقه مفسران یعنی صحابه، یاد می کند، بلافاصله، داخل پرانتز، این نکته را گوشزد می کند که نباید حضرت علی (ع) را به عنوان یکی از مفسران صحابه، به حساب آورد. و “صراط سَوِیٌ” در فهم قرآن می دانند که همه معلمان حقیقی کتاب خدا یعنی رسول اکرم (ص) و اهل بیت آن حضرت (ع) در آن سلوک کرده اند.[۱۸۷]

مفهوم تدبردرلغت

تدبردر لغت به معنی نظر کردن به عواقب و انجام امور، از ریشه “دُبُر” به معنای عقب و پشت در برابر “قُبُل” به معنای جلو و مقابل بوده و یکی از کلمات هم خانواده آن، “تدبیر” که به معنای انجام کار از روی فکر و اندیشه می باشد.
در المیزان، ذیل آیه ۸۲ سوره نساء: “افلا یتدبرون القرآن …” چنین می خوانیم:
“تدبّر: عبارت از پرداختن به چیزی بعد از چیز دیگر، و تدبّر در این آیه شریفه به معنای اندیشیدن و تامل در آیات قرآنی، یکی پس از دیگری به کار رفته است”.[۱۸۸]

” تدبّر” در اصطلاح قرآن:

این کلمه در قرآن کریم، در چهار مورد بکار رفته است:
افلا یتدبرون القرآن ام علی قلوب اقفالها.[۱۸۹]

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir
Copyright © All rights reserved. | Newsphere by AF themes.