معاونت پژوهش و فن آوری
به نام خدا
منشور اخلاق پژوهش
با یاری از خداوند سبحان و اعتقاد به این که عالم محضر خداست و همواره ناظر بر اعمال انسان و به منظور پاس داشت مقام بلند دانش و پژوهش و نظر به اهمیت جایگاه دانشگاه در اعتلای فرهنگ و تمدن بشری، ما دانشجویان و اعضای هیئت‌علمی واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی متعهد می‌گردیم اصول زیر را در انجام فعالیت‌های پژوهشیَ مد نظر قرار داده و از آن تخطی نکنیم:
1-اصل حقیقت‌جویی: تلاش در راستای پی جویی حقیقت و وفاداری به آن و دوری از هرگونه پنهان سازی حقیقت.
2-اصل رعایت حقوق: التزام به رعایت کامل حقوق پژوهشگران و پژوهیدگان (انسان، حیوان و نبات) و سایر صاحبان حق.
3- اصل مالکیت مادی و معنوی: تعهد به رعایت کامل حقوق مادی و معنوی دانشگاه و کلیه همکاران پژوهش.
4- اصل منافع ملی: تعهد به رعایت مصالح ملی و در نظر داشتن پیشبرد و توسعه کشور در کلیه همکاران پژوهش.
5- اصل رعایت انصاف و امانت: تعهد به اجتناب از هر گونه جانب‌داری غیرعلمی و حفاظت از اموال، تجهیزات و منابع در اختیار.
6- اصل رازداری: تعهد به صیانت از اسرار و اطلاعات محرمانه افراد، سازمان‌ها و کشور و کلیه افراد و نهادهای مرتبط با تحقیق.
7- اصل احترام: تعهد به رعایت حریم‌ها و حرمت‌ها در انجام تحقیقات و رعایت جانب نقد و خودداری از هر گونه حرمت‌شکنی.
8- اصل ترویج: تعهد به رواج دانش و اشاعه نتایج آن به همکاران علمی و دانشجویان به غیر از مواردی که منع قانونی دارد.
9- اصل برائت: التزام به برائت جویی از هرگونه رفتار غیرحرفه‌ای و اعلام موضع نسبت به کسانی که حوزه علم و پژوهش را به شائبه‌های غیرعلمی می‌آلایند.
دانشگاه آزاد اسلامی
واحد علوم و تحقیقات ایلام
تعهدنامه اصالت رساله یا پایان نامه
اینجانب بتول اسمعیلی دانش آموخته مقطع کارشناسی ارشد ناپیوسته در رشته علوم سیاسی که در تاریخ
از پایان نامه خود تحت عنوان احزاب سیاسی در عراق و نقش آنها در فرآیند دموکراسی سازی با کسب نمره و درجه دفاع نموده ام بدینوسیله متعهدمی شوم:
1) این پایان نامه حاصل تحقیق وپژوهش انجام شده توسط اینجانب بوده ودر مواردي که از دستاوردهاي علمی وپژوهشی دیگران (اعم از پایان نامه، کتاب، مقاله و … ) استفاده نموده ام، مطابق ضوابط و رویه موجود، نام منبع مورد استفاده وسایر مشخصات آن را درفهرست مربوطه ذکر و درج کرده ام.
2) این پایان نامه/ رساله قبلا براي دریافت هیچ مدرك تحصیلی ( هم سطح، پائین تر یا بالاتر) درسایر دانشگاه ها ومؤسسات آموزش عالی ارائه نشده است.
3) چنانچه بعد از فراغت از تحصیل، قصد استفده و هرگونه بهره برداري اعم از چاپ کتاب، ثبت اختراع و … از این پایان نامه داشته باشم، از حوزه معاونت پژوهشی واحد مجوزهاي مربوطه را اخذ نمایم.
4) چنانچه در هر مقطع زمانی خلاف موارد فوق ثابت شود، عواقب ناشی ازآن را می پذیرم و واحد دانشگاهی مجاز است با اینجانب مطابق ضوابط ومقررات رفتار نموده و درصورت ابطال مدرك تحصیلی ام هیچ گونه ادعایی نخواهم داشت.
نام ونام خانوادگی:
بتول اسمعیلی
تاریخ و امضاء:
دانشگاه آزاد اسلامي
واحد علوم و تحقیقات ایلام
پايان‌نامه براي دريافت درجه كارشناسي ارشد در رشته علوم سیاسی «M.A»
عنوان:
احزاب سیاسی در عراق و نقش آنها در فرآیند دموکراسی سازی
استاد راهنما:
دکتر سارا فلاحی
نگارش:
بتول اسمعیلی
زمستان 1393
تشکر و قدردانی
اینجانب از راهنمایی های دلسوزانه ی استاد راهنمای ارجمند سرکار خانم دکتر سارا فلاحی که در طول نگارش و تدوین این تحقیق بنده را با راهنمایی های خود یاری فرمودند، کمال تشکر و قدردانی را می نمایم.
تقديم به:
پیشگاه با عظمت امیر مومنان
فهرست مطالب
عنوان صفحه
چکیده1
فصل اول:کلیات تحقیق
1-1. بیان مسأله3
2-1. اهمیت وضرورت تحقیق:4
3-1. ادبیات تحقیق:5
4-1. جنبه جدید بودن و نوآوری تحقیق:8
5-1. اهداف تحقيق8
6-1 سؤال اصلی8
7-1 فرضیه اصلی8
8-1 تعريف واژه‏ها و اصطلاحات فني و تخصصی9
9-1 شرح کامل روش تحقیق10
10-1 بررسی و اندازه گیری متغیرها10
11-1 روش و ابزار گردآوری داده ها10
12-1 روش ها، ابزار تجزیه و تحلیل داده ها11
14-1 سازماندهی تحقیق:11
فصل دوم: چارچوب نظری تحقیق
1-2 مقدمه13
2-2 تعاریف احزاب13
3-2 ویژگی ها و عناصر حزب14
4-2 تاریخچه شکل گیری احزاب 15
5-2 کارویژه های احزاب17
6-2 احزاب و دموکراسی21
7-2 نقش ایدئولوژی در کارکرد احزاب25
8-2 نظریه های احزاب28
1-8-2 نظریه نهادگرا28
2-8-2 نظریه آلموند30
3-8-2 نظریه نوسازی سیاسی33
4-8-2 نظریه تاریخی34
5-8-2 نظریه توسعه گرا34
6-8-2 نظریه کارکردگرایانه35
7-8-2 نظریه ساختارگرای لاپالومبارا و واینر38
9-2 نتیجه گیری39
فصل سوم: چالش های دموکراسی سازی در عراق
1-3 مقدمه42
2-3 چرایی فروپاشی حکومت بعث42
3-3 چالش های بحران بین المللی عراق48
4-3 موانع و مشکلات دموکراسی سازی در عراق 50
1-4-3 عدم شکل گیری صحیح دولت – ملت سازی 50
2-4-3 حضور گروههای رادیکال تروریستی در عراق54
3-4-3 ساختار ناهمگون سیاسی و دموکراسی سازی در عراق 61
4-4-3 رقابت های قومی و مذهبی62
5-4-3 افزایش خشونتهای ناشی از حضور آمریکا69
5-3 نتیجه گیری70
فصل چهارم:نقش احزاب در دموکراسی سازی عراق جدید
1-4 مقدمه73
2-4 جایگاه گروه های اجتماعی و نقش آنها در ساختار سیاسی عراق جدید73
3-4 تحولات جدید در صحنه سیاسی و موقعیت اقوام و گروه ها در حکومت جدید عراق80
4-4 رویکرد آمریکا به احزاب عراق 81
5-4 غلبه فرهنگ و باورهای قوم محور و مذهبی بر تحزب و بازگران گروهی 87
6-4 رویکرد و اهداف گروههای سنی در دموکراسی سازی عراق90
7-4 رویکرد احزاب شیعی به دموکراسی سازی 92
8-4 سقوط صدام و طرح تثبیت فدرالیسم در عراق93
9-4 عوامل زمینه ساز عدم تاثیرگذاری احزاب عراق بر فرآیند دموکراسی سازی105
10-4 نتیجه گیری121
نتیجه گیری 123
فهرست منابع129
چکیده:
پژوهش حاضر سعی دارد نقش احزاب سیاسی در عراق و نقش آن ها در فرآیند دموکراسی سازی را مورد بررسی قرار دهد. سؤال اصلی این گونه طرح شده است که احزاب سیاسی عراق چه نقشی در فرآیند دموکراسی سازی عراق دارند؟ در پاسخ این فرضیه مطرح شده است که احزاب سیاسی عراق مهم ترین عامل در شکل گیری فرآیند دموکراسی سازی در این کشور هستند. سؤال فرعی نیز این گونه مطرح شده است که مهم ترین موانع بر سر راه فرآیند دموکراسی سازی در عراق چیست؟ در پاسخ این فرضیه طرح شده است که چالش های درون حزبی و حاکم بودن رویه فرقه گرایی بر احزاب عراق باعث شده است تا این احزاب نتوانند در فرآیند دموکراسی سازی عراق نقش موثری ایفا نمایند. نوع روش تحقیق حاضر، توصیفی – تحلیلی می باشد. همچنین از نظریات احزاب به عنوان چارچوب نظری بهره گرفته ایم.
با شکل گیری حکومت جدید در عراق، ساختارهای سیاسی این کشور دستخوش تغییر و تحولات عمده ای شد. همچنین وجود نامانی های گسترده و دخالت کشورهای منطقه ای و فرامنطقه ای بر پیچیدگی اوضاع افزود. با توجه به این شرایط، احزاب سیاسی عراق که باید به عنوان محرک دموکراسی سازی در این کشور عمل کند، به دلیل وجود اختلافات گسترده نتوانسته اند در فرآیند دموکراسی سازی نقش عمده ای داشته باشند.
کلمات کلیدی:
عراق، دموکراسی سازی، احزاب، شیعیان، سنی، کردها
فصل اول:
کلیات تحقیق
1-1 بيان مسأله
اصولاً در يك نظام دموكراسي اين احزاب و برنامه هاي اجرايي آنان است كه با يكديگر رقابت مي كنند و در واقع مردم قبل از اينكه به اشخاص معرفي شده در انتخابات فكر كنند به برنامه هاي اعلام شده از طرف احزاب راي مي دهند. سه ويژگي انساني در معناي حزب مورد توجه بوده که عبارتند از: تفرق، اشتراک، مبارزه. دليل آن نيز اين است كه در تمامي فرهنگ‌ها حزب به معناي جمعي در مقابل ديگران است و از منافع يا بينش‌هاي مشترکي حمايت مي‌کند و براي مقابله با گروهي ديگر تشکيل شده‌ است. احزاب در نظام‌هاي مختلف سياسي از کارکردهاي متفاوتي برخوردار هستند، اما از يک منظر، کار ويژه‌هاي احزاب عمدتاً شبيه به هم است و بنابراين در دو دسته اساسي تقسيم‌بندي مي‌شوند که بخشي از اين کار ويژه‌ها، آموزشي و اجتماعي و بخشي ديگر کسب قدرت از طريق شرکت در انتخابات‌هاي مختلف است. در دوران حاضر که عصر دموکراسی های نمایندگی نام گرفته است، تصور تثبیت و تشکیل نظام سیاسی بدون وجود افراد هم فکر که به صورت هماهنگ عمل کنند به دشواری امکان پذیر است.
در این راستا، در عراق پس از صدام به دلیل ویژگی های سیاسی، امنیتی، اجتماعی و فرهنگی خاص احزاب از جایگاه و نقش مهمی در فرآیند دموکراسی سازی برخوردارند. احزاب مهم در نظام سیاسی عراق را می توان در سه دسته جای داد: 1- احزاب شیعی: مهم ترین جریانات شیعی در عراق را می‌توان به سه گروه اصلی تقسیم کرد: الف: ائتلاف دولت قانون که برآمده از حزب الدعوه و تعدادی از احزاب کوچک مستقل است که نوری المالکی رهبری آن را برعهده دارد. ب: دومین ائتلاف از احزاب شیعه که با عنوان ائتلاف مواطن (شهروندان) شناخته می‌شود از ائتلاف مجلس اعلای انقلاب اسلامی و دیگر احزاب کوچک‌تر شیعه همچون حزب احمد چلبی و حزب ابراهیم جعفری تشکیل شده است. ج: سومین جریان شیعه مهم و تاثیر گذار در عراق کتلة الاحرار به رهبری مقتدی صدر است. 2- احزاب کردی: مهم ترین احزاب کردی در عراق شامل الف: حزب دموکرات کردستان عراق به رهبری مسعود بارزانی ب: حزب ائتلاف میهنی به رهبری جلال طالبانی است. 3- احزاب سنی: در میان جریانات اهل سنت نیز جریانات وابسته به نجیفی، ائتلاف متحدون و همچنین جبهه توافق عراق از نقشی پررنگ برای تاثیرگذاری بر فرآیند دموکراسی سازی برخوردارند.
در این راستا، شکاف های داخلی موجود در داخل احزاب در کنار تحولات مربوط به فدرالیسم و همچنین حضور گروه های افراطی در این کشور، روند نقش آفرینی احزاب در حرکت به سوی دموکراسی سازی را با ابهام مواجه ساخته است. از سوی دیگر، حتی در درون خود احزاب شیعی، سنی و کردی نیز انسجام لازم وجود ندارد. در این باره، هر یک از تشکل های درون حزبی نیز از سیاست ها، اقدامات و کشورهای خاصی حمایت می کنند که این مسأله نیز بر ابهامات و پیچیدگی های نقش احزاب در روند دموکراسی سازی عراق افزوده است.
از سوی دیگر، نمی توان نقش و فشار کشورهای منطقه ای و فرامنطقه ای را بر احزاب موجود در عراق نادیده گرفت. این مسأله، زمینه ساز تضعیف احزاب در جامعه عراق شده است. کشورهایی نظیر آمریکا، ایران، عربستان و ترکیه با نفوذ و فشار خود بر احزاب، آن ها را از رسیدن به اتحاد و انسجام واقعی بازداشته اند که این مسأله زمینه ساز شکل گیری مشکلات فراوانی برای احزاب در عراق پس از صدام شده است.
با توجه به اهمیت نقش احزاب سیاسی در عراق و نقش آن ها در فرآیند دموکراسی سازی، پژوهش حاضر به دنبال بررسی شناخت ابعاد مختلف روند تاثیرگذاری احزاب سیاسی عراق بر روند دموکراسی سازی این کشور است. در این راستا، دغدغه و مسأله اصلی پژوهش حاضر با این مسأله بر می گردد از آنجایی که جامعه عراق جامعه ای واحد و یک دست نیست، فرآیند دموکراسی سازی در این کشور با مشکلات بسیاری مواجه است. در این راستا، احزاب نقشی مهم و بی بدیل در راه دستیابی به دموکراسی ایفا می کنند. با توجه به این مهم، این تحقیق سعی دارد به این نتیجه برسد که احزاب عراق با اتخاذ راهکارهای مبتنی بر تامین اهداف و منافع تمامی گروهها و هویت های موجود در جامعه عراق، سعی دارد جامعه این کشور بعد از صدام را به سوی جامعه مدنی مطلوب همگان رهنمون سازد.
2-1 اهمیت و ضرورت انجام تحقيق
احزاب در دنیای امروز نقشی بی بدیل در شکل گیری دموکراسی و فرآیند دموکراسی سازی دارند. بدون وجود احزاب، دستیابی به جامعه ای دموکراتیک محال می نماید. در جامعه عراق به دلیل ویژگی های خاص سیاسی، اجتماعی و مذهبی، وجود گروههای تندرو مذهبی و افراطی، مداخله قدرتهای منطقه ای و فرامنطقه ای و … نیاز به دموکراسی سازی بیش از پیش حس می شود که در این راه، احزاب مهم ترین نقش را بر عهده دارند. احزاب در تحولات سیاسی عراق با اتخاذی مواضعی هماهنگ در قبال مسائل گوناگون می توانند تا حدود زیادی در جهت حل مسائل و مشکلات موجود گام بردارند. این مسأله نه تنها می تواند جامعه عراق را به سوی پیشرفت و توسعه رهنمون کند، بلکه مسائل و مشکلات امنیتی، سیاسی، اقتصادی کشورهایی منطقه ای تاثیرگذار در تحولات عراق از جمله ایران را نیز کمرنگ خواهد کرد. باید به این نکته اشاره داشت که شکل گیری بحران های مختلف در کشوری همچون عراق که از مذاهب و قومیت های مختلف تشکیل شده، برای کشورهایی همچون ایران می تواند زمینه ساز ناامنی های گسترده ای شود. در واقع، تنها احزاب موجود در جامعه عراق هستند که می توانند با یکپارچگی و وحدت بر بحران های داخلی غلبه کنند. در این راستا، پس از سقوط صدام احزاب و جریانات موجود در این کشور با توجه به این موانع سعی داشته اند که در جهت شکل گیری کشوری دموکراتیک حرکت کنند. این تحقیق از آن جایی که سعی دارد نقش و جایگاه احزاب را در فرآیند دموکراسی سازی عراق مورد بررسی قرار دهد و موانع مهم بر سر برقراری این مهم را تشریح کند از اهمیت و ضرورت خاصی برخوردار است.
3-1 مرور ادبیات و سوابق مربوطه
1- برزگر، کیهان. (1385). سیاست خارجی ایران در عراق جدید. تهران: مرکز تحقیقات استراتژیک.
نویسنده در این کتاب، سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران را در عراق پس از فرو پاشی حکومت بعث در ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی مورد بررسی قرار داده و فرصت ها و تهدیدات موجود را تشریح کرده است. وی همچنین به نقش شیعیان اشاره می کند و معتقد است که این گروه در عراق جدید به عنوان یکی از از ارکان اصلی شناخته می شود و نقش مهمی در روابط عراق جدید و ایران ایفا می نماید. نویسنده همچنین در پایان نقش عوامل خارجی را در روابط ایران و عراق جدید به تفصیل مورد بررسی قرار داده و معتقد است تمام تلاش قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای بر این مهم استوار است که مانع از شکل گیری روابطی مطلوب در روابط ایران و عراق جدید شوند.
2- جعفری ولدانی، اصغر. (1387). عراق پس از سقوط صدام. تهران: دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی.
حکومت آینده عراق و همچنین زمینه ها و عوامل مؤثر در تقویت ناسیونالیسم قومی و استقرار موقت نظام فدرالیستی در فرآیند شکل گیری نظام سیاسی نوین عراق را مورد بحث و بررسی قرار داده است.
3- خواجویی، محمد.1389. دولت جدید عراق؛ زمینه‌ها، رویکردها، فرصت ها و چالش‌ها. ماهنامه ویژه ابرار معاصر تهران. شماره 89 .
نوشتار حاضر نخست به فرآیند شکل‌گیری دولت و نحوه توافق گروه های سیاسی عراق پس از نه ماه بن‌بست سیاسی در این کشور پرداخته شده است و پس از آن ترکیب دولت جدید، سهم هر یک از گروه های سیاسی عراق در آن و مواضع شخصیت‌های بارز آن در قبال جمهوری اسلامی ایران مورد بررسی قرار گرفته است. همچنین نگاهی به مهم‌ترین موضوعات پیش روی دولت جدید، تأثیر ترکیب کنونی دولت بر کارآمدی آن، سیاست های آتی دیگر کشورها درباره عراق و سیاست خارجی این کشور در دوره جدید به‌ویژه در قبال جمهوری اسلامی ایران از دیگر محورهای این نوشتار است.
4- هادیان، حمید.1383. سیاست جدید امنیت منطقه‌ای عراق. ماهنامه همشهری دیپلماتیک. سال دوازدهم. شماره 16.
نویسنده در این مقاله معتقد است که پیش از فروپاشی حکومت صدام حسین، ارتش عراق هسته مرکزی سلول سیاست امنیت منطقه‌ای آن کشور بود ولی اکنون الگوی جدید امنیت منطقه‌ای خبر از عضویت این کشور در ناتو می‌دهد. یکی از نکات کلیدی در این طرح آموزش، تجهیز و مدرنیزه کردن ارتش عراق در قالب مأموریت‌های محوله ناتو است. گفتنی است سیاست منطقه‌ای عراق جدید با فرمول امنیتی از نوع دفاع جمعی و بعد امنیت دسته‌جمعی، با ارتش کوچک و حرفه‌ای، امنیت ملی آن کشور را تأمین می‌کند و مانع از میلیتاریستی شدن جامعه سیاسی عراق می‌شود، نظامیان قدرت را به طور کامل قبضه خواهند کرد و عراق از گروه کشورهای کودتاگر منطقه خارج می‌گردد.
5- خسروی، غلامرضا.1389. مؤلفه‌های داخلی پایدار و مؤثر بر سیاست خارجی عراق جدید، فصلنامه مطالعات راهبردی. سال سیزدهم، شماره 1 .
این نوشتار ضمن درک اهمیت تغییر رژیم و فضای سیاسی، اجتماعی عراق جدید، به تبیین عناصر و متغیرهای داخلی تأثیرگذار بر سیاست و رفتار خارجی این کشور پرداخته است. سیاست خارجی عراق جدید همانند دوران پادشاهی و جمهوری، تا حدود زیادی متأثر از منابع پایدار و ثابت داخلی است که ناسازگاری میان هویت و حاکمیت و یا دولت و ملت، دشواری‌های ژئوپلتیکی، اقتصاد وابسته به نفت و هویت و ارزش‌های مشترک عربی از مؤلفه‌ها و ویژگی های اصلی آن هستند. به رغم تغییر ساختار حقوقی، این عناصر و ویژگی ها چندان تغییر نیافته و بعید است در آینده نزدیک دگرگون شوند.
6- پورسعید، فرزاد.1382. عراق جدید و تهدید منزلت منطقه‌ای جمهوری اسلامی. فصلنامه مطالعات راهبردی. سال نهم، شماره 6 .
نویسنده در این مقاله معتقد است که حمله نظامی به رژیم عراق نمایان گر تأثیرات مهم ۱۱سپتامبر بر سیاست خارجی آمریکا و سطح جدیدی از مداخله خارجی با هدف تغییر مناسبات سیاسی و ایدئولوژیک در منطقه خاورمیانه است. اهداف این روند، منزوی کردن ایران از طریق تغییر چارچوب‌های سیاسی در عراق و نیز ایجاد مرجعیت جدید ایدئولوژیک در منطقه خاورمیانه است. تبدیل ساختار قدرت حوزه خلیج فارس از حالت سه قطبی به حالت دو قطبی از طریق وارد کردن رژیم عراق در ترتیبات امنیتی خلیج‌فارس از راهبردهای آمریکا در این راستاست که در صورت تحقق، تبدیل شدن ایران به رژیمی حاشیه‌ای و دست دوم که منزلت منطقه‌‌ای این کشور را مورد تهدید قرار می‌دهد را به‌دنبال خواهد داشت.
7- دهقانی فیروزآبادی، جلال.1390. موازنه مثبت چندجانبه در سیاست خارجی عراق: پیامدهای خروج نظامیان آمریکایی . ماهنامه همشهری دیپلماتیک. شماره 56 .
نویسنده معتقد است که نیروهای نظامی آمریکا 31 دسامبر 2011 به طور کامل از عراق خارج شدند. این به معنای پایان اشغال رسمی و غیررسمی عراق در طول بیش از هشت سال بود. این امر تأثیر غیرقابل‌انکاری بر سیاست داخلی و خارجی عراق خواهد داشت. از این‌رو، سیاست خارجی عراق بعد از خروج آمریکا از قبل از اشغال و بعد از آن متفاوت خواهد بود، چون عراق قبل از اشغال در زمان صدام حسین و حاکمیت حزب بعث، سیاست خارجی توسعه ‌طلبانه و تجاوزکارآن های را پیگیری می‌کرد و عراق در زمان اشغال نیز دولتی غیرمستقل و نیمه‌مختار بود که از استقلال کامل در عرصه خارجی برخوردار نبود، به طوری که این کشور آزادی ‌های لازم در سیاست خارجی را نداشت. پس خروج نیروهای آمریکایی از عراق به مثابه بازیابی استقلال و آزادی عمل در سیاست خارجی این کشور است.
4-1 جنبه جديد بودن و نوآوري در تحقيق
درباره کلیت موضوع پژوهش حاضر کتب و مقالات فراوانی نوشته شده است. با این حال، به طور خاص درباره نقش و جایگاه احزاب سیاسی عراق در فرآیند دموکراسی سازی منبعی نوشته نشده است. احزاب عراق نقش مهمی را در حرکت به سوی توسعه، پیشرفت و دموکراسی سازی بر عهده دارند و می توانند در حل بحران ها و مشکلات موجود در این کشور نقش به سزایی ایفا کنند. این امر مهم همچنین می تواند زمینه ساز کاهش مشکلات امنیتی برای کشورهای منطقه ای تاثیرگذار در تحولات سیاسی و اجتماعی عراق شود. شناخت جنبه های گوناگون نقش و جایگاه احزاب در تحولات داخلی و خارجی عراق جنبه جدید و نوآوری این تحقیق است.
5-1 اهداف تحقيق
هدف کلی:
نقش احزاب سیاسی عراق در فرآیند دموکراسی سازی
اهداف جزئی:
شناخت موانع موجود بر سر راه احزاب در فرآیند دموکراسی سازی عراق
شناخت جریانات و احزاب موجود در عراق پس از صدام
6-1 سؤالات تحقیق
1-6-1 سؤال اصلی:
احزاب سیاسی عراق چه نقشی در فرآیند دموکراسی سازی عراق دارند؟
2-6-1 سؤال فرعی:
مهم ترین موانع برسر راه فرایند دموکراسی سازی در عراق چیست؟
7-1 فرضیه های فرعی
1-7-1 فرضیه اصلی:
چالش های درون حزبی وحاکم بودن رویه فرقه گرایی بر احزاب عراق باعث شده است تا این احزاب نتوانند در فرایند دموکراسی سازی نقش موثری ایفا نمایند.
2-7-1 فرضیه فرعی:
وجود گروه های تندرو مذهبی، نفوذ و دخالت قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای و وجود هویت های مختلف اجتماعی، فرهنگی و مذهبی مهم ترین موانع در فرآیند دموکراسی سازی در جامعه عراق هستند.
8-1 تعريف واژه‏ها و اصطلاحات فني و تخصصی (به صورت مفهومی و عملیاتی)
مفاهیم کلیدی این پژوهش عبارتند از :
احزاب سیاسی1:
موریس دوورژه2 در تعریف حزب سیاسی میگوید: احزاب سیاسی سازمآن ها و گروههایی هستند بنیان یافته و منظم كه برای مبارزه در راه قدرت ساخته شدهاند و منافع و هدفهای نیروهای اجتماعی گوناگون را بیان میكنند(دوورژه 1371: 72). در دائرةالمعارف دموكراسی حزب سیاسی را عبارت از گروه یا سازمانی كه میكوشد نامزدهای مورد نظرش را با عنوان موقعیتّی خاص به قدرت برساند، معرفی كرده است. در این تعریف همچنین احزاب از جمله مهمترین سازمآن های سیاست نوین بشمار میآیند. حزب پژوهان عمدتاً به پیوند احزاب با دمكراسی تاكید كردهاند. بعضی استدلال میكنند كه دمكراسی نظامی است كه درآن احزاب با یكدیگر رقابت  میكنند. دولتهای غیر حزبی غالباً در بین نظامهای دودمانی سنّتی و معدود رژیمهای نظامی یافت میشوند كه در سالهای اخیر از تعداد آن ها كاسته شده است (لیپست 1383، 63).
امنیت ملی:
ريچارد اولمان در مورد امنيت ملي معتقد است تهديد نسبت به امنيت ملي عبارت از يک عمل يا يک سلسله حوادث است که در مدت زماني کم و بيش کوتاه کيفيت زندگي ساکنان يک کشور را به‌شـدت تهديد مي‌کـند يا دامـنه اختيار يک حکـومت يا کـشور يا واحدهاي خصوصي متعلق به يک کشور را در انتخاب سياست مقتضي به ‌طور جدي به مخاطره مي‌اندازد. ‌با توجه به عوامل مؤثر در امنيت ملي يعني سرزمين، جمعيت و نظام سياسي، برخي نويسندگان مؤلفه‌‌هاي امنيت ملي را به شرح زير احصا کرده‌اند:1- حفظ جان مردم2- حفظ تماميت ارضي3- حفظ سيستم اقتصادي و سياسي (اجتماعي، فرهنگي و زيست‌محيطي)4- حفظ استقلال و حاکميت کشـور (اولمان 1385، 10).
دموکراسی:
دموكراسي يعني حق مردم در تصميم گيري پيرامون امور عمومي جامعه. اساس دموكراسي باور به ارزش فرد انساني و تصميم گيري او در مورد امور عمومي و خصوصي است و از اين رو سنجه هاي ديگر دموكراسي عبارت است از: تضمين برخي حقوق اساسي براي هر شهروند (البته در عمل و نه بر روي كاغذ). اين حقوق عبارت اند از: ايمني در برابر بازداشت و زنداني كردن خود سرانه؛ آزادي گفتار، نشر، و اجتماع (يعني حق گرد آمدن و گفتگو در امور سياسي)؛ آزادي داد خواهي و گروه بندي (يعني حق تشكيل حزب ها، اتحاديه ها، و ديگر جامعه ها)؛ آزادي رفت و آمد؛ آزادي عقايد ديني و آموزش؛ و در نتيجه، وجود دستگاه قضائي و دادگاه هاي مستقلي كه هر كس براي داد خواهي بدان ها دسترسي داشته باشد(قربانی گلشن آبادی 1390، 2).
9-1 شرح كامل روش تحقیق
بنیادی و نظری است. اين تحقيقات که گاه تحقيقات مبنايى يا پايه‌اى خوانده مى‌شود، در جستجوى کشف حقايق و واقعيت‌ها و شناخت پديده‌ها و اشياء بوده که مرزهاى دانش عمومى بشر را توسعه مى‌دهند و قوانين علمى را کشف نموده، به تبيين ويژگى‌ها و صفات يک واقعيت مى‌پردازند. دراين تحقيقات ممکن است نظريه‌اى انشاء شود يا اصول، فرضيه‌ها يا قضاياى نظريه‌اى مورد آزمايش قرار گيرد. در این راستا، هدف افزایش دانش در مورد موضوع مورد مطالعه است.
10-1 بررسی و اندازه گیری متغیرها
متغیر مستقل(X): احزاب سیاسی عراق
متغیر وابسته(Y): فرآیند دموکراسی سازی
11-1 روش و ابزار گردآوري داده‏ها
در این تحقیق از روش توصیفی-تحلیلی استفاده خواهد شد. جمع آوری اطلاعات مورد استفاده در این تحقیق به روش کتابخانه ای است .
12-1- روش‌ها، ابزار تجزيه و تحليل داده‏ها
این پژوهش سعی دارد با روش توصیفی و تحلیلی براساس نظریات واقع گرایی به بررسی عقلانی و منطقی موضوع بپردازد.
13-1 سازماندهی تحقیق:
تحقیق حاضر در چهار فصل نوشته شده است:
در فصل اول، کلیات تحقیق بررسی می شود.
در فصل دوم، چارچوب نظری تحقیق تشریح می شود.
در فصل سوم، چالش های دموکراسی سازی در عراق مورد بررسی قرار می گیرد.
در فصل چهارم، نقش احزاب در فرآیند دموکراسی سازی عراق مورد بررسی قرار می گیرد.
در انتها نیز به نتیجه گیری پرداخته می شود.
فصل دوم:
چارچوب نظری تحقیق
1-2 مقدمه
احزاب سیاسی یکی از شاخص‌ های مهم توسعهي سیاسی و مهم‌ترين سازمان سياسي در دموكراسيهاي معاصر به شمار می‌آیند. اغلب اندیشمندان علم سياست وجود احزاب را مایهي توسعه و ثبات سیاسی، افزایش مشارکت سیاسی و اجتماعی و عامل تحقق و تحرک دموکراسی دانسته‌اند. در واقع احزاب سياسي ميتوانند بهعنوان حلقه پيوند ميان منافع اجتماعي و نهادهاي تصميم‌گيري سياسي عمل ‌كنند و ابزار مناسبي براي مشاركت سياسي هر چه بيشتر مردم باشند. در تمايز احزاب با ساير گروه‌هاي سياسي ميتوان گفت احزاب سياسي شكل خاصي از سازماندهي نيروهاي اجتماعي هستند كه خود به عنوان سازمان، تحت فشار گروهها و علايق اجتماعي مختلف قرار مي‌گيرند. در این فصل، ضمن تشریح و بررسی تعاریف احزاب، به تشریح مبانی نظری مختص به آن می پردازیم.
2-2 تعاریف احزاب:
دائره‌المعارف بريتانيكا، حزب سياسي را گروهي سازمان‌يافته در درون يك نظام سياسي معرفي مي‌كند كه با هدف كسب و به كارگيري قدرت سياسي تشكيل مي‌شود. آنتوني گيدنز3 آن را به عنوان سازماني كه هدفش دستيابي به تسلط مشروع بر حكومت از طريق فرآيند انتخاباتي است تعريف مي‌كند و چنانچه اين فرصت به سازمان سياسي داده نشود، آن را حرفه يا جنبش- سياسي- تلقي مي‌كند. موريس دوورژه4 نيز به واسطه‌ي شكل مشاركت احزاب در پيكارهاي سياسي كه در پي فتح قدرت يا شركت مستقيم در اجراي آن هستند و نيز طبيعت همبستگي عامي كه بر آن استوار هستند، اين تشكيلات سياسي را از گروه ذي‌نفوذ متمايز مي‌سازد. بنابراين حزب عبارت است از تشكيلات وسيع سياسي و اجتماعي گروهي كه در پي كسب قدرتند تا آن را به طريق قانوني اعمال كنند و اين اندام‌واره زنده ضمن تبديل منافع و خواسته‌ها به سياست و انتقال آن به سياست‌گذاران، كمك فزاينده‌اي به نظام ارتباطي مي‌كند (اخوان مفرد 1375، 19).
حزب سياسي مركب از گروهي از شهروندان كم و بيش سازمان‌يافته است كه به عنوان يك واحد سياسي عمل مي‌كنند و با استفاده از حق رأي خود مي‌خواهند بر حكومت تسلط پيدا كنند و سياست‌هاي عمومي خود را عملي سازند (مسعودنیا و نجفی 1390، 109).
گروه سازمان‌يافته شهرونداني است كه داراي نظريات سياسي مشترك‌اند و با عمل به مثابه يك واحد سياسي مي‌كوشند بر حكومت تسلط يابند. هدف اصلي يك حزب اين است كه عقايد و سياست‌هاي خود را در سطح سياسي رواج دهد(مسعودنیا و نجفی 1390، 109).
حزب تشكلي است كه از ساختاري داراي سازماندهي مستمر و بادوام تشكيل شده است كه عمري بيش از بنيانگذارانش دارد و فزون بر مركز سياسي كشور شعباتي در سطح كل كشور داراست. در اين معنا، حزب درصدد بسيج توده مردم در راستاي پيش بردن طرح‌ها و برنامه‌هاي از پيش تعيين شده، خواهان دستيابي به قدرت جهت نيل به منفعت عامه مي‌باشد. از اين منظر احزاب برخلاف گروه‌هاي ذي‌نفع و فشار، منافع عده‌ي خاص را دنبال نمي‌كنند بلكه در سطح ملي همراه با عضوگيري افراد مختلف منافع ملي را دنبال مي‌كنند(نادری باب اناری 1388، 29).
حزب عبارت است از سازماني سياسي كه از همفكران و طرفداران هم‌آرمان تشكيل شده است و با داشتن تشكيلات منظم، برنامه‌هاي سياسي كوتاه‌مدت و درازمدت؛ براي نيل به آرمانش از ديگر اشكال سازماني نظير جبهه و گروه سياسي مشخص مي‌شود و اغلب براي به دست گرفتن قدرت دولتي و يا شركت در آن مبارزه مي‌كند (رها 1387، 266)
همچنين مي‌توان گفت كه حزب عبارت است از گروهي از مردم كه آرمآن هاي مشترك و منافع خاصشان، آن ها را از گروه بزرگتر كه جامعه ملي است، متمايز مي‌سازد و با داشتن تشكيلات منظم و ياري مردم تلاش مي‌كنند تا قدرت دولتي را به دست گيرند و يا اينكه در قدرت دولتي شريك گردند و برنامه و آرمآن هايشان را بدين وسيله عملي سازند و در اين راه به ويژه از وسايل قانوني ياري مي‌گيرند (رها 1387، 266).
3-2 ویژگی ها و عناصر حزب
احزاب سياسي در معناي جديد خود داراي سابقه طولاني نيستند و پيشينه آن ها به كمتر از دو سده بيشتر مي‌رسد. بنابراين در تعريف احزاب سياسي نبايد در جست‌وجوي پديده‌ها يا شاخصه‌هايي باشيم كه بسيار پيشتر از اين تاريخ بودند؛ چنانچه برخي معتقدند سابقه احزاب به صدها سال قبل برمي‌گردد. شاخصه‌ها و عناصر احزاب جديد به قرار زير است:
اول آن كه از طريق انتخابات و مبارزات پارلماني قدرت سياسي را به دست آوردند، مبارزه مسالمت‌آميز را براي كسب كرسي‌هاي بيشتر و تشكيل حكومت گسترش دهند، به ايجاد نظم و ارتباط در اعضا از طريق رأي‌گيري و محافل ويژه حزبي اقدام نمايند و داراي سلسله‌مراتبي باشند كه حافظ انسجام و هماهنگي حزب باشند؛ دوم آن كه داراي جهان‌بيني، ايدئولوژي، شعار، فلسفه سياسي، جهت‌گيري طبقاتي، استراتژي و تاكتيك مبارزه باشد؛ سوم آن كه تلاش كنند تا قدرت سياسي را مستقيماً در دست گرفته يا در آن شريك شوند تا در پرتو آن بتوانند به اهداف مادي و غيرمادي خود دست يابند (ضابط پور 1380، 220).
بعضي از محققان نظير لاپالومبارا5 و واينر6 سعي كرده‌اند كه به جاي ارائه تعريف، از طريق شناسايي و برشمردن عوامل حزب، اين پديده اجتماعي را مشخص كنند. بر اين اساس آن ها حزب را داراي ويژگي ذيل مي‌دانند:
1. داراي سازمآن هاي پايدار و مركزي و رهبري كننده است، يعني تشكيلات حزب با مردن رهبران و بنيادگذاران حزب از هم نباشد؛
2. داراي سازمآن هاي محلي پايدار هستند كه با سازمان مركزي حزب پيوند هميشگي و گونه‌گونه دارند؛
3. رهبري مركزي و محلي حزب بايد مصمم باشند كه قدرت سياسي را در پهنه كشور، خواه به تنهايي يا به ياري حزب‌هاي ديگر، به دست گيرند و آن ها را رهبري و اداره كنند و نبايد تنها به اعمال نفوذ بر قدرت سياسي حاكم بسنده كنند؛
4. از پشتيباني توده مردم برخوردار باشد (ضابط پور 1380، 220).
4-2 تاریخچه شکل گیری احزاب:
تمركز جدي پژوهشگران و نظريه‌پردازان جامعه‌شناسي در مطالعه‌ي احزاب و نظام‌هاي حزبي به دهه‌هاي 1960 و 1970 ميلادي بازمي‌گردد؛ يعني مقطعي كه بسياري از آثاري كه اكنون در زمره‌ي آثار كلاسيك قلمداد مي‌شوند، براي نخستين بار چاپ شدند. «موريس دوورژه» كتابي با عنوان احزاب سياسي: سازمان و فعاليت‌هاي آن ها در دولت مدرن (1954) منتشر كرد؛ «روبرت ميخلز7»، كتاب احزاب سياسي: مطالعه جامعه‌شناختي روندهاي اليگارشيك در دموكراسي‌هاي مدرن (1962) را نوشت؛ و «سيمور مارتين ليپست8» و «اشتين ركان9» نيز كتاب نظام حزبي و تعهدات رأي‌دهندگان (1967) را در همين دوره نوشتند. در دهه‌ي 1980م مطالعه‌ي احزاب سياسي با تمركز بر فهم شيوه‌هاي جديد نمايندگي سياسي و فعاليت نهادهاي ميانجي استمرار يافت. در دهه‌ي 1990م. متأثر از تحولات نظام بين‌المللي و هژموني ايده‌ي دموكراسي، فعاليت احزاب در رابطه با «موج سوم دمكراتيزاسيون» مورد بررسي و مطالعه قرار گرفت (نظری 1390، 77-76).
به طور كلي در طول دهه‌هاي گذشته، مطالعه احزاب سياسي از سوي پژوهشگران سياسي با دغدغه‌هاي مهمي نظير بررسي رفتارهاي انتخاباتي، نظريه‌هاي رقابت، ساختار ائتلاف‌هاي حزبي، تحليل سياست‌گذاري، شكل‌گيري روندهاي تمركزگرايي سازمان حزبي، نقش احزاب در روند دموكراتيزاسيون همراه بوده است؛ اما تاكنون مسئله‌ي بررسي احزاب از چشم‌انداز هويتي و بازخواني فعاليت‌هاي آن ها از اين موضع در دستور كار پژوهشگران اين حوزه نبوده است (نظری 1390، 77).
نقطه‌ي عزيمت و شكل‌گيري احزاب سياسي را مي‌بايست در منازعات هويتي جوامع اروپاي غربي رديابي كرد. عوامل و زمينه‌هاي هويتي مختلفي (تاريخي، سياسي، فرهنگي و اجتماعي) در تبيين علل شكل‌گيري احزاب سياسي قابل بحث و بررسي است. از ديدگاه تاريخي، شكل‌گيري احزاب سياسي قابل بحث و بررسي است. از ديدگاه تاريخي، شكل‌گيري احزاب سياسي معلول نوعي چرخش اساسي در بخش‌هايي از اروپاي قرن شانزدهم بود كه ضرورت ترسيم هويتي جديد از حوزه‌ي قدرت به عنوان رابطه‌اي متشكل و پيچيده در درون شبكه‌ي گسترده‌اي از روابط اجتماعي را مطرح مي‌كرد. مفهوم اساسي و محوري در اين چارچوب، شكل‌گيري دولت مدرن و به تبع آن، مفهوم هويت ملي بود كه خصيصه‌ي جمعي يا تعلق اجتماعي افراد متعلق به يك ملت را مشخص مي‌كرد (نظری 1390، 77).
ريچارد كاتز10 و پیتر ماير11 در مقاله‌اي كه در سال 1995 به چاپ رساندند از تشكيل كارتل‌هاي حزبي خبر دادند. احزاب كارتل داراي ويژگي‌هاي متفاوت با احزاب توده‌اي و حتي احزاب فراگير اتو كرچ هايمر12 مي‌باشند. ماير و كاتز واژه كارتل را براي اين احزاب جديد برگزيده‌اند.همان‌گونه كه پل بكو13 آورده، كارتل در زبان انگليسي بيشتر براي ائتلاف شركت‌هاي بزرگ تجاري و اقتصادي به كار مي‌رود اما در زبان فرانسه كه در برش‌هاي مختلف تاريخي از كارتل جناح چپ در سال 1923 و در سال 1936 سخن رانده مي‌شود، كارتل در اينجا به معناي ائتلاف است و با مفهومي كه كاتز و ماير به كار برده‌اند يكي نيست . در صورتي كه كارتل در دنياي اقتصادي و تجاري به معناي همدستي و اتحاد شركت‌هاي اقتصادي به منظور از بين بردن رقابت بين خود براي كسب سود بيشتر مي‌باشد. ماير و كاتز اتفاقاً كارتل را درست به همين معنا به كار بردند. آن ها بر اين باورند كه احزاب سياسي در دوران جديد به جاي رقابت با هم ترجيح مي‌دهند با يكديگر همدست شده، رقابت را بين خود به كمترين كاهش دهند و هر يك سهمي از قدرت را در اختيار داشته باشند (ایوبی1390، 103-102).
5-2 کارویژه های احزاب:
1-5-2 شكل دادن به افكار عمومي
احزاب سياسي از طريق ارائه اطلاعات و شكل دادن به افكار عمومي در حفظ يا ايجاد وجدان سياسي مشاركت مي‌كنند. احزاب سياسي محض رضاي خدا تن به اين كار نمي‌دهند بلكه هدف آن ها هدايت افراد به صندوق‌هاي رأي و انتخاب شدن نامزدهاي موردنظر حزب است.اما همين انگيزه احزاب سياسي را به يكي از بهترين معلمان دروس سياسي تبديل مي‌كند. حزب نمي‌تواند به جلب آراء بپردازد مگر در افكار مردم رخنه كند و اين كار نيز مستلزم ارائه‌ي موضوعات، آموزه‌ها، ايدئولوژي‌ها و به دنبال آن تبيين و توجيه اين كالاهاي سياسي است. بي‌شبهه تلاش‌هاي عوام‌فريبانه‌ي زيادي هم در اين راه صورت مي‌گيرد. اما احزاب رقيب نيز به افشاگري مي‌پردازند و حزب فرضي را مجبور به پاسخ‌گويي و در نتيجه اصلاح رفتار خود مي‌كنند. به همين دليل، حزب فقط در يك فضاي رقابتي و آزاد مي‌تواند مهم‌ترين نقش خود را ايفا كند. افكار و آراء پراكنده اگر به صورت يك جريان منسجم و ملموس درنيايد هرگز نخواهد توانست به اعمال حاكميت بپردازد و بر روندهاي تصميم‌گيري اثر بگذارد. از اين‌رو، ايجاد ارتباط سياسي بين افراد و آموزش آن ها و ساخت بخشيدن به افكار عمومي، از بعد ملي مثبت‌ترين نقش احزاب به شمار مي‌آيد. البته هيچ‌گانه حزب يا مجموعه‌اي از احزاب قادر نخواهد بود به بيان كامل افكار و اراده‌ي مردم بپردازد. اما نبايد فراموش كرد كه دموكراسي فقط كوتاه‌ترين راه بين اراده‌ي مردم و حكومت است، نه صورت انطباق كامل آن دو (نقیب زاده 1389، 5-4).
2-5-2 اطلاع‌رساني:
اين عمل به منظور تأييد تصميمات دولت و يا نقد و نفي تصميمات دولت انجام مي‌گيرد كه عمل تأييد، معمولاً در نظام‌هاي يك حزبي و عمل نقد در نظام‌هاي چند حزبي انجام مي‌گيرد.
3-5-2 آموزش توده‌ها براي مشاركت سياسي:
اين كاركرد احزاب از مهم‌ترين فعاليت‌ها محسوب مي‌شود كه علاوه بر فعالان درون احزاب، مي‌تواند توده‌هاي غيرعضو را نيز با آموزش‌هايي درگير كرده و در زمان انتخابات، مردم را به سمت شركت فعال بكشاند.
4-5-2 گزينش نامزدها
تجربه نشان مي‌دهد افرادي كه عضو يك حزب يا گروه و جريان سياسي بوده‌اند نسبت به افرادي كه نبوده‌اند به مراتب حساسيت سياسي بيشتري داشته‌اند و توان تجزيه و تحليل آن ها از رويدادهاي سياسي افزون‌تر بوده است. چه بسا افرادي كه تحصيلات عاليه نداشته‌اند ولي به دليل عضويت در يك حزب كه خود به منزله‌ي دانشگاه سياست عملي است از كيفيات بالايي برخوردار شده‌اند. نمونه‌ي اين امر، پي‌يربره‌گووا14 نخست‌وزير اسبق فرانسه در دولت سوسياليست ميتران15 بود كه از زمان كارگري به عضويت حزب سوسياليست درآمد و تا آنجا پيش رفت كه به نخست‌وزيري كشور بزرگ فرانسه رسيد. البته اين مورد نبايد بهآن هاي براي انتخاب ناشايست مسئولان در كشورهاي جهان سوم باشد كه به استناد چند ماه زنداني شدن در رژيم سابق خود را خداي سياست مي‌دانند. به هر صورت احزاب براي انجام امور خود و همچنين اداره‌ي اجتماعي كشور دست به تربيت يك گروه سياسي كارآمد و كارورزيده مي‌زنند كه بدون آن ها آينده‌ي يك نظام سياسي در ابهام خواهد بود. گرچه همان‌طور كه ديديم عده‌اي مانند ميخلز نسبت به اين‌گونه گروه‌هاي رهبري بدبينند و مي‌گويند كه اين گروه‌ها ممكن است حالتي اليگارشيك به خود بگيرند، اما چه راه ديگري متصور است تا از هرج و مرج و بلاتكليفي در جامعه جلوگيري شود؟ موريس دوورژه نيز تعريف تازه‌اي از دموكراسي به دست مي‌دهد كه گواه واقعيت جوامع توسعه‌يافته‌ي امروز است: «حكومت دموكراسي عبارت است از حكومت مردم از طريق نخبگان منتخب آن ها» اين نخبگان همچنين تضمين خوبي براي انتخاب كنندگان و موجب اعتماد نسبي آن ها به انجام وعده‌ها و حسن اجراي امور خواهند بود (نقیب زاده 1389، 5)
5-5-2 شایسته گرایی
اگر تقسیم بندی ماکس وبر16 را در خصوص نظام های سیاسی بپذیریم، مبنای انتخاب مدیران در نظام های مختلف پاتریمونیال17،کاریزمایی و عقلی قانونی (بوروکراتیک) تفاوت می یابد.در نظامهای پاتریمونیال، انتخاب مدیران بر اساس سنت اشرافی، قومی و قبیله ای است. در نظام های فرهمندی، ملاک و معیار انتخاب مدیران مادون از طرف مدیران مافوق، مریدی و مرادی است. در نظام های بوروکراتیک، انتخاب مدیران بر اساس شایسته گرایی است. نکته قابل توجهی که در انتخاب شایستگان وجود دارد این است که از طرفی باید زمینه بروز خلاقیت ها و استعداد ها فراهم باشد تا افراد شایسته بتوانند استعدادهای خود را شکوفا سازند ومهم تر آن که افراد شایسته مورد شناسایی قرار گیرند و این فرایند تنها از طریق نظام حزبی میسر است. اگر حزب را دولت در سایه قلمداد کنیم، افراد حزبی متناسب با علایق، دانش و مهارت های خود در کمیته های حزبی به فعالیت می پردازند و ضمن کسب تجربه و پرورش استعدادها و توانایی ها، خود را در معرض انتخاب قرار می دهند و رهبران حزبی با شناختی که از افراد فعال حزبی پیدا می کنند، پس از پیروزی حزب، متناسب با توانایی ها و شایستگی هایی که دارند، مسئولیت هایی را به آنان محول می کنند. در غیر این صورت، چنانچه ملاک و معیار انتخاب مدیران نظام سیاسی، لیاقت و کاردانی باشد در حلقه تنگ شناخت شخصی افراد محدود می گردد و بسیاری از افراد لایق در معرض شناسایی قرار نمی گیرند و سطح توان مدیران جامعه از حد پائینی فراتر نمی رود؛ مضافاً این که در نبود احزاب، زمینه پرورش استعدادها و خلاقیت ها نیز زایل می می گردد و لاجرم محیط کار، تبدیل به آزمایشگاه و میدان آزمون و خطا خواهد گردید و این امر، که صدمات جبران ناپذیری را بر نظام سیاسی وارد خواهد ساخت (اطاعت 1378، 85-84).
6-5-2جامعه‌پذيري:
اگر يكي از مهم‌ترين وظايف دولت‌ها را جامعه‌پذير كردن افراد و انتقال مفاهيم بدانيم، احزاب نيز مي‌توانند اين كاركرد را به نحو مؤثري انجام دهند و در سطوح مختلف فردي، گروهي و جمعي به اين مهم دست بزنند (اکبری 1388، 57).
از سوی دیگر، آلموند18 در كتاب «سياست تطبيقي»، از ديگر كارويژه‌هاي حزب را «نظارت يا نفوذ در ارگآن هاي قدرت» و «پيوند و تجميع منافع» مي‌دانند كه اين دو كاركرد، بسيار اساسي به نظر مي‌رسد؛ زيرا نظام سياسي با دو دستنه ورودي، يعني فعاليت‌ها و تقاضاها روبروست كه بايد آن ها را به تصميم و كنش تبديل كند؛ در نتيجه، پيوند و تنظيم خواسته‌ها و سپس هماهنگ كردن تقاضاهاي پراكنده توسط احزاب انجام مي‌شود كه نهايتاً اعمال نظر و صدور حكم قطعي توسط حكومت انجام مي‌گيرد (اکبری 1388، 57).
احزاب داراي جهات مثبت و منفي و يا به بياني برخوردار از كاركردهاي مثبت و منفي هستند. از مهم‌ترين كاركردهاي مثبت احزاب سياسي مي‌توان به مواردي چون تدوين سياست‌هاي عمومي، برخورد سياسي و انتقاد از حكومت، رقابت سالم سياسي و حاضر كردن مردم در صحنه و بالا بردن درك‌مندي آن ها، آموزش سياسي جهت افزايش آگاهي سياسي مردم، كم كردن خطر استبداد قوه‌ي مجريه، بالا بردن اعتبار قوه‌ي مقننه، تقويت جامعه مدني با بزرگ كردن نهادهاي مابين مردم و حكومت، نزديك كردن افكار به همديگر، تسهيل حكومت پارلماني، تضمين دموكراسي و نجات كشور از بحران و خطرهاي بزرگ (حفظ امنيت ملي)، هماهنگي و انسجام ملي، مشروعيت، جامعه‌پذيري، تبديل حكومت طبقاتي به حكومت مردمي، تقويت قانون و روحيه‌ي نظم و انضباط در جامعه، تغيير و نوآوري، تسهيل حكومت نخبگان و شايسته‌سالاري در جامعه و… اشاره كرد. مخالفان احزاب نيز معمولاً مواردي چون غيرطبيعي بودن حزب، ايجاد تفرقه، تصفيه‌سازي و كنار زدن استعدادها، تشويق رياكاري و دورويي و فرصت‌طلبي، خرد كردن فرديت و هويت انسان، ترجيح منافع حزبي و گروهي بر منافع ملي و جمعي، تنگ‌نظري اعضاي حزب و… را از جمله معايب حزب به شمار مي‌آورند (رحیمی 1375، 132-131).
6-2 احزاب و دموکراسی
احزاب سياسي به معناي اعم كلمه به صورت دسته‌بندي‌هاي مختلف در همه جوامع از زمان باستان تا روزگار ما وجود داشته‌اند. در نظام‌هاي باستان گردهمايي‌هايي را كه موجب تقسيم جمهوري مي‌شدند، حزب مي‌خواندند و در ايتالياي عهد رنسانس، حزب عبارت از دسته‌هايي بود كه دور افرادي مجتمع مي‌شدند. در برابر اين گروه‌ها، دسته‌هايي ديگر مركب از سازمآن هاي وسيع مردمي كه مبين افكار عمومي در مردم‌سالاري‌هاي نوين هستند نيز حزب ناميده مي‌شوند. احزاب نوين سياسي از قرن هجدهم ابتدا در اروپا توسعه يافتند، آمريكا از فن اروپايي احزاب سياسي- ضمن دگرگون كردن آن- تقليد كرد و سپس اكثر كشورهاي جهان همين راه را طي كردند. بنابراين احزاب سياسي پديده‌هاي نويني هستند كه همراه با مردم‌سالاري و شكل‌گيري مسئله مشاركت و گسترش حق رأي و افزايش قدرت مجالس انتخابي به وجود آمده‌اند و به تدريج سازماني دايمي در مقياس ملي به دست آورده‌اند (اخوان مفرد 1375، 18).
احزاب سياسي تحت شرايط اجتماعي خاصي پديد مي‌آيند. طبعاً مي‌بايستي جامعه‌ي مدني به ميزاني از پيشرفت و پيچيدگي رسيده باشد تا ضرورت پيدايش احزاب به عنوان نماينده‌ي منافع و علايق گوناگون پيش بيايد؛ به علاوه بخش‌هايي قابل ملاحظه از جمعيت بايد از



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید