ژانویه 23, 2021

فايل – معرفت شناسی از دیدگاه ابن عربی- قسمت ۱۰

1 min read

یعنی کار دو دست در آفرینش انسان مطرح می کند نیز همین است .
ب – از حیث مراتب عالم : انسان را از آن جهت عالم صغیر نامیده اند که واجد ویژگی ها و ابعاد همه ی نشئات سابق و لاحق بر خویش است . یعنی دارای ابعاد عوالم جماد و گیاه و حیوان و عالم مثال و همچنین عالم عقل است .
از دیدگاه ابن عربی جمیع تعینات عالم هستی و همه مراتب ظهورات عالم را می توان در قالب دو اصطلاح «ظهور و بطون» و به عبارت دیگر ، اجمال (جمع) و تفصیل (فرق) تفسیر و تعبیر نمود و انسان جامع ،اجمال یا باطن دیگر عوالم است .[۲۳۲]
به تعبیر شیخ محمود شبستری :

زهر چه در جهان زیر و بالاست مثالش در تن و جان تو پیداست
تو آن جمعی که عین وحدت آمد تو آن وحدت که عین کثرت آمد
تویی تو نسخه نقش الهی بجو از خویش هر چیزی که خواهی

عرفا ذو بطون بودن انسان را با «لطایف سبع» بیان می کنند و تا هفت لطیفه یا بطن برای انسان قائل شده اند و آن را در برابر هفت بطن قرآن و هفت بطن جهان قرار داده اند . چه این که هر سه ، نوعی کتابند که معانی چند لایه داند و ذو بطونند . یکی کتاب نفس (انسان) است ، دیگری کتاب تکوین (جهان) است و سومی کتاب تدوین و تشریع الهی (قرآن) است .
این لطایف و بطون انسان عبارتند از :
قالب (بدن):
ویژگی خاص انسان است که به واسطه ی آن از دیگر حیوانات متمایز می گردد . این مربوط به عالم ناسوت است .
نفس :
جنبه ای در انسان که فوق بدن و مسلط بر آن است و در برابر غرایز بدنی مقاومت می کند . این مربوط به عالم ملکوت است .
قلب :
منشأ تحول و تقلب در انسان و نوری است که به واسطه ی آن صاحبش قدم در وادی ایمان می نهد . این مربوط به عالم ملکوت است .
روح:
لطیفه ای که محل علوم و الهامات و همچنین محبت می باشد و مجرد و مفارق از اجسام .این مربوط به عالم ملکوت است .
سر :
باطن قلب است و مح شهود و به واسطه وصول به آن است که عارف را «ولی»می گویند .این مربوط به عالم جبروت است .
خفی :
درجه ای که در آن سالک به مقام تمکین می رسد وبر او نور سیاه (تجلی ذات) جلوه گر می شود و به فنای فی الله می رسد . در انبیاء و لایت به این لطیفه منتهی می گردد و نبوت را به همراه می آورد . این مربوط به عالم لاهوت است .
اخفی (لطیفه حقی):
که حصول آن مختص به انسان کامل و حقیقت محمدیه (ص) است و در آن فنا و بقا به تمام مراتب حاصل می گردد . این مربوط به علام لاهوت است.[۲۳۳]
ج-از حیث فعل و انفعال :
انسان کامل هم جامع جنبه ی فعلی و ربوبیت نسبت به عالم است و هم جنبه ی انفعالی (عبودیت) نسبت به حق دارد .[۲۳۴]
۴-۳۱ رابطه معرفت و حیرت از نظر ابن عربی :
نهایت معرفت از نظر ابن عربی،گرفتار حیرت شدن است . که منشأ آن ،شناختن و وجودان خدا در عین شناختن و عدم وجدان اوست نه حیرتی که ناشی از راه نبردن و راه نیافتن باشد .
از دیدگاه ابن عربی ، «اصولاً جهان را جز به صورت جمع اضداد نمی توان شناخت، حیرت نیز چیزی جز تأثیر شهود جمع اضداد در ذهن و نفس و عقل عارف نیست .» [۲۳۵] در جایی دیگر می فرماید:
حیرت منافی عقل است ، زیرا عقل ،تو را مقید می سازد و حیرت ، تو را پراکنده می گرداند ، حیرت پراکنده می سازد و جمع نمی کند . باز می گوید :
«خدا از ما طلب معرفت ذات کرده و نیز جمع بین دو دلیل متعارض را خواسته است . این امر موجب حیرت است . رجال حیرت آنانند که در این ادله نظر کرده و غایت جست وجو را به کار برده اند. تا این که به عجز و حیرت رسیده اند .اینان یا نبی یا صدیق اند . پیامبر (ص) فرمود: «اللهم زدنی فیک تحریاً».هرچه خدا علم او را می افزود ، بر حیرتش افزوده می گشت .
اهل الله نه تنها ازاین حیرت آزرده نمی شوند بلکه از آن ملتذ می گردند . حتی نوعی شکر در آن می یابند و افزایش آن را از خدا می طلبند . چنان که می گوید :«سکر طبیعی سکر مومنان و سکر عقلی سکر عرفان است . اما سکر مردان کامل سکر الهی است که پیامبر (ص) درباره ی آن فرمود :«اللهم زدنی فیک تحیراً» در طلب حیرت در این مقام ، طلب تداوم و توالی تجلیات است .
پس اینجا که پیامبر حیرت راطلب کرده و آن جا که با «رب زدنی علماً» معرفت را می طلبد ، یک چیز را بیشتر نخواسته است . و ممکن است که در علوم دیگر حیرت مراد شک و ظن تلقی شود و برای شخص حیران نقص محسوب می شود . اما از ظر ابن عربی غایت عرفان به حساب می اید و بالاترین مقامی است که پس از وصول به فنا حاصل می شود ( کاکایی، ۱۳۸۶، ۴۴۲).
۴-۳۲ جهان بینی ابن عربی:

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.
Copyright © All rights reserved. | Newsphere by AF themes.