معاونت پژوهش و فن‌آوري
به نام خدا
منشور اخلاق پژوهش
با ياري از خداوند سبحان و اعتقاد بر اين که عالم محضر خداست و همواره ناظر بر اعمال انسان و به منظور پاس‌داشت مقام بلند دانش و پژوهش و نظر به اهميت جايگاه دانشگاه در اعتلاي فرهنگ و تمدن بشري، ما دانشجويان و اعضاء هيأت علمي‌واحدهاي دانشگاه آزاد اسلامي‌متعهد مي‌گرديم اصول زير را در انجام فعاليت‌هاي پژوهشي مدنظر قرار داده و از آن تخطي نکنيم:
1- اصل حقيقت‌جويي: تلاش در راستاي پي‌جويي حقيقت و وفاداري به آن و دوري از هرگونه پنهان‌کاري حقيقت.
2- اصل رعايت حقوق: التزام به رعايت کامل حقوق پژوهشگران و پژوهندگان (انسان، حيوان و نبات) و ساير صاحبان حق.
3- اصل مالکيت مادي و معنوي: تعهد به رعايت کامل حقوق مادي و معنوي دانشگاه و کليه همکاران پژوهش.
4- اصل منافع ملي: تعهد به رعايت مصالح ملي با در نظر داشتن پيشبرد وتوسعه کشور در کليه مراحل پژوهش.
5- اصل رعايت انصاف و امانت: تعهد به اجتناب از هر گونه جانب‌داري غيرعلمي‌و حفاظت اموال، تجهيزات و منابع در اختيار.
6- اصل رازداري: تعهد به صيانت از اسرار و اطلاعات محرمانه افراد سازمان‌ها و کشور و کليه افراد و نهادهاي مرتبط با تحقيق.
7- اصل احترام: تعهد به رعايت حريم‌ها و حرمت‌ها درانجام تحقيقات و رعايت جانب نقد و خودداري از هر گونه حرمت‌شکني.
8- اصل ترويج: تعهد به رواج دانش و اشاعه نتايج تحقيقات و انتقال آن به همکاران علمي‌و دانشجويان و منتقدين مگر در مواردي که منع قانوني دارد.
9- اصل برائت: التزام به برائت‌جويي از هرگونه رفتار غيرحرفه‌اي و اعلام موضع نسبت به کساني که خود و علم و پژوهش را به شائبه‌هاي غيرعلمي‌مي‌آلايند.
دانشگاه آزاد اسلامي
واحد علوم و تحقيقات ایلام

تعهدنامه اصالت رساله یا پایان‌نامه
اینجانب اکبر صفری پور دانـش‌آمـوخته مقطع کـارشنـاسی ارشـد ناپیوسته در رشته علوم سياسي که در تـاریخ………………. از پـایـان‌نـامه/ رساله خـود تحت عنوان « بررسی علل بی اعتمادی در روابط بین ایران و روسیه » با کسب نمـره………. و درجـه…………. دفاع نموده‌ام، بدینوسیله متعهد می‌شوم:
1) این پایان‌نامه/ رساله حاصل تحقیق و پژوهش انجام شده توسط اینجانب بوده و در مواردی که از دستاورد‌های علمي‌و پژوهشی دیگران (اعم از پایان‌نامه، کتاب، مقاله و… ) استفاده نموده‌ام، مطابق ضوابط و رویه موجود، نام منبع مورد استفاده و سایر مشخصات آن را در فهرست مربوطه ذکر و درج کرده‌ام.
2) این پایان‌نامه/ رساله قبلاً برای دریافت هیچ مدرک تحصیلی (هم‌سطح، پایین‌تر یا بالاتر) در سایر دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی ارائه نشده است.
3) چنانچه بعد از فراغت از تحصیل، قصد استفاده و هرگونه بهره‌برداری اعم از چاپ کتاب، ثبت اختراع و… از این پایان‌نامه داشته باشم، از حوزه معاونت پژوهشی واحد مجوز‌های مربوطه را اخذ نمایم.
4) چنانچه در هر مقطع زمانی خلاف موارد فوق ثابت شود، عواقب ناشی از آن را می‌پذیرم و واحد دانشگاهی مجاز است با اینجانب مطابق ضوابط و مقررات رفتار نموده و در صورت ابطال مدرک تحصیلی‌ام هیچ گونه ادعایی نخواهم داشت.
نام و نام خانوادگي:
اکبر صفری پور
تاريخ و امضاء

دانشگاه آزاد اسلامی
واحد علوم و تحقيقات ایلام
گروه علوم سياسي
پایان‌نامه براي دریافت درجه کارشناسی ارشد در علوم سياسي (M. A)
عنوان:
بررسی علل بی اعتمادی در روابط بین ایران و روسیه
استاد راهنما:
دكتر جهانبخش مرادی
نگارش:
اکبر صفری پور
زمستان 1393
سپاسگزاری:
»من علمني حرفاً فقد صرني عبداً«
هر كس يك حرف به من بياموزد مرا بنده خود ساخته است.
“امام علي (ع)”
با سلام و درود به مشعل داران علم و آگاهي و نجات دهنده انسانها از گمراهي وضلالت و راهنماي طالبان علم و حقيقت به سوي دستيابي و كسب معرفت.
در این پایان نامه از زحمات استاد گرانقدرم «جناب آقای دكتر جهانبخش مرادی» که اینجانب را درانجام این تكليف ياري و راهنمايي نموده‌اند خالصانه تقدير و تشكر مي‌نمايم و همچنين از زحمات كليه كسانيكه مرا در انجام اين پروژه همراهي نموده‌اند كمال تشكر و قدرداني را دارم.
تقديم به:
ماحصل آموخته هایم را تقدیم می‌کنم به آنان که مهر آسمانی‌شان آرام بخش آلام زمینی‌ام است.
به استوارترین تکیه گاهم،
دستان پر مهر پدرم
به سبزترین نگاه زندگیم،
چشمان سبز مادرم
که هر چه بکوشم قطره ای از دریای بی کران مهربانیتان را سپاس نتوانم بگویم.
امروز هستی‌ام به امید شماست و فردا کلید باغ بهشتم رضای شما را آوردی گران سنگ‌تر از این ارزان نداشتم تا به خاک پایتان نثار کنم. باشد که حاصل تلاشم نسیم گونه غبار خستگیتان را بزداید.
بوسه بر دستان پرمهرتان
فهرست مطالب
عنوان صفحه
چکیده:1
فصل اول: کلیات پژوهش
1-1- بیان مسأله3
1-2- اهمیت و ضرورت پژوهش4
1-3- پیشینه پژوهش5
1-4- اهداف پژوهش10
1-4-1- هدف اصلی10
1-4-2- اهداف فرعی10
1-5- سؤال پژوهش10
1-6- فرضیه پژوهش10
1-7- تعريف واژه‏ها و اصطلاحات فني و تخصصی10
1-8- روش پژوهش11
1-9- روش‌ها، ابزار تجزيه و تحليل داده‏ها12
1-10- سازماندهی تحقیق12
فصل دوم: مباحث نظری و تاریخی در روابط ایران و روسیه
2-1- بخش اول: مباحث تئوریک14
2-1-1- مکتب رئالیسم14
2-1-2- مبانی و سیر تحول تئوری‎‌های رئالیستی16
2-2- مباني رئاليسم و مناظره هاي درون پارادايمي17
2-2-1- رئاليسم كلاسيك19
2-2-2- رئالیسم ساختارگرا21
2-2-2-1- رئالیسم ساختارگرای تدافعی21
2-2-2-2- رئالیسم‌ ساختارگرای‌ تـهاجمی23
2-2-3- رئالیسم نوکلاسیک26
2-3- بخش دوم: تاریخچه روابط ایران و روسیه30
2-3-1- مقدمه30
2-3-2- زمینه روابط ایران و روسیه31
2-3-3- پیشینه روابط ایران و روسیه32
2-3-4- جنگ‌‌های اول ایران و روس و معاهده گلستان33
2-3-5- جنگ دوم ایران و روس34
2-3-6- روابط ایران و روسیه تا آغاز انقلاب مشروطیت36
2-3-7- روابط خارجی ایران و شوروی در زمان جنگ تحمیلی (بین سال‌‌های 1359 تا 1367)40
2-3-7-1- مقطع اول: بی‌طرفی شوروی در جنگ (سه سال اول جنگ تحمیلی)40
2-3-7-2- مقطع دوم: حمایت شوروی از عراق42
2-3-7-3- مقطع سوم: حمایت شوروی از عراق ( از زمان گورباچف تا پایان جنگ تحمیلی)44
2-3-8- روابط ایران و روسیه پس از فروپاشی‌ شوروی47
2-3-9- روابط ایران و روسیه از سال 2000 تا کنون49
2-3-9-1- روابط منطقه‌ای ایران و روسیه49
2-3-9-2- رابطه ایران و روسیه در سطح بین الملل57
2-3-9-3- موانع و چالش‌های روابط دو کشور در سطوح منطقه‌ای و بین المللی60
2-3-9-4- پیشنهادها برای تسهیل و گسترش روابط ایران و روسیه61
2-3-10- افزایش روابط راهبردی (تثبیت روابط کنونی ایران و روسیه)63
2-3-11- وضعیت کنونی روابط ایران و روسیه در حوزه امنیتی، دفاعی، ژئو پلیتیک و در واقع اقتصادی و غیره64
2-3-12- حوضه ژئوپلیتیک و جهان چند قطبی و حرکت کردن به سمت جهان تک قطبی64
2-3-13- نگاه سیاستگذاران کرملین یا هسته‌ی اصلی سیاست خارجی روسیه به روابط با ایران65
2-3-14- آینده‌ی روابط و نقش متغیرهای دخیل65
2-4- نتیجه‌گیری66
فصل سوم: سیاست خارجی روسیه در مورد مسأله هسته‌ای ایران
3-1- مقدمه68
3-2- عامل ایران در روابط روسیه با آمریکا69
3-3- دو راهی انتخاب ثبات استراتژیک یا رقابت استراتژیک؟70
3-4- جایگاه ایران در سیاست خارجی روسیه73
3-5- تأثیر تحولات داخلی روسیه بر پرونده هسته‌ای ایران73
3-6- نگرانی‌‌های مشترک آمریکا و روسیه75
3-7- نتیجه گیری77
فصل چهارم: چرایی وجود بی اعتمادی در روابط ایران و روسیه
4-1- مقدمه79
4-2- تحلیل عملکرد تاریخی روسیه در قبال ایران79
4-2-1- تناقض رفتاری79
4-2-2- ارتباط دوگانه80
4-2-3- دخالت80
4-2-4- حضور نظامی80
4-3- تحلیل اصول علمی سیاست خارجی ایران در مورد روسیه80
4-3-1- مقابله80
4-3-2- احتیاط81
4-3-3- کم اهمیت کردن مسأله81
4-3-4- تاکید بر بعد حقوقی مسأله81
4-3-5- ایران از نگاه نخبگان روسی81
4-4- محور‌های اصلی روابط ایران و روسیه82
4-4-1- دخالت و تأثيرگذاري قدرت ثالث در روابط دو كشور83
4-4-2- برتري ماهيت ژئوپلتيك بر ماهيت ژئواكونوميك روابط دو كشور83
4-4-3- ترديد نسبت به نهادينه ساختن روابط به دليل بي‌اعتمادي تاريخي84
4-5- علل بي اعتمادي ايران به روسيه87
4-5-1- علل تاریخی87
4-5-1- 1- مقاوله نامه گلستان (1813)87
4-5-1-2- عهدنامه ترکمانچاي (1828)88
4-5-1-3- قرارداد درباره تقسيم عرصه‌هاي نفوذ روسيه و بريتانيا در ايران88
4-5-1-4- اشغال ايران در سال 1941 توسط نيروهاي شوروي و انگليسي88
4-5-1-5- حزب توده88
4-5-1-6- تلاش براي ملحق کردن آذربايجان به شوروي89
4-5-1-7- پشتيباني از کردهاي ايراني در جمهوري مهاباد89
4-5-1-8- جنگ افغاني شوروي89
4-5-1-9- حمايت از صدام حسين در جنگ ايران و عراق90
4-5-1-10- تقسيم ناعادلانه درياي خزر90
4-5-1-11- معامله گور- چرنوميردين91
4-5-1-12- علل پنهاني ساخت طولاني نيروگاه اتمي بوشهر91
4-5-1-13- حمايت روسيه از تحريم‌هاي ضدايراني در شوراي امنيت سازمان ملل متحد92
4-5-1-14- اس-300 و قراردادهاي ديگر92
4-5-1-15- نفوذ غرب در اقتصاد و سياست روسيه93
4-5-2- دلایل سیاسی93
4-5-2-1- از بعد اقتصادی94
4-5-2-2- چالش‌های منطقه‌ای (روابط سیاسی)95
4-5-2-3- عرصه بین‌المللی97
4-5-2-4- مشترک نبودن تهدیدات98
4-6- ملاحظات روابط ایران و روسیه99
4-6-1- واکاوی روابط ایران و روسیه در سطوح منطقه‌ای و بین‌المللی99
4-7- اولویت‌های روابط ایران و روسیه103
4-8- عوامل تغییر سیاست خارجی روسیه در قبال ایران104
4-9- آسیب‌شناسی روابط ایران و روسیه107
4-10- ظرفیت‌های همکاری ایران و روسیه110
4-11- نتیجه‌گیری111
فصل پنچم: بحث و نتیجه گیری
5-1- نتیجه‌گیری114
5-2- راهکار‌ها و پیشنهادات120
منابع123
چکیده:
هدف از انجام این پژوهش بررسی علل بی اعتمادی در روابط بین ایران و روسیه از سال 2000 تا کنون میباشد. در این پژوهش از روش توصیفی تحلیلی بهره برده شده است که با استفاده از مکتب رئالیسم به توضیح و تحلیل مطالب پرداخته شده است. یافته‌ها حاکی از آن است که ایران نمی‌تواند به کمک روسیه به لغو تحریم‌ها و دستیابی به شکوفایی اقتصادی دست یابد. اختلافات کهنه بین سیاست‌های خارجی جمهوری اسلامی ایران از بُعد تاریخی و همچنین تفاوت در برداشت‌های نظامی، سیاسی و اقتصادی بین این دو کشور همواره باعث گردیده است تا روابط این دو کشور در طول تاریخ با بی اعتمادی همراه باشد. هرچند در طی چند سال گذشته این رابطه به طور چشمگیری افزایش یافته، اما نمیتوان محافظهکاریهای دو جانبه از طرف این دو کشور را نادیده گرفت. در این پژوهش با بررسی علل تاریخی بی اعتمادی در بین دو کشور از گذشته تا کنون به بررسی بی اعتمادی‌های جدید در روابط حاصله در چند سال اخیر پرداخته می‌شود.
کلید واژه ها: سیاست خارجی، روابط خارجی، بی‌اعتمادی (روابط ایران و روسیه)
فصل اول:
کلیات پژوهش
1-1- بیان مسأله
پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق، جمهوری اسلامی ایران و روسیه در فضای جدیدی قرار گرفتند و بر همین اساس دو کشور مناسبات‌شان را در ترتیبات بین‌المللی و منطقه‌ای تنظیم نمودند. روابط دوجانبه دو کشور ایران و روسیه قدمت بسیاری داشته و در سطوح مختلف دو جانبه، منطقه‌ای و بین المللی بوده است. در سطح دو جانبه، دو کشور به مبادلات اقتصادی و همکاری نظامی و هسته‌ای روی آورده‌اند؛ در سطح منطقه‌ای در خصوص حل و فصل بحرانها و نزاع منطقهای، نظیر بحران تاجیکستان و افغانستان با همدیگر همکاری نمودند، همین طور در مورد بهره برداری از منابع انرژی حوزه دریای خزر دو کشور رویه‌ی همکاری در ارتباط با تثبیت یک رژیم حقوقی مورد قبول کشور‌های ساحل این دریاچه و مقابله با نفوذ قدرت‌های فرا منطقه‌ای اتخاذ نمودند و در سطح بین‌الملل هر دو کشور نارضایتی خود را از نظام تک قطبی و سیاست‌های یک جانبه گرایان آمریکا اعلام کرده‌اند. با این وجود، روابط دو کشور همواره با فراز و نشیب‌هایی همراه بوده است؛ به شکلی که گاهی زمان‌ها دو کشور به گونه‌ای به هم نزدیک شده‌اند که صحبت از مشارکت راهبردی آنها به میان آمده و گاهی نیز چنان از هم فاصله گرفته‌اند که به مرز تیرگی در روابط رسیده اند. به هرحال واقعیت‌‌های موجود بیانگر آن است که نشانه‌هایی از بی‌اعتمادی و ابهام در روابط دو کشور وجود دارد و دلیل این امر را می‌توان در اختلافات مبانی و زیربنایی فکری، سیاسی و ایدئولوژیکی بین دو کشور دانست، زیرا نظام روسیه که ملهم از نظام کمونیست و در واقع ادامه‌ی سیاست‌‌های توسعهطلبانه تزاری حکومت‌‌های سابق اتحاد جماهیر شوروی است بنا به رویکرد سیاست خارجی خود که دسترسی به آب‌‌های گرم خلیج فارس است همواره و در طول تاریخ، ایران را به عنوان مانعی در راه دستیابی به این هدف خود دانسته است در مقابل ایران نیز که با تغییرات ایدئولوژیک شکل گرفته در دهه 60 هجری همواره به دنبال سیاست نه شرقی و نه غربی بوده است با نفی هرگونه سلطه‌پذیری، مانع از هر نوع حضور سلطه جویانه روسیه در ایران شده است. در چنین وضعیتی، روابط ایران و روسیه تحت تأثیر وقایع مهم تاریخی قرار گرفته است.
می‌توان گفت روابط ایران و روسیه آن گونه که تصور می‌شود از استحکام و انسجام برخوردار نبوده و در شرایط شکنند‌ه‌ای قرار دارد. در افکار عمومی ایرانیان صحنه‌‌های ویژه تاریخی و سیاسی ریشه دوانده و مانع از اتخاذ رویکردی اعتماد آمیز با روسیه می‌شود، بر اساس نظرسنجی‌‌های صورت گرفته بیش از 90 درصد ایرانیان نسبت به روسیه بی‌اعتماد هستند و بسیاری از ایرانیان هنوز از روسیه تصور شوروی سابق را در ذهن دارند (فصلنامه روابط خارجی، شماره اول 1390).
مقامات روسیه همواره از قدرت‌یابی ایران بیم‌ناک بوده‌اند. آنان شکلگیری ایران قدرتمند نظامی، سیاسی و استراتژیک را نمادی از تهدید علیه خود می‌دانند. بنابراین، طبیعی است که با قدرت‌یابی ایران مخالفت نمایند. این مسأله در دوران‌‌های گذشته وجود داشته و بعد از جنگ سرد نیز تداوم یافته است.
الگوی رفتاری روسیه در مواجهه با ایران را باید تلاش سامان یافته برای محدودسازی ایران دانست. طبعاً رویکرد کشور‌های غربی به ایران نیز فضای مناسبی را برای روسیه در زمینه‌ی مشارکت بیشتر با جهان غرب به منظور محدودسازی ایران فراهم کرده است. این الگو در دوران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران تشدید گردید. سیر فوق نشان می‌دهد محدودیت‌ها و فشار‌های روسیه عامل شکل‌گیری شرایط جنگ سرد در روابط دو کشور است.
مرز‌های مشترک جغرافیایی و تاریخ سیاسی گذشته نشان می‌دهد که دو کشور به گونه‌ای گریز‌ناپذیر نیازمند همکاری و مشارکت با یکدیگرند به رغم چنین ضرورت‌هایی شواهد و فرایند‌‌های شکل گرفته بیانگر آن است که روابط دو کشور مبتنی بر همکاری و حسن نیت نبوده است. مسأله مورد بررسی این است که چه موانع و مشکلاتی در روابط ایران و روسیه سبب شده که این دو کشور هیچ گاه نتوانند از ظرفیت‌‌های واقعی یکدیگر برای توسعه روابط دو جانبه بهره گیرند.
در واقع سوالی که ذهن محقق را به خود مشغول ساخته این است که چرا علی رغم اتحاد و همراهی کنونی ایران و روسیه، نوعی بی اعتمادی در روابط دو کشور وجود دارد؟

1-2- اهمیت و ضرورت پژوهش
ایران موفق شده است انزوای بین المللی را که رژیم تحریم‌‌های فلج کننده غربی برای آن فراهم کرده بود، هر چند فقط تا حدی معینی و به طور ناکامل، بشکند. با این وجود، سرعت توسعه روابط روسی- ایرانی تا کنون به سطح شراکت راهبردی نرسیده است. چه چیزی برخورد محتاطانه طرف ایرانی را سبب می‌شود؟ چه چیزی مانع از آن می‌شود که تهران، مسکو را شریک مطمئن سیاسی و اقتصادی خود به حساب آورد؟ پاسخ به این سؤالات و بسیاری پرسش‌های دیگر، دلایل اهمیت انجام این پژوهش را دو چندان نموده است.
با وجود اینکه دو کشور ایران و روسیه به دلیل نزدیکی جغرافیایی و قرار گرفتن در یک منطقه استراتژیک می‌توانند نیاز‌های اقتصاد داخلی و منطقه‌ای همدیگر را تأمین نمایند و هم می‌توانند الگویی از این نوع همکاری‌ها برای دیگر کشور‌‌های جهان باشند ولی در سطح کلان و مقاطع مختلف تاریخی ما شاهد بروز بی‌اعتمادی و تزلزل در روابط بین دو کشور هستیم. این پژوهش در پی یافتن پاسخ به این ضرورت است که چرا دو کشور علی رغم وجود جنبه‌‌های مشترک دارای حس بی‌اعتمادی روز افزون نسبت به یکدیگر هستند.

1-3- پیشینه پژوهش
برای بررسی بهتر هر موضوع نیاز به فراهم سازی یک پایه‌ی علمی در خصوص موضوع مورد بحث داریم، به علاوه گردآوری اطلاعات مرتبط با موضوع و بیان پیشینه‌ی تحقیق نشانه‌ی تسلط محقق بر موضوع مورد بحث است. در زمینه روابط ایران و روسیه کتاب‌ها و مقالات مختلفی به رشته تحریر در آمده است که می‌توان به صورت گذرا به موارد ذیل اشاره کرد.
متقی و همکاران (1393) در پژوهش خود با عنوان “عملگرايي راهبردي در روابط جمهوري اسلامي ايران و روسيه” بیان نمود روسيه از جمله بازيگران سياست بين الملل است که در شکل بندي‌هاي قدرت نظام جهاني به عنوان نيروي تأثيرگذار تأثيرپذير ايفاي نقش مي‌نمايد. درک روابط ج. ا. ايران و روسيه در چارچوب همکاري‌هاي راهبردي، نيازمند شناخت نگرش جهاني و منطقه‌اي بازيگران است. ج. ا. ايران مانند روسيه با الگوي توزيع قدرت در سياست جهاني مخالفت دارد. در چنين شرايطي اين پرسش را مي‌توان مطرح کرد که همکاري‌هاي ايران و روسيه داراي چه ويژگي‌هايي مي‌باشد؟ به نظر نگارندگان، عملگرايي راهبردي به عنوان محور اصلي روابط ج. ا. ايران و روسيه در حوزه‌هاي مختلف جغرافيايي تحليل مي‌گردد. تحقق اين امر، نيازمند «ائتلاف‌سازي»، «بي‌طرف سازي راهبردي»، «همکاري‌هاي راهکنشي» و «موازنه سازي ساختاري» با بازيگراني مانند روسيه مي‌باشد که داراي رويکرد ژئوپليتيکي در الگوهاي کنش همکاري جويانه و يا رقابتي در سطح بين المللي مي‌باشند.
سلطانینژاد و شاپوری (1392) پژوهشی با عنوان “روسيه و مناقشه هسته‌اي ايران” انجام داده‌اند. اين مقاله به بررسي سياست روسيه در رابطه با مناقشه هسته‌اي ايران و عوامل تأثيرگذار بر آن مي‌پردازد. استدلال اصلي مقاله بر آن است که روسيه در چارچوب ملاحظات امنيتي خويش، مسأله هسته‌اي ايران را با برخي از مهمترين مسائل امنيتي پيراموني خود از جمله بحث گسترش ناتو به شرق، طرح سپر دفاع موشکي امريکا و ناتو در شرق اروپا، امنيت انرژي و اقتصاد خويش و همچنين موضوعات مربوط به امنيت منطقه گره زده است. منظور اين است که مسکو به مناقشه هسته‌اي ايران به عنوان يک موضوع مستقل در سياست خارجي خود نگاه نمي‌کند، بلکه آن را با برخي از ملاحظات و مناسبات امنيتي مهم خود با طرفين اصلي اين مناقشه يعني ايران و غرب – مخصوصا امريکا – پيوند زده است. با اين اقدام، کرملين تلاش مي‌کند با انجام يک بازي ظريف سياسي در تحولات مربوط به اين مناقشه منافع خود را برآورده کند. يافته‌هاي تحقيق حاکي از آن است که در چنين شرايطي استمرار مناقشه هسته‌اي ايران تا جايي که منجر به برخورد سخت بين طرفين اصلي آن نگردد در جهت منافع مسکو است. در واقع استمرار اين مناقشه، قدرت چانه زني کرملين را در رابطه با ايران و غرب -به خصوص امريکا- پيرامون مسائل و مناسبات مختلف منطقه‌اي و بين المللي بالا مي‌برد.
جعفری و ذوالفقاری (1392) در پژوهشی با عنوان “روابط ايران و روسيه، همگرايي يا واگرايي؟” بیان نمودند روسيه و ايران يکي از تباري اروپايي و نژادي اسلاو و ديگري از تباري آسيايي و نژادي غيراسلاو هستند. متناسب با نوع برداشت از ظرفيت‌ها و توانايي‌هاي خود، به ايفاي نقش در نظم سازي‌هاي منطقه‌اي و بين‌المللي مي‌پردازند. تغييرهاي ژئوپليتيک و ژئواستراتژيک و تفاوت رويکردهاي اعلامي و اعمالي، تغييرهاي تاريخ سازي را در عرصه‌هاي تقابل يا تعامل ميان دو کشور ايجاد کرده، به گونه‌اي که چگونگي و چرايي ناپايداري اين رابطه را، در مقام پرسش اين پژوهش نشانده است. در بيان چگونگي شکنندگي رابطه بين ايران و روسيه، بايد به تفاوت سطح و تقابل ادراک دو کشور اشاره کرد؛ بدين معنا که نگاه روسيه به ايران، تاکتيکي و ابزاري و در سطح مسايل منطقه‌اي و دوجانبه است، در حالي که نگاه ايران به روسيه، آرماني و مبتني بر عقلانيت ايدئولوژيک و در سطح مسايل کلان است. اما در پاسخ به چرايي موضوع، بايد به برتري نگاه ژئوپليتيک بر ژئواکونوميک اشاره کرد. بدين ترتيب که، ماهيت سياسي روابط ايران و روسيه، بر ماهيت اقتصادي آن سايه افکنده است.
امیدی (1390) در مقاله خود تحت عنوان “چالشهاي ساختاري روابط راهبردي ايران و روسيه: سلطه ‌ستيزي ايراني و عمل‌گرايي روسي” بیان داشت يکي از موضوع‌هاي مهم سياست خارجي هر کشور، چگونگي تنظيم روابط با قدرت‌هاي بزرگ است. تکوين جمهوري اسلامي ايران در سال 1979، ماهيت روابط ايران با قدرت‌هاي بزرگ را دچار تغيير بنيادين کرده است. هر چند از اواخر دهه 1980، ايران و شوروي و به‌ دنبال آن روسيه به بهبود روابط متقابل اقدام کرده ‌اند، ولي اين بهبودي منجر به روابط راهبردي نشده است. اعتقاد بر اين است که ايران از روي مصلحت (به‌ دليل روابط اختلاف برانگيز ايران و غرب) به مسکو گرايش نشان داده است‌‌ و از سوي ديگر، هدف‌ها و خط ‌‌‌‌‌مشي‌هاي سياست خارجي روسيه با هدف‌هاي ايران در عرصه بين ‌المللي در مواردي تفاوت دارد. به ‌نظر مي‌رسد که ايران و روسيه با يکديگر تضاد راهبردي نداشته باشند، ولي وجود يک ساختار انحصار گونه بين ‌المللي که بنابر آن تهران به ‌دليل فشار غرب در مواردي ناچار است که برخي کالاهاي مورد نياز خود از سياسي و اقتصادي را از طرف مسکو تامين کند و همچنين نظريه سلطه ستيزي ايراني و عمل ‌گرايي روسي توجيه کننده برخي از شکاف‌هاي روابط دو کشور باشد که اين مقاله بر اساس آنها تنظيم شده است.
کرمی (1389) در مقاله خود تحت عنوان “روابط ايران و روسيه در سال‌هاي 1368 تا 1388: بسترها، عوامل و محدوديتها” بیان داشت ايران و روسيه در پانصد سال گذشته روابطي پر فراز و نشيب و همراه با دوستي و دشمني با يكديگر داشته‌اند. اين روابط از همكاري‌هاي دوره صفويه، به خصومت، جنگ و مداخلات دوره قاجار و سپس روابط خصمانه و گاه دوستانه دوره پهلوي و سرانجام همكاري‌هاي بيست سال اخير (1368 تا 1388) رسيده است. در اين مقاله تلاش شده تا با ترسيم وضعيت بيست ساله همکاري‌هاي دو کشور در عرصه‌هاي مختلف، به بررسي بسترهاي داخلي، منطقه‌اي و جهاني مؤثر بر شكل گيري آن پرداخته و موقعيت ژئوپليتيك جديد (دور شدن روسيه از مرزهاي ايران) را به عنوان يک متغير مهم و مؤثر مورد كند و كاو قرار دهد. در واقع، هدف اصلي اين مقاله آن است که به تأثير تحولات ژئوپليتيک بر همکاري‌هاي دو کشور در بيست سال گذشته بپردازد و وارد مسايل و مشکلات پيش آمده در يک سال اخير نخواهد شد.
بیگدلی و سخندان درابی (1388) در مقاله خود تحت عنوان “بررسي روابط ايران و روسيه در دوران ميرزا آقاخان نوري” بیان داشت ميرزا آقاخان اعتمادالدوله نوري يکي از شخصيت‌هاي منفي در حافظه جمعي ملت ايران است. او را معمولاً به عنوان کسي که مسئول عقد معاهده صلح پاريس بين ايران و بريتانيا بود، به خيانت کاري توصيف کرده‌اند که هرات يکي از تاريخي‌ترين نقاط ميهنش را دو دستي به بريتانيا واگذار کرد. زندگي و شخصيت ميرزا آقا خان صدر اعظم نوري، بيشتر به خاطر اينکه پس از اميرکبير صدر اعظم گرديد و همچنين به علت درگيري وي در سقوط اميرکبير، دستخوش قضاوت‌ها و برداشت‌هاي گوناگون بوده است. ايران در زمان صدارت ميرزا آقاخان نوري قرباني درمانده دسيسه‌هاي خارجي دو کشور استعمارگر آن زمان، يعني بريتانيا و روسيه، بود. کشورهاي روس و بريتانيا مصادف با دوره قاجار سياست استعماري و جهان خواري خود را در ايران هم پي جويي مي‌کردند خواه ناخواه ايران هم به بازي بزرگي که بين آنها شروع شده بود، خصوصا بريتانيا، وارد شد؛ اصلي که از طرف محققان و مولفان تاريخ پنهان باقي مانده و هميشه نظر بر اين بوده که ديپلماسي ايران ناکارآمد يا فاسد بوده است؛ در حالي که نگرش ژئوپلتيک آن دو کشور ناديده گرفته شد و همچنين حق کاپيتولاسيون که بريتانيا و روس بارها و بارها از آن سو استفاده مي‌کردند. در زمان صدارت ميرزا آقا خان نوري، وي براي اينکه سنگ تعادلي در مقابل روسيه و بريتانيا برقرار سازد، دست به ايجاد رابطه با دول اروپايي و آمريکايي زد. در واقع، از دوره وي بود که پاي کشورهاي خارجي به ايران کشانده شد. در اين مقاله، روابط ايران و روس و نقش ايران در جنگ کريمه مورد بررسي قرار گرفته است.
خاکپور (1388) در کتاب «روابط ایران و اتحاد جماهیر شوروی 1941-1975» بیشتر به چگونگی تأثیرات عوامل تاریخی و سیاسی بر نحوه تعاملات و روابط بین دو کشور تأکید کرده است. نکته‌ی مهمی که در بررسی این کتاب می‌توان به آن اشاره کرد توجه به نظام سیاسی ایران در دوران رژیم پهلوی و نیز ساختار کمونیستی شوروی به عنوان یکی از دو ابر قدرت جهان بود، که البته تأثیرات جنگ سرد بین ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی سابق بر روابط بین ایران و شوروی در این دوره به خوبی مشهود است.
جهانگیر کرمی(1388) در کتاب خود با عنوان”روابط جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه” بیان می‌کند: دگرگونی نظام‌های سیاسی، موقعیت ژئوپلتیك و منطقه‌ای و ساختار نظام بین‌الملل، دو دولت ایران و روسیه را در وضعیت ویژه‌ای برای همكاری قرار داده و دوره‌ای از مناسبات را برای دو كشور در دو دهه كنونی فراهم آورده است. وجود ایران پس از انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی و روسیه پس از امپراطوری شوروی و نظام كمونیستی و دور از سرزمین ایران به پیدایش یك منطقه هایل انجامیده كه دغدغه‌‌های مشتركی چون كنترل بحران‌های موجود، حفظ وضع موجود و ثبات منطقه‌ای، سد نفوذ قدرت‌های بزرگ و سایر كشورهای دورتر، در دولت را به سمت همكاری در موارد متعدد رانده است. نگارنده در این كتاب مطالبی چون تاریخ روابط ایران و روسیه، روسیه جدید، ایران در مسیری جدید، دنیای جدید و نظام بین‌الملل پس از جنگ سرد، همكاری‌های دو كشور در دوره جدید، مسایل و مشكلات در روابط دو كشور، ظرفیت‌های دو كشور و ارائه پیشنهادات و راه‌كارهایی برای رساندن وضع موجود به ظرفیت‌های واقعی دو كشور را بررسی می‌كند.
اصغر بالسینی (1387) در کتاب خود تحت عنوان “رویکرد اقتصادی به روابط ایران و روسیه” به بررسی شاخص‌ها و متغیرهای مهم اقتصادی و سیاسی و ریسک کشورهای مورد و شناسایی بازیگران مهم سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و… این کشورها، می‌پردازد. همچنین اهداف و سیاست‌های متقابل دو کشور در تعامل با یکدیگر و فرصت‌ها و تهدیداتی که آن کشور برای جمهوری اسلامی ایران در عرصه جهانی پدید می‌آورد نیز با نگاهی دقیق و موشکافانه مورد بررسی قرار گرفته است. گزارش کشوری روسیه از جمله گزارش‌های منتشر شده از این سری می‌باشد که با توجه به اهمیت روسیه در عرصة سیاست ایران، چالش‌های این کشور در زمینه مسائل حقوقی و اقتصادی دریای خزر با کشورمان و همکاری‌های هسته‌ای آن با ایران در اولویت قرار گرفته است. ولادمیر پوتین در دوران حاکمیتش بر مسند ریاست جمهوری روسیه تلاش نمود جایگاه کشورش را در عرصه بین المللی و نیز توانمندی اقتصادی آنرا مجدداً احیا نماید. تحولات مربوط به اروپای شرقی و مجادلات جدی این کشور در حوزه قفقاز با آمریکا رویکرد جدیدی را در روابط این کشور با جامعه جهانی و همچنین جمهوری اسلامی ایران رقم خواهد زد. شناخت مناسب توانمندی‌های این کشور می‌تواند فرصت‌های مناسبی را برای گسترش روابط اقتصادی در اختیار کشورمان قرار دهد.
مهدی سنایی و جهانگیر کرمی (1387) در کتابی با عنوان “روابط ایران و روسیه” به بررسی مناسبات فرهنگی، اقتصادی، سیاسی(دوجانبه، منطقه‌ای و بین‌المللی) و نظامی دو کشور پرداخته و تصویری جامع از تعاملات تهران و مسکو خلال دو دهة اخیر به دست داده است. این کتاب مشتمل بر 17 مقاله از صاحب‌نظران و کارشناسان مختلف روابط ایران و روسیه است که هدف از گردآوری و ارائه آن، بررسی مبانی و موضوعات مختلف در روابط دو کشور و تحولات آن، به ویژه در دو دهة اخیر بوده است.
کتايون پرتوي (1381) «سياست خارجي منطقهاي کرملين در ايران (78-1917)» در بررسي رويدادهاي تاريخي سال‌هاي بين 78-1917 سعي شد سياست خارجي منطقه‌اي شوروي در قبال ايران بعنوان يک مدل مورد بررسي قرار گيرد. نتايج حاصل از اين بررسي را ميتوان به ترتيب زير جمع بندي کرد: شوروي از 1917 تا 1940 ابتدا سياست تحبيب و گسترش روابط دوستانه را در پيش گرفت تا به اين طريق ضمن تأمين منافع اقتصادي خود، به تدريج زمينه را براي گسترش حوزه‌ي ايدئولوژيک خود آماده نمايد و در عين حال با تداوم سياست دوستانه، موازنه قوا با انگليس را به سود خود دگرگون سازد. پس از جنگ جهاني دوم و با آغاز شکل‌گيري نظام دو قطبي در جهان، سياست شوروي نسبت به ايران و کشورهاي همسايه خود، تجاوزکارانه و مداخله گرانه است و مي‌کوشد با ايجاد حريم امنيتي از اروپاي شرقي تا آسيا مرزي حائل از کشورهاي کمونيست را بين خود و کشورهاي غربي به وجود آورد تا از اين طريق موازنه جديد قوا را برقرار نمايد. اين مرحله از سياست خارجي شوروي در قبال ايران گاه با تجاوز و گاه با صبر و انتظار همراه است. سياست خارجي منطقه‌اي شوروي در اين دوران تابعي است از متغيرهاي حاکم بر نظام بين المللي و بيشتر بر يک راهبرد تهاجمي استوار است که ميل به عدالت طلبي و آزادي خواهي و نجات از استعمار بسياري از کشورهاي جهان زمينه‌ي اين تهاجم را تسهيل مي‌کند. دستاورد سياست خارجي شوروي در اين مرحله در ايران اگر چه به شکست مي‌انجامد، اما از نظر جهاني در مقايسه با هزينه‌هاي آمريکا و شوروي براي کسب حوزه‌هاي نفوذ، موفق‌تر از آمريکاست و در عين حال علت عمده کاميابي سياست خارجي ايران در برابر شوروي شدت رويارويي و تضاد موجود بين دو ابرقدرت است. با آغاز دوره تنشزدايي شوروي بجاي انتخاب راهبردي بر مبناي ايدئولوژي، راهبرد توسعه‌ي روابط تجاري و بازرگاني و همکاري را براي دستيابي به منافع خود بر ميگزيند و بجاي شيوه توسل به زور همکاري را گسترش مي‌دهد. در اين مرحله حوزه‌هاي نفوذ دو ابرقدرت مشخص شده‌اند، در نتيجه درگيري‌هاي نظامي و رقابت‌هاي تسليحاتي و ايجاد جنگ در حوزههاي نفوذ سياسي فرصت بهتري را براي تأمين منافع ملي فراهم مي‌کند. دگرگوني ديدگاه شوروي نسبت به ايران در اين هنگام علاوه بر ملاحظات جهاني ناشي از عامل مهم ديگري نيز مي‌باشد که همانا تغيير نگرش کنگره‌ي بيستم حزب کمونيست شوروي نسبت به جهان سرمايه داري است.
کولایی (1380) کتاب «اتحاد جماهیر شوروی و انقلاب اسلامی ایران»: در کتاب دکتر کولایی با توجه به نگرش چپ‌گرایانه‌ی ایشان و نیز متأثر از گرایش‌‌های سیاسی نویسنده آن نگاهی توام با بدبینی و شک و تردید به روابط ایران و شوروی داشته است و در پی بیان این مسأله بوده است که همان‌قدر که دول غربی در پی نفوذ و حاکمیت بر ایران در دوره قبل از انقلاب بوده‌اند روسیه در بعد از انقلاب نیز در پی چنین رویکردی بوده و می‌باشد.

1-4- اهداف پژوهش
1-4-1- هدف اصلی
بررسی علل بی اعتمادی در روابط بین ایران و روسیه از سال 2000 تا کنون
1-4-2- اهداف فرعی
1- دستیابی به یک چهارچوب نظری در خصوص علل بی‌اعتمادی بین دو کشور ایران و روسیه
2- بیان حدود و ثغور تضاد منافع دو کشور ایران و روسیه

1-5- سؤال پژوهش
علل بی اعتمادی در روابط بین دو کشور ایران و روسیه چیست؟

1-6- فرضیه پژوهش
تردید‌های داخلی در ایران در مورد میزان پایبندی و توانمندی روسیه در برآورده‌سازی نیاز‌های استراتژیک ایران، باعث شکلگیری عدم اعتماد در افکار عمومی ایرانیان نسبت به روسیه گردیده است.

1-7- تعريف واژه‏ها و اصطلاحات فني و تخصصی
سیاست خارجی
سیاست خارجی عبارتست از یک استراتژی یا یک رشته اعمال از پیش طرح‌ریزی شده توسط تصمیم‌گیرندگان حکومتی که مقصود آن دستیابی به اهدافی معین، در چهارچوب منافع ملی و در محیط بین‌المللی است. به‌ طور خلاصه میتوان گفت که سیاست خارجی شامل تعیین و اجرای یک سلسله اهداف و منافع ملی است که در صحنهي بینالمللی از سوی دولت‌ها انجام میپذیرد. سیاست خارجی میتواند ابتکار عمل یک دولت و یا واکنش آن در قبال کنش دیگر دولت‌ها باشد به عبارتی جهتی را که یک دولت بر میگزیند و در آن از خود تحرک نشان میدهد و نیز شیوهی نگرش دولت را نسبت به جامعهي بین‌المللی، سیاست خارجی می‌گویند. به هر حال مقوله سياست خارجي از پيچيده‌ترين و گسترده‌ترين و عميق‌ترين مقولات در ميان تمامي شاخه‌هاي علوم اجتماعي است كه ده‌ها و حتي صدها عامل اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي، سياسي، تاريخي و تكنيكي در داخل واحد‌هاي سياسي و در سطوح مختلف نظام بين‌الملل در آن دخالت مجرد يا متقابل دارند از اين رو در تدوين و تنظيم و هدايت سياست خارجي، عوامل و متغيرهاي گوناگوني دخالت دارند كه بدون شك آگاهي از كم و كيف و آثار متقابل آنها براي درك آن چه كه در سيستم سياست گذاري يك كشور مي‌گذرد، مفيد است. از ميان آنها ويژگي‌ها و خصلت‌هاي ملي، ساختار و بافت سياسي، اجتماعي، فرهنگي و ايدئولوژي، موقعيت جغرافيايي، تهديدات و بالاخره ادراك و برداشت سياست‌گذاران و تصميم‌گيرندگان در مورد كم و كيف عوامل و متغيرهاي مذكور از همه مهم‌تر و اساسي‌تر است (مقتدر 1358، 131).
روابط خارجی
روابط خارجی به مدیریت روابط میان سازمان اداری یک دولت با دیگر دولت‌ها گفته می‌شود. هدف اصلی چنین سازمان‌هایی ایجاد، توسعه و مدیریت سیاست خارجی و در نتیجه تعریف این روابط از منظر منافع ملی در محیط بین‌المللی می‌باشد.
بیاعتمادی (روابط ایران و روسیه)
بیاعتمادی عبارت است از مجموع‌های از نگرش‌های منفی نسبت به موضوعات سیاسی که این موضوعات هم به رژیم سیاسی و هم متصدیان اقتدار در جامعه برمیگردد (شایگان 1386، 7). در واقع یک سری نگرش‌های منفی در روابط سیاسی ایران و روسیه وجود دارد که نشات گرفته از روابط ناهنجار گذشته و هم چنین برخی یکجانبه گرایی هایی است که بین دو کشور وجود دارد.

1-8- روش پژوهش
روش پژوهش در این پایان نامه توصیفی – تحلیلی و با استناد به نظریه واقع گرایی (رئالیسم) به بررسی علل بی اعتمادی در روابط بین ایران و روسیه در چند دهه اخیر پرداخته شده است. رئالیسم معمولا به معنای داشتن درک صحیحی از خصایص رویدادها یا امور واقع یا اشخاص است بدون اینکه توسط احساساتی از قبیل بیم یا امید یا عشق یا نفرت، یا تمایل به آرمانی سازی یا کم بهاسازی یا چیز دیگری که مانع مشاهده دقیق شود و حاصل نوعی  فشار احساسی باشد مخدوش گردد.
رئاليسم به عنوان مكتب نظري غالب روابط بينالملل در دوره پس از جنگ جهاني دوم محسوب و ساير نظريههاي روابط بينالملل اغلب بهعنوان واكنشي در برابر اين نظريه انگاشته مي‌شود. رئاليسم با توجه به غناي نظري به عنوان چهارچوبي مفهومي و تئوريك براي تبيين و تحليل پديدهها و تحولات روابط بينالملل و سياست خارجي مورد استفاده قرار گرفته است. اما از آنجايي كه پارادايم رئاليسم به شاخهها و گرايشات مختلفي تقسيم مي‌شود يا به عبارت ديگر ما شاهد مناظرههاي درون پاردايمي مختلفي در رئاليسم هستيم ميتوان به تبيينهاي مختلف رئاليستي در مقولههاي مختلف نيز اشاره كرد. يكي از مقولههايي كه نظريههاي رئاليستي مختلف تبيينهاي متفاوتي در خصوص آن ارائه ميدهند، بررسي و تبيين سياست خارجي دولت‌ها و سطح اعتماد در روابط بینالمللی در این سیاستگذاری است. با توجه به رويكردهاي رئاليستي متفاوت به سياست خارجي، هدف نوشتار حاضر بررسي علل بیاعتمادی در روابط ایران و روسیه در چند دهه گذشته تا کنون است.

1-9- روش‌ها، ابزار تجزيه و تحليل داده‏ها
روش پژوهش در این پایاننامه، توصیفی و تحلیلی و ابزار گردآوری داده‌ها از کتاب‌ها، روزنامه‌ها، ماهنامه‌ها و فصلنامه‌هایی که در زمینه روابط ایران و روسیه مقالاتی به رشته تحریر در آورده‌اند، خواهد بود.

1-10- سازماندهی تحقیق
پژوهش حاضر با موضوع”بررسی علل بی اعتمادی در روابط بین ایران و روسیه” در پنج فصل تنظیم گردیده است.
فصل اول، به بررسی مفاهیم روش‌شناسی پژوهش پرداخته است. در فصل دوم، چهارچوب نظری و تاریخچه روابط ایران و روسیه مورد تجزیه و تحلیل قرار‌ می‌گیرد. در فصل سوم به سیاست خارجی روسیه در مورد مسأله هسته‌ای ایران اشاره‌ می‌شود.
در فصل چهارم چرایی وجود بی اعتمادی در روابط ایران و روسیه پرداخته شده است.
و در فصل پنجم پژوهش نیز نتیجه گیری و همچنین ارائه پیشنهادات آمده است.

فصل دوم:
مباحث نظری و تاریخی در روابط ایران و روسیه

2-1- بخش اول: مباحث تئوریک
انتخاب نظریه خاص برای تبیین روابط بین روسيه و ایران، انتخابی دشواری است، چرا که در بررسی تاریخ روابط دو دولت، رفتارها و عملکرد‌های آن‌ها به قدری پیچیده است که قرار دادن این مناسبات در قالب هر یک از نظریه‌‌های روابط بین‌الملل، باعث برخورد به نقاط ضعف و قوت آن نظریه خاص خواهد شد. پایه‌‌های بنیادین استراتژی کلان دولت روسیه با ایران در سلسله حاکمان مختلف، توجه به «منافع ملی» و «امنیت ملی» در اولویت‌ها بوده است. به این ‌ترتیب، بر مبنای روش‌شناختی علمی در این پژوهش به گزینش نظریه یا نظریه‌هایی می‌پردازیم که بتواند روابط دو دولت را بهتر توجیه نماید.
2-1-1- مکتب رئالیسم
واقع‌گرایی یا مکتب اصالت واقع، در فلسفه جدید، عقید‌های است، قائل به این‌که واقعیّت موضوعی، یا جهان مادّی، مستقل از آگاهی ذهن وجود دارد و خصایص و طبیعت آن از این‌که دانسته شود، متاثّر نمی‌شود. در فلسفه قدیم و قرون وسطی نیز نظریهای است، که حقیقت جهان مادی را از ادراک بشری، مستقل می‌کند. یعنی اشیاء، وجود مستقل دارند و وجودشان، به ادراک‌کننده بستگی ندارد (شعاری‌نژاد 1375، 336).
رئالیسم در مقابل تصوّرگرایی – که به‌وجود کلیات در خارج از ذهن اعتقاد نداشت- و نام‌گرایی- که یکسره منکر کلیات بود و هیچ نحو وجودی نه در خارج و نه در ذهن برای آن قائل نبود و کلّی را فقط لفظ خالی می‌دانست- اقامه شد (دیمیان 1376، 14).
پیروان مکتب اصالت اسمی (نام‌گرایی)، معتقد به جدایی تدریجی جهان اندیشه از واقعیات عینی هستند و معتقدند که جهان درونی آگاهی، به‌تدریج از جهان خارجی (یا بیرونی حس‌ها) جدا می‌شود و قانونی جهان‌شمول وجود ندارد؛ که ذاتا در اشیاء مشابه موجود باشد. جهان‌شمول‌ها صرفاً نام‌هایی غیرواقعی و اعتباری هستند، که بر سر آن‌ها به توافق رسیده‌ایم. امّا واقع‌گرایی، معتقد است که مفاهیم انتزاعی، به ‌مثابه وجودی جوهری و هستی واقعی دارند. برخلاف ایده‌آلیسم، رئالیسم جهان خارجی را مستقل از درک و ذهنیّت ما تلقّی و براین نکته تاکید می‌کند، که این جهان خارجی، با دقّتی معنادار، در تجربیّات حسی ما منعکس می‌شود (عضدانلو 1384، 324).
واقع‌گرایی به‌عنوان یک شیوه خلّاق، پدید‌های است، تاریخی که در مرحله معیّنی از تکامل فکری بشر، زمانی‌که انسان‌ها، نیاز مبرمی به شناخت ماهیّت و جهت تکامل اجتماعی پیدا کردند، زمانی‌که مردم، نخست، به‌طور مبهم و سپس آگاهانه، به این حقیقت پی بردند؛ که اعمال و افکار انسان از هیجان‌‌های سرکش یا نقشه الهی ناشی نشده؛ بلکه از علّت‌‌های واقعی، یا اگر دقیق‌تر گفته باشیم، از علت‌‌های مادی سرچشمه می‌گیرد، به ‌ظهور رسید (ماکس 1357، 12).
می‌تو‌ان تاریخچه تصوّر واقعیّت را با نظر پارمنیدس آغاز کرد، که صریحا قلمرو واقعیت را مقابل عرضگاه ظاهر و نمود دانسته است (صدری 1379، 26). در نظریه مثل افلاطون نیز بر اینکه مُثُل (ایده‌ها)، واقعی‌ترند تا موجودات فردی و محسوس؛ که چیزی جز انعکاس و تصویر آن مُثُل نیستند (لالاند 1377، 627)، ریشه‌‌های واقع‌گرایی به چشم می‌خورد. دکارت نیز در نظریه تفکیک‌ناپذیر بودن زندگی و تفکّر و فرانسیس بیکن که در حصول شناخت جهان، توجه خود را به اهمیّت تجربه معطوف می‌کرد، اندیشه علمی را دست‌خوش تحوّل کیفی نموده و راه را برای نفوذ در طبیعت اشیاء وامور جهان باز کردند (لالاند 1377، 13).
رئالیسم در غرب به اقتضای غلبه‌اش بر طبقه پیشین (طبقه جدید) و برخورداری از وحدت و رفاه اجتماعی، در آغاز، با خوش‌بینی، امید، اعتماد و جسارت، به هستی نگاه می‌کرد و با واقعیّت اجتماعی که درست به‌ساز آن طبقه می‌رقصید، بر سر مهر بود و واقع‌گرایی، نتیجه ضروری چنین روحیهای بوده است (شاین مهر 1377، 79).
نظريه‎هاي رئاليستي كه گاه از آنها به صورت مكتب انديشهي سياست قدرت ياد مي‎شود (قوام 1384، 79)، از آغاز شكل‎گيري رشتهي روابط بين‎الملل نظريهي غالب سياست جهاني بوده‎اند (بیلیس و اسمیت 1388، 330). در قرن بيستم پس از ناكامي نظريه‎هاي ليبراليستي در تبيين و تحليل رويدادها و تحولات نظام بين‎الملل تئوري‎هاي رئاليستي حضور چشم‌گيري در عرصهي تئوريك روابط بين‎الملل يافتند. اگرچه مي‎توان خط مشي اين نظريه‎ها را تا دوران باستان نيز مشاهده نمود اما استفاده از اين رويكرد به صورت يك رويكردِ نظري براي تجزيه و تحليل سياست بين‎الملل از اواخر دههي 1930م و اوايل دههي 1940م وارد عرصهي روابط بین‎الملل شد (قوام 1384، 79).
در قرن بيستم شاهد پويايي خاصي در اين نظريه بوده‎ايم. تئوري‎پردازني همچون‌اي اچ كار1، رينولد نيبور2، ريمون آرون3 و آرنولد ولفورز4 در تحولات آن سهم بسزايي داشته‎اند. با اين وجود مهمترين نظريه‎پردازي كه توانست نظريه نسبتا جامع رئاليستي در باب روابط بين‎الملل ارائه دهد هانس جي مورگنتا5 بود كه نظريهي رئاليسم را بهطور جدي وارد عرصهي تئوريك روابط بين‎الملل نمود. او با نگارش كتاب “سياست ميان ملت‎ها” سعي نمود تا تبييني منطقي از رفتار دولت‎ها ارائه دهد (مشیرزاده 1386، 74).
طبق نظریه رئالیسم آن‌چه انسان را از نظر فردی و اجتماعی تقسیم می‌کند و عامل اصلی تفرقه و تکثیر انسان است، تعلق انسان به اشیاست؛ نه تعلق اشیا به انسان. ازاین‌رو برای عامل اندیشه، ایدئولوژی، انقلاب، تعلیم و تربیت نقش اول را قائل است؛ ولی معتقد است که انسان همچنان‌که ماده محض نیست، روح محض هم نیست (مطهری 1357، 65).
واقع‌گرایی به‌عنوان یک شیوه مشخص، که تحلیل محیط اجتماعی و روابط علّت ومعلولی را امکان‌پذیر کرد و واقعیت را به‌طور عینی ترسیم ‌نمود. هر نویسنده و دانشمند واقع‌گرایی که از جهان‌بینی خاص خود برخوردار بود، نظریه او نسبت به رویدادها و درک آواز زندگی، تابع طرز فکر او نسبت به مبارزه اجتماعی معاصر او بود (ماکس 1357، 26). ازاین‌رو گاه، واقعیت‌‌های اجتماعی را دارای همبستگی می‌دانند؛ مانند نظریه‌پردازان ساختاری-کارکردی و گاه، آن‌را دچار تضاد و کشمکش می‌دانستند؛ مانند نظریه‌پردازان تضاد (ریترز 1374، 635).
2-1-2- مبانی و سیر تحول تئوری‎‌های رئالیستی
مهمترين مباني تئوري‎هاي رئاليستي روابط بين‎الملل بهطور خلاصه عبارتند از: دولت بازيگر اصلي در نظام بين‎الملل (دولتگرايي)؛ و هدف اصلي در سياست بين‎الملل بقا است (مشیرزاده 1386، 76) و از آنجايي كه برخلاف ساختار داخلي، ساختار بين‎الملل آنارشيك است لذا در اين ساختار هرج و مرجآميز خودياري الزاما قاعدهي عمل است؛ و اصولا، برخلاف آرمان‎گرایی، انقلاب و تحولِ بارز و بنیادین در نظام و سیاست بين‎الملل بيمعناست، زيرا به علت آنارشيك بودنِ ساختارِِ نظام بين‎الملل، كشورهاي انقلابي نيز همانند بازيگران عادي به جستجوي تامين منافع، افزايش قدرت و تامين امنيت براي خويش برخواهند آمد (دئورتی و فالتزگراف 1388، 144). تئوري‎هاي رئاليستي روابط بين‎الملل در قرن بيستم سير تكامل خود را ادامه دادند و از درون آنها نظريه‎هاي «رئاليسم ساختاريِ» والتز6 و «رئاليسم نئوكلاسيك» گيدئون رز7 متولد شدند كه توانستند تحليل متفاوت‎تري از تحولات و ابعاد نظام بين‎الملل ارائه نمايند (مشیرزاده



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید