بسم الله الرحمن الرحيم
به نام خدا
منشور اخلاق پژوهش
دانشگاه آزاد اسلامي
واحد تهران مرکزي

دانشکده ادبيات و علوم انساني، گروه جغرافيا
پايان نامه براي دريافت درجه کارشناسي ارشد (M.A)
گرايش: سياسي

عنوان:
بررسي نقش ايالات متحده آمريکا و فدراسيون روسيه در تداوم بحران مناقشه ناگورنو قره باغ

استاد راهنما:
دکتر محمد اخباري

استاد مشاور:
دکتر غلامحسين حيدري

پژوهشگر:
امير هوشنگ خادم

زمستان 1392

تقديم به:

آموزگاران مکتب عشق و ادب، تلاش و ايثار: پدر و مادر دلسوز و فداکارم، همسر و فرزند عزيزم که در دوران تحصيل مشوق و همراه من بوندند و با صبر و شکيبايي من را در اين راه ياري نمودند.

تشکر و قدرداني:
تشکر و قدرداني ميکنم از دوستان و همکاران خوبم به خصوص جناب سرهنگ حسن حسين زاده اصل که در اين راه فضا و فرصتي را براي من فراهم نمودن تا بتوانم در کنار ميدان آموزش رزم به تحصيل نيز بپردازم و همچنين از ارشادات عالمانه و راهنمايي هاي مشفقانه اساتيد گرانقدر جناب آقاي دکتر محمد اخباري که در مقام استاد راهنماي اين تحقيق نهايت سعي و تلاش و لطف خود را در جهت به ثمر رسيدن اين تحقيق نثار نگارنده نمودند و نيز جناب آقاي دکتر غلامحسين حيدري که به عنوان استاد مشاور اين پايان نامه کمال محبت و دقت را در به سرانجام رسيدن نگارش اين مجموعه نسيت به اين جانب داشتند تقدير و تشکر مي نمايم. و براي تمامي عزيزان از خداوند بزرگ آرزوي سلامتي و موفقيثت خواستارم.

تعهدنامه اصالت پايان نامه کارشناسي ارشد
اينجانب امير هوشنگ خادم دانش آموخته مقطع کارشناسي ارشد ناپيوسته به شماره دانشجويي 900798984در رشته جغرافياي سياسي که در تاريخ 28/11/92 از پايان نامه خود تحت عنوان بررسي نقش ايالات متحده آمريکا و فدراسيون روسيه در تداوم بحران مناقشه ناگورنو قره باغ با کسب نمره 17.5 و درجه خيلي خوب دفاع نموده ام و بدينوسيله متعهد مي شوم:

1-اين پيان نامه حاصل تحقيق و پژوهش انجام شده توسط نامبرده و در مواردي که از دست آوردهاي علمي و پژوهشي ديگران (اعم از پايان نامه ،کتاب،مقاله و…)استفاده نموده ام،مطابق ضوابط و رويه هاي موجود ،نام منبع مورد استفاده و ساير مشخصات آن را در فهرست ذکر و درج کرده ام.
2-اين پايان نامه قبلا براي دريافت هيچ مدرک تحصيلي (هم سطح،پايين تر يا بالاتر)در ساير دانشگاه ها و موسسات آموزشي عالي ارائه نشده است.
3-چنانچه بعد از فراغت از تحصيل ،قصد استفاده و هر گونه بهره برداري اعم از چاپ کتاب،ثبت اختراع و… از اين پايان نامه داشته باشم ،از حوزه معاونت پژوهشي واحد مربوطه را اخذ نماييم.
4-چنانچه در هر مقطع زماني خلاف موارد فوق ثابت شود ،عواقب ناشي از آن را بپذيرم و واحد دانشگاهي مجاز است با اين جانب مطابق ضوابط و مقررات رفتار نموده و در صورت ابطال مدرک تحصيلي ام هيچ گونه ادعايي نخواهم داشت.

امضا

بسمه تعالي
در تاريخ:
دانشجوي کارشناسي ارشد آقاي امير هوشنگ خادم از رساله خود دفاع نموده و با نمره…………… با حروف…………………. و با درجه…………………. مورد تصويب قرار گرفت.

امضا استاد راهنما

فرم چکيده
فهرست مطالب
عنوان صفحه
1 فصل اول کليات و مفاهيم پژوهش5
1-1 چکيده:5
1-2 مقدمه و بيان مساله تحقيق :5
1-3 اهميت موضوع تحقيق و انگيزه انتخاب آن :5
1-4 هدفهاي تحقيق :5
1-5 فرضيه تحقيق5
1-6 چهارچوب نظري تحقيق5
1-7 روش تحقيق و گرد آوري اطلاعات5
1-8 روش تحليل اطلاعات:5
1-9 متغيرها و واژه هاي كليدي :5
1-10 پيشينه تحقيق5
1-11 فصل بندي مطالب5
2 فصل دوم مباني نظري و چارچوب پژوهشي و مدل تحقيقي5
2-1 منازعه5
2-2 بررسي ريشه هاي منازعه در نظام بين الملل5
2-3 بحران5
2-4 ويژگي هاي عمومي بحران ها5
2-4-1 انواع بحران5
2-4-2 نظريه هاي مختلف در مورد بحران :5
2-4-3 ژئوپلتيک و بحران5
2-4-4 اقليت ها و بحران5
2-5 ژئوپوليتيک5
2-5-1 نظريه هاي جهاني ژئوپوليتيک :5
2-5-2 اسپايکمن و تئوري ريملند :5
2-5-3 ماينگ و معيارهاي انساني :5
2-5-4 تحولات ژئوپوليتيکي در قرن بيست و يکم :5
2-5-5 عوامل موثر در ژئوپوليتيک :5
2-5-6 ژئواکونومي5
2-5-7 قرن بيست و يکم و پديده ژئو اکونومي :5
2-5-8 قدرتهاي سياسي و ژئواکونومي :5
2-5-9 حدود و وسعت ژئواکونومي :5
2-5-10 ژئواکونومي و ژئوپوليتيک :5
2-6 ژئوکالچر5
2-6-1 روند تكوين و شكل گيري جغرافياي فرهنگي5
2-6-2 منشاء و پراكندگي فرهنگ ها و تمدنها5
2-6-3 اهداف ژئوکالچر5
2-6-4 شکل نوين قدرت و روابط بين الملل در قرن بيست و يکم :5
2-6-5 مفهوم قدرت5
2-6-6 تعريف ابر قدرت5
2-6-7 تعريف قدرت منطقه اي5
2-6-8 انواع قدرت منطقه اي5
2-6-9 متغيرهاي قدرت منطقه اي:5
2-6-10 سرحدات5
2-6-11 ادعاي رهبري منطقه اي5
2-6-12 منابع5
2-6-13 ارتباط متقابل5
2-6-14 تاثيرگذاري منطقه اي5
2-6-15 پذيرش قدرت منطقه اي5
2-6-16 نمايندگي منافع منطقه اي در اجلاس هاي بين المللي5
2-6-17 علل تطويل اختلافات منطقه اي5
3 فصل سوم ساختار جغرافيايي قره باغ5
3-1 موقعيت جغرافيايي5
3-2 پيشينه قره باغ5
3-2-1 تحولات منطقه ي قره باغ از انقلاب اکتبر تا روي کار آمدن گورباچف5
3-2-2 بحران قره باغ در دوران پروستريکا5
3-3 عوامل مؤثر بر روند شکل گيري و تداوم بحران قره باغ5
3-3-1 عامل ژئوپليتيک5
3-3-2 عامل ذهنيت تاريخي5
3-4 احزاب و گروه هاي افراطي5
3-5 مواضع طرف‌هاي درگيردرمناقشه قره باغ5
3-5-1 موا ضع جمهوري آذربايجان5
3-5-2 مواضع جمهوري ارمنستان5
3-5-3 مواضع ارامنه قره باغ5
3-5-4 اهميت قره باغ از نگاه دو کشور5
3-6 نقش قدرتهاي منطقه ايي5
3-6-1 روسيه و بحران قره باغ5
3-6-2 آمريکا و بحران قره باغ5
3-6-3 رويکرد ترکيه به قفقاز5
3-6-4 رويکرد ناتو به قفقاز5
4 فصل چهارم يافته هاي تحقيق5
4-1 روابط روسيه با کشورهاي منطقه قفقاز5
4-1-1 روسيه و جمهوري ارمنستان5
4-1-2 روسيه و جمهوري آذربايجان5
4-2 روابط آمريکا با کشورهاي منطقه قفقاز5
4-2-1 روابط آمريکا و جمهوري آذربايجان5
4-3 اهميت راهبردي و ژئوپليتيک قفقاز جنوبي براي روسيه وامريکا5
4-4 اهميت راهبردي و ژئوپليتيک قفقاز جنوبي براي روسيه5
4-5 آمريکا و روسيه در قفقاز جنوبي:رقابت يا همکاري؟5
4-5-1 رقابت روسيه و آمريکا بر سر مسائل امنيتي در قفقاز جنوبي5
4-5-2 رقابت در انرژي و شکل انتقال آن به بازار مصرف5
5 فصل پنجم جمع بندي و نتيجه گيري5
5-1 جمع بندي5
5-2 اثبات فرضييات5
5-2-1 نتيجه گيري5
5-2-2 پيشنها دات5
6 منابع و ماخذ5
چکیده انگلیسی………………………………………………………………………………………………………149
فهرست نقشه
عنوان صفحه
موقعیت جغرافیایی………………………………………………………………………………………………….65
قره باغ قدیم………………………………………………………………………………………………………….69
ژئوپلیتیک قره باغ…………………………………………………………………………………………………..72
نقشه قومیت ها………………………………………………………………………………………………………76
مواضع جمهوری آذربایجان……………………………………………………………………………………..84
مواضع جمهوری ارمنستان……………………………………………………………………………………….88
مواضع ارامنه قره باغ………………………………………………………………………………………………91
روسیه و بحران قره باغ……………………………………………………………………………………………96
رویکرد ترکیه به قفقاز……………………………………………………………………………………………101
روسیه و جمهوری آذربایجان………………………………………………………………………………….109
1
فصل اول
کليات و مفاهيم پژوهش

1-1 چکيده:

فروپاشي اتحاد جماهير شوروي و شکل گيري سه کشور مستقل آذربايجان،ارمنستان و گرجستان منطقه قفقاز را با شرايط جديد و پيچيده اي مواجه نمود.آنچه بر اين پيچيدگي افزود،منافع و اهداف متعارض بازيگران منطقه اي و فرا منطقه اي مانند روسيه و ايالات متحده آمريکا در تحولات اين منطقه مي باشد.منطقه قره باغ به لحاظ سياسي از موقعيت مهمي برخوردار است اين موضوع در کنار پارامترهاي ژئوپليتيکي آن را به يکي از مهمترين مناطق جهان تبديل کرده است.با گذشت چندين سال از فروپاشي اتحاد شوروي،همچنان اين منطقه براي روسيه به دلايل گوناگوني همچون منافع ملي و منطقه اي اهميت زيادي دارد.اما از طرف ديگر آمريکا با توجه به خلا قدرتي که بعد از فروپاشي شوروي در منطقه به وجود آمد،با سرمايه گذاري اقتصادي به ويژه در زمينه انرژي و توسعه همکاري نظامي با کشورهاي منطقه به دنبال گسترش نفوذ خود در اين منطقه است و با فدراسيون روسيه قدرت سنتي منطقه رقابت مي کند.در اين پژوهش سعي مي شود که به بررسي موقعيت ژئوپليتيکي منطقه مورد مناقشه پرداخته شود و منافع کشورهاي تاثير گذار را در اين منطقه مورد بررسي و تجزيه و تحليل قرار ميدهيم. با عنايت به نزديکي و قرابت اين بحران با مرزهاي جمهوري اسلامي که اين خود عاملي در جهت بي ثباتي مرزها قلمداد مي گردد لذا سعي مي گردد راه حلي در جهت هموار نمودن حل اين بحران ارائه گردد.
کليد واژه ها:
ژئوپليتيک-قفقاز جنوبي-ناگورنو قره باغ-مناقشه قره باغ

1-2 مقدمه و بيان مساله تحقيق :

پس از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي 15 کشور جديد از دل اين امپراتوري قرن بيستمي پديد آمد، مرزهاي جديدي ايجاد گرديد و در پي آن مسايل و مشکلات بسياري که تا آن روز به واسطه وجود يکپارچگي سياسي تحت عنوان اتحاد جماهير شوروي فرصت بروز و نمود نيافته بودند، با سقوط يکباره آن، سر باز کرده و موجبات پديد آمدن بحران هاي متعددي گرديد که حتي با گذشت بيش از دو دهه هنوز ادامه دارد. يکي از اين بحران ها که به نوعي مي توان آن را جزئي از بقايا و ميراث به جاي مانده از دوران حاکميت کمونيسم شوروي دانست، موضوع مناقشه ناگورنو _ قره باغ است. مناقشه ميان ‌ارمنستان و آذربايجان در سال 1988 ميلادى به‌ علت ادعاي ارضي ارمنستان به خاک آذربايجان آغاز شد. در پي حملات ارمنستان به آذربايجان از سال 1992ميلادى 20 درصد از سرزمين‌هاي متعلق به آذربايجان، يعني قره‌باغ کوهستاني همراه با هفت شهر و ناحيه ديگر اطراف آن به اشغال ارتش ارمنستان در آمد و بعد از آن با وجود صدور چهار قطعنامه صادر شده توسط شوراي امنيت سازمان ملل متحد در مورد آزادي اراضي اشغالي آذربايجان، اقدامي از سوي ارمنستان صورت نگرفته است، مضافاً بر اين تلاشهاي ديپلماتيک گروه مينسک که از سوي سازمان امنيت وهمکاري اروپا مامور حل اين مناقشه شده است، با گذشت قريب دودهه اخير نتوانسته اين بحران منطقه قفقاز را به نتيجه برساند.
مزيد بر همه اين تحرکات، تلاشهاي ميانجي گرانه تهران در مراحل آغازين شروع بحران که منجر به نشست سه جانبه سران وقت سه کشور ايران، آذربايجان وارمنستان (هاشمي رفسنجاني، يعقوب محمداف کفيل رياست جمهوري آذربايجان و لئون تر پطرسيان رئيس جمهور ارمنستان) در ارديبهشت 1371 در تهران گرديد وحتي بيانيه اي در راستاي چگونگي حل بحران به امضاي سه کشور رسيد، منجر به حل بحران قره باغ نشد و همزمان با مذاکرات، شهر شوشا هم به تصرف ارامنه در آمد، (شوشا موقعيتي استراتژيک دارد و منطقه اي کوهستاني مشرف به مرکز قره باغ است).بعد از اين هم روسيه نشست هايي با حضور سران دو کشور درگير در بحران برگزار نموده است که آن هم همچون اقدامات قبلي بي نتيجه بوده است.
بر اين تلاش ها مي توان علاقمندي سران دو کشور جهت پايان بخشيدن به اين مناقشه 22 ساله را نيز اضافه نمود. با نگاهي به صحبت هاي سران و نيز ديدارها و مذاکرات متعددي که سران دو کشور طي چند سال اخير داشته اند مي توان چنين برداشت کرد که تمايل در جهت پايان اين بحران در بين سران وجود دارد و سوالي که اين اينجا مطرح مي گردد اين است که چرا با وجود اين همه اقدامات و تلاش هايي که از سطوح ملي تا بين‌المللي انجام گرفته هنوز اين بحران پايان نيافته و ادامه دارد؟به نظر مي رسد دلايل متعددي در اين باره وجود داشته باشد که مهمترين آن ريشه در ژئوپليتيک منطقه قفقازجنوبي و متعاقباً تضاد منافع بازيگران و قدرت هاي حاضر در اين منطقه باشد. به واقع به دليل وضعيت منطقه و اهميت سياسي و اقتصادي آن توجهات دولت هاي منطقه اي و فرامنطقه اي زيادي معطوف به تحولات آن است، ليکن از آنجايي که بررسي رويکردهاي همه اين اين دولت ها در بحران قره باغ امکان پذير نيست، مي بايست محدود بررسي ها مشخص تر گردد. از اين رو با توجه به اين امر سوال اصلي اين پژوهش را به شکل زير ساختار بندي و ارائه نموده ايم:
ايالات متحده آمريکا و فدراسيون روسيه چه نقشي در تداوم بحران مناقشه ناگورنو _قره باغ دارند؟
1-3 اهميت موضوع تحقيق و انگيزه انتخاب آن :

در خصوص اهميت موضوع مناقشه قره باغ، استمرار بحران و همچنين نقش آمريکا و روسيه در اين باره، نکات بسياري وجود دارد که از از آن بين مي توان مي توان نکات زير اشاره نمود؛ در ابتدا اهميت و ضرورت مطالعه اين موضوع از اين جهت نزديکي و قرابت بحران با مرزهاي جمهوري اسلامي نمود مي بايد و اين خود عاملي در جهت بي ثباتي مرزها قلمداد مي گردد. از اين رو استمرار هر چه بيشتر بحران، منجر به بي ثابتي، ناامني و اقدامات غير قانوني در مرزهاي کشور با کشورهاي همجوارد داخل در بحران، مي گردد، دوم اينکه به دلايل گوناگوني پاي قدرت ها و بازيگران متعدد منطقه اي و فرا منطقه اي همچون آمريکا و اسرائيل به اين منطقه باز شده و تبديل به منبعي براي ايجاد تهديد از آن بخش گرديده است و اين امر در تضاد با سياست هاي منطقه اي جمهوري اسلامي که مخالف با حضور قدرت هاي فرامنطقه اي در منطقه است، محسوب مي گردد. سوم نکته به فرصت هاي اقتصادي زياد موجود در اين منطقه باز مي گردد که از جهات گوناگون بکر بوده و براي جمهوري اسلامي ايران داراي مزيت ها اقتصادي فراواني است ،لذا طبيعي است مادامي که بحران موجود پاي برجا بوده و پايان نيابد، نتواند از ظرفيت ها و فرصت هاي اقتصادي موجود به طور کامل بهره برداري نمايد و در نهايت اينکه تنگناهايي که در پي شکل گيري بلوک هاي امنيتي حول مناقشه بوجود آمده است، محدوديت ها و فشارهاي متعددي را بر جمهوري اسلامي وارد ساخته است و موارد متعدد ديگري که خود گوياي اهميت حل بحران براي جمهوري اسلامي است و شناخت موانع، خود قدم اوليه اي براي يافتن راه حل براي اجتناب از تهديدها و محقق کردن فرصت هاست و اين پژوهش مي تواند در اين زمينه مفيد واقع گردد.
1-4 هدفهاي تحقيق :
منطقه مورد مطالعه و بويژه بحران قره باغ يکي از موضوعاتي است که مي تواند به عنوان يک نمونه مشخص تاثير و نقش ژئوپليتيک در ايجاد بحران و نقش و تاثير بازيگران منطقه اي و فرا منطقه اي در چگونگي جلورفت و يا کندي يک مساله منطقه اي را نشان دهد. به بيان ديگر مي توان به آن از زاويه يک موضوع آموزشي براي حوزه مطالعات جغرافياي سياسي نگاه کرد چرا که به جرات مي توان آن را يک مورد کاملاً ژئوپليتيکي در نظر داشت، از اين رو شناخت مناسب اين موضوع سبب افزايش آگاهي از موضوعات هم جنس آن گرديده و در مرحله دوم چارچوبي مشخص براي تحليل مسايل مشابه بدست مي دهد که در صورت صلاحديد مي تواند مورد استفاده محققان و تصميم گيران کشور قرار گيرد.
1-5 فرضيه تحقيق
فرضيه اول
به نظر مي رسد نقش امريکا وروسيه درتداوم بحران ناگورنو قره با غ ريشه در ژئوپليتيک منطقه و تاثيرات و منافع دو کشور آذربايجان و ارمنستان در منطقه ناگورنو قره باغ دارد
فرضيه دوم
به نظر مي رسد تضاد منافع آمريکا و روسيه باعث تداوم بحران ناگورنو-قره باغ شده است.
1-6 چهارچوب نظري تحقيق
ما در اين پژوهش سوال خود را در چارچوب نظريه ژئوپليتيک يا همان تاثير عوامل جغرافيايي بر نظام بين المللي و واحدهاي تشکيل دهنده آن مطرح نموده و مورد بررسي قرار خواهيم داد. در چارچوب ژئوپليتيک مسائل و موضوعات از زاويه نقش عوامل جغرافيايي در سرنوشت سياسي مردم و ملت ها مورد توجه قرار مي گيرد.
در يک تحليل ژئوپوليتيکي، اهتمام بر آن است که بين مراکز قدرت بين‏المللي و مناطق جغرافيايي رابطه برقرار شود و هدف از آن، تبيين نقش عوامل جغرافيايي در سياست کشورهاست؛ زيرا وقايع سياسي هميشه در يک محيط جغرافيايي اتفاق مي‏افتد و عوامل جغرافيايي در روند پديده‏هاي سياسي تأثيرگذار است؛ چنانچه گفته شده: بدون توجه به کليه عوامل زيست‏محيطي، اعم از انساني و غيرانساني، ملموس و غيرملموس، محيط سياسي بين‏المللي را به طور کامل نمي‏توان شناخت؛ يعني در عرصه روابط بين‏الملل، بازيگران سياسي از آزادي تام برخوردار نبوده و به شدت متأثر از عوامل جغرافيايي هستند و ازاين‏رو، در تصميم‏گيري‏ها محدوديت دارند.
در نظريه سياسي ـ جغرافيايي، ساختار جغرافيايي منطقه‏اي که در آن اِعمال قدرت مي‏شود، از اهميت خاصي برخوردار است. استادان فن براي تبيين اين اهميت، از قياس با شطرنج بهره جسته‏اند که در آن، براي هر بازيکن، علاوه بر نوع و تعداد مهره‏ها، نحوه چيدن آن‏ها در کنار مهره‏هاي رقيب نيز نقش دارد. بر اين اساس، مي‏توان گفت: منطقه يا کشوري که به دليل ساختار جغرافيايي ويژه مورد توجه قدرت‏هاي رقيب بوده و استعداد برقراري و يا برهم زدن بازي را دارا مي‏باشد، حايز اهميت سياسي ـ جغرافيايي است.
1-7 روش تحقيق و گرد آوري اطلاعات
اين تحقيق به صورت توصيفي-تحليلي مي باشد که نحوه گرد آوري اطلاعات به صورت مطالعه کتابخانه اي و بررسي اسناد موجود است.
1-8 روش تحليل اطلاعات:
تحليل اطلاعات به صورت کيفي مي باشد
1-9 متغيرها و واژه هاي كليدي :
ژئوپليتيک: ژئوپليتيک يک حوزه مطالعاتي ميان رشته اي است که از آميزش دو علم جغرافيا و سياست به وجود مي آيد که تأثيرپذيري و‎ ‎تأثيرگذاري سياست و قدرت در محيط جغرافيايي و ‏به بيان ديگر، تأثير تصميمات سياسي بر‎ ‎محيط جغرافيايي را مورد کاوش و بررسي قرار مي‌دهد.
قفقاز جنوبي: قفقاز جنوبي يا ماوراي قفقاز نيمه جنوبي سرزمين قفقاز است. قفقاز جنوبي (ماوراي قفقاز) شامل کشورهاي جمهوري آذربايجان، ارمنستان، گرجستان مي شود.
ناگورنو _ قره باغ: منطقه‌اي در غرب جمهوري آذربايجان است که توسط نيروهاي مسلح ارمنستان اشغال شده‌است. اهالي آن را مردم ارمني و مردم آذربايجاني تشکيل مي‌دهند. مرکز قره‌باغ شهر خان کندي(استپاناکرت) است. در سال ۱۹۸۸ نيروهاي ارمني جنگ را براي تصرف اين زمين‌ها آغاز کردند. مدتي پس از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي، جنگ تشديد شد، و در سال ۱۹۹۴ پس از اينکه ارتش ارمنستان اين بخش‌ها را به تصرف خود در آورد، جنگ با آتش‌بس تمام گرديد.مقامات اين ناحيه خود را يک کشور مستقل مي‌دانند، ولي تا امروز هيچ کشوري اين جمهوري خودخوانده را به رسميت نشناخته‌است.در ادامه اين پژوهش در هر بخش که واژه قره باغ يا قره باغ کوهستاني مورد استفاده قرار گيرد منظور همان ناگورنو_ قره باغ مي باشد.
مناقشه قره باغ: از زمان فروپاشي شوروي تا سال 1994 جنگي از سوي ارمنستان عليه آذربايجان آغاز گرديد که در پي آن 20 درصد از سرزمين‌هاي متعلق به آذربايجان، يعني قره‌باغ کوهستاني همراه با هفت شهر و ناحيه ديگر اطراف آن به اشغال ارتش ارمنستان در آمد.جنگ در سال 1994 با آتش بس خاتمه يافته و اين وضعيت تا کنون ادامه دارد که در متون و محافل سياسي از اين وضعيت با عنوان مناقشه قره باغ يا مناقشه ناگورنو_ قره باغ بکار مي برند.
1-10 پيشينه تحقيق
استمرار در مناقشه قره باغ بين ارمنستان و جمهوري آذربايجان ، توجه و تمرکز بيشتري را نسبت به آن پديد آورده است و از ديدگاه هاي گوناگون به آن پرداخته شده است. اين امر در رابطه با توليدات متون علمي به زبان فارسي با موضوعيت مناقشه قره باغ به دلايلي چشمگير تر است که از آن جمله مي توان به عامل همسايگي بحران با مرزهاي جمهوري اسلامي، پيوستگي فرهنگي و قومي شمال غرب ايران با کانون بحران و نيز حضور و فعاليت قدرت هاي فرا منطقه اي اشاره نمود. در اين تحقيق ها که به صورت مقاله و کتاب منتشر شده اند، مطالب مرتبطي ديده مي شود که مي توان در راستاي انجام پژوهش ما مورد استفاده قرار داد و اين نقطه مفيد تحقيقات در قالب پيشينه و سوابق موضوع ما محسوب مي شود و از سوي ديگر در آمايشي که در بين متون موجود انجام گرفت، همچنان فقدان پژوهشي با موضوعيت مشخص و منطبق با مساله ي مورد توجه با موضوع اين تحقيق به چشم مي خورد که ان شاالله با انجام اين کار، گامي در جهت پر نمودن اين نقيصه برخواهيم داشت.
در ادامه به برخي کتب ومقالاتي و پايان نامه هاي دانشگاهي که به نوعي موضوع بحران قره باغ را مطمح نظر قرار داده و به آن پرداخته اند را معرفي نموده و توضحيات لازم در اين زمينه در پي آن بيان مي گردد.
ژئوپليتيک قفقاز و سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران، محمد حسين افشردي، تهران، دافوس، 1381
اين کتاب به طور مبسوطي بر موضوع ژئوپليتيک منطقه قفقاز به طور عام و در کنار آن به ويژگي هاي منطقه مورد مناقشه پرداخته است. در اين کتاب، قفقاز از ديدگاه و نظرگاه سياسي و امنيتي جمهوري اسلامي بررسي مي گردد و تمامي ويژگي ها و مختصات در جهت تامين شرايط و بيشتر منافع امنيتي مورد توجه قرار مي گيرد. ماهيت و زمينه هاي اختلاف ها يکي ديگر از موضوعاتي است که در اين کتاب به آن پرداخته شده است ليکن سويه اصلي اين پرداخت همانگونه که گفته شد جمهوري اسلامي است و ارتباط هر کدام از آن ها، با جمهوري اسلامي سنجيده شده و نتيجه گيري مي گردد. اين کتاب از نظر بهره هاي نظري در شناخت تئوري هاي ژئوپليتيکي مفيد بود ولي از جهت کاربر در تحقيق ما دچار کمبودهاي بسياري است که از آن جمله فقر اطلاعاتي در زمينه موضوع اختصاصي مناقشه قرباغ، بستر هاي اختلاف و نيز کارکرد قدرت هاي فرامنطقه اي در چگونگي بحران است.
امنيت در قفقاز جنوبي، احمد کاظمي، موسسه فرهنگي مطالعات و تحقيقات بين المللي ابرار معاطر تهران، 1384
احمد کاظمي در اين کتاب با مبنا قرار دادن امنيت ايران، توجه خود را معطوف به مساله امنيت در قفقاز جنوبي نموده است.اين کتاب بيشتر در پي شناسايي تهديدهايي است که از کذرگاه اين منطقه بر ايران وارد مي گردد و وي با ذکر کردن فهرستي از تهديدها و زمينه هاي آنها، در صدد شناسايي آن ها بر آمده است.موضوع قره باغ يکي از محورهايي است که در اين کتاب به آن پرداخته شده است و از آن به عنوان نمودي از تهديد و ناامني در منطقه نام برده مي شود که بسيار خلاصه وار و محدود بوده و اطلاعات آن در سطح کمي قابل دسته بندي است و کمک چنداني به شناخت موضوع نمي کند. لذا مي توان چنين بيان نمود که اين کتاب نيز علي رغم توجه به قفقازجنوبي که در واقع بسترکانون موضوعي ما محسوب مي گردد و نيز نيم نگاهي که به بحران قره باغ داشته است با اين همه چندان کتاب مفيدي در رابطه با نقش آمريکا و روسيه در استمرار بحران قره باغ به نظر نمي رسد.
سياست خارجي آمريکا در آسياي مرکزي و قفقاز، وجيهه صادقيان خوري، فصلنامه مطالعات آسياي مرکزي و قفقاز، زمستان 1377
در اين مقاله تمرکز نويسنده بر موضوع سياست خارجي آمريکا قرار گرفته است. نويسنده با شناسايي و فهرست نمودن منافع ملي آمريکا و ارتباطي که بين آنها و ظرفيت هاي و بحران هاي اين منطقه وجود دارد در صدد تبيين و توضيح سياست هاي آمريکا و البته پيش بيني آن گام برداشته است. از نظر وي موضوعاتي وجود دارد که اتفاقاً به توجه به همبستگي تاريخي – فرهنگي و نيز پيوستگي ژئوپليتيکي بين کشورهاي اين منطقه، مورد توجه آمريکا قرار گرفته است و از آن جمله مساله منابع نفت منطقه، مباحث مربوط به اسلام خواهي، رقابت هاي موجود در عرصه بين الملل با کشور فدراسيون روسيه و نيز مهار جمهوري اسلامي ايران است که سياست خارجي آمريکا را نسبت به منطقه جلب نموده است. اين مقاله از جهات گوناگون مفيد به نظر مي رسد ليکن تحقيق در سطح کلان انجام شده و نگاه ويژه اي به بحران قرباغ ديده نمي شود و از اين رو نمي تواند جايگزين يا پوشش دهنده موضوع مورد تحقيق ما باشد و ضرورت انجام تحقيق همچنان مهم به نظر مي رسد.
بازي بزرگ جديد در قفقاز و پيامدهاي امنيتي آن براي آينده ايران، جهانگير کرمي، مجلسه سياست دفاعي، بهار 1379
همانگونه که از عنوان آن بر مي آيد اين مقاله نيز محور مطالعه خود را بر موضوع امنيت استوار نموده است و به طور خاص تحولات امنيتي قفقاز جنوبي را در چارچوب سياست ها و فعاليت هاي بازيگراني همچون ترکيه و آمريکا و روسيه از نظر گذرانده و مبناي تحليل امنيت ملي ايران قرار داده است. انگيزه هاي بازيگران اين صحنه سوال اصلي محقق واقع شده و ايشان با در نظر گرفتن روندهاي اساسي موجود در سياست هاي دولت هاي نامبرده، در پي توضيح و تبيين رفتار آنها در چارچوب تاثير گذاري بر امنيت ملي جمهوري اسلامي است. وي تحليل خود را با الگوگيري از عنوان بازي بزرگ که در ادبيات سياسي به رقابت هاي انگليس و روسيه در قرن نوزدهم ميلادي اطلاق مي شود انجام داده است. به زعم وي رقابت در منطقه قفقاز بازي بزرگ قرن بيستم است. اين مقاله از آنجايي که برخي رمز گشايي از انگيزه ها و منافع دولت هاي آمريکا و روسيه انجام داده قابل تامل است، ليکن همچون مطالعاتي که در اين زمينه انجام شده، از نگاه عميقي برخوردار نيست و اطلاعات آن هم فارغ از تحولات جديد است. ضمن اينکه به طور اولي موضوع قره باغ را در کانون مطالعه ندارد.
بررسي بحران قره باغ با تکيه بر نقش روسيه، چنگيز اسفندياري، پايان نامه کارشناسي ارشد، دانشگاه تهران، 1378
پايان نامه مذکور به لحاظ عنوان و نيز سرفصل هاي محتوايي، شامل اطلاعات ادبياتي راجع به موضوع است و از اين نظر مي تواند مورد مراجعه قرار گيرد.در اين پايان نامه تاريخ مناقشه، اطلاعاتي در باره سياست هاي روسيه در دوران سوسياليستي نسبت به قره باغ گردآوري شده است و در کنار آن پرداخت کوتاهي هم به سياست ترکيه ،ايران و آمريکا به منطقه داشته است و در نهايت نکته اي که مورد نظر ما در انتخاب موضوع بوده و در اين پايان نامه نيز مفقود مي باشد دلايل است که منجر به تطويل بحران شده است.
تحليلي بر ابعاد و سطوح مداخله در بحران ژئوپليتيکي قره باغ، مجتبي تويسرکاني، فصلنامه آسياي مرکزي و قفقاز، بهار 89
در اين مقاله ابعاد و سطوح مداخله در بحران قره باغ بر طبق مفهوم « بحران ژئوپليتيکي» و مباني و عناصر موجود در آن بررسي شده است. اين مقاله از نظر مباحث نظري و پرداخت به موضوع بحران قره باغ حاوي مطالب مفيد استو مي تواند در راستاي انجام تحقيق مورد استفاده قرار گيرد، ليکن ضعف هاي مورد اشاره در مورد پژوهش هاي پيشين در اين خصوص نيز صدق مي کند و راه را براي انجام تحقيق بيشتر در اين زمينه باز گذاشته است.
تعامل روسيه و آمريکا در آسياي مرکزي و قفقاز پس از يازده سپتامبر، حميد رضا حافظي، فصلنامه آسياي مرکزي و قفقاز
اين مقاله در پي حوادث يازده سپتامبر به قلم در آمده و تحت تاثير تحولات سياسي – امنيتي پس آن قرار دارد.در اين مقاله چنين استنباط گرديده که روسيه و آمريکا در پي حوادث يازده سپتامبر ديدگاه هاي نزديک به هم پيدا کرده و با نقاط مشترک در سياست خارجي خود ايجاد نموده اند و از اين رو تعامل مثبت بين آنها در مسايل منطقه آسياي مرکزي و قفقاز فزوني يافته است. اين نتيجه گيري از جنبه هايي شايد صحيح باشد اما در مواردي همچون بحران قره باغ که کانون بحث ما بشمار مي رود چندان منطقي به نظر نمي رسد.البته نويسنده در مورد بحران قره باغ نيز چنين ادعايي ندارد، لذا مي توان چنين برداشت نمود که نتايج اين مقاله مقطعي بوده و شامل يک روند کلي در سياست خارجي دو دولت محسوب نمي شود.
1-11 فصل بندي مطالب
سامان بندي مطالب اين تحقيق در 5 فصل تنظيم شده است.فصل اول که هم اکنون از نظر مي گذرد خلاصه اي از چارچوب و کليات پژوهش حاضر را در بر مي گيرد. دراين فصل سعي گرديد تا اندازه اي اهداف و افق هاي تحقيق معين گردد و تا حد امکان مرز و محدوده تحقيق مشخص گردد تا در فصول آتي به طور متمرکز تر بدان پرداخته گردد.
در فصل دوم مروري بر نظريه هاي مهم در حوزه ژئوپلتيک خواهيم داشت. ژئوپلتيک همچون شاخه هاي ديگر علوم سياسي و روابط بين الملل داراي چارچوب هاي نظري انباشت شده اي است که مسير راه و چگونگي تبيين مسايل همجنس با آن را نمايان مي سازد.در اين فصل سعي مي گردد ابتدا نظريات بررسي شود و سپس بخش هاي لازم و کارامد براي انجام تحقيق حاضر از آن استخراج گردد و الگوي عمل قرار گيرد.
فصل سوم اختصاص به موضوع قره باغ خواهد داشت.در اين فصل به پيشينه بحران قره باغ از ابتدا تا کنون پرداخته مي گردد، تا ضمن آشنايي از زمينه ها و بستر ها ، تحولات ابتدا تا مروز، دورنمايي روشني از مناقشه قره باغ بدست آوريم.در اين فصل به دوطرف مناقشه يعني ارمنستان و آذربايجان به طور جداگانه با ويژگي هاي ژئوپليتکي هر کدام پرداخته خواهد شد.
در فصل چهارم رويکردها، سياستها، اقدامات و مواضع کشورهاي روسيه وامريکا در قبال مناقشه را مورد تجزيه و تحليل قرار داده تا از اين طريق به تاثير و نقش آن کشورها در چگونگي شکل دهي به مناقشه در مسير پايان دهي يا استمرار آن مي پردازيم0
در فصل پنجم به جمع بندي ازفصل سوم وچهارم مي پردازيم سپس بر اساس اطلاعات بدست آمده و سوال تحقيق فرضيه خود را مورد راستي آزمايي قرار خواهيم داد.وبعد نتيجه گيري از تحقيق انجام مي گيرد0و در پايان به بيان پيشنهادات در خصوص حل بحران و منابع ومآخذ خواهيم پرداخت0

2
فصل دوم
مباني نظري و چارچوب پژوهشي و مدل تحقيقي
2-1 منازعه
واژه ي منازعه معمولاً به وضعيتي اشاره دارد که در آن، گروه انساني معيني (خواه قبيله اي، قومي، زباني، فرهنگي، مذهبي،اقتصادي، اجتماعي، سياسي و يا غير آن) با گروه يا گروه هاي انساني معين ديگري به دليل ناسازگاري واقعي يا ظاهري اهدافشان تعارضي آگاهانه داشته باشند. «لوئيس کوزر»، منازعه را چنين تعريف مي کند:« مبارزه اي بر سر ارزش ها و مطالبه ي منزلت، قدرت و منابع نادر که در آن، هدف هر يک از طرفين، خنثي کردن، صدمه زدن و يا نابود ساختن رقباي خويش است1 .» منازعه با رقابت متفاوت است. انسان ها ممکن است به خاطر دست يابي به عنصري کمياب به رقابت با يک ديگر برخيزند، بدون آن که کاملاً از وجود رقبايشان آگاه بوده يا درصدد جلوگيري از دست يابي آن ها به اهدافشان برآيند.هنگامي رقابت به منازعه تبديل مي گردد که طرفين بکوشند موقعيت خويش را تنزل دادن موقعيت ديگران تقويت کرده، مانع از دست يابي سايرين به اهدافشان گشته و رقباي خويش را از دور خارج و يا حتي نابود سازند. منازعات بسته به شرايط مختلف مي تواند خشونت آميز يا غير خشونت آميز، آشکار يا نهان، قابل کنترل يا غير قابل کنترل، حل شدني و يا لاينحل باشند. منازعه با تنش نيز تفاوت دارد ؛ تنش معمولاً به خصومت پنهان، ترس ، سوء ظن، تصور تضاد منافع و ميل سلطه طلبي يا انتقام جويي اشاره دارد. با اين حال تنش لزوماً از سطح گرايشات و ادراکات فراتر نرفته و تعارض عملي آشکار و کوشش هاي بازدارنده ي متقابل را در بر نمي گيرد. هر چند تنش اغلب مقدم بر بروز منازعه و همواره ملازم آن است، ولي با منازعه مترادف نبوده و هميشه نيز با همکاري ناسازگار نيست. با وجود اين، ريشه هاي تنش احتملاً با ريشه هاي منازعه ارتباط نزديکي دارد. منازعه پديده اي جهان شمول بوده و دائماً در دورن و ميان جوامع رخ مي دهد ؛ البته لزوماً پديده اي بدون وقفه و يا داراي شدت يکساني نيست، اما همواره نوعي منازعه ي خفيف، آرام و تقريباً نامرئي – حتي در جوامع به ظاهر صلح آميز – وجود دارد.منازعه ضرورتاً در شکل رفتاري خشونت آميز ظاهر نمي شود ، بلکه ممکن است با استفاده از ابزارهاي ظريف سياسي، اقتصادي، رواني و اجتماعي صورت پذيرد.
2-2 بررسي ريشه هاي منازعه در نظام بين الملل
براي منازعه نمي توان ريشه ي واحدي مشخص کرد، اين ريشه ها نه تنها متعددند بلکه در طول تاريخ نيز بر شمار آن ها افزوده شده است. يکي از نخستين کوشش هاي منظم در طبقه بندي ريشه هاي کشمکش را (کنت والتز ) انجام داد. او در اثر خود به نام ( انسان، دولت و جنگ) ريشه هاي کشمکش را در سه متغير انسان، واحدهاي سياسي و نظام بين الملل تشريح کرد. طبق تصور اول، ريشه ي جنگ را بايد در طبيعت و رفتار انسان جست و جو کرد. آرمان گرايان و واقع گرايان اين گونه مي انديشند. ليکن آن ها درباره ي امکان تغيير طبيعت و رفتار انسان به منظور حل مسئله ي جنگ با يک ديگر اختلاف نظر دارند. طرفداران دومين تصور نيز با توجه به ساختار دروني دولت ها به تبيين جنگ مي پردازند و شامل دو دسته اند : ليبرال که معتقدند نظام هاي دمکراتيک بيش از نظام هاي ديکتاتوري، متضمن صلح اند و مارکسيست ها که اعتقاد دارند سرمايه داري مشوق جنگ و سوسياليسم حامل صلح است. بر اساس تصور سوم، ريشه ي جنگ در شرايطي نهفته است که آن را ( فقدان مرجع بين المللي ) ناميده اند. اين اصطلاح به معناي عدم وجود ابزارهاي حقوقي و سازماني مؤثر براي حفظ صلح است. با پيشرفت تحقيقات و دقت در مشاهدات، سه متغير مورد نظر والتز به پنج متغير افزايش يافته است : متغير انسان، متغيرهاي اجتماعي، متغير واحد سياسي، متغير هاي اجتماعي بين الملل و متغير نظام بين الملل2
1- متغير انسان و کشمکش : آن دسته از صاحب نظران که علت العلل کشمکش را انسان مي دانند، در اساس معتقدند که جهان بيني، منافع، برداشت ها و سوء برداشت ها، ارزش ها و اعتقادات رهبران سياسي و اجتماعي است که در هدايت تصميم ها و تقويت کشمکش ها اثرات نهايي را مي گذارد. انسان براي بقا و انطباق ديگران با خود، به جنگ متوسل مي شود. اين دسته از محققان، قوه ي کشمکش را تنها در انسان جست و جو مي کنند3 و معتقدند وجود يک سلسله ويژگي هاي قدرت گرايي و نفع طلبي انسان را به سوي ستيزش عليه ديگران سوق مي دهد. گروهي از اين نگرش نسبت به تعارض انتقاد کرده، معتقدند به هيچ وجه نمي توان افراد را مقصر شناخت، بلکه عامل اصلي ستيزش، مربوط به محيط انساني است ؛يعني وضعيتي که امکانات لازم را براي تعارض ميان انسان ها بوجود مي آورد. در مجموع نمي توان ويژگي هايي را در طبيعت انساني جست و جو کرد که به طور هميشگي و در تمامي ادوار مانع استقرار صلح شده باشد.4 پس مي توان گفت يکي از ريشه هاي کشمکش در جامعه بشري، عدم برداشت صحيح و زمينه هاي بسيار سوء برداشت تصميم گيرندگان سياسي است که در نهايت در عامل انسان مستتر مي باشد.5
2- متغير هاي اجتماعي و کشمکش : صاحب نظران روابط بين الملل به گروه هايي که در تصميم گيري مؤثر هستند، توجه کرده اند تا بخشي از ريشه هاي کشمکش را کشف کنند. در اين ميان اولين گروهي که مورد توجه محققان بوده، هيئت مشاوراني است که رهبران يا تصميم گيرندگان اصلي را احاطه مي کنند. دومين مجموعه، نهادهايي است که تصميمات و سياست ها در چارچوب آن ها شکل مي گيرد. سومين گروه، هيئت حاکمه است. گروه چهارم، روش جمع گرايي را اتخاذ کرده، تمامي گروه هاي فعال، مؤثر و نافذ را در کليت جامعه با اهميت تلقي مي کنند و براي ريشه يابي کشمکش به عمل ها، عکس العمل ها، درجه نفوذ و اهداف هر يک از آن ها توجه مي نمايند.6 اين گروه ها منافع و خواست هاي گوناگوني طلب مي کنند که از طريق تحت فشار قرار دادن سياست گذاران، آنان را وادار مي کنند تا داده هاي سياست خارجي را در جهتي تنظيم کرده، به مرحله اجرا درآوردند که به تحقق اهداف و منافع آن ها کمک کند.
3- متغير واحد سياسي و کشمکش : در تحليل مباني روابط بين الملل، متغير واحد سياسي از مرکزيت خاصي برخوردار است. از آن جا که دولت ها در واحد هاي سياسي، طراحان و مجريان اصلي محسوب مي شوند و نقطه ي پايان تصميم گيري و اجرا در آن ها خلاصه مي گردد، هر گونه جذب براي توافق و دفع براي کشمکش، متوجه افعال و افکار آن ها است.7 واحدهاي مجزاي سياسي خود عامل به وجود آورنده ي تعارضات محسوب مي شوند؛ زيرا تقويت ملي گرايي در چارچوب مرزهاي ملي و طرح منافع و اهداف خاص به صورت

بالقوه، زمينه هاي اختلاف را با ديگران که داراي همين وضعيت هستند، فراهم مي کند. اساس روابط بين الملل واحدهاي سياسي اند و ارکان هر واحد سياسي در حاکميت ملي، تماميت ارضي و مليت خلاصه مي شود، اين واحدهاي سياسي بر مبناي قدرت عمل مي کنند و از آن جا که قدرت محدوديت هايي را داراست، همه از آن بهره مند نخواهند بود و مقتدر بر ضعيف غالب مي شود؛ بنابراين کشمکش آغاز مي گردد و هرگز پاياني ندارد.
4-متغير هاي اجتماعي وبين الملل و کشمکش : منظور از متغيرهاي اجتماعي بين الملل، تماس ها، معاشرت ها، ائتلاف ها و اتحادهايي است که مستقل از نقش و دخالت دول، ميان تبعه ي دو واحد سياسي و تشکيلات سازماني، توليدي و فکري آن ها برقرار مي شود. هنگامي که ارتباطات ميان اجتماعات گسترش مي يابد، در روابط سياسي دول نيز تاثير مي گذارد. نهضت هاي آزادي بخش، سنديکاهاي کارگري، شرکت هاي چند مليتي، فعاليت هاي مذهبي و نهضت اسلامي، نمونه هايي از روابط



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید