اخلاق رسانه‌ای40
چرا اخلاق حرفه‌ای به خطر می‌افتد؟41
1- عوامل اقتصادی:41
2- موقعیت خاص:41
3- منع قانونی:42
4- نفع مالکان و ناشران:42
5- خبر در برابر تبلیغ:42
6- نگاه جامعه:43
چهار نظریه مربوط به مطبوعات 43
نظریه اقتدارگرا43
نظریه آزادی‌گرا44
نظریه کمونیست شوروی44
نظریه مسئولیت اجتماعی 45
نظریه مسئولیت اجتماعی مبنای نظرورزی درباره اخلاق‌رسانه‌ها46
زمینه‌های مقررات اخلاق حرفه روزنامه‌نگاری49
الف – آگاهی‌دهی عمومی49
ب – آزادی مطبوعات، شرط اساسی فعالیت روزنامه‌نگاری49
پ – بیان حقیقت، وظیفه بنیادی روزنامه‌نگار49
ت- احترام به حیثیت فردی و زندگی خصوصی50
پیشینه ادبیات50
اسرار حرفه‌ای و اصول اخلاقی روزنامه‌نگاران50
تجربه کشورهای دیگر در حوزه مقررات اخلاق حرفه‌ای52
گزارش تحقیق یونسکو در سال 1980 با عنوان اخلاق‌شناسی رسانه‌ها53
اصول اخلاقی حرفه روزنامه‌نگاری در ایران55
توسعه57
تعریف توسعه57
نظریه رسانه‌های توسعه60
توسعه روزنامه‌نگاری و مطبوعات در ایران63
رویکرد برنامه‌های توسعه در زمینه ارتباطات در ایران64
پیشینه مطالعات65
بررسی تحقیقات انجام شده در داخل ایران65
تحقیقات انجام شده در خارج از ایران68
جمعبندی تحقیقات انجام شده در ایران و خارج از ایران69
فصل سوم70
روش اجرای پژوهش70
روش کیو71
انتخاب گویه‌ها72
انتخاب نمونه تحقیق73
مقیاس تحقیق73
ارزشیابی گویه‌های تحقیق73
گویه‌های مورد توافق73
گویه‌های مورد اختلاف:74
استخراج نتایج74
گویه‌های این پژوهش74
گویه‌ها74
فصل چهارم81
یافتههای تحقیق81
بررسی یافتهها بر اساس آزمون Q82
الف) گویه‌های مورد توافق استادان علوم ارتباطات و روزنامه‌نگاری و سردبیران مطبوعات و سایتهای خبری83
تفاوت فاحش در نگاه به گویه‌های مرتبط با فلسفه اخلاق85
روزنامه‌نگاران اشتباهات خود را میپذیرند86
ب) آرایه نزولی گویه‌های گونه اول (سردبیران مطبوعات و سایتهای خبری)92
عدم پایبندی صدا و سیما به اخلاق حرفه‌ای روزنامه‌نگاری92
نقش ویرانگر آمیختگی تبلیغ بازرگانی با خبر93
موظف بودن رسانه به انعکاس نظر طرفی که خبری بر علیهاش منتشر میکند93
اهمیت اعتماد جامعه به یک رسانه94
حق جامعه برای رعایت استانداردهای حرفه‌ای توسط رسانهها95
ترد رسانه‌ای که اشتباه خود را اصلاح نکند95
بی‌ارتباطی توقیف مطبوعات با رعایت اخلاق حرفه‌ای مطبوعاتی95
ج) آرایه نزولی گویه‌های گونه دوم (استادان علوم ارتباطات و روزنامه‌نگاری)102
نگاه فرهنگی به توسعه103
غیبت عالمان علوم اجتماعی و انسانی در برنامه‌ریزی‌های توسعه کشور103
رعایت استانداردهای حرفه‌ای103
نقش ویرانگر آمیختگی تبلیغ بازرگانی با خبر104
موظف بودن رسانه به انعکاس نظر طرفی که خبری بر علیهاش منتشر میکند104
د) گویه‌های مورد اختلاف پاسخ‌گویان113
اختلاف نظر بر سر رعایت نکردن اخلاق حرفه‌ای در تشکل‌های مطبوعاتی از دلایل توسعه‌نیافتگی تشکل‌ها113
اختلاف نظر برسر نبود نهاد ناظر بر اعمال رسانهها از جانب خود آنها114
اختلاف نظر بر سر رعایت حقوق مولفان و مصنفان در صدا و سیما114
بحث و نتیجه‌گیری123
محدودیت‌های پژوهش128
پیشنهادها129
فهرست منابع و مآخذ131
فهرست منابع فارسی132
فهرست منابع غیر فارسی136
منابع اینترنتی136
پیوست‌ها و ضمائم137
چکیده انگلیسی143
فهرست جداول
جدول شماره 1. آرایه نزولی گویه‌های مورد توافق سردبیران و استادان علوم ارتباطات درباره 60 گویه پژوهش88
جدول 2. آرایه نزولی پاسخ‌های پاسخ‌گویان گونه اول (27 نفر) به تمامی گویه‌ها به‌وسیله نرم‌افزار کوانل98
جدول شماره 3. آرایه نزولی پاسخ‌های پاسخ‌گویان گونه دوم (13 نفر) به تمامی گویهها به‌وسیله نرم‌افزار کوانل109
جدول 4. گویه‌های مورد اختلاف دو گونه پاسخ‌گویان در موضوع نقش اخلاق حرفه‌ای در توسعه روزنامه‌نگاری116
جدول5. آرایه نزولی گروه‌های مورد مخالفت (بیشترین تشابه مخالفت یا بیشترین عدم توافق) دو گونه پاسخ‌دهنده درباره نقش اخلاق حرفه‌ای در توسعه روزنامه‌نگاری117
جدول 6. آرایه نزولی گروه های مورد توافق (بیشترین تشابه موافقت) دو گونه پاسخ‌دهنده درباره نقش اخلاق حرفه‌ای در توسعه روزنامه‌نگاری118
جدول 7. ماتریس ضریب همبستگی پاسخ‌های پاسخگویان گونه اول119
جدول 8. ماتریس ضریب همبستگی پاسخ‌های پاسخ‌گویان گونه دوم120
جدول 9. جدول وزنی پاسخ‌های پاسخگویان گونه اول(27 نفر)121
جدول 10. جدول وزنی پاسخ‌های پاسخگویان گونه دوم(13 نفر)122
جدول شماره 11 نمونه گویه‌های ارسالی برای سردبیران مطبوعات و استادان علوم ارتباطات در تهران (1391)138
چکیده
هدف از این پژوهش بررسی«نقش اخلاق حرفه‌ای در توسعه روزنامه‌نگاری‌ از دیدگاه سردبیران مطبوعات و استادان ارتباطات و روزنامه‌نگاری تهران» بود. پژوهش حاضر با استفاده از روش آماری کیو و نرم‌افزار کوانل انجام شد.
بعد از تدوین پرسشنامهای با 60گویه، پرسشنامهها برای 20 استاد و مدرس ارتباطات و روزنامه‌نگاری و 20 سردبیر مطبوعات و سایتها ارسال شد. این پژوهش به دنبال اثبات فرضیه خاصی نبود، بلکه قصد آن بود دیدگاه و نگرش سردبیران مطبوعات و استادان علوم ارتباطات در مورد اخلاق حرفهای روزنامه نگاری و نقش آن در رشد و توسعه این حرفه به دست آید.
متغیر وابسته این پژوهش «توسعه روزنامه‌نگاری» بود و متغیر مستقل «اخلاق حرفه‌ای روزنامه‌نگاری» که در 60 گویه مورد پرسش در دو گروه یادشده اجرا شد. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار کوانل تحلیل شد و ضریب همبستگی پیرسون 624/0 به دست آمد.
نتایج نشان داد که دو گروه یاد شده در مورد ارتباط بین مسائل کمی مرتبط بین توسعه مطبوعات و ارتباط آن با اخلاق حرفهای روزنامهنگاری نظر موافقی ندارند،اما درباره مسائل کیفی مرتبط با توسعه روزنامهنگاری و ارتباط آن با اخلاق حرفهای و اهدافی که برای این پژوهش در نظر گرفته شده بود تا حدودی نظر موافق دارند.
کلید واژه‌ها: اخلاق، اخلاق حرفه‌ای، اخلاق حرفه‌ای روزنامه‌نگاری، توسعه روزنامه‌نگاری و مطبوعات،صدا و سیما
فصل اول
کلیات پژوهش
1-1- مقدمه
«ارتباط اجتماعی از طریق نوشتار چاپی، مدتهای طولانی تنها در پرتو یک آزادی پرجاذبه، موسوم به آزادی بیان1 صورت میگرفت و به همین لحاظ، روزنامه‌نگاران غربی به خود میبالند که همکاران پیشین آنان در قرون 17 و 18 میلادی در راه تامین و تضمین این آزادی و تبدیل مطبوعات به رکن چهارم دموکراسی نقش مهمی‌ایفاء کردهاند.
اما از اواسط قرن نوزدهم، به دنبال پیشرفتهای سریع تکنیکهای جدید ارتباطی و جایگزینی آتلیههای چاپی کوچک مورد استفاده روزنامههای عقیدتی و سیاسی قبلی با یک صنعت جدید مطبوعاتی که همزمان با افزایش پرجهش شهرنشینی و مخصوصا توسعه سریع آگهیهای بازرگانی و سهم بیش از پیش و رو به رشد آنها در تامین مالی روزنامهها و پاسخگویی به مقتضیات سودآوری موسسات بزرگ انتشاراتی صورت گرفت، مسائل جدیدی در مورد کیفیت کار روزنامه‌نگاری پدید آمدند. به گونهای که از آن پس دیگر برای حل مسائل، تکیه بر نقش حیاتی آزادی بیان و مخصوصا آزادی مطبوعات2 برای پیشرفت و توسعه روزنامهها کفایت نمیکرد و روزنامه‌نگاران3 ناچار بودند برای مقابله با مسائل مذکور، راه حلهای مناسب بیابند.
روزنامه‌نگاراندر این میان، به ویژه توجه پیدا کردند که اکنون در جامعهای فعالیت میکنند که پیامهای ارتباطی آنها به شکل انبوه و نامشخص، پخش و منتشر میشوند و الزاما با شرایطی روبرو میگردند که دیگر تنها اتکای به آزادی بیان برای انجام صحیح کار حرفه‌ای آنان کافی نیست و در این زمینه مسئولیت4 آنها نیز باید طرف توجه قرار بگیرد.
ضرورت چارهجویی برای مسائل مذکور، سبب شد که در میان روزنامه‌نگاران و مدیران مطبوعات به تدریج گرایشهای تازهای برای تدوین و تصویب مجموعههای اصول و مقررات اخلاقی حرفه روزنامه‌نگاری و تاسیس نهادهای غیر دولتی مستقل و نوینی، موسوم به شورای مطبوعات5، به منظور حراست از آزادی مطبوعات و نظارت بر اجرای اصول و مقررات مذکور پدید آیند.» (معتمدنژاد، معتمدنژاد، 356- 7:1386)
از سوی دیگر و به دنبال رشدو توسعه مطبوعات و گسترش فراوان آن و مشکلاتی که در حوزه عمومی‌نسبت به نحوه انعکاس اخبار و رویدادها رخ میداد«ضرورت تدوین و تصویب اصول و مقررات اخلاقی حرفه روزنامه‌نگاری6، همراه باتوسعه مطبوعات خبری تجارتی، از اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، ابتدا از سوی انجمنها و اتحادیههای صاحبان مطبوعات و روزنامه‌نگاران کشورهای غربی وسپس در سطح جهانی از طرف سازمانهای حرفه‌ای بینالمللی، منطقهای و همچنین «جامعه ملل» 7و «سازمان ملل متحد»8 مورد توجه قرار گرفت.» (انتظامی، 257: 1388)
از جانبی و «با آغاز شکلگیری مطبوعات نوین، همراه با ظهور نظریه مردمسالاری، بازگوکردن حقایق و پایبندی به صحت مطالب به سرعت به یکی از اجزای مهم روزنامه‌نگاری تبدیل شد.» (کواچ9 و روزنتسیل10، ترجمه حیدری،10: 1385)
1-2- بیان مسئله
از نظر کانت11 «اخلاق این است که انسان راست بگوید، نه برای اینکه راست گفتن را وسیله رسیدن به هدف دیگری میداند، خدمت به مردم بکند نه برای اینکه این کار برای او سعادت میآورد بلکه برای اینکه باید راست گفت، باید خدمت به خلق کرد و… یعنی باید هیچ غایتی را در نطر نگیرید. به محض این که غایتی را در نظر گرفتید وگفتید ما این فعل را انجام میدهیم برای اینکه به آن غایت برسیم دیگر شما اخلاقی زندگی نمیکنید، بلکه مصلحت اندیشی میکنید… انسان وقتی اخلاقی زندگی میکند که احکام اخلاقی را به صورت مطلق، نه وسیله، در نظر بگیرد و انجام بدهد… به عبارت دیگر اخلاق را نباید وسیله دانست، اخلاق خود هدف است». (ملکیان، 156: 1379)
در مقابل دیدگاه کانت دیدگاه فایدهگرایان12 قرار دارد که از جمله معروفترین آنها جان استوارت میل13 است که معتقد است «اخلاق، یا عمل بایسته، عبارت است از افزودن لذت و شادکامی‌و ربطشان در این است که جست وجوی لذت خود (که همان خوشبختی است)، وقتی به شکلی پیچیده و دوراندیشانه جست و جو شود، به افزایش خوشبختی عمومی‌(که همان اخلاق است) منجر میشود» (میل، 34: 1388)
دیدگاههای مرتبط با مشربهای مختلف در فلسفه اخلاق در نهایت باید بروزات عملی خود را نشان میداد، بر چنین بنیانی«در دهههای اخیر کوشش به عمل آمده است تا معانی دو واژه اخلاق و اصول اخلاقی از هم تفکیک شوند و با یکدیگر مشتبه نگردند. به این منظور، واژه «اخلاق» 14برای مشخص کردن معیارهای «رفتار نیک»15 و واژه «اصول اخلاقی»16 برای معرفی یک رویکرد فردگرا و حتی علمی‌و توجیهی در مورد «قواعد رفتاری»17 به کار گرفته شدهاند.» (معتمدنژاد، معتمدنژاد، 361: 1386)
این تحولات و گسترش روز افزون و شعبه، شعبه شدن علوم انسانی سبب شد تا رویکردی تخصصیتر در حوزه «اخلاق‌شناسی»18 شکل بگیرد. رویکردی که به اعتقاد دکتر معتمدنژاد از آن به عنوان اخلاق‌شناسی حرفه‌ای میتوان یاد کرد «اخلاق‌شناسی حرفه‌ای، به نوعی، در حد فاصل بین «اخلاق» که به آن تکیه می‌کند و «حقوق» که ظواهر آن را حائز است، قرار می‌گیرد و چنین وضعیتی سبب می‌شود که گاهی مقررات اخلاق‌شناسی با مقررات حقوقی، همگرایی داشته باشند و در بعضی زمینه‌ها هم با آنها در تعارض باشند… در حالی که «اصول اخلاقی» به منزله قدرت زیر سوال بردن مجموع فرآیند اطلاعات، طرف توجه قرار می‌گیرد، اخلاق‌شناسی زمینه کاربرد محدود یک اخلاق ویژه فعالیت روزنامه‌نگارانه را معرفی میکند. به عبارت دیگر اخلاق‌شناسی، قواعد حرفه‌ای را که معرف شرایط معمولا قابل قبول یک اطلاع یا خبر صحیح عمل‌گرایانه آن هستند، در بر دارد به نحوی که بر یک اخلاق حاکم بر فعالیت روزانه روزنامه‌نگاری استوار است.» (معتمدنژاد، معتمدنژاد، 367:1386)
از آن پس در شاخههای مختلف و پیشههای گوناگون آییننامهها و نظامنامههای بسیاری نوشته شد، چرا که تهیه‌کنندگان این گونه مرامنامهها معتقد بودند«هر نوع اخلاق به کاری ربط مییابد، حرفه و شغلی که ما سرگرم آن هستیم. از آنجا که هر حرفه و شغل مناسب و خوب میتواند موجب رضایت خاطر صاحب آن باشد، اخلاق مربوط به آن حرفه و شغل اهمیت مییابد. خوب عملکردن در هر حرفه به این معناست که به قوانین آن حرفه که برای آن هدفگذاری شده است، دست یابیم. در مورد پزشکی، آرمان حرفه‌ای سلامت است یا در مورد وکلا وضع آرمانی دستیابی به عدالت… آرمان حرفه‌ای در روزنامه‌نگاری همان الگویی است که کار مطبوعاتی را میسازد…. اگر کسب درآمد، روش مسلط و آرمانی یک روزنامه‌نگار باشد، به او میتوان کاسبکار یا اطلاعات فروش نام داد، نه یک روزنامه‌نگار خوب.» (ساندرز19، 36: 1386) »
بر چنین بنیانی است که «این نوع اخلاق‌شناسی بر رویکردی تجربی درباره تکالیف مختلف مربوط به یک وضعیت اجتماعی یا یک حرفه مشخص اتکاء‌دارد. بر این مبنا، خصوصیت‌های ابزاری و در نتیجه آن، محدودیت‌های اخلاق‌شناسی، آنچنان که اغلب نیز به خوبی درک می‌شوند، آشکار می‌گردند. این گونه، اخلاق‌شناسی روزنامه‌نگاران هم مانند اخلاق‌شناسی پزشکان یا اخلاق‌شناسی وکلای دادگستری، ویژگی‌های مربوط به خود را داراست.» (معتمدنژاد، معتمدنژاد،366: 1386)

«در این که رعایت اخلاق در روزنامه‌نگاری الزامی‌است، تردیدی وجود ندارد. جعل مطالب، تجاوز به حریم خصوصی اشخاص، زیرفشار و زجرگذاشتن، پولدادن به مجرمان یا تشریح رفتارهای جنسی، همه عرصههایی است که در طی بیست سال اخیر، چالشهایی جدی پدید آورده است.» (ساندرز، 70، 1386)
بر اساس چنین موارد ملموس و عینی است که در جوامعی که مطبوعات در تمامی زمینهها توسعه یافتند، بر این نکته انگشت تاکید نهاده شد که«اخلاق روزنامه‌نگاری مبتنی بر یک تصمیم شخصی یا ذهنی توسط یک فرد برای اطاعت از برخی قواعد نیست. اخلاق روزنامه‌نگاری20 باید بازتاب شماری از تعهدات اجتماعی باشد که نمیتوان از زیر آنها شانه خالی کرد و یا خودسرانه آنها را نفی کرد.» (ای وارد، 121، 1385)
ضرورت چاره‌جویی برای مسائل مذکور سبب شد تا که در میان روزنامه‌نگاران و مدیران مطبوعات، به تدریج گرایش‌های تازه‌ای برای تدوین و تصویب مجموعه‌های اصول و مقررات اخلاقی حرفه روزنامه‌نگاری و تاسیس نهادهای غیردولتی مستقل و نوینی، موسوم به«شورای مطبوعات»، به منظور حراست از آزادی مطبوعات و نظارت بر اجرای اصول و مقررات مذکور پدید آیند.» (معتمدنژاد، معتمدنژاد،357: 1386)
این رویکرد در حیطه کلان ماجرا سبب شد تا «قوانین حرفه‌ای که وظایف روزنامه‌نگاران را مشخص میکند، در بیست سال اخیر بسیار پرتعداد شود. روزنامه‌نگاران وظیفهشناس مبانی اخلاقی خود را به این قوانین وابسته میدانند. این قوانین در جای خود بیتردید بسیار مفید است. زیرا روشهای کلی برای حل اختلاف در برخی از فعالیتهای مطبوعاتی تعریف میکند.» (ساندرز، 41: 1386)
بر چنین بنیادی و با توجه به تجربههای جهانی در زمینه اصول اخلاقحرفه‌ای روزنامه‌نگاری21 باید «یکی از دلایل توسعه‌نیافتگی مطبوعات و روزنامهگاری در ایران این است که مطبوعات روزانه ایران غالبا به اسلوب کار توجه چندانی نشان ندادهاند. از نظر نویسندگان آنها (روزنامه‌نگاران) چیزی به نام «حقیقت»22 وجود دارد که باید هر چه سریعتر از آن پرده برداشت. اما نتیجهای که در عمل عاید میشود این است که به سبب نارسایی شیوه کار، اطلاعات ناکافی یا نادرست، و شتاب بیش از حد روزنامه‌نگار در ابلاغ حقیقت مورد نظر، بسیاری از خوانندگان گرفتار این بدگمانی میشوند که سرو صدای ممتد و بی‌امان مطبوعات در واقع پرده دودی است برای پوشاندن پارهای نکات و مسائل.» (واکر23،10: 1382)
گوئل کهن در مقاله خود با عنوان«شناخت جایگاه مطبوعات کنونی ایران در بستر نظریه‌پردازیهای مطبوعاتی و فرآیند رشد و توسعه ملی» که در مجموعه مقالات «نخستین سمینار بررسی مسائل مطبوعات ایران» منتشر شد با اشاره به عوامل بازدارنده در توسعه‌یافتگی مطبوعات کنونی ایران، محتوای کنونی مطبوعات ایران را از دو بعد مورد ارزیابی قرار میدهد و مینویسد«نخست از بعد نوع مطلب و دوم از بعد شکل ارائه آنها، متاسفانه در هر دو زمینه ناپختگی و ضعف شدیدی به چشم میخورد.» (کهن، 129: 1371)
ضرورت پژوهش
در دو دهه گذشته و با رشد و توسعه عمومی‌و افزایش تعداد با سوادان و در کنار آن افزایش رسانههای چاپی تا چند برابر و نیز فزونی و رشد قارچگونه رسانههای دیجیتال و مجازی، ضرورت تدوین مرامنامه و آییننامهای را درباره نوع سلوک اهالی مطبوعات و رویکردشان به اصولی چون دقت24 و صحت25 خبر و توازن26 و بیطرفی27 و… برجستهتر میسازد. اما متاسفانه«بحث اخلاق هنوز به کلاسهای روزنامه‌نگاری ایران راه نیافته است. این رشته از مطالعات در جوامعی که روزنامه‌نگاری ریشهدارتر و بسامانتری دارند، از چند دهه پیش به طور جدی ذهن جامعهشناسان، حقوقدانان، مدیران و پدیدآورندگان رسانهها را به خود جلب کرده است. (ساندرز، 9: 1386)
توجه به اخلاق رسانهها28 نسبت به اخلاق در دیگر حرفهها اهمیت بیشتری دارد، چرا که حرفههای دیگر وسعت محدودی دارند و اعمال غیراخلاقی در آنها به افراد و صنوف دیگر سرایت نمیکند، ولی رسانهها واسطه میان مردم هستند و بخش زیادی از وقت آنان را به خود اختصاص میدهند، رسانهها عامل پیوستگی افراد در یک جامعه هستند و غیراخلاقی یا غیر اصولی کارکردن آنها، نه تنها تک تک افراد، بلکه بر روابط بین فردی آنان تاثیر میگذارد (جعفرینژاد، 1378، به نقل از سلیمی، سلگان حسینی، قاسمی، ترکیان ولاشانی،11: 1390)
روزنامهنگاری به عنوان حرفه‌ای که بدون هیچ تردید و خواه ناخواه با اجتماع و حقوق شهروندان ارتباط دارد، نیازمند ترسیم حدود و قواعدی است که مراعات آنها از سویی موجب تضمین حقوق جامعه و از سوی دیگر موجب فراغت خیال و آزادی عمل اهل آن حرفه در مرزهای تعیین شده گردد؛ ضرورتی که هیچ یک از حرفهها و مشاغل اجتماعی بینیاز از آن نیست.
روزنامه‌نگار به معنای عام آن که در برگیرنده تمام عوامل انسانی موثر در شکلگیری مطبوعات است، برای ایفای نقش حساس و مهم خود به ناچار باید از قواعد و ضوابط روشن و مدونی برخوردار باشد تا دغدغه پایمالسازی ناخواسته حقوق و حیثیت دیگران و نیز هراس از تعرض بیدلیل و غیرقابل پیشبینی دیگر نهادهای سیاسی و اجتماعی را از خود دور سازد (هوسمن29، 4: 1375)
«مطالعه اخلاق روزنامه‌نگاری رشدی فزاینده داشته است… امروزه دهها کتاب در این زمینه وجود دارد. چندین نشریه ادواری که در سطح ملی چاپ و منتشر میشوند، تماما به این موضوع اختصاص داشته و دهها نشریه دیگر به گونه این منظم مقالات و مطالبی درباره«اخلاق روزنامه‌نگاری»30 منتشر میکنند.» (هوسمن، 6: 1375)
همین رویکرد و انگیزه و البته درک این مسئله که باید به یک سامان منطقی عقلانی در چگونگی رفتار وسلوک روزنامه‌نگاران درباره خبرها رسید، سبب شد تا در کشورهای توسعهیافته «بیتردید معیارهای خاصی برای اخلاق تعیین شود و مدیران تمامی رسانهها دستورالعملهایی در زمینه اخلاق روزنامه‌نگاری صادر و مقررات خاصی برای چگونگی گردش امور در این حرفه تعیین نمایند.» (هوسمن، 18: 1375)
از جمعبست مقالات و سخنرانیهای ارائه شده در نخستین سمینار بررسی مسائل مطبوعات ایران در اواخردهه شصت (اسفند 1369) هم میتوان این نتیجه را به دست آورد که یکی از دلایل ضعف و توسعهنیافتگی31 روزنامه‌نگاری در ایران نبود تعریفی دقیق از ظرایف و دقایق کار روزنامه‌نگاری و نبود یک آییننامه مناسب و منطبق باشرایط کار روزنامه‌نگاری در ایران و تعهد روزنامه‌نگاران در مرحله عمل به آن است. این مسئله در«دومین سمینار بررسی مسائل مطبوعات ایران» که در خرداد 1377 برگزار شد، با تاکید بیشتری روبرو گردید. به نحوی که معتمدنژاد در مقاله خود و بعد در کتابش ضمن ارائه پیشینهای از تحولات روزنامه‌نگاری درغرب و کشورهای توسعهیافته و تاکید بر این نکته که آنها از دهه 20 قرن بیستم به این نکته متفطن شده بودند که یکی از ارکان توسعه روزنامه‌نگاری توجه و تدوین آییننامهها و مرامنامههای اخلاقی32 و تاکید بر اجرای آنها در کشورها و بنگاههای مطبوعاتی است، به تلاشهای یونسکو هم در این زمینه اشاره میکند و سپس به وضعیت و نبود این مسئله در ایران میپردازد و مینویسد«در ایران هیچ گونه اقدام عملی در این زمینه انجام نشده است»، 394: 1386)
نگاهی به رسانههای با پشتوانه مالی و امکانات پشتیبانی فراوان هم چنین خلائی را نشان میدهد. عمده این موسسات مرامنامههای اصول اخلاقی حرفه‌ای تدوین نکردهاند تا با بهره‌گیری از آن بتوانند روزنامه‌نگاران و خبرنگاران شاغل در محیط کاری را نسبت به رعایت آن توجه دهند و کارشان را رصد کنند ودر صورت اشتباه وخطا تذکر و به اصلاح مستمر این فرآیند کمک کنند تا یادگیری در این زمینه در روزنامه‌نگار نهادینه شود. کاری که در کشورهای با رسانهها و روزنامه‌نگاری توسعهیافته صورت میگیرد که اگر روزنامه‌نگاری در چند مورد خاص، اصول اخلاق حرفه‌ای را رعایت نکند، بلافاصله او را در همان مورد خاص به دورهها وکارگاههای آموزشی کوتاهمدت میفرستند و در صورت تکرار مجازاتهای سنگینی در حد اخراج و محرومیت از کار برایش در نظر میگیرند تا به دیگر روزنامه‌نگاران توجه دهند که در این زمینه بسیار سختگیر و بیگذشتند. همین مسئله سبب شده است تا اخبار و اطلاعات نادرست، منابع غیردقیق، بیاعتنایی به پاسخگویی به مخاطبان فراوان و انتقال دقیق و صحیح اخبار چندان مورد اعتنای رسانههای ایران قرار نگیرد. چنانکه برخی از این رسانهها در صورت رعایت این گونه مسائل کارشان به دادگاه و تعطیلی هم نمیانجامید.
با توجه به چنین پیشینهای است که ضرورت انجام چنین تحقیقی حس میشود تا از قبل آن درک و دریافت سردبیران روزنامهها از مقولهای به نام اخلاق حرفه‌ای روزنامه‌نگاران مورد سنجش و ارزیابی قرار گیرد و در کنار آن درک و دریافت استادان رشته ارتباطات در این زمینه آورده شود.
اهداف پژوهش
1-بررسی نظر سردبیران و استادان در رابطه میان اخلاق حرفهای وتوسعه روزنامهنگاری
2- بررسی نظر سردبیران و استادان به رعایت اخلاق حرفهای در رسانههای ایران
3-بررسی تفاوت و شباهت نظر این دو گروه به رعایت اخلاق حرفهای روزنامهنگاری
4-بررسی نظر این دو گروه به رعایت اخلاق حرفهای در صدا و سیما.
.
فرضیه‌های پژوهش
در این پژوهش به دنبال فرضیه خاصی نیستیم بلکه قصد به دست آوردن دیدگاه و نگرش سردبیران مطبوعات و استادان علوم ارتباطات در مورد اخلاق حرفهای روزنامه نگاری و نقش آن در رشد و توسعه این حرفه است.

پرسشهای تحقیق
1-نگرش سردبیران و استادان به رابطه میان اخلاق حرفهای وتوسعه روزنامهنگاری در ایران چیست؟
2-نگرش سردبیران و استادان به رعایت اخلاق حرفهای در رسانههای ایران چگونهاست؟
3- تفاوتها و شباهتهای این دو گروه به رعایت اخلاق حرفهای روزنامهنگاری چیست؟
4-نگرش دو گروه به رعایت اخلاق حرفهای در صدا و سیما چگونه است؟
متغیرهای پژوهش
نامگذاری متغیرها
متغیر مستقل: اخلاق حرفه‌ای روزنامه‌نگاری33
متغیر وابسته: توسعه روزنامه‌نگاری34
تعریف متغیرها
تعریف نظری
اخلاق: شاخه‌ای از فلسفه است که به مطالعه سرشت و معیارهای تشخیص حق و باطل، وظایف، ارزش و حیات خیر، و اصول مربوط به آنها می‌پردازد. (پین35، 53: 1382)
تعریف نظری حرفه‌ای: ویژگی شخصی که در کاری تجربه و تخصص دارد و از طریق آن امرار معاش می‌کند (انوری و دیگر مولفان، 3500: 1380)
روزنامه‌نگار حرفه‌ای:کسی است که شغل اصلی، مرتب و بااجرت او، ‌انجام کار در یک یا چند نشریه روزانه یا دوره‌ای یا یک یا چندخبرگزاری است و منابع مالی اصلی خود را از این طریق به دست می‌آورد. (معتمدنژاد، معتمدنژاد، 187: 1386)
اخلاق حرفه‌ای روزنامه‌نگاری:«مجموعه‌ای از دستورالعمل‌های اخلاقی که یک روزنامه‌نگار در مسیر کار حرفه‌ای خود باید رعایت کند و منظور از اخلاق حرفه‌ای روزنامه‌نگاری این است که روزنامه‌ها در جست‌ و جو، کسب و انتشار اخبار و اطلاعات باید طوری عمل کنند که شرافت، اعتبار و حیثیت حرفه‌ای آنها مورد انتقاد و سوال قرار نگیرد» (اسدی، 67: 1381)
توسعه36: مفهومی‌بیش از نوسازی و رشد اقتصادی است و گذشته از بهبود سطح مادی زندگی، عدالت اجتماعی، آزادیهای سیاسی و بزرگداشت ارزشها و سنتهای بومی‌را هم دربرمی‌گیرد.»(قاضیان، 18: 1372)
تعریف نظری توسعه مطبوعات37: برای توسعه مطبوعات و روزنامه‌نگاری بر عوامل مختلفی تاکید شده است که در کل می‌توان به دو نوع نگاه کمی‌و کیفی در این زمینه درباره توسعه مطبوعات و روزنامه‌نگاری تاکید کرد. نگاه کمی‌توسعه مطبوعات را در افزایش تیراژ، افزایش چاپخانه‌ها، فزونی دکه‌های مطبوعات و مسائلی از این دست خلاصه می‌کند و در مقابل نگاه کیفی به نقش آموزش، ارتباط آزادی بیان با توسعه مطبوعات، نهادهای مدنی مطبوعات، انباشت تجربه و نیز استقلال مطبوعات، امنیت شغلی، نبود سانسور و خودسانسوری، مسائل مدیریت تخصصی مطبوعات یا همان روزنامه‌داری، ایجاد بانک اطلاعات، رسالت و مسئولیت اجتماعی مطبوعات و روزنامه‌نگاران، و رعایت حقوق حرفه‌ای و اخلاق حرفه‌ای روزنامه‌نگاران و مسائلی از این دست تاکید می‌کنند.
بر چنین بنیادی است که به اعتقاد معتمدنژاد «اکنون هم نسبت به این شاخه مهم حقوق ارتباطات جمعی، شناخت لازم وجود ندارد و بسیاری از روزنامه‌نگاران و حقوقدانان به اهمیت و ضرورت آن توجه نکرده‌اند. در صورتی که در بسیاری از کشورهای در حال توسعه، در دهه‌های اخیر برای وضع قوانین و مقررات استقلال حرفه‌ای روزنامه‌نگاران، کوشش‌های مهمی‌صورت گرفته‌اند.» (معتمدنژاد، 27: 1386)
تعاریف عملیاتی متغیرها
تعریف عملیاتی اخلاق حرفه ای روزنامه‌نگاری: آگاهی‌دهی عمومی، تامین استقلال عملی روزنامه‌نگار وتحکیم حیثیت و منزلت حرفه روزنامه‌نگاری و دفاع روزنامه‌نگار از آزادی اطلاعات، حفظ اسرار حرفه‌ای و خودداری روزنامه‌نگاران از افشای منابع خبری، پرهیز از کتمان حقیقت و ندادن گزارش مغرضانه، اصلاح اشتباه در اولین فرصت، شناخت دقیق منابع خبری و در صورت تردید نسبت به یک خبر تعقیب و تکمیل آن از منابع دیگر، توجه به حیثیت شخصی و زندگی خصوصی افراد و توهین نکردن و افترا نزدن به افراد، قائل بودن حق تصحیح و پاسخ برای آنانی که حس میکنند با انتشار یک خبر حیثیت اجتماعی یا فردی آنها ملکوک شده است، درک حساسیت مصاحبه با کودکان، فاش نکردن هویت قربانیان جنایات جنسی، خودداری ازتبلیغ تبعیض نژادی، تبعیض قومی، تبعیض مذهبی، تبعیض جنسی و خودداری از سوءاستفاده از اطلاعات مالی به دست آمده درجهت منافع خود و بستگان.» (تلخیص از مقاله دکترمعتمدنژاد در فصلنامه رسانه سال هفدهم، شماره66 تابستان 1385) صفحات 58 و 59)
مجموعه گزاره‌های بالا که سبب می‌شود تا اخلاق حرفه‌ای به شکل عملی در روزنامه‌ها رواج یابد.

تعریف عملیاتی توسعه روزنامه‌نگاری: مجموعهای از عوامل کمی‌و کیفی که اسباب رشد و توسعه مطبوعات را فراهم میکند که از جمله آنها می‌توان به آموزش، آزادی بیان، نهادهای مدنی مطبوعات، انباشت تجربه، استقلال مطبوعات، امنیت شغلی، نبود سانسور و خودسانسوری، مسائل مدیریت تخصصی مطبوعات یا همان روزنامه‌داری، ایجاد بانک اطلاعات، رسالت و مسئولیت اجتماعی مطبوعات و روزنامه‌نگاران، و رعایت حقوق حرفه‌ای و اخلاق حرفه‌ای روزنامه‌نگاران تدوین و اجرای اخلاق حرفه‌ای روزنامه‌نگاری در رسانهها اشاره کرد.

فصل دوم
ادبیات و پیشینه پژوهش

اخلاق38

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

اخلاق یا چنان‌که به آن نام داده‌اند «فلسفه معنوی»39، مجموعه‌ای است از نکته‌های دشوار و جدی در مورد چگونگی زیستن، و اندیشیدن در مورد اخلاقیات و از دغدغه‌های سنت روشنفکری بشر به شمار می‌آید که در جهان غرب، پیشینه آن به عقاید و افکار یونانیان باستان و آثار سقراط40 (حدود 470 تا 399 پیش از میلاد مسیح)، افلاطون41 (427 تا 347 پیش از میلاد) و ارسطو42 (384 تا 322 پیش از میلاد)، باز می‌گردد.» (ساندرز،37: 1386)

اخلاق از دید سقراط
سرچشمه واقعی استدلال سقراط درباره اخلاق، قلمرو اخلاق فردی است اگر چه او معتقد است که «هر عمل خلاف منافع جامعه برای خود عملکننده زیانبار است»و بر این نکته تاکید میکرد که«مهمترین هدف هر عمل سیاسی یا اجتماعی پیشبرد نیکبختی انسانی است؛ و مقیاس داوری درباره نیکی هر عمل و رفتار در نظر او، تنها این بود که آیا آن عمل یا رفتار، قابلیت تامین این هدف را دارد یا نه» (گمپرتس43، جلد2، 611: 1375)

اخلاق از نظر ارسطو
به نظر ارسطو، اخلاق به شخصیت، تقوا و پرهیزکاری وابسته است. از دید کلی او، اخلاق به روشنی چیزی است که به شخصیت فرد بستگی دارد. پرهیزکاری44 هم پیرامون تعهدو الزام45 شخص شکل می‌گیرد. شاید گفته شود که اخلاق، همه این عرصه‌ها را در برمی‌گیرد. از دید بسیار کلی، اخلاق به علم مطالعه در زمینه‌ها و اصول خیر و شر در رفتار آدمی‌میپردازد. یعنی بررسی ارزشهایی چون شهامت، خودداری شخصی و از خودگذشتگی. این ارزش‌ها به عنوان تصور انسان از نیکی‌ها، چون معیاری در گزینش و داوری کاربرد دارد. بنابراین داوری‌های اخلاقی بر مبانی و معیارهای درست و نادرست متمرکز می‌شود و این جدال در برخود ارزش‌های مختلف یا اصول گوناگون پدید می‌آید.» (ساندرز، 39: 1386)
اخلاق نظری ارسطو نه حول این سوال شکل میگیرد که «چگونه میتوانم احساس خوشی را به حد اعلا برسانم؟» و نه این پرسش که«تکلیف یا وظیفه من چیست؟» بلکه دایرمدار این سوال کلی است که: «چگونه باید نیک زندگی کنم؟» این سوال لازم نیست ما را به هیچگونه خودخواهی سوق دهد. زیرا ممکن است معلوم شود- و میشود- که بخشی از نیکزیستن برای هرکسی، سودمند واقعشدن برای دوستان«به جهت خودشان» و منصفانهرفتارکردن با دیگر شهروندان است» (ارسطو، نوسبام46، 1374: 87)

اخلاق از نظر کانت47
«کانت معتقد است افراد بشر در نوعی دموکراسی اخلاقی زندگی میکنند که معیارهای دوگانه در آن جایی ندارد.. کانت میگوید آنچه در مورد یک فرد صدق میکند در مورد تمامی افراد مصداق دارد. امر مطلق48 بدین معناست که هر فرد باید طوری عمل کند که رفتارش به صورت یک قانون جانشمول درآید. مثلا کانت ممکن است چنین استدلال کند که فرد حتی در صورت گم کردن راه و گرسنگی مفرط نیز حق ندارد به منظور سد جوع سرقت کند یاحتی تحت شرایط قابل توجیه، صداقت را زیر پا گذاشته و امر مطلق را نقض کند.» (هوسمن، 26: 1375)
انقلاب در اخلاق
«سال‌های آخر قرن هجدهم و قرن نوزدهم شاهد مجموعه حیرتانگیزی از اغتشاشات بود. ایده نوین دولت ملی در پیام انقلاب فرانسه و فروپاشی امپراطوری ناپلئون در حال شکلگرفتن و ظهور بود، انقلاب‌های سال 1848 قدرت متداوم ایده‌های جدید آزادی، برابری، برادری را نشان می‌داد. در آمریکا، کشوری جدید با نوع جدیدی از قانون اساسی متولد شد و جنگ داخلی خونین آن سرانجام نقطه‌ پایانی بر بردهداری در تمدن غرب نهاد، و در تمام این مدت انقلاب صنعتی موجب بازسازی کامل جامعه می‌شد. بنابراین جای تعجب نیست که در میان تمام این تغییرات مردم کم‌کم به گونه‌ای متفاوت درباره اخلاق فکر کنند. ارزش‌های قدیمی‌– طرز فکرهای قدیمی‌– تا حد زیادی قدرت خود را از دست داده و در معرض چالش قرار داشتند.» (ریچلز 49، 1389: 140)
داوری‌های اخلاقی50 و داوری‌های فارغ از اخلاق51
«چیزی را درستخواندن به طور مجرد اطلاع زیادی به ما نمی‌دهد، برای این که بگوییم معیارهای این ارزیابی چیست، باید بدانیم در چه سیاق یا زمینه‌ای بیان شده است، والا به‌هیچ‌وجه از معنای آنی واژه چیزی دستگیرمان نمیشود. به عنوان مثال، در نگهداشتن ویولن، پختن کیک، یا ضربهزدن به توپ فوتبال شیوه‌های درست و نادرست وجود دارد. اما این‌ها ربطی به اخلاق ندارند. بلکه سروکارشان با چیرهدستی در نوازندگی با ویولن، پختن دسر است. البته این فعالیت‌ها خودشان همواره قابل ارزیابی اخلاقی هستند. ولی استفاده ما از زبان هنجاری در تعلیم این فعالیت‌ها معمولاً در حکم بیان داوری‌های اخلاقی نیست. مثلاً اگر پدری یا مادری به فرزندش بگوید نباید با دست‌هایت غذا بخوری این داوری نیز هنجاری 52است، اما داوری اخلاقی نیست. داوری‌ای است مربوط به آداب و منظور از آن این است که کودک آداب خوبغذاخوردن را بیاموزد. داوری‌های ارزشی53 و داوری‌های تجویزی54 با این‌که هر دو هنجاری‌اند، یا اخلاقی‌ هستند یا ناظرند بر اموری فارغ از اخلاق. از این حرف برنمی‌آید که چه چیز داوری‌ها را اخلاقی می‌کند، ولی کافی است اهمیت بازشناسایی این تمایزها را نشان دهیم.

داوری‌های هنجاری
داوری‌های تجویزی داوری‌های ارزشی
فارغ از اخلاق اخلاقی فارغ از اخلاق اخلاقیاخلاقی

اخلاق فارغ از این که ماهیتش دقیقاً چیست، در امور بشری پدیدار شده است و در کنار مابقی این امور نوعی چارچوب داوری به دست می‌دهد. نیز فارغ از این که کدام ارزیابی درباره این که چگونه انسان از نگاه اخلاقی حکم به درستی و نادرستی چیزی می‌دهد، معقول‌ترین است. آنچه از نظر اخلاقی درست و نادرست تصور می‌شود به وضوح در اغلب موارد با آنچه از منظرهای دیگر درست و نادرست است تعارض دارد.» (هلمز55، 33: 1382)
مهمترین نظریه‌ها درباره اخلاق
عقلگروی اخلاقی56
«یعنی انسان در اخلاق عقلگرا باشد. یعنی آنچه عقل تمییز میدهد متابعت کند. و آن را به سقراط نسبت میدهند که معتقد بود برای این که فضیلت پیدا کنیم، یعنی کار خوب واقعی را انجام دهیم، باید معرفت پیدا کنیم. هر کس که کار بد انجام میدهد، جاهل است و معرفت ندارد. هر که معرفتش افزوده شود، با فضیلتتر است.» (ملکیان، جلد 1 ص 186، 1379)
«اخلاق در حداقل معنا، عبارت است از تلاش برای قرار دادن رفتار خود تحت هدایت دلیل (یعنی کاری را انجام دهیم که بهترین دلایل برای انجام آن وجود دارد). و در عین حال قائلشدن ارزش یکسان برای منافع کلیه افرادی که متأثر از رفتار ما خواهند بود. یکی از چیزهایی که این مفهوم را نشان می‌دهد تصویری است از یک عامل اخلاقی باوجدان. یک عامل اخلاقی باوجدان فردی است که بیطرفانه علاقمند به منافع همه افرادی است که تحت تأثیر آنچه وی انجام می‌دهد قرار دارند، ‌فردی که به دقت امور واقع را بررسی کرده و تبعات احتمالی آنها را مورد بازبینی قرار می‌دهد، فردی که اصول اخلاقی رفتار را فقط پس از بررسی موشکافانه آنها و حصول اطمینان از معقول بودنشان می‌پذیرد، فردی که مشتاق «گوشسپردن به دلایل» است حتی هنگامی‌که این امر به معنای لزوم تجدیدنظر در عقاید راسخ قبلی‌اش باشد و سرانجام فردی که مشتاقانه خواهان عملکردن بر اساس نتایج حاصل از این تعمق است.» (ریچلز، 1389: 30)

نسبیگرایی فرهنگی 57
«در نظر بسیاری از متفکرین، این بینش که می‌گوید «ضوابط اخلاقی در جوامع مختلف متفاوت است»، کلیدی جهت فهم اخلاق بوده است. آنها قائلند که تصور وجود حقیقتی جهانشمول در حوزه اخلاق افسانه‌ای بیش نیست. تنها چیزی که وجود دارد سنت‌های جوامع مختلف است. این سنت‌ها را نمی‌توان صحیح یا ناصحیح دانست. مضمون این نظریه این است که چیزی به نام حقیقت جهان شمول در اخلاق وجود ندارد یا تنها چیزی که وجود دارد، ضوابط فرهنگی مختلف است و لاغیر. به علاوه ضوابط جامعه ما از هیچ شأن ویژه‌ای برخوردار نبوده و صرفاً یکی از بسیار است.» (ریچلز، 36: 1389)

نسبینگری اخلاقی58
1- «باورها و اعمال اخلاقی از فرهنگی به فرهنگ دیگر تفاوت دارد. اخلاق چیزی است برای طبیعت بشر (مثلاً واقعیت‌هایی مربوط به عقل، انگیزه‌ها و عواطف انسان و نیز قابلیت او در چشیدن طعم لذت و درد)
2- وضعیت بشر (واقعیت‌هایی مربوط به چگونگی محدودیت‌هایی که سامان طبیعت بر حیات آدمی‌تحمیل می‌کند، نظیر این که هر نفسی طعم مرگ را می‌چشد.)
3- اوضاع و احوال خاص اجتماعی (مثلاً واقعیت‌های مربوط به سنت‌ها و آداب و رسوم محلی) یا همه این سه موارد.
آنچه از حیث اخلاقی درست یا نادرست است، ممکن است در اساس از شخصی به شخص دیگر یا از فرهنگی به فرهنگ دیگر فرق کند.
نسبینگری نمی‌گوید که شما نمی‌توانید درباره رفتار سایر مؤمنان و گروه‌ها بر مسند داوری بنشینید، اما لزوماً می‌پذیرد که از منظری اخلاقی این کار چندان فایده و ارزشی ندارد. نسبینگری می‌گوید وقتی افراد یا گروه‌های مختلف در باب کرداری واحد قضاوت‌های گوناگون می‌کنند، ممکن است حق با همه آنها باشد.» (هلمز، 1382: 335)
«نسبیگرایی فرهنگی نظریه‌ای است درباره ماهیت اخلاق. این نظریه در نگاه نخست کاملاً موجه به نظر می‌رسد. اما مانند همه نظریه‌ها می‌توان آن را مورد تحلیل منظقی قرار داد، با تحلیل نسبیگرایی فرهنگی در مییابیم که این نظریه آن چنان هم که در ابتدا به نظر می‌رسید موجه نیست.
خط مشی نسبیگرایان فرهنگی آن است که برهانی بر مبنای واقعیت‌های موجود درباره تفاوت دیدگاه‌های فرهنگی ارائه کرده و از آن نتایجی درباره منزلت اخلاق اخذ کنند. واضح است که براهین اشکال متفاوتی از یک ایده بنیادین هستند اینها هر دو موارد خاصی از یک برهان کلی‌تر هستند که می‌گوید: 1- ضوابط اخـلاقی در جـوامع مختلف متفاوت اسـت 2- بنابراین هیچ حقیقت عینی در حوزه اخلاق وجود ندارد. درست و نادرست صرفاً موضوعهای عقیدتی هستند و عقاید در فرهنگ‌های مختلف متفاوتند. این برهان را می‌توان برهان تفاوت‌های فرهنگی نامید. برهانی که برای بسیاری از افراد بسیار قانعکننده است. مقدمات برهان به باورهای مردم مربوط می‌شود: در جوامع مختلف مردم باورهای متفاوتی دارند اما نتیجه اخذشده درباره این است که واقع حقیقت امر چیست. ایراد کار در اینجاست که این نوع نتیجه به نحو منطقی استنتاجپذیر از این نوع مقدمات نیست.» (ریچلز، 1389: 38- 39)
نظریه‌های اخلاقی ارزش‌نگر59 و تکلیف‌نگر60
«برخی از نظریه‌ها معتقدند که ارزشگذاری مقدم است و داوری‌های اخلاقی به داوری‌های ارزشی وابسته‌اند نظریه‌های دیگر بر این رأی استوارند که تجویز مقدم است و داوری‌های اخلاقی جزئاً یا کلاً مستقل از ارزشگذاری‌هاست. گروه نخست، نظریه‌های ارزش‌نگر و گروه دوم، نظریه‌های تکلیف‌نگرند.
مثلاً نظریه‌های فرااخلاقی نظریهای تکلیف‌نگر است، زیرا اصلاً به ارزش‌های خیر اشاره نمی‌کند. نظریه‌ای که می‌گوید (درست) یعنی آنچه به تحقق بیش‌ترین خیر برای جامعه من یاری می‌رساند نظریه‌ای است ارزش‌نگر زیرا درست را برحسب خیر تعریف می‌کند. تقریباً همه نظریه‌های هنجاری اخلاق نیز در یکی از این دو دسته جای می‌گیرند.» (هلمز،58: 1382)
دیدگاه‌های مشابه در اخلاق هندو 61
«در بخش‌ زیادی از تفکرات هندو تنها میان فرد و جامعه تناظر وجود ندارد، بلکه میان فرد، جامعه و کل عالم نیز تناظر برقرار است. ساختار هر سه این‌ها یکسان است. فرد عالم صغیری است در عالمی‌کبیر. این نگرش مبنای فلسفی نظام کاستی هندی است. بر طبق این نظام، چهار کاست سامان اجتماعی را تشکیل می‌دهند. در بالاترین سطح مردمانی هستند که صفات معنوی در ایشان غالب است و در پایین‌ترین سطح کسانی هستند که قابلیت‌های جسمی‌در آن‌ها غلبه دارد و ایشان کارگرانند. در میان این دو کاست کسانی جای دارند که عقل در ایشان غالب است. این چهار کاست، بازتاب تقسیمبندی چهارگانه ساختار وجود آدمی‌است که مرکب است از نفس بدن، عقل و ضمیر. این رویکرد به شدت بر تکالیفی که بر عهده شخص است، تا نقش خاص خود را درجهان انجام دهد، تاکید می‌کند. بنابراین، مسلم است که نوعی اخلاق مبتنی بر کردار است نه اخلاقی مبتنی بر فضیلت. با این حال، رویکرد یادشده از افراد می‌خواهد که با تحققبخشیدن به دارمای خویش، در راه رسیدن به کمال بکوشند. این تحقیق در حکم شکلهایی از تحققبخشیدن به خویش یا خودپروری است و آدمی‌را از فردیت خلق و خو و منش فردی خلاص می‌کند.» (هلمز، 90: 1382)
نظریه ذهنیگرایی اخلاقی62
«ذهنیگرایی اخلاقی عبارت است از این ایده که عقاید اخلاقی مبتنی بر احساسات ما هستند و لاغیر. بر اساس این دیدگاه، چیزی به نام درست و نادرست عینی وجود ندارد. ذهنیگرایی اخلاقی نظریه‌ای نیست که درباره خوب و بد اعمال بحث کند. همچنین سعی بر این ندارد که به ما بگوید باید چگونه زندگی کنیم یا چه آراء اخلاقی‌ای را باید قبول کنیم. ذهنیگرایی اخلاقی از این دست نظریه‌ها نیست، بلکه نظریه‌ای درباره ماهیت احکام اخلاقی است. بر طبق این نظریه، ما صرف‌نظر از اینکه چه احکام اخلاقی‌ای صادر می‌کنیم. صرفاً احساسات شخصی خودمان را ابراز می‌کنیم و لاغیر.» (ریچلز، – 1389: 54 – 5)
نظریه عاطفه‌گرایی 63
«بنا بر نظریه عاطفه‌گرایی، زبان اخلاق زبان بیانکننده امور واقع نیست، و نوعاً نه به منظور انتقال اطلاعات، بلکه به منظور کاملاً متفاوتی مورد استفاده قرار می‌گیرد. اولاً این زبان به عنوان وسیله‌ای برای وادارکردن افراد به انجام کاری خاص به کار می‌رود. دوم اینکه زبان اخلاق جهت اظهار (نه گزارش) نگرش شخصی به کار می‌رود.» (ریچلز، 1389: 62)
مکتب فایدهنگری64
«مرام و مسلکی که فایده، یا اصل بیشترین خوشبختی را به عنوان مبنای اخلاقیات می‌پذیرد، بر این باور است که اعمال درست اند به تناسبی که به افزایش خوشبختی گرایش دارند، نادرست اند به تناسبی که به افزایش ناخوشبختی گرایش دارند. منظور از خوشبختی، لذت و نبود رنج است؛ و منظور از ناخوشبختی، رنج و محرومیت از لذت است.» (میل، 1388: 57)
«بنتام استدلال می‌کرد که یک اصل اخلاقی نهایی وجود دارد و آن اصل فایدهمندی است. این اصل مستلزم آن است هرگاه ما حق انتخاب بین اعمال جایگزین یا خطمشی‌های اجتماعی جایگزین داشته باشیم، باید آنی را انتخاب کنیم که بهترین پیامدهای کلی را برای همه افراد مربوطه داشته باشد. هنگامی‌که می‌خواهیم تصمیم بگیریم کدام عمل را انجام دهیم، باید بپرسیم کدام نحوه از رفتار بیشترین میزان خوشبختی را، برای همه کسانی که متأثر از تصمیم ما هستند، ایجاد خواهد کرد. اخلاق مستلزم آن است که ما آن کاری را انجام دهیم که از این نقطه نظر بهترین باشد.» (ریچلز، 1389: 140- 2)

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید